در مخالفت ناگهانی و احساساتی بخشی از چپها با طرح شصتمیلیون یک جور اختلاف شخصی هم به نظرم به چشم میآید که معلوم نیست از کجا ناشی میشود.
مثلا سعید حجاریان اصولا انگار یک پدرکشتگیای با علی افشاری و آن بخش از بچههای تحکیم وحدت دارد که کاملا خارج از منطق است. یادتان میآید که چند سال پیش سخنرانی کرده بود و گفته بود که: شما دانشجوها را چه به کار سیاسی؛ بروید و درستان را بخوانید و از نظر تئوریک خودتان را قوی کنید.
از طرف دیگر سازگارا هم انگار همین حالت را بین بخش دیگری از چپهای مشهور به روشنفکر مذهبی دارد. یعنی به دلایلی که ما نمیدانیم خیلیها از هر کاری که او بکند بیزارند. البته با توجه به حرفهای شمس الواعظین دربارهی اختلاف جدی مالی و مدیریتی آنها با هم در زمان روزنامهی جامعه، بعید نیست که دشمنی امروز به درگیریهای آن موقع ربط داشته باشد.
چیزی که من در این سالها فهمیدهام آن است در ایران امروز ریشهی اختلافات سیاسی، بیش از آن چه که همهی ما فکر میکنیم شخصی است و بر میگردد به اختلافنظرهای احمقانهای که آقایان در زمان اوایل انقلاب یا سالهای بعد از آن با هم پیدا کردهاند.