برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
  • مصاحبه‌ی گیزمودو با بیل گیتس

    خیلی از مصاحبه‌هایی که روزنامه‌نگاران عادی می‌کنند جالب‌تر است. (برای ترجمه در ایران عالی است، چون درباره‌ی وبلاگ هم حرف زده.)

  • به تهران آبادگران خوش آمدید

    حالا که شهردار تهران در واقع گماشته‌ی خامنه‌ای است، مسوولیت آلودگی هوا هم با رهبر است. ولی آیا خامنه‌ای تا حالا یک بار هم درباره‌ی آلدگی هو

Excerpt: Who is this Butorabi guy, recently introduced as the manager of PersianBlog? And what are the Tech reporters in Iran doing?

راستی این بوترابی دیگر کیست که تازگی‌ها به او می‌گویند مدیر پرشین‌بلاگ؟ قیافه‌اش بدجوری حزبل می‌زند. کسی چیزی نمی‌داند؟ پس این خبرنگاران تکنولوژی در ایران چه می‌کنند؟ (همه را نمی‌گویم البته، بخودتان نگیرید لطفا!) بابا بجای «استاد، استاد» کردن و دنبال ناهار و شام مجانی دویدن بروید و کارهایی را که خبرنگاران تکنولوژی در همه جای دنیا می‌کنند (از قبیل تعقیب کردن تغییرات مدیریتی در شرکت‌های مهم از نظر تکنولوژی و اینترنت) انجام دهید.

تازه:
- ببخشید اگر لحنم تند و عاقل اندر سفیهی است، ولی اوضاع روزنامه‌نگاری تکنولوژی و ارتباطات بخاطر پولی که توی آن است و سستی اخلاقی بسیاری از روزنامه‌نگاران این حیطه، شدیدا خراب است.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ملکوت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«گناهکار»
«دادابیس»
«مرتضی نگاهی»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«نانا»
«خوابگرد»
«یک فتحی»
«تبعیدی عصبانی»
«یک وحید»
«کتابلاگ»
«عرب عصبانی»
«بامدادی»
«کافه ناصری»
«یک پزشک»
«مونتاژ انتقادی»
«دستنوشته‌ها»
«مریم مومنی»
«سلمان»
«خیاط باشی»
«غلاف تمام فلزی»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«مرد تنها»
«لیلی نیکونظر»
«ایمیان»
«شبنم طلوعی»
«جواد روح»
«آزادنويس»
«مارسی نیومن»
«آرش غفوری»
«نگارک‌ها»
«شرح»
«عبدالقادر بلوچ»
«کریم ارغنده‌پور»
«مهستی شاهرخی»
«امنزیاک»
«امور ایران»
«جواد کاشی»
«میرزا پیکوفسکی»
«از پشت یک سوم»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایران‌شهر»
«ناهید رکسان»
شنا در شنزار
سولوژن
شهرزاد
خسرو نقیبی
هوشنگ دودانی
کوروش علیانی
آهستان
سینا دیلی
حامد قدوسی
جمهور
ابراهیم اسکافی
فروغ
گردباد
محمد نوری‌زاد
مریم ابریشم‌کار
اکبر منتجبی
مرصاد
هادی خرسندی
بابک داد
طاها بذری
احمد جلالی
هادی نیلی
سبیل طلا
ضدمورچه
یک استکاان چای داغ
موج
کیبرد آزاد
حسین نوش‌آذر
پسر فهمیده
مازوخیسم محاسباتی
منبر دات نت
آق بهمن
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
۳۵ درجه
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
۴ دیواری
حمید کریمیان
نیما دارابی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
نگفتنی‌ها
محمود فرجامی
لات‌لند
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
نیکی اخوان
احسان
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

راست ميگه! اينها سه تا برادر لوس هستند به اسمهای بهرام و مهران و شهرام! که شهرام ديده پول تو حاج مهدی بودنه اسمشو عوض کرده!

اميد خان :) اندر کمالات و تدبير های اين ناخدای بزرگ در مديريت بحران بسيار گفته شده است برگ زرين ديگری از سابقه گهربار بوترابی به گل نشاندن تمام کشتيهای پروژه کشتيرانی است به گونه ای که بوی گند افتضاح آن هنوز بعد از مدتها به مشام ميرسد. اگر سرما خوردی و بوشو نشنيدی بگو تا بيشتر برايت بگويم. يا علی!

اسمش هم شهرام بوده کرده مهدی ...

سلام:) آقا محمد .... به عنوان کسی که از ابتدا در جريان اين ادعای شما بوده ام بايد به عرضتان برسانم که اگر واقعا از آن موقع او را ميشناسيد و تحت تاثير ادعاهای پوچ اين آقا نيستيد پس ميدانيد که آقا مهدی همان موقع هم در آن طرح هيچکاره بود و به عنوان ديگری به ميان آمد و چون چيزی در چنته نداشت و متخصصينش هم او را بايکوت کردند پس از مدتی دست به دامن دوستان و نزديکانش شد و به زور سر و ته قضيه را هم آورد و در رفت.... لطفا بيش از اين آبروی اين آقا را نبريد.

خطاب من آقا اميد است که همه جانبه با رشادت تمام مشت محکمی به دهان ياوه گويان زده است :) چرا نگفتی تکبيرررررر بفرستيم؟ آقای دکتير که از دور بيماری ساديسم و... را تشخيص ميدی لطفا برای درد سوختگی و سوزش هم نسخه ای برای خودت و دوستانت تجويز کن. این بدون که اون کسی که از ايران رفته به اختيار نرفته و فراری داده شده از دست آدمهايی مثل همين بوترابی و به همه آدمهايی که خودشون يا ديگران رو ميفروشند و روی حقايق سرپوش ميگذارند و يا برای چاپيدن مردم ايران موندند شرف داره... من اینجا از شرافت و آزادگی اين نويسنده به قول تو متکبر ولی به نظر من شجاع متشکرم.

سلام :) جناب درخشان شايد لازمه نوع نگرش و فكرمون رو نسبت به افراد تغيير بديم .... خوب من جناب ابوترابي رو از حدود ۱۱ سال پيش ميشناختم از زماني كه دست هيچكدوممون به خيلي چيزا مثل كامپيوتر نميرسيد ... شركتي داشتند و دارند كه از اولين شركت هاي تحقيقاتي در زمينه كامپيوتر بود اولين كساني كه متخصصين خوبي رو جمع كرده بودند و ... اولين شركتي كه سيستم هاي فروش مكانيزه (فروشگاه شهروند ارژانتين) رو راه اندازي كرد .... در كل فكر كنم با چند كلمه و از روي اسم افراد نبايد زود قضاوت كنيم ... پايدار باشيد اميدوارم كمي از جواب سوالتون رو داده باشم

این که بعضی خبرنگارها و روزنامه نگارهای ICT در قبال خیلی از نقاط ضعف سیستم دولتی و خصوصی سکوت کرده اند کاملا صحیح است ... همین پرشین بلاگ ... ایسنا که خودش را نکته بین و قدر می بینه چرا یه اشاره کوچک هم نکرد که این آقای بوترابی ناگهان از کجا پیداش شد؟ تا من خواننده بدونم ...

تو خودت كي هستي ؟بزرگترين افتخارت فرار از ايران براي خوردن يک ليوان زهر ماري و بوسه اي از نگار بوده است .من تو همه نويسنده ها کسي به متکبري و خود متشکري تو نديدم چون ساديسم توهين و افترا هم داري فعلا هم ايدز خانم بلوچي روي تو اثر کرده به هذيان مبتلا شده اي !!بوترابي همان کسيست که توانست با تدبيربحران وبلاگ نويسي را کنترل کند و فضاي نوشتن در وبلاگ را سر پا نگهدارد .من ميدانم چرا به بوترابي حمله ميکني .اولا تو حسود و متکبري و وبلاگ نويسي را ميراث و اختراع خود ميداني ولذا در اين عرصه همه بايد با تو هماهنگ باشند.دوما بوترابي انسانيست که براي انسانيت دل ميسوزاند و لذا فضاي پرشين بلاگ را از لوث وجود افراد هرزه که مثل تو علاقه به عکسهاي لخت امثال بلوچي دارند پاک کرده است.سوما بوترابي برخلاف تو که در دين نفاق داري به اسلام رحمت و ازاديخواه ايمان دارد و اين اعتقاد را بيان ميکند .چهارما بر خلاف تو که تنها هنرت وراجي است بوترابي مرد عمل است و تاکنون در عرصه هاي مختلف ازمايش خود را داده است و صدها نفر را به کار گرفته و به نوايي رسانده است .پنجما همه کسانيکه نام برده اي شاگرد او هستند و همواره مستظهر به پشتيباني وي بوده اند و هرچند به کار خود واردند اما انحصاري نيستند و صدها جوان ايراني مساوي يا برتر از ايشان وجود دارد .ششما در قضيه خليج فارس باز هم بارز شدن تلاش پرشين بلاگ باعث حسودي تو شده است .هفتما بوترابي هر چه هست همين است و خود را مثل امثال تو در پرده نقاق مخفي نميکند و لذا طبيعيست مغضوب امثال تو قرار گيرد هشتمابوترابي نان بازو و عقل خود را ميخورد و مثل تو جيره خوار بيگانه نيست.و اخر اينکه فرياد تو در غربت مثل عربده کشي در حمام زنانه است ولي بوترابي در ميدان مين راه ميرود و به مردم خدمت ميکند و اگر قیافه اش به قول تو حزبل میزد عیب و عار نیست عضو واقعی حزب خدا بودن افتخار است و تو که قیافه ات و اعمالت حزبش (حزب شیطان) است باید خجالت بکشی که همگام با متحجران داخلی میخواهی هره این مرد بزرگ را تخریب کنی ولی بدان که کسی دیگر گول امثال تو را نمیخورد که به قول استاد نبوی همه هم و غمت پر کردن شکم و خالی کردن زیر شکم در کاباره ها و... سانفرانسیسکو است .

من 5 ماه CDT کار کردم واقعا از نظر اجتماعی جای گندی بود ، بو ترابی وقتی صحبت میکنه همیشه فریاد میزنه واسه اینکه همه بفهمن چقدر اعتماد به نفس داره ، دم در اسم شرکت رو نوشتن حنفا توی شرکت اسم شرکت CDT بعد که من خواستم تصفیه حساب کنم یه کاغذ گذاشتن جلوم واسه امضاء اسم شرکت رو نوشته بود سپهر تهران بعدا که سر 10 روز حقوق عقب افتاده بعد از تصفیه حساب رفتم شکایت کردم ، وکیلم گفت قاضی میگه اصلا چنین شرکتهائی وجود ندارند. :))

من فقط میدونم این افرادی که به عنوان نسئولان پرشین بلاگ مصاحبه کردن کاملا از لحاظ تیپ و قیافه و سن و سال با اون افرادی کع در اولین جشنواره وب لاگ نویسان ازشون تجلیل شد فرق دارن.

This guy (boutrobi) has a close friendship with Abtahi and his family, but that is just the good part of it. he has very close relation with Vezarat Etelaat and Sepah. one of his semi private companis is Honafa. they usualy work for Dadghah Enghelab and Sepah. i am not sure if he is a doctor. Mr. Parsa used to work for Honafa, so as most of the other Hezbol IT folks who has some sort of power somewhere. by the way he treated people like shit. most of the people who work for him hate him or fear him.

At some stage he had some of the best IT guys in iran working for him, but all of them left. Part of the Honafa are working for his brother in australia under the name of Creative Digital Technology. CDT is a bullshit company and it is just the cover up. CDT only has about 7 people working there.

Let me know if you need more info. B

متاسفم که اينجا هم شده است تريبون بوترابی و هم پالکی هايش که اول يک دروغ گنده ميگويند و بعدا با زير سوال بردن دروغ اول يک دروغ گنده تر می گويند و قصد دارند تا با وسط کشيدن نام بهرنگ فولادی يا رضا هاشمی يا عطا خليقی آنها را به بازی وارد کنند. آقای بوترابی اگر می خواهی جای رضا هاشمی را پر کنی بايد بدانی که او نه تنها در امنيت شبکه بلکه در همه مواردی که شما ادعا ميکنی از توبه مراتب برتر است.عطا و رضا هم مثل بهرنگ فولادی تو را ترک خواهند کرد و وبلاگ نويسها هم پرشين بلاگ را. تنها در ايران است که يک آدم سرخورده مثل بوترابی با سابقه طولانی از شرکتهای ورشکسته و پلمپ شده و با عملکرد يک دلال دست سوم و چهارم و با پولهای باد آورده از فعاليتهای اقتصادی دوران سعيد امامی ميتواند خودش را مدير عامل بکند و گرنه جايي برايش اعتباری نمانده است و فقط می تواند پيش جوانانی که از سابقه اش بی خبرند خود نمايی کند.

من عطاخليقی و رضاهاشمی و بهرنگ فولادی و را از نزديک ديدم و آدم هستند نه مثل اينها... اين کسی که به اسم هاشمی گفتن سيد امير حسين هاشمی است که به اسم مدير روابط عمومی خودشو تو مصاحبه ای با ايسنا معرفی ميکنه و فکر کنم مثل رييسش اولين بار است که اسمش اومده....

من از اصرار شما براي چسباندن خودتان به اين وبلاگ پاسداران در جائي كه او كاملن شما را رد مي‌كند و هزار تا بد و بيراه مي‌گويد، سر در نمي‌آورم! ... گاس كه پينگ پونگ بازي مي‌كنيد! ... و اما اين‌كه حضرات اطلاعي از اعمال زيردستان ندارند عرض شود : حاج آقاي درخشان، شما كه بهتر مي‌دانيد در ايران چه مي‌گذرد! مگر مي‌شود در اين سيستم زير دستي سر ِ خود كاري كند! اينان براي خوش خوشان شدن حضرات آب را هم با اجازه مي‌خورند! با اين حرفت ياد اطلاعيه وزارت اطلاعات در خصوص قضيه سعيد امامي افتادم كه مي‌گفت: " ... اين اعمال را (قتلهاي زنجيره‌اي) را عده‌اي نيروهاي خودسر انجام داده‌اند ... " و نيروي خودسر هم خودسرانه واجبي مي‌خورد كه چه؟ ... خب معلومه چون سيم‌اش وصل بوده و بايد پاره بشه! عزيز دل برادر اين حرف‌ها خريدار ندارد و اگر هم داشته باشد از نوع غشي‌يه كه با خنده و گريه سر مي‌خورند تو حوضچه!

در مورد اطلاعات ذکر شده باید بگویم که ساختمان واقع در تقاطع میرعماد و شهید بهشتی گلدیس نام دارد نه گلچین و گلچین اسم یک نوع رب گوجه در ایران است. ضمنا فامیل کامل آقای هاشمی ، هاشمی ف... کی است که ف...ک واقع در اصفهان بوده وکیلومترها از رفسنجان فاصله دارد. این مساله را با یک بار صحبت کردن با ایشان از روی لهجه وی میتوان تشخیص داد.مطالب م.ش در مورد رضا هاشمی درست است و او یکی از معدود افراد خبره و بسیار حرفه ای در مقوله امنیت شبکه است که در ایران در جای درست خود قرار گرفته است و همه شاهد خدمات او به ایرانیان میباشند.که امیدوارم مشمول بند فرارمغزها نشود. تا کنون که مشمول بند حسادت ذاتی ایرانیان شده است. در ضمن آقای بوترابی نیز سهامدار و سرمایه گذار پرشین بلاگ میباشد که فضای این شرکت نیز به وی تعاق دارد و حزبل بودن نیز اصلا به سرمایه گذاری ربطی ندارد مخصوصا ریش. وگرنه صدام حسین موقع دستگیری از همه حزبلتر بود. مدیر عامل این شرکت نیز در حال حاضر عطا خلیقی است که همچنان دارای اضافه وزن می باشد

متاسفانه چون اقدام به بزرگ نمایی شده است لازم است است مطالبی ارایه شود.... آقای بوترابی کسی است که به عنوان سرمایه گزار با چهره ای ساختگی خود را به پرشین بلاگ نزدیک کرده است و الان ادعای کدخدایی میکند و آوردن نام انسانهای محترم و با وجدانی مثل آقای ابطحی وسایر کسانی که نامی در عرصه سیاست دارند یا هر شرکت در زمینه کامپیوتر... استفاده ابزاری از نام و اعتبر سایرین برای کسب اعتبار برای آدمی است که خودش هیچ نیست... با وسط کشیدن نام دیگران سعی میکند خودش را نجات کند.

Thanx to hoder and this grassroot journalism. power for the people, from the people...... Yes, truth is bitter and an honest reporter can be 'sickening' for some greedy ones.! And Mohammad jaan, where can you see HUGE $ where 'satan' (greed) is not behind it?

رضا هاشمی هیچ گونه نسبت خانوادگی با هاشمی رفسنجانی ندارد. رضا هاشمی اصفهانی است. لیسانس مهندسی سخت افزار را از دانشگاه صنعتی اصفهان گرفته (ورودی سال 72) و فوق لیسانش را از علم و صنعت. دست کم 29 سالش است و خیلی وقت است ریش سبیلش در آمده. تا آن جا که من می شناسمش بچه ی با استعداد و سخت کوشی بود و در کارش خبره. نمی دانم چرا این روزها مد شده است هر کس را که به جایی می رسد وصل می کنند به رفسنجانی. آخر هر هاشمی ای که رفسنجانی نیست.

تا جایی که میدانم و مطمئن هم هستم پدرهمسر آقای بوترابی مرحوم ثقفی بودند که سالها پیش در انفجار بمب در خیابان ناصر خسرو(بدست مجاهدین) بشهادت رسید(جهت اطلاع )پس ایشان داماد آقای یزدی نیستند.آقای بوترابی لیسانس و فوق لیسانس در رشته تاریخ رو از دانشگاه شهید بهشتی دارد و اطلاع ندارم که دکترا دارد یا نه!

متاسفانه چون راجع به ایشان سئوال کردید مجبورم راجع به خانواده عظیم پرشین بلاگ بگویم لطفا تقاطع خیابان میرعماد و خیابان بهشتی ، ساختمان گلچین تشریف ببرید هم با خانواده قدرتمند بو ترابی ( آقای مهدی بو ترابی داماد آیت الله یزدی و همسر خانم ... و از دوستان نزدیک آقای ابطحی) ، آقای هاشمی از نزدیکان آقای هاشمی رفسنجانی از مدیران شایسته و جوان پرشین بلاگ در حدی که فکر کنم تازه سبیل در آورده و... آشنا خواهید شد ضمنا سری هم به سایر طبقات اگر خواستید بزنید تا با شرکت بزرگ و قدرتمند شبه استرالیائی تماما ایرانی Creative Digital Technology آشنا شوید البته در ساختمان فوق سه شرکت دیگر هم متعلق به برادران بوترابی و حاج خانم ( مدیر عامل محترم و مادر خاندان بوترابی) وجود دارد که از بیان آنها حقیر را معذور بدارید. و نیز یک سری از خصوصیات و مشاهدات مستند را به علت شرافتی که هر انسان حتی مهدی بوترابی و محمد علی ابطحی برایم دارد را نمی گویم.

شما چقدر نسبت به مردم بد صحبت می کنيد. این جناب آقای بوترابی هر کس که نباشد برای خود انسانی که که شخصيت دارد يعنی چی که می گوييد "این بوترابی کيست" این بی ادبی شما در نام بردن آدم ها و شخصيت ها واقعا بعضی مواقع حال آدم را به هم ميزند.

It seems that persianblog has been taken over by satan