عجیب است که مشارکتیها هنوز یک وبسایت خشک و خالی هم برای نامزدشان درست نکردهاند. همین چیزهاست که شک آدم را دربارهی شوخی بودن نامزدی دکتر معین قوی میکند. اگر جدی بود، با توجه به پایگاه اجتماعی مشارکت و نیز بیرسانگیاش، حتما بایست تا الان یک وبسایت رسمی برای او درست کرده بودند.
من که اصلا نمیتوانم خودم را راضی کنم که معین نامزد جدی و نهایی مشارکتیها است، ولی اگر آقایان خیلی اصرار دارند که او را در این فرصت کم و بدون هیچ روزنامه و رسانهای جا بیندازند، پیشنهاد میکنم یک وبلاگ رسمی درست کنند و از معین بخواهند که خودش و دوستانش، به عنوان مهمان، در آن بنویسند.
هیچ چیز مثل یک وبلاگ الان نمیتواند در فرصتی کوتاه نام یک شخصیت سیاسی را سر زبان جوانان (که خواهناخواه از پایگاههای اجتماعی مهم مشارکت هستند) بیندازد.
بهترین شاهد برای این ادعا محبوبیت ناگهانی ابطحی بین تعداد زیادی از جوانهای قشر متوسط به بالا است که بدون آن وبلاگ معروف امکان نداشت حتی بتواند صدایش را به گوش آنها برساند. ولی الان خودش را با زرنگی و بدون هیچ کمک بیرونی یا سرمایهگذاری کلان توانسته به یکی از خوشنامترین شخصیتهای سیاسی ایران امروز تبدیل شود. (هنوز هم گمان میکنم ابطحی در فکر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری هست، هرچند که میداند با توجه به نقطهضعفهایش بعید است بگذارند به نامزدی جدی تبدیل شود، حتی دوستان اصلاحطلبش.)
ولی چه فایده؟ دفعهی پیش موقع تحصن مجلس این همه گلوی خودم را پاره کردم و دوز و کلک به کار بردم بلکه بتوانم آقایان را راضی کنم که از اینترنت برای گستردن پیامشان کمک بگیرند و آخرش فقط خودم ضایع شدم. این دفعه هم شک ندارم که فایده ندارد. اینها اگر عرضه داشتند، پس از پنج سال سلطهی تقریبا کامل بر دو قوهی اصلی مملکت به این روز نمیافتادند. شوخی نیست.
آخرش هم لاریجانی میآید و با وبسایت و -- چه میدانیم -- وبلاگ و کلی کلک دیگر کلی از رایهای همین جوانهای دختر و پسر قشر متوسط را که مشارکتیها فکر میکنند ارث بابایشان است میکند و با خودش میبرد. همانطور که بوش رایهای سیاهان و لاتینهای آمریکا را در کمال تعجب دموکراتها دزدید و برد.
به نظر من ولایتی تنها یک شوخی است و فقط بخاطر رودربایستی تا اینجا آمده است. احمدینژاد و بقیه هم که اصلا عددی نیستند. لاریجانی تنها نامزد جدی انتخابات آتی است که اگر رفسنجانی نیاید بدون شک انتخابات را میبرد. من حتی فکر کنم آنها برای آمدن رفسنجانی هم حاضر شدهاند و به محض اینکه پایش را داخل بگذارند چنان از این طرف و آن طرف تیر حوالهاش میکنند که از زمان مجلس ششم هم خوارتر شود. مگر اینکه پشت پرده معاملهای صورت دهد که بعید است بتواند نومحافظهکارهای بیطاقت و تشنهی قدرت را هیچ جور به عقبنشینی راضی کند.
راستی، دقت کردهاید که چقدر خامنهای این دفعه خوب خودش را از لاریجانی دور نگه میدارد و انگار نه انگار که ده سال آچار فرانسهی اصلی آقا بوده؟ خوشم میآید که اینها از اشتباه دفعهی پیششان دربارهی ناطق نوری درس گرفتهاند.