برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Association of Iranian Blog writers (Penlog) never protested against the arrest of Omid Memarian and some other Iran-based bloggers who do not fit in its members' agenda, but has recently tried to get refugee status for one of their 'members.' Please beware of these kind of groups. They do not represent those they claim to represent.

گفته بودم که نباید به این کانون خودساخته‌ و ناشناس وبلاگ‌نویسان ایران نباید اطمینان کنیم، چون کاملا می‌خواهند به عنوان ابزاری سیاسی به نفع گروه‌های کمونیستی ساکن اروپا از آن استفاده کنند.

حالا ببینید در حالی که در زمان دستگیری بابک غفوری‌آذر و امید معماریان و بقیه هیچ عکس‌العملی نشان ندادند، برای یکی از فک و فامیل‌هایشان، که لابد طبق معمول به ادعاهای دروغ به سبک مجاهدین خلقی‌های قلابی می‌خواهد به اروپا پناهنده شود تا مفت مفت بخورد و بخوابد، چقدر از کیسه‌ی وبلاگ‌نویسان خرج می‌کنند:

طبق خبرهايي كه به كانون وبلاگ نويسان ايران رسيده است عليرضاطاهرپور پناهجوي ايراني وعضوكانون وبلاگ نويسان ايران درشهر مالموي سوئد دستگير شده است ودرخطربازگرداندن به ايران
قرار دارد. ازآن جا كه بازگشت عليرضا به ايران براي وي خطرات جاني درپي دارد و طبق اصل عدم پازگرداندن (non-refoulement) درقانون بين المللي وضعيت پناهندگان مصوب 1951 وپروتكل 1967 آن كه به تصويب دولت سوئد هم رسيده است دولت سوئد بايدازبازگرداندن چنين پناهندگاني خودداري كند.خواهشمند است هرچه سريع تر به كمك عليرضا طاهرپور بشتابيد.
بااحترام فراوان
كانون وبلاگ نويسان ايران

منبع: پیک ایران

این هم متن انگلیسی‌ای که در وبلاگ خود «کانون» گذاشته‌اند:

Dear Sir/Madame
The Association of Iranian Blog writers (Penlog) has been informed that Mr. Alireza Taherpour, an Iranian asylum seeker and a Penlog member, has been arrested in Malmo, Sweden. Mr. Taherpour is on the verge of being extradited to Iran where, upon his return, he will be persecuted by the Iranian government and his life will be at risk.

According to the non-refoulment article of the international asylum seekers act, passed in 1951 and its protocol, passed by the Swedish government in 1967, the Swedish government has agreed to protect asylum seekers by refraining from extraditing them to the countries they escaped from.

We urge the Swedish government to observe the 1967 protocol and help Mr. Taherpour, whose life is in serious danger. We also urge the international organizations to help Mr. Taherpour in any possible way and stop his extradition to Iran.

Sincerely Yours
Association of Iranian Blog writers (Penlog)

اینها که حتی اعضای ساکن اروپایشان هم جرات ندارند هویت واقعی‌شان را آشکار کنند، از نظر من فرقی با حزب‌الهی‌ها ندارند که راه به راه یک «مسلمان» می‌چسبانند ته اسم گروه‌های مختلف و سعی می‌کنند با آن برنامه‌های سیاسی کوتاه‌مدت‌شان را به پای اعتبار کل آن گروه (نویسندگان، سینماگران، وبلاگ‌نویسان) بنویسند. یا سعید امامی این کارها را از حرام‌زاده‌های طرفدار رجوی یاد گرفته بود، یا بر عکس.

من واقعا از زیتون و بقیه‌ی بچه‌هایی که از روی سادگی یا رودربایستی عضو این گروه قلابی شده‌اند می‌خواهم که حواسشان به این چیزها باشد و اگر صلاح می‌دانند از اعتبار و محبوبیت خودشان برای اینها خرج نکنند.

شما جای من باشید به دفاع بیش از معمول‌شان از مجتبی‌سمیعی‌نژاد که هنوز هیچکس نمی‌داند کیست و چرا دستگیر شده شک نمی‌کنید؟


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«سینا دیلی»
«لات‌لند»
«نگارک‌ها»
«خبرنگار مسلمان»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«صفا در ال.ای»
«تادانه»
«بلوط»
«کیبرد آزاد»
«فریادناممه»
«شاخ به شاخ»
«حسین پاکدل»
«زهرا»
«حاجی واشنگتن»
«آزادنويس»
«دستنوشته‌ها»
«میرزا پیکوفسکی»
«مونتاژ انتقادی»
«ارزیابی‌های شتابزده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«تبعیدی عصبانی»
«کمال»
«روزنامه نگار نو»
«فانونایت»
«آینه ایرانی»
«محمد تاج‌دولتی»
«ناهید رکسان»
«مریم ابریشم‌کار»
«نازخاتون»
«مریم مومنی»
«خیاط باشی»
«۳۵ درجه»
«مرد رومانتیک با کلنگ»
«بامدادی»
«نانا»
«آق بهمن»
«جواد کاشی»
«سولوژن»
«پاگرد»
«معصومه ناصری»
«مسعود بهنود»
«ضدمورچه»
«امور ایران»
«لیلی نیکونظر»
«حقوق‌دان پاریسی»
«مهستی شاهرخی»
«مریم اينا»
پویان و سیما
من راه نشین
مهدی محمدی
انتخاب انسانی
علیرضا خدابخش
خاکریزیسم
نیما نامداری
نسرین افضلی
پویان طباطبایی
مسعود ده‌نمکی
ملکوت
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
فالشیست
جمهور
گردباد
طاها بذری
نگاه نو
سبیل طلا
توکا نیستانی
هنوز
بابک داد
خوابگرد
کافه ناصری
از پشت یک سوم
یک پزشک
مسیح علی‌نژاد
موج
کریم ارغنده‌پور
ایرانی طعنه‌آمیز
ایران‌شهر
علیرضا شیرازی
علیرضا شیرازی
کوروش علیانی
فلیسوف مآب رمانتیک
زيتون
زیتون پرورده
آن سوی دیوار
شب‌نامه‌ها
فروغ
سهند شمس
دردنوشته‌ها
پاسداران
نوه‌ی غلامرضا تختی
خورشید خانوم
خط قرمز
شکرخواه
یادداشت‌هایی از کابل
یک وحید
رویای آريایی
خانوم حنا
کتابلاگ
لوبيا
هادی خرسندی
نیما دارابی
فوکو بلاگ
ف.م.سخن
گناهکار
بی‌بی‌گل
امید معماریان
سرزمین آفتاب
اکبر منتجبی
مژده
احمد جلالی
پیاده رو
میرزا
چرک‌نویس
چلـــغوز
حسام‌الدین آشنا
محمود فرجامی
کامپیتور و ارتباطات
خسرو نقیبی
بی اجازه کوچیکترا نه
هپلی
دلبستگی
زن نوشت
کافه اندیشه
مريم نبوی نژاد
روزها
انتخاب زنان
ابراهیم اسکافی
شب پیشگویی
کلاشینکف دیجیتال
وب‌نگاشت
عباس معروفی
نسل خمینی
حنیف مزروعی
هوشنگ دودانی
غلاف تمام فلزی
هادی نیلی
عنکبوت
نیکی اخوان
مشکات
پسر فهمیده
سایه
منبر دات نت
محبوبه حسین‌زاده
آچار فرانسه
بچه‌های سوم تیر
افسون فسرده
آشپزباشی
لگوماهی
سوگلی ریچارد پرل
مرد تنها
پرگلک
آزاده عصاران
زمستان است
آرش غفوری
یک استکاان چای داغ
نگفتنی‌ها
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
شرح
تبرمرد
آی‌تی.ايران
سیبستان
شنا در شنزار
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
حامد قدوسی
مطالعات فرهنگی رادیکال
من و مانی
امشاسپندان
فانوس خيال
سلمان
شبح
کاملیا انتخابی فرد
روزنه
خودمونی
ddmmyyyy
سفره‌ماهی
حرف غریب
علی مزروعی
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
ققنوس
بارانی آبی
پاک‌نویس
تکینسون
دوم دام
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
نقیز
میان خطوط
علی معظمی
حمید کریمیان
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
جواد روح
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
امنزیاک
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
چخوف منو نديدی؟
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
آدم و حوا
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
احسان
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
فرنگوپولیس
بازیگر آماتور
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
خارج از جعبه
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
امیرعلی قاسمی
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
ایمیان
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
سهیل کریمی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
شهاب اسفندیاری
مژده غضنفری
نظرات ديگران

آقای درخشان باید از شما پرسید چند وقت پناهجو بوده و بعد پناهندگی گرفته اید؟ اصلا چگونه از ایران خارج شده اید! چند پناهجوی لب دوخته دیده اید؟ چند مهدی نامی در جلوی سازمان ملل روبروی چشم شما برای دریافت چندر پول پناهندگی ویا مهاجرت خودسوزی کرده ا ند؟ چند سال در زندان ترکیه/ پاکستان/ تایلند به دلیل نداشتن پاسپورت و فقط چون نمی خواسته اید در تاریکخانه آخوندی زندگی کنید اسیر شده اید؟ چند مرد بهایی فراری کنار شما سر مرز تیر خورده اند؟ چند دفعه هم سفره دل انسانهایی شدید که فقط می خواسته اند انگشت حکومت در دماغشان نباشد و با پرونده ای دروغین... پناهندگی گرفته اند، که شما از دروغ و راست سخن میرانید! اصلا همه پناهجویان دروغگویند و فقط چون قر کمرشان خشک شده بوده است از ایران رفته اند و خوب هم که رفته اند! آخر مگر فردی که به حقوق اجتماعی، سیاسی ، دینی اش احترام گذاشته شود و یا امکان پیشرفت اقتصادی داشته باشد، ترک وطن می کند؟ این مطلب را نوشتم که شما و یا افرادی که در این رژیم آدمخوار خودشان یا افراد خانواده اشان به نوعی دستشان با آخوندها در یک کاسه بوده و یا اگر هم نبوده باز هم چیزی از رنج و درد افراد پناهنده و پناهجو نمی دانند و بلیط در دست سوار هواپیما شده و در کشوری آزاد رحل اقامت افکنده اند کمی دورتر از جایی که نشسته اند را ببینند.

شیما کلباسی

Hossein jaan… you are the Real McCoy… the genuine article… You don’t need to defend yourself for expressing an honest opinion… When you become an ambassador in the UN then people can criticise you for your lack of diplomacy… but as the most readable Iranian blogger around you should not have to apologise for your honesty…

من فكر نمي كنم منظور كسي از بچه آخوند گفتن به شما اين باشد كه پدر شما آخوند بوده است! حتمن منظور اين بوده است كه شما رفتار و منش بچه آخوندي داريد و براي اين هم حتمن نبايد پدر آدم آخوند باشد! شايد همين آقاي محترمي كه عكس اش را اين جا گذاشته ايد هم نداند شما چه شده ايد!

من با حسن آقا موافقم ... تو یک بچه‌ شیعه‌ هستی...یادت نرفته‌ همان نوشته‌ ات "امام حسین حماسی بی نظیر ایرانیان امام حسین عشق ایران.."

خودت یادت رفته‌ که‌ بخاطر "سایت امروز" فلان ها کردی ... اما برای سایت های دیگر خفه‌ خان گرفتی... حالا چون این کانون وبلاگ نویسان در جهت منافع بی بی سی و انگلیس نیست ، مقعدت داغ شده !

اینجوری که ظاهر امر نشون میده حسین درخشان خیلی اینا رو عصبانی کرده جوری که میخوان حسین رو خراب کنن بجای اینکه واقعیت رو بگن. اگه اولش شک داشتم حالا دیگه مطمئنم که حسین راست میگه. کمونیستها همیشه تو پروپگندا و شعار دروغ دادن استاد بودن و هستن.

... I neither know you nor some of your charlatan friends, but I can guarantee that, you and people like Shabah, Nana and etc are much worse than Hussein Derakhshan. I must say that, I do not like Derakhshan’s arrogance and the way he controls his comment section, but from your own post by calling some of your own members as a donkeys, I can imagine what kind of clown you and your friends are. I can imagine you, Shabah and some of your close friends as useless parasites, getting your weakly welfare check from European governments, most probably even housing and for sure medical assistance and etc. There is no doubt in my mind none of you have a decent job, most probably some of you are pervert, homosexual, drug users, taking advantage of European freedom to explore you perversion. I feel sorry for inexperienced member of your shitty organization, which has put their trust on people like you and Shabah’s hand. You are useless parasites, you are bunch of stupid funny monkeys, and you are just master clown...

ميخواستم اين را توي وبلاگ شبح بنويسم ولي ديدم اينجا بنويسم بهتره . فکر ميکنم که اين دوستان چپي خيلي با عجله و يکطرفه قضاوت کردند . من خودم زياد از درخشان خوشم نمياد ولي واقعيتش اينه که يک سري خصوصيات خوب داره و يکسري بد مثل همه ما. ببينين از همون اول که مجتبي سميعي را گرفتند من چند بار ديدم که توي وبلاگش نوشت که خيلي عجيبه که به خاطر وبلاگش گرفته باشنش چون توي وبلاگش مگه چي نوشته به غير از يکسري حرف هايي که شايد شديدتر ش را خيلي هاي ديگه مينويسن . به نظر من اين يک دفاع خوب از مجتبي بود . چون در واقع وبلاگ مجتبي چيز خاصي نداشت که بتونن بهش انگ توطيه ضد رژيم و بر اندازي بزنن . گروههاي چپ مثل مجاهدين و حزب کمونيست کارگري نشون دادن که اگه از کسي هم دفاع مي کنند هدفشون اون فرد نيست بلکه هدفشون اين است که به اين بهانه به دغدغه هاي خودشون بپردازند و در واقع از اون فرد و موضوع استفاده ميکنند به نفع منافع گروهي شون که حالا ممکنه بعضا در راستاي شعارهايي باشه که ادعاي آزادي و حقوق بشر دارن . در هر حال اين را هم نميشه مردود دونست . چون اونها هم فکر ميکنند دارند براي آزادي کاري ميکنند . در هر حال يعني هر کسي با ااون چيزي که توي فکر خودشه فکر مي کنه داره کار درستي مي کنه . پس بهتره اينقدر به هم فحش ندين و يک کم تحمل نظرات ديگه را داشته باشين . شبح هم با وجود اينکه سعي ميکنه منطقي تر از بقيه رفتار کنه اما عملا رفتار اونهم در همون راستا است . مثل رهبر حزب اللهي ها سعي ميکنه ژست منطقي بگيره ولي اونجاهايي که بايد در مقابل رفتار خشونت اميز و غير منطقي طرفداراشون با سکوت و يا با اشاره هايي در واقع از اونها حمايت ميکنند

سلام ... از کسی که مینالد : منو فیلتر نکنید تا پول تحصیلم را درآورم هیچ انتظاری بجز این نیست که فقط از اشخاص سرشناس که برایش سودآور هستند حمایت کند و جوانی که تنها خواسته اش آزاد سخن گفتن هست اینگونه مورد تمسخر قرار دهد و تا وقتی که شما جزو نخبگان هستید و اینگونه سخن میگویید نباید انتظار دیگری میداشتیم بجز دستگیری مجدد مجتبی که چون خودش اورا نمیشناسد میگوید هیچکس او را نمیشناسد، به همه تهمت میزنید و گریه میکنید که دیگران به شما تهمت میزنند، به مستعار نویسان پرخاشی میکنید اما مستعار نویسی با خواننده زیاد را جور دیگر مینگرید و ... و ... قلابی تر از شما فعلا کسی سراغ ندارم

از تهمت و افتراي ايشان كه بگذريم (عادت كرديم) چيزي كه در نوشته اخير حاج هودر كمي عجيب به نظر مي رسد استفاده از ادبيات لمپني و پر از تهمت و افترا مي باشد كه در گذشته كمتر در نوشته هاي ايشان به چشم مي خورد و تا حد ممكن در لفافه و به طور پنهاني منظور خود را كه همانا تخريب اپوزيسيون حكومت مي باشد، بيان مي كرد و حالا چه شده است كه به طور واضح و صريح نيت خود را فاش كرده است، به نظر بنده دو دليل مي تواند داشته باشد ! ... ادامه در اين جا http://www.bigharar1.blogspot.com

من نمیدونم ازاین بچه بازی ها و خلق سگی ما ایرانیها که فقط بلدیم بهم میپریم وهمدیگه رو ضایع کنیم چی گیرمون اومده .تو وبلاگ اون میری لیچاربارت کرده اینجا هم نگا میکنی تو کلفت بار اون کردی خوب که چی!!اصلا فکر میکنین کی هستین ! اگه یه ذره عقل تو کله ماها بود بجا این پریدن بهم میشد خیلی منطقی هم دیگه رو تحمل کنیم واسه همینه همیشه تو سرمون میزنند ومثل چوپون بالا سرمون باشند.یه ذره بخودتون بیایین درد ما چیز دیگست.

1- خيلي اشتباه مي‌كني كه نظرخواهيت رو بازبيني مي‌كني. چه فرقي دارد؟ لااقل براي اين يك پست كامل باز مي‌گذاشتيش. تو كه هرچه فحش خواهر و مادر بوده منتشر كرده‌اي... 2- ببين هودر جان، خودت هم مي‌داني كه حساب خسن‌آقا و آن يكي، پولاد همايوني، از حساب شبح و هاله جداست. من خودم اول صبح ديروز كاملا حق را به تو دادم، چون حس كردم كامل مي‌فهمم چه مي‌گويي. بعد هم كه آن دو تا مطلب را گذاشتي، ديگر كاملا تكليفم با اين قضيه معلوم شد. ولي از ديشب كه مطلب شبح را خوانده‌ام، ديگر نمي‌توانم به اين راحتي قضاوت كنم. خسن آقا نمونه كامل يك لمپن اينترنتي است، و خيلي‌هاي ديگرشان نيز، و من واقعا نمي‌دانم چطور انگيزه موهومي مثل دفاع از آزادي، كه خداراشكر به تعداد ما ايراني‌ها تعريف دارد، توانسته آدم ملايمي مثل هاله، انسان دل‌سوخته و آرمانگرايي چون شبح،‌ وآن لمپن‌هاي مجهول‌الهويه را گرد هم آورد. ولي تومي‌تواني تا مطمئن نشده‌اي، حرفي نزني، لااقل اينقدر تند و بي‌پروا، كه شبهه‌ي مغرض بودن و خودرئيس‌وبلاگستان‌پنداري تو را ايجاد كند، و همچنين، اگر نظر آن‌ها را در وبلاگت گذاشته‌اي، لااقل يك لينك هم به مطلب شبح بدهي... 3- اين يكي را همان اول صبح ديروز كه در ذهن من حق كاملا با تو بود هم مي‌خواستم بنويسم، فارسي‌نويس گيرم نيامد. حسين جان،‌ به زيتون چه‌كار داشتي اين وسط؟ زيتون، خودت هم مي‌داني، خوب هم مي‌داني، به تمام معنا يك كودك پاك است، و از معدود آدم‌هايي كه طيف بسيار وسيعي خواننده‌ي پي‌گير و علاقه‌مند دارد. چرا مجبورش مي‌كني موضع‌گيري كند و بين تو و آنها يكي را انتخاب كند؟‌ اين شكاف‌ها و خط‌كشي‌ها و صريح اعلام موضع كردن‌ها، تجربه‌ي مختصر كار دانشجويي به من ثابت كرده، كه اگر شروع شود، انتها ندارد، و عدد خط‌ها در انتها با عدد آدم‌ها برابر مي‌ِشود... به‌عنوان يك بزرگ‌تر لااقل، نكن اين كار را...

اينجا وبلاگستان فارسی است نه تلويزيون ۲۴ ساعته لس آنجلسی

حسین درخشان ممکنه هزار تا عیب داشته باشه اما کسی حق نداره زحمتی رو که برای اینترنت فارسی کشیده انکار کنه و به او تهمت بزنه، هر بچه اینترنتی هم که اگر حسین درخشان نبود هیچ ایرانی ای نمی شناختش حق اینکه حسین رو وارد لجن بازی اپوزیسیون بکنه نداره، من تا به امروز منتقد رفتارهای مغرورانه درخشان بودم، ولی از حالا می ایستم و نمی گذارم هر حسن و حسینی احترام ایشون رو انکار کنه، لطفا لجن بازی هاتون رو غلاف کنید.

اقاي درخشان! من عليرضا طاهرپور از بازداشتگاه سوئد براي شما مينويسم. صحبتهاي شما همانند رژيم اخونديست٬ سريع تهمت و افترا٬ لازم ميدانم که چند موضوع را اشاره کنم: ۱-من هيچ نسبت فاميلي و حتي شناختي با اعضاي کانون وبلاگ نويسان ندارم ولي با همه انان هموطن هستم و اميدوارم روزي برسد که اعضاي کانون در کنارهم در ايران ازاد جلسه هاي خود را برگزار کند ۲- من نه هوادار سازمان مجاهدين هستم و نه مارکسيست٬ نه سلطنت طلب و نه مشروطه خواه ٬ ولي به تمامي گروه ها احترام گذاشته ودر هر تظاهرات که از طرف هرگروهي که بر ضد رژيم اخوندي شرکت ميکنم۳- من هويتم را همراه با عکس بطور کامل در سايتم منعکس کردم ولي اين دليل نميشود کسي که نام مستعار انتخاب کرد را متهم کنيد۴- کانون وبلاگ نويسان به جرات يکي از اصلي ترين مراکز مبارزه براي ازادي و دموکراسي ميباشد چون از تمامي گروه هاي سياسي بدون هيچ مشکلي دور هم جمع شده ا

Stop this travesty of justice!

Dear Derakhshan

I am writing to you in response to your unjust comments against Association of Iranian Blog writers (Penlog) and Iranian refugees based in Europe. I strongly believe that your nasty description of Iranian refugees in Europe is nothing more than repeating lies and myth against refugees and does no good except serving Iranian regime and their agents abroad!

It is sickening to see some one who is an immigrant himself is expressing the lies against asylum seekers and refugees, you are repeating the same nasty propaganda against refugees as right wing politicians in Europe do such as refugees are lazy and they are criminals and burden on society.

... Shabah is a real charlatan. He is one of the hypocrites, which I do really hate. This asshole claims that he is the champion of freedom, free speech, democracy but can not even tolerate a simple criticism. This brain damaged communist, still believes that one day they will establish communism, this misreable idiot does not look at what happned to ex communist socities...

گوش کن آخوند زاده ی کثیف ، تمامی خاک وطنم بر سر تو و اربابان مفلوکت ، می دانم چرا از کانون بدت می آید زیرا تو انتظار داشتی آنها هم رل ناتمام ترا در حمایت از جبهه ی نگین اصلاحات بازی کنند اما آنان با دهن کجی به تو و همسلکانت طرف مبارزان واقعی را گرفتند.. و حالا تو چون نتوانسته ای فتنه ات را به فرجام برسانی قصد سنگ اندازی در راه آنان را داری ...اما کور خوانده ای ملا زاده ... تو را با نبرد دلیران چه کار؟

آقاي درخشان به نظر مياد که براي اين دروغ پردازي ها و اتهامات و توهين هائي که در مورد کانون وب لاگ نويسان ايران و اعضاي آن نوشتيد منظور خاصي داشتيد ٫ که عده اي از اعضا را عصباني کرده و تحريک به حرکت متقابل کنيد ٫ چرا که نوشته توهين آميز شما حقيقتا هر انسان منطقي و خويشتن داري را هم عصبي مي کرد . چون از جوابيه هائي که براي اين نوشته شما داده شد فقط دو مورد آن را که به شما با ادبيات خودتان پاسخ داده بودند کپي کرديد . به شما و ساير علاقه مندان به اين موضوع خواندن جوابيه مشروح و مستدل ؛ شبح ؛ را توصيه مي کنم . اينهم لينک مطلب شبح : http://www.shabah.org/archives/035143.html

ارزش جواب دادنم نداری عقده ای

خوشم میاد مثل ابو زر غفاری ابراهیم نبوی چپ و راست تو دهن مارکس و انگلس میکوبی باریکلا!

جناب درخشان! شما اصلآ لازم نبود بگی اینا وابسته به کدوم مکتب!! هستن! همین ادبیاتشون که نقل کردی کاملآ گواهه! راستش من وقتی توی سایت گویا دیدم به نقل از کانون وبلاگ نویسان ایران مطلب زده تعجب کردم و گفتم که اینا دیگه کدوم ببخشید "از مرحله پرت" هایی هستند! کانون وبلاگ نویسان!!! متاسفانه از افرادی که هنوز در حال و هوای سی سال پیش زندگی می کنند توقعی بیشتر از این نمیره! ولی از سایت گویا تعجب می کنم..این سایت باید به عنوان یک سایتی که تو جامعه ایرانی پذیرفته شده یک کمی در مورد اخباری که می زنه سنگین تر عمل کنه!! هیچ وقت اون جریان نامه موسوم به فرزندان نواب از یادم نمیره! متاسفانه رسانه های ایرانی چه اپوزیسیون ذره ای به کار حرفه ای ارزش قائل نیستند و میتونم بگم که وجدان حرفه ای ندارن!

من از همون اول هم مخالف تشکيل يه همچين چيزي (همون کانون وبلاگ نويسان منظورمه) بودم.. اين تشيکلاتي کردن وبلاگ ها اصلا با اصول اوليه وبلاگ سنخيت نداره...حالا فرقي نميکنه اسمش چي باشه.. کانون وبلاگ نويسان باشه يا جامعه وبلاگ نويسان يا ....

I am ABSOLUTELY NOT a communist, but I am sorry for you. So, because the guy in prison is a communist, he deserves to die? I don't know what communist did to some people that it is stil "burning". Interesting

حسین من هنوز نفهمیدم مشگل تو با اینا چیه؟ مشگل اینه که با شما قبل از ایجاد کانون مشاوره نشده؟ یا اینکه ساکن اروپا هستند. خوب برای همینه که بهت تهمت وابستگی به این و اون رو میزنند. چون شما به افراد به هیچ دلیل واضح و منطقی حمله میکنی و نتیجه اش اینه که باید برای دشمنیهات دنبال دلایل دیگری بگردند و میگن طرف جیره خوار این و اونه! تفرقه و تشویش چرا؟ تو بلاگ بزن و حرفتو بزن چیکار داری به بقیه! ما ایرونی جماعت جون به جونمون کنن همونیم که هستیم. آزادی بهمون نیومده! حیف وبلاگ.

حسین چرا تیتری میذاری که باعث بشه کل مطلبت زیر سوال بره ؟ این کیسه کجاست و این ما کیخ کاش اینو هم می گفتی

..Dear Mr Derakhshan

Instead of always regretting about few journalists it is much better to think a little about thousands of people who lost their homes and suffering from lack of food and medicine in a freezing whether in Gilan especially in Rasht. Where is the noble peace price winner?, Iranian are not only few journalist prisoners; what are we good for people in Rasht are our brothers and sisters but I do not see any thing in your and the others’ web log about terrible situation of tens of thousands these days in Rasht. Reformist candidates at least learn a little form George Bush and his brother who did the best effort during Hurricane in Florida.

ملا درخشان در مزخرف نویسی عالی هست ..بهرحال پرورده دست آخوندها هستی و بیش از این انتظاری از تو نیست ..یادت میاد به شورش دانشجویان میگفتی یک مشت بچه دهاتی شهرستانی ودهاتی که چیزی ندارن از دست بدهند ؟ اتفاقا من عضو پن لاک هستم و از بی مغز های خود فروخته ای که برای $ 1 برای خاتمی و خامنه ای هورا میکشید هم متنفر ... پن لاگ کانونی است متشکل از هر گئنه تفکر و غقیده اس و جون باری تو که شدید محتاج شهرت و اسیر کیش شحصیت هستی جائی نیست از اینکه به عنوان پدر خواند وبالگ و پن لاگ خوانده نشدی ناراخت هستی . جدا از اینکه توهرگز نمی دونی دمکراسی و آزادی یعنی چی ... پس احتیاحی نیست بر علیه یک حرکت دمکرانیک لجن پراکنی بکنی . میدانم که اینها سانسور خواهد شد بهرحال زندگی در ایران به تو هر چیزی که یاد نداده باشه سانسور مکتبی رو که یاد داد.

آهان! حالا فهميديم! پس طرف حتمن بايد يه آقازاده اي يا منتسب به يكي از مصلحين وطني باشد تا به دستگيري اون اعتراض كنيم! هوم!!! فهميديم! راست ميگي ها طرفداري از مجتبي سميعي نژاد كه به قول تو نه معلومه كي هست و چه كاره هست كه نون و آبي براي ما ندارد!

آقاي درخشان كمي فكر كنيد آيا اين طرز نوشتن و تاختن به هم درست است؟نمي گويم كلام خسن اقا درست بوده كه آن هم از كار تو دوست گرامي بدتر بوده است در كل فقط يك كلام مي گويم نشان دايدم لياقتمان همين سركوب ها و توهين ها است واقعا متاسفم

درخشان : بهتره ساکت باشی وبلاگ تو فکر کردی چی داره ؟ به ویزیتور هات می نازی ؟ یا به مطالب چرتت ؟ هر دفعه می یام اینجا خندم می گیره از افکار بچه گانت . دلم برات می سوزه گناه داری خدا شفات بده

به نظرم 2 تا اشکال توی کارت هست که بهتره رفع بشه: یکی اینکه رکیک حرف نزنی بهتره، چون بقیه هم رکیک بهت فحش می دن. دوم اینکه حساب کار و سایتت رو از خانواده جدا کن. خانمت چه تقصیری داره که به خاطر حماقت تو فحش ناجور براش بنویسن؟

جناب آقاي درخشان من به طور معمول اهل شركت در بحث هاي بي فايده و سطحي و پر از دشنام و فحش همشيره و صبيه ي وبلاگ شما نيستم. اين هم شايد دومين باري باشد كه براي شما پيامي مي نويسم. اما اميد دارم كه شما كمي آن را جدي بگيريد و در به كار بردن واژه ها كمي دقت به خرج دهيد. من نمي دانم شما به چه اندازه با پناهنده گي و مسايل پيراموني آن به خصوص در حوزه ي كشورهاي اروپايي آشنا هستيد اما به عنوان مشاور پناهنده گي و همكار سازمان عفو بين الملل و كميسارياي عالي پناهنده گي به شما توصيه مي كنم در اظهار نظرهايي از اين دست كه پناهنده گان مي آيند كه مفت بخورند و بخوابند تجديد نظر بفرماييد. من به هيچ شكل از هيچ گروه يا تشكل سياسي يا اجتماعي در اين مقوله و بحث خاص دفاع نمي كنم. پناهنده گي بر خلاف تفكر شما يك امتياز نيست يك حق قانوني ست. اشاره به ماده قانون مصوبه هزار و نه صد و پنجاه هفت هم كاملآ درست است. اين كه شما يا من با يك تشكل مخالف يا موافق باشيم يك بحث است. تلاش براي احقاق حقوق قانوني، انساني و مدني يك بحث ديگر. مي دانيد جناب درخشان شما بايد خدا را صد كرور شكر كنيد كه در تورتنو نشسته ايد و به فارسي حكم صادر مي فرماييد. اين جا كه من زيست مي كنم حزب دست راستي ضد خارجي هم جرات نمي كند اين گونه در باب حق پناهنده گي افاضات كند. باز هم محترمانه از شما درخواست مي كنم مسايل شخصي ، ديدگاه هاي فردي و عداوت هاي خصوصي خود را با مسايلي از اين دست قاطي نكنيد. شما در اين نوشته نه تنها حق انساني و قانوني پناهنده گي را زيرسوال مي بريد بلكه به گمان من به شعور انساني و وجودي هزاران پناهنده و پناه جوي ايراني در اروپا هم توهين مي كنيد.

اينکه اين گروههاي تندرو کمونيست دقيقا مثل حزب اللهي ها هستند خيلي درست است . حتي طرز برخورد و ادبياتي هم که استفاده مي کنند بسيار شبيه هم است . ميدانيد اصولا گروههايي که بر اساس اصول اعتقادي و ايدئولوزيکي بنا شده اند اصل يکسان دارند که همه ديکتاتوري است که اعتقادات ديگر را تاب نمياورد . حال اين ايديولوزي اسلام باشد يا کمونيسم به يک جا منجر ميشود . اما اينکه از آزادي هاي بر حق و انساني هر فردي دفاع کنيم موضوع جداگانه اي است . سميعي فرد و يا طاهري پور و.... را من نميشناسم و نميدانم چه عقيده اي دارند ولي هر که هستند حقوقي دارند که بايد رعايت شو دو اتقاقا من فکر ميکنم حمايت گروههاي انچناني از اين افراد شايد حتي به ضررشان هم بشود . اين دوستان کمونيست از همان اول انقلاب بيشترين آب را به آسياب ديکتاتوري جمهوري اسلامي ريختند و خود و مردم را قرباني اين ديکتاتوري کردند

حسین درخشان تو هم فقط کارت شده حرف زدن پشت سر این و اون

تو اين حروم‌زاده گيت رو از كي یاد گرفتي ؟

من در بعضی موارد باهات موافق نیستم ولی شجاعتت رو تحسین میکنم. اینکه نظرت رو بدون واهمه ابراز میکنی و به این تن در میدی که چوب دو سر طلا بشی. از این گروه چیزی نمیدونم ولی از جوابیه شون خوشم نیومد. به جای توضیح منطقی فقط فحش و تهمت و داد و بیداد کرده.

خوبه، به شک کردنت مشغول باش! برای همه اين حرفها جای صحبت هست، ولی خوب با کسی مواجه نيستم که بشه باهاش صحبت کرد!! ببینم، کسی که پيش فرضهای خودش رو داره و قبل از محاکمه ، حکم صادر ميکنه، بيشتر شبيه حزب اللهی ها نيست؟... مشغول باش، به شک کردنت مشغول باش!!!

Fuck you bache akhoond.

"از نظر من"!!!! ببخشید حضرت حجت المثقال که از شما استفتا نشد!

تو فکر می کنی کی هستی؟ از کیسه ما!!!! این ما کیه؟ حیف نان!