خاتمی درمورد برنامهی اتمی ایران به سادگی به دام نومحافظهکاران نظامیگر ایران افتاده است.
او که همیشه حرف از مصلحت نظام و حفظ کیان جمهوری اسلامی میزند، عجیب است که چطور به این آسانی دارد تن به برنامهای میدهد که هر روز احتمال اقدام نظامی علیه ایران را بالا میبرد و بهترین بهانه را به بوش میدهد تا افکار عمومی جهان را برای تغییر ناگهانی رژیم ایران آماده کند.
نگرانی دنیا دربارهی برنامهی اتمی ایران بسیار قابل فهم است، ولی چون به دستور شورای عالی امنیت ملی رسانههای حق ندارند دراین باره حرفی بزند و بحثی بکند، در عمل افکار عمومی ایران بدون اینکه در جریان جنبههای مثبت و منفی چنین برنامهای قرار بگیرند، از آن دفاع میکنند.
کسی نیست که در ذهن مردم سوال ایجاد کند که اگر هدف ایران تنها استفاده از انرژی اتمی برای تولید برق است، پس:
- چرا سپاه و وزارتدفاع مسوول این پروژهاند، نه وزارت نیرو؟
- چرا یک دهم این پول را در صنعت گاز و نفت که برق بسیار ارزانتر و بیخطرتری تولید میکنند، سرمایهگذاری نمیکند؟
- چرا ایران اینقدر اصرار دارد سوخت نیروگاههای اتمیاش را خودش با غنیکردن اورانیوم تولید کند، در حالی که اروپا و آمریکا حاضرند تضمین بدهند که این سوخت را با قیمت ارزان به ایران خواهند داد تا خیالشان راحت باشد که ایران دنبال سلاح اتمی نیست؟
- چرا اینقدر از بازرسی آزاد سازمان ملل از تاسیسات هستهای میترسد و چوب لای چرخ آنها میگذارد؟
این به نظرم اولین باری است که در سالهای اخیر حکومت ایران توانسته با پروپاگاندای حساب شدهاش از حس وطنپرستی مردم ایران استفاده کند و چیزی را که خود میخواهد به آنها بقبولاند. درواقع فهمیده که مردم ایران تنها در یک صورت میتوانند از برنامههای حکومت حمایت کنند و آن در حالتی است که مسالهای ملی (مثل خلیج فارس) در میان باشد. (هنر مقامات را ببینید که توانستهاند برنامهی اتمی را که قاعدتا باید یک مسالهی متوسط از نوع اجرایی میبود، تبدیل کردهاند به بزرگترین مسالهی ملی ایران)
آقای خاتمی و دیگر اصلاحطلبان از یک طرف خود را به کوچهی علی چپ زدهاند و نمیخواهند این سوالها را که افکار عمومی جهان را به قصد نهایی ایران بدبین کرده است مطرح کنند، و از طرف دیگر چپ و راست تهدید میکنند که اگر کسی به ایران دست دراز کند، جهنمی برایش خواهند ساخت.
حمایت مردم ایران از برنامهی اتمی، تنها از روی ناآگاهی از جزییات و عواقب خطرناک این برنامه است و مهمترین تهدیدی است که منافع ملی ایران را تهدید میکند.
سکوت همراه با حمایت از برنامهی اتمی مشکوک ایران نشانهی ملی گرایی نیست، بلکه بزرگترین خیانتی است که یک ایرانی میتواند به سرزمینش بکند.