صد رحمت به «ترمینال» یچگانهی اسپیبرگ. حداقل او مثل ناهید پرشیون، سازندهی «مستند» روسپیگری زیر چادر که چند روز پیش از سی.بی.سی پخش شد، ادعای نشان دادن واقعیت را ندارد.
من هیچ مشکلی با اینکه کسی روسپیگری را در ایران نشان دنیا بدهد ندارمِ، چون واقعیت تلخی است که در همهجای دنیا کم و بیش وجود دارد. ولی فیلم خانم پرشیون مستند نیست، آشکارا ساختگی و نوشتهشده و بازیشده است.
ولی حتی اگر این را هم قبول نکنید، در بیاخلاقی فیلمساز نمیشود تردیدی کرد. او چندبار آشکارا به آدمهای توی فیلمش دروغ میگوید که دوربین را خاموش کرده، ولی مخفیانه و با بیشرمی و زرنگبازی ایرانی به فیلم گرفتن ادامه میدهد. این کار در فیلم مستند درست شبیه به آن است که روزنامهنگاری حرفهای محرمانهی کسی را آگاهانه و بدون رضایت طرف منتشر کند. البته گاهی مستندسازان از این کلک استفاده میکنند، ولی تنها به ضرر صاحبان قدرت و برای یک خیر بزرگتر، که البته آن هم به نظرم غیراخلاقی است. ولی در این فیلم این کلک بر ضد خود قربانیان استفاده شده است.
آنقدر از نظر سینمایی فیلم ضعیفی بود که حتی نمیارزد وقتم را برای دوباره دیدنش تلف کنم تا بتوانم با جزییات بیشتری دربارهاش بنویسم. موضوع ایران هم شده دکان برای آدمهای کاسبی مثل خانم پرشیون که از بیسوادی خارجیها دربارهی مسایل ایران استفاده کنند و کارهای ضغیف و دروغینشان را به اسم واقعیت ایران بفروشند.
اگر میتوانید به انگلیسی دربارهاش در وبلاگتان یا جاهای دیگر بنویسید تا تهیهکنندهها فکر نکنند که سکوت مردم نشانهی رضیاتشان است.