برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۱۸ اسفند ۱۳۸۳ | 08 March 2005

 مستند قلابی

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Nahid Persson's 'documentary' was obviously very much scripted. The prostitution in Iran is a reality, but she has been too lazy to spend enough time to delve into the scene and take enough genuine and raw footage. She sometimes even vioaltes people's privacy and although pretends to have turned off the camera, secretly keeps recording private conversations of her subjects. I'm surprised how CBC and other producers have funded such weak and fake 'documentary.'

صد رحمت به «ترمینال» یچگانه‌ی اسپیبرگ. حداقل او مثل ناهید پرشیون، سازنده‌ی «مستند» روسپیگری زیر چادر که چند روز پیش از سی.بی.سی پخش شد، ادعای نشان دادن واقعیت را ندارد.

من هیچ مشکلی با اینکه کسی روسپی‌گری را در ایران نشان دنیا بدهد ندارمِ، چون واقعیت تلخی است که در همه‌جای دنیا کم و بیش وجود دارد. ولی فیلم خانم پرشیون مستند نیست، آشکارا ساختگی و نوشته‌شده و بازی‌شده است.

ولی حتی اگر این را هم قبول نکنید، در بی‌اخلاقی فیلمساز نمی‌شود تردیدی کرد. او چندبار آشکارا به آدم‌های توی فیلمش دروغ می‌گوید که دوربین را خاموش کرده، ولی مخفیانه و با بی‌شرمی و زرنگ‌بازی ایرانی به فیلم گرفتن ادامه می‌دهد. این کار در فیلم مستند درست شبیه به آن است که روزنامه‌نگاری حرف‌های محرمانه‌ی کسی را آگاهانه و بدون رضایت طرف منتشر کند. البته گاهی مستندسازان از این کلک استفاده می‌کنند، ولی تنها به ضرر صاحبان قدرت و برای یک خیر بزرگ‌تر، که البته آن هم به نظرم غیراخلاقی است. ولی در این فیلم این کلک بر ضد خود قربانیان استفاده شده است.

آنقدر از نظر سینمایی فیلم ضعیفی بود که حتی نمی‌ارزد وقتم را برای دوباره دیدنش تلف کنم تا بتوانم با جزییات بیشتری درباره‌اش بنویسم. موضوع ایران هم شده دکان برای آدم‌های کاسبی مثل خانم پرشیون که از بی‌سوادی خارجی‌ها درباره‌ی مسایل ایران استفاده کنند و کارهای ضغیف و دروغین‌شان را به اسم واقعیت ایران بفروشند.

اگر می‌توانید به انگلیسی درباره‌اش در وب‌لاگتان یا جاهای دیگر بنویسید تا تهیه‌کننده‌ها فکر نکنند که سکوت مردم نشانه‌ی رضیاتشان است.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«شهرزاد»
«یک پزشک»
«جواد روح»
«یک فتحی»
«سولوژن»
«خسرو نقیبی»
«هوشنگ دودانی»
«دادابیس»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آهستان»
«خوابگرد»
«سینا دیلی»
«حامد قدوسی»
«جمهور»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایمیان»
«تبعیدی عصبانی»
«ابراهیم اسکافی»
«نگارک‌ها»
«فروغ»
«گردباد»
«نانا»
«عرب عصبانی»
«محمد نوری‌زاد»
«مریم ابریشم‌کار»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«جواد کاشی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«از پشت یک سوم»
«آزادنويس»
«ناهید رکسان»
«آق بهمن»
«مرد تنها»
بامدادی
امنزیاک
امور ایران
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
گناهکار
۳۵ درجه
خیاط باشی
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
ایران‌شهر
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
شنا در شنزار
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

I am agree with you , she is an opportunist person. Only a few and special people support her. People who are dependent on subsidies of European countries for eleminating the name of any Iranian from the Earth.You are right.....we all agree with you

این غرور مردانگی و عرق ملی مردان ایرانیست که ظاهرا خدشه دار شده است مگر نه اینگونه علم کتمان واقعیات و برچسب زنی و دفاع از نظامی را بلند نمیکردید کارنامه ضد بشری آن برای همگان آشکار است. این واکنش شما نمونه گویایی ست در خطرناک بودن و شبه فاشیستی بودن این نوع مللی گرایی و میهن پرستی. وای به حال میهن ما و هم میهنان ما با داشتن روشنفکرانی امثال شما.

بعد چند وقت يه كلمه حرف حساب زدي

آنقدر از سر دل مينويسيد که آدم اصلا رغبت نميکند که حتا نظرش را بگويد چه برسد که آن را نقد کند. به هر حال به نظرم شما کمی بيشتر فيلم مستند نگاه کنيد. / و يک نکته ديگر هيچگاه دليلتان را برای مهاجرت از کشور فراموش نکنيد. اگر بر پيشانی ما اکنون مهر مهاجر و پناهنده خورده است شرايط نامناسب داخل ایران بوده نه چيز ديگری. منتها درد ما این است که ميخواهيم سرمان را هم جلوی اروپاييان و آمريکای ها بلند نگاه داريم و همينطور پز مملکت سر دهيم. نه خير در این يکی هيچ افتخاری نيست. همچين لطفا مردم پيشرفته مخصوصا اروپايی ها را نادان خطاب نکنيد. خنده دار است. اصولا آن دسته از کسانی که در اروپا و آمريکا به پای نگاه کردن چنين مستندهايی مينشنند نمی توانند آنچنان هم احمق و ساده باشند.

I wish instead of just criticising and saying IT IS A LIE! , while useless Khatami and the other useless staff of Islamic Republic do not care anything about the prostitution, runway boys and girls at Tehran and other big Iranian cites and slave trading Iranian girls to the Persian gulf countries and Pakistan, all Iranians around the world must found an organisation which its job is to protect our poor sisters. I sent tens of e-mails to Ms Ebadi’s friends and Behzisti and mentioned she is the best Iranian person as the only Iranian noble peace prize winner who can found that organisation and Iranians around the world will help her by funding, but I have not heard at least once she dose something for those women .

حسین !) من فیلم و کامل ندیدم اما اون تکه هاش و که دیدم به طور واضح نوشته شده و بازی شده است. بدون شک. به نظرم فیلم مسلم منصوری که تقریبا همچین مضمونی داره فیلم خیلی بهتریه.

اقای درخشان همان روز اول ای-میل زدم به سی بی سی وکلی توضیح که چی میگویید این چنین زندگی مرگبار برای زنان بخت برگشته که ماحصل کاسبی برای مردهای پول پرست و بی وجدان است در همه جای دنیا غوغا میکند.اما گویی این مسعله اتم ایران جا را برای هر خزعبلی وا کرده و جایزه هم از جاهایی میگیرند. حالا که تالان تالان است صد تومن زیر پالان است

اين هم آدرس طوماري که يکي از دوستان در اين مورد تهيه کرده: http://www.petitiononline.com/cbciran/

To my knowledge,when a filmmaker wants to make a documentray s/he must inform the audience that this is a pre-fabricated narration of a true story.Like what Kiarostami did many years ago in his master-piece close-up with Hosein Sabzian, and his relationship with that Iranian Family .I guess Nahid has intentinally or unintentionally forgotten to inform the audience about this issue.

This film totally reveals the reality of Iranian society today. do you, molla hosien, just want to see western media appreciating so-called reformist and their activities in supporting bloddy islamic goverment? Don't worry they are doing that so that you will have the oppotunity to survive . l

سلام.شانس امروز با من یار بود که توانستم وبلاگتان را ببینم.مطلبتان مرا یاد فیلم بدون دخترم هرگز انداخت که واقعیتهای ایران آنگونه که بود نشان نمی دادوبرداشت غلط و آزاد یک زن آمریکایی ... حتما خودتان جزیات دقیقش را بهتر از من می دانید.موفق باشد.

منم فیلمشو ۲ ماه پیش از شبکه هلند دیدم. خیلی فیلم مصنوعی و أشغالی هست.

Salam, I am sorry that I am writing in English. I live in Sweden. The Nahids awful movie was shown in Gothenburg Film festival and after many people went to see her movie in the festival, they showed it on Swedish TV. I don't want to discuss the quality of the movie as any one who knows a little bit about movie would agree that the movie was rubbish. I just want to tell you how I felt after the seeing the movie. I usually feel sad after seeing Iranian movies in the festivals. Most of them are about the how poor we are and how uneducated and cruel we are. But I never felt so much abused before. I don’t know even how to describe how bad I felt. The day after when I went to work I was thinking is there any chance that no one has seen this movie? How are they going to look at me today? If you lived outside Iran, you know what I mean. Don’t we already have enough bad reputation that we need to make it even worse? I would like to do some thing about this problem. I am tired of this shit. I would agree that there are cases even worse than those two women in the movie. However what is the result of showing this kind of movies. Any thing solved? I don’t think so. Only few people earn some money. I want to do some thing about these people, some thing that increase the cost for them to make these movies. Right now it seems that their only cost is buying a camera. I don’t have a clear suggestion but maybe an internet movement or maybe one could write an article about this trend and send it to BBC Persian. I don’t know exactly what to do but I know one thing for sure, I don’t want to see another greedy, uneducated person buying a camera from store and make another movie and show it to the world and earn money by selling Iranians reputation.

Sorry Hosseing for writing in english but It take me ages to write one word in farsi.

استاندارد و چهارچوب ذهنی ای که شما از سینمای مستند دارید، اشتباه است. شما و بسیاری از دوستان ایرانی دیگر، اصولی را مبنای قضاوت فیلم مستند قرار داده اید که علمی نیستند. متاسفانه شناخت بیشتر مردم از فیلم مستند محدود به ژانر مردم پسند آن می شود که روزانه بطور فله ای از شبکه های تلویزیونی پخش می گردد. اگر فرصت کنم امروز یا فردا در وبلاگم در باره این فیلم و فیلم مستند بطور کلی می نویسم. ضمنا شما که روزنامه نگار هستید حتما می دانید که یکی از اولین گپ هایی که اساتید روزنامه نگاری (چه در ایران چه در اروپا) با شاگردانشان در جلسات اول درس می زنند در مورد > و > است. همینطور بحث اخلاقی هم که مطرح کرده اید (روشن بودن دوربین بدون اطلاع اشخاص) یک بحث نخ نما شده اخلاقی در روزنامه نگاری و مستندسازی است و مسئولیت آن چه از نظر حقوقی چه اخلاقی بر عهده صاحب اثر هست و انتخابی است که بر اساس اهمیت اطلاع رسانی، با خود مولف\سازنده\گزارشگر و تهیه کننده او (شبکه تلویزیونی\ تهیه کننده خصوصی یا ..) می باشد. مسائل اخلاقی بسیار شخصی و سلیقه ای هستند و استفاده از آنها برای نقد یک فیلم مستند فقط و فقط کارکرد احساسی (و نه علمی) می تواند داشته باشد.

نمیفهمم که چرا خبرنگاران CBC به شدت سعی میکنند که خود را در رفتن به ایران شجاع معرفی کنند. وبسایت CBC در مورد این خبر نگار نوشته: "...Putting herself at great risk...." سال پیش هم وقتی Jane Kokan به ایران رفته بود نوشته بودند: "...risks her personal safety ..." داستانهایشان هم یک جورهایی تخیلی به نظر میرسه. مثلا مصاحبه ی تلفنی با یک زندانی در یکی از مخوفترین زندانهای ایران! مخوف رو باور باید کرد، یا تماس تلفنی رو؟