عطریانفر در روزنامهی شرق امروز گفته: «امروز ناخواسته و بدون اينكه آقاى هاشمى رفسنجانى انتظار داشته باشند يك اجماع روى ايشان صورت گرفته است. در سطوح نخبگان كه اين اجماع تقريباً حاصل شده است... آقاى هاشمى [سعی میکند] مسير را به سمتى هدايت كند كه نياز به حضورش نباشد اما اگر اين اتفاق نيفتاد به تعبير من هاشمى مجبور است طعم تلخ چهار سال فعاليت هاى اجرايى در جايگاه رياست جمهورى را بچشد.»
واقعا هم باید چهار سال دیگر کنترل تمام منابع اقتصادی مملکت برای خانوادهی هاشمی رفسنجانی خیلی «تلخ» باشد. (بگذریم که حتی در زمان خاتمی هم وزارت نفت در دستشان بود و هست.)
البته پسرش مهدی چند هفته پیش به یو.اس.ای تودی گفته بود که خانواده با مسوولیت مجدد پدرش مخالفند، چون همه چیز دارند و دیگر نیازی حس نمیکنند. ولی به نظرشان ایران به پدرشان نیاز دارد.
پایینتر عطریانفر اضافه میکند: «اگر جريان راديكال كه امروز از ناحيه راست سياسى كشور را تهديد مى كند، بخواهند مسئوليت هاى نظام سياسى ايران را عهده دار شود، به دليل اينكه اين جريانات خطرات بالقوه اى را براى مردم تدارك خواهند ديد، هاشمى معتقد است كه براى دفاع از كليت نظام ايران بايد در اين صحنه نقش آفرين باشد. من معتقدم كه حضور هاشمى رفسنجانى در صحنه انتخابات به مفهوم هزينه و قربانى كردن خود در برابر اين جريان ها خواهد بود.»
تا جایی که یادم هست این جریان خطرناک سیاسی راست زمانی که آقای هاشمی در حال «سازندگی» بود خیلی فعالتر از الان بود. حداقل کلی روشنفکر و مخالف سیاسی زیر کرده بود، با شیاف پتاسیم سکته داده بود، در فرانسه قصابی کرده بود، سر میز غذا در آلمان کشته بود، و بقیه را هم میخواست با اتوبوس به دره پرت کند؛ و از همه مهمتر اینکه خبر تمام اینها را هم کسی جرات نداشت پخش کند.
اگر هزینه دادن به معنی هزار برابر پولدار شدن است و قربانی کردن خود هم به معنی کشتن دهها آدم دیگر، من هم با عطریانفر موافقم که هاشمی رفسنجانی میخواهد چهار سال دیگر هم خود را هزینه و قربانی کند.