شاهرودی حرفهایی دوستداشتنی زده که چون به زبان اصلی است، من سعی میکنم آنها را ترجمه کنم:
«مطبوعات ركن مهمي در جامعه هستند و ميتوانند در ارتقاي آگاهي و مشاركت مردم موثر بوده و مردم را در مقابل خطر دشمنان هوشيار كنند.»
ترجمه: خطر حملهی آمریکا به ایران زیاد شده و ما باید کمی خودمان را به مردم نزدیک کنیم تا دنیا ببیند که مردم پشت ما ایستادهاند. در ضمن، مثل اینکه ما هر چه میگوییم بوش بد است، آمریکا بد است، وضاع عراق فاجعه است، کسی باور نمیکند. بگذاریم روشنفکرها و منتقدها همینها را به مردم بگویند، شاید فایده داشت.
مطبوعات ميتوانند عامل قوي و مثبتي براي جلوگيري از فساد مسوولان و كارگزاران نظام باشند و ميتوانند بعد نظارت مردم را از راه شفافسازي و اطلاعرساني طبق قانون انجام دهند. مطبوعات نقش موثري در تحقق و تبلور نظارت مردم هستند.»
ترجمه: حالا که رفسنجانی قرار است برخلاف میل ما نامزد شود، باید یک مدت روزنامهها را آزاد بگذاریم تا دربارهی فساد مالی خودش و اطرفیانش و کارهای کثیف دیگری که کردهاند افشاگری کنند تا دوباره مردم یادشان بیاید که این آدم که بود و چه کرد. مطبوعات نقش موثری در رای نیاوردن رفسنجانی میتوانند بازی کنند.
«مطبوعات نبايد در راستاي ايجاد فتنه، تخريب افراد و سياه نمودن دستگاهها و بدبين كردن مردم عمل كنند. زيرا در آن صورت ميتوانند به نهادي تبديل شوند كه دشمن استفادهي زيادي از آن ميكند و به زيان مردم و به نفع دشمن است. البته خوشبختانه مطبوعات كشور به سمت رشد ميروند و به عنوان يك ركن در نظام براي اصلاح و ايجاد رقابت گام برميدارد.»
ترجمه: البته هشدار میدهم که مثل دفعهی پیش که کمی روزنامه را آزاد گذاشتیم و کمکم سراغ خود ما آمدند نشود. فقط رفسنجانی را بزنید. با رهبر و قوهی قضاییه و سپاه و لاریجانی کاری نداشته باشید. البته اگر بین خودتان هم دعوا کنید خوب است. مشکارت آبروی ولایتی را ببرد، ولایتی آبروی یزدی را. همین جور همه همدیگر را لجنمال کنید. این فعلا به نفع ما است. اما اگر پررو شوید و پایتان را از از این خط (بله، همین خط!) آن طرفتر بگذارید، حالتان را میگیریم. در ضمن، گنجی و عبدی را هم به زودی آزاد میکنیم، حالا که قرار است حال رفسنجانی را بگیریم.