این قدر این شیرین عبادی دست دست کرد تا اینکه رفعت بیات آمده و میخواهد تابوی نامزدی زنان را در انتخابات ریاست جمهوری بشکند.
البته قبول دارم که شانس بیات بخاطر اینکه به شورای نگهبان و کلا محافظهکاران سنتی نزدیک است برای تایید شدن بیشتر است و شورای نگهبان را با بدجور دوراهیای روبروی میکند. اگر او را تایید کنند این سد برای همیشه میشکند، اگر ردش کنند کلی از زنهای نسبتا جوان داخل گروههای نزدیک به خودشان را ناراضی میکنند.
االبته از یک زاویهی دیگر شاید شورای نگهبان میخواهد با رد کردن یکی از خانمهای «خودی» به دیگران نشان دهد که راجع به این مساله با کسی شوخی ندارد و تصمیمهایش بر اساس مصلحتهای سیاسی نیست.
یک بعد دیگر مساله این است که بودن یک نامزد زن میزان مشارکت و رای کلی را به راحتی یکی، دو میلیون بالاتر میبرد و حالا که «نظام اسلامی» به تک تک این رایها برای کمکردن خطر حملهی نظامی نیاز دارد، این یکی دو میلیون رای مفت به آسانی قابل چشمپوشی نیست.
خیلی برایم جالب است که یک دفعه در عرض کمتر از یک سال این همه اختلاف بین محافظهکاران به وجود آمده است. معلوم میشود که تمام این سالها به کمک لایهی ضخیمی از کرم پودر ولایت مطلقهی فقیه تمام اینها را میپوشاندند. وگرنه همهشان کم و بیش همانقدر به قدرت و ثروت ناشی از آن دلبستهاند که رقیبان غیرآبادگر سیاسیشان.
ولی دیگر تمام شد. دیگر آنها هم برای قدرت آسمانی تره خرد نمیکنند. کار به جایی رسید که خود ولی فقیه مجبور شد بگوید ذوب در ولایت معنی ندارد. چه چیز بهتر از این حرکت دستهجمعی کل نظام ایران را به سوی عقلانیت نشان میدهد؟