هوا تمیز است. کوهها پیدایند. روزنامهفروش سر کینژاد باز هم عوض شده. ترافیک فعلا سبک است. باید سه چهار روز صبر کنم تا ببینم چه ترافیکی است که همه را شاکی کرده است.
ملت خیلی خوشلباستر و خوشتیپتر شدهاند. در عوض تلویزیون پر شده از مردان ریشو و زنان چادری. تنها چیزی که شاید فرقی نکرده میزان مزخرفی ماهوارههاست. بیچارهها!
هنوز دعوا سر اسم کوچه ادامه دارد. روی تابلو نوشته جلاییپور، روی دیوار اسلامیه. کلی ساختمان جدید بالا رفته. اما خانهی روبرویی هنوز سرجایش است، همانطور جلوتر از همه و بدون عقبنشینی.
تقریبا دوستی نمانده. همه رفتهاند.. ولی من تازه آمدهام. پس این روزنامهها کی دوباره درمیآیند؟