برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
  • موسسه‌ی خبرسازی ایسنا

    بابا این ایسنا‌یی‌ها آبروی هر چه روزنامه‌نگار است برده‌اند. بابا نقل قول مردم را که اینجوری تحریف نمی‌کنند. بجای خبر نرم یکی به این اخلاق

  • شعله‌سعدی هم به سازگارا پیوست

    البته راستش را بخواهید اینها لااقل ایران را بهتر از رجوی و رضا وپهلوی می‌شناسند. اما هنوز هم کار کردن با دست‌راستی‌های آمریکا قابل قبول نیس

  • سومین مطلب دکتر معین در وبلاگش

    آقای معین. وبلاگت را برای ما بنویس، نه برای شورای نگهبان. آنها فرق یخچال و اینترنت را نمی‌دانند. نگران آنها نباش. خودت را به ما نشان بده.

Excerpt: There are certain words, such as Hamsar (Spouse), athat are increasingly used these day by people who are not confident about themselves. While Iranian words for husband (Mard or Shohar) and wife (Zan) do not refer to gender inequalities, it's sad to see people use lame words such as Hamsar or even worse, Aghaye Hamsar (Mr. Spouse).

از کلمه‌ی «همسر» بدم می‌آید. قیافه‌اش (هر کلمه‌ای یک شخصیت و چهره‌ای دارد) چیزی شبیه به حزب‌الهی‌های تازه به دوران رسیده باید باشد. آنهایی که به زور می‌خواهند بگویند از نظر فکر و منزلت اجتماعی پیشرفت کرده‌اند و با عوض کردن ظاهرشان و کلی پول خرج کردن روی سر و وضعشان می‌خواهند نشانه‌ای از گذشته‌ی فجیع‌شان باقی نگذارند.

این ظاهرسازی در زبانشان هم رخ می‌دهد. زبان‌شان را -- که در واقع لباس فکر آدم است -- هم سعی می‌کنند با دور انداختن و وارد کردن کلمه‌های متفاوت عوض کنند. ولی آدم چهار کلمه که نوشته‌هایشان را بخواند متوجه می‌شود که چقدر با خودشان مشکل دارند. همه‌اش نگرانند که نکند کسی از نوشته‌ی آنها گذشته‌شان را بو بکشد. یا مثلا پیشرفت‌های فکری آنها را متوجه نشود. خلاصه با خودشان راحت نیستند.

ایرانیان سال‌های سال از کلمه‌های زن و شوهر یا زن و مرد برای وصف شریک زندگی‌شان استفاده کرده‌اند. درست است که بسیاری از آنان زنان را پایین‌تر از مردان می‌دانستند، ولی این نابرابری جنسیتی در دو واژه‌ی زن و شوهر (یا بهتر از آن زن و مرد) وجود ندارد و معلوم نیست چرا کم‌کم دارند از صحنه‌ی زبان فارسی محو می‌شوند.

نجف دریابندری هم دقیقا به همین دلیل به زنش می‌گوید «زن»، بدون اینکه ذره‌ای او را پایین‌تر از خودش ببیند. (این را پنج سال پیش در یک جلسه‌ی کوچک از او شنیدم) لابد زنش هم به آسانی او می‌گوید «مرد» یا «شوهر»، بدون اینکه او را برتر از خود بداند.

از همه بدتر آن است که تازگی‌های می‌بینم بین دخترهای جوان و باحال مد شده که برای شکستن این نابرابری جنسیتی، به مرد یا شوهرشان می‌گویند «آقای همسر.» این دیگر واقعا ضایع است. هم بی‌خودی دراز است و هم لوس و شعاری.

حیف است دخترهایی با این ذهن باز و سواد و سلیقه، به دام تازه‌به‌دوران‌رسیدگی زبانی‌ای بیفتند که در این چند سال گریبان همه را گرفته است.

کسی که در ذهنش زن و مرد را برابر می‌داند لازم نیست بخاطر نگرانی از برداشت مردم کم‌سواد و کم‌شعور این قدر با احتیاط و خجالت حرف بزند. کسی هم که در پس ذهنش مردها را برتر از زنان می‌بیند، با «همسر، همسر» کردن نمی‌تواند چیزی را از آدم‌های تیز این دور و زمانه مخفی کند.

توضیح:
- می‌دانم که این اصطلاح «آقای همسر» بطور مشخص از زی‌زی‌گولو می‌آید. ولی اینکه بین مردم جا افتاده نشان می‌دهد که کارکردی اجتماعی دارد.
- می‌دانم که استدلالم عمیق نیست. ولی به این نوشته به عنوان تلاش برای طرح کردن یک مساله نگاه کنید. اسم این مساله را هم می‌ةوانید بگذارید «تازه‌به‌دوران‌رسیدگی زبانی» یا «زباله‌دان زبان فارسی».
- اصلا قصدم توهین به دوستانم که این واژه‌ها را به‌کار می‌برند نیست. خودم هم شاید در نوشته‌هایم بعضی از آن‌ها را به‌کار برده باشم. فقط خواستم خودم و شما را فکر بیندازم.

حاشیه:
بیاید همه ده واژه‌ یا ترکیبی را که اگر می‌ةوانستیم (یعنی اگر به آزادی بیان و دموکراسی اعتقاد نداشتیم) به دلایل مختلف ممنوع می‌کردیم، در وبلاگ‌هایمان فهرست کنیم. مال من این‌ها است، بدون اولویت (شاید بعدا به آن اضافه کنم):

۱. همسر
۲. می‌باشد
۳. ایضا
۴. هماهنگی کردن
۵. موردی ندارد
۶. فرمودن/عرض کردن
۷. التماس دعا
۸. استفاده کردن (بهره بردن از صحبت‌های کسی)
۹. اخوی
۱۰. خالی از لطف نيست


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ناهید رکسان»
«امید معماریان»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«عرب عصبانی»
«طاها بذری»
«مرتضی نگاهی»
«زيتون»
«امور ایران»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«گناهکار»
«توکا نیستانی»
«نوه‌ی غلامرضا تختی»
«خوابگرد»
«هوشنگ دودانی»
«کریم ارغنده‌پور»
«پسر فهمیده»
«هادی خرسندی»
«مسعود بهنود»
«حاجی واشنگتن»
«روزنامه‌نگار ممسلمان»
«حسین نوش‌آذر»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«میرزا»
«نانا»
«تبعیدی عصبانی»
«ملکوت»
«یک پزشک»
«ایمیان»
«مهستی شاهرخی»
«من راه نشین»
«حامد قدوسی»
«ضدمورچه»
«یک فتحی»
«سولوژن»
«مارسی نیومن»
«کوروش علیانی»
«از پشت یک سوم»
«عبدالقادر بلوچ»
«بامدادی»
«۴ دیواری»
«دستنوشته‌ها»
«پیاده رو»
بابک داد
فانونایت
مریم مومنی
آهستان
محمد نوری‌زاد
خط قرمز
جواد روح
یادداشت‌هایی از کابل
خسرو نقیبی
اسماعیل نیوز
یک وحید
پژمان نوزاد
خیاط باشی
شب پیشگویی
لگوماهی
سهند شمس
امنزیاک
صفا در ال.ای
مهدی محمدی
آزادنويس
رزانیات
حسام‌الدین آشنا
گردباد
علیرضا شیرازی
محمود فرجامی
احمد جلالی
۳۵ درجه
میرزا پیکوفسکی
بلوط
مطالعات فرهنگی رادیکال
سبیل طلا
فرنگوپولیس
ف.م.سخن
جوانفکر
مریم اينا
نوک‌تیز
کلنگ کمونیست کارگری
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
ابراهیم اسکافی
شکرخواه
موج
آی‌تی.ايران
خبرنگار مسلمان
پاگرد
جواد کاشی
رویای آريایی
خانوم حنا
جمهور
چرک‌نویس
شاخ به شاخ
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زهرا
کافه ناصری
کتابلاگ
زمستان است
افسون فسرده
مونتاژ انتقادی
مسعود ده‌نمکی
دلبستگی
سینا دیلی
مرد تنها
آچار فرانسه
فروغ
آن سوی دیوار
شنا در شنزار
لات‌لند
کمال
احسان
یک استکاان چای داغ
کیبرد آزاد
حسین پاکدل
حمید مافی
کامپیتور و ارتباطات
سهیل کریمی
آق بهمن
نگارک‌ها
زن نوشت
اکبر منتجبی
شهرزاد
سایه
غلاف تمام فلزی
هادی نیلی
خاکریزیسم
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
عباس معروفی
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
نیکی اخوان
محبوبه حسین‌زاده
آرش غفوری
بسیج جهانی
مسیح علی‌نژاد
پویان و سیما
آشپزباشی
لوبيا
پاسداران
دوم دام
لیلی نیکونظر
فریادناممه
پویان طباطبایی
خورشید خانوم
مرصاد امروز
نسل خمینی
حقوق‌دان پاریسی
مریم ابریشم‌کار
نازخاتون
بی‌بی‌گل
فلیسوف مآب رمانتیک
تادانه
بیروت ریپورت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
جمال
بی اجازه کوچیکترا نه
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
نگفتنی‌ها
ایران‌شهر
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
سیبستان
مرصاد
شرح
منبر دات نت
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
نسرین افضلی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
سلمان
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

کلمه همسر از خیلی کلماتی که دیگران به زن یا شوهرشان می گویند بهتر است مثلاً‌بعضی ها به شوهرشان می گویند ماچی ! خوب کلمه همسر شیک تر است البته نه آقای همسر و نه خانم همسر!!!!!!!

خوب من گيج شدم. يعنی مطلب قحط بود که حالا چسبيدين به اينکه فلانی تو وبلاگ خودش ميخواد شوهر خودشو چطوری نام ببره. مثلا اگه بجای اقای همسر مينوشت علی جونم يا کوروش جونم بهتر بود؟؟؟ مطمئنم که بازم یه تیکه بهش می انداختین که وای خوب شد تو رو یکی گرفت و حالا فکر میکنی شوهر کردی شاهکار کردی؟؟ حالا شما از يک کلمه بدتون مياد خوب ازش استفاده نکنین اینکه شرط لازم و کافی نيست برای حذف اون کلمه از زبان فارسی. بابا شاید طرف نمیخواد همه بدونن شوهرش کیه!!! خوب بود که از اينور ابی ها اقلا احترام به نظر دیگران رو یاد میگرفتیم.

سلام: اولاًحسین جان خیلی دوست‌ات دارم. دوم این‌که چرا ما ایرانی‌ها فکر می‌کنیم در هر کاری خبره‌ایم؟ دیدی وقتی تو ایران دوتا ماشین تصادف می‌کنند همه‌ی ملت کارشناس می‌شوند؟ حالا اگر خودشان پشت رْل بنشینند فرق دنده و آینه بغل را نمی‌دانند. تو در این مطلب آسمان و ریسمان و نابرابری جنسیتی و حزب‌اللهی‌ها وتازه به دوران رسیده‌هاو ... را به کار گرفتی تا برسی به «تازه‌به‌دوران‌رسیدگی زبانی» یا «زباله‌دان زبان فارسی» و ثابت کنی که نظرت درباره‌ی عدم استفاده از همسر درست است. واقعاً که ایرانی هستی!

به نظر من کلمه ی همسر کلمه ی خوبیه و کلمه های زن/مرد نمیتونن جاش رو بگیرند. دلیلش هم این هست که "همسر" از نظر جنسی خنثی است و خیلی وقتها در نوشته ها به چنین کلماتی که جنسیت طرف را مشخص نمیکنند نیاز وجود داره. برای مثال در فرم های اداری بهتره از کلمه ی همسر (معادل spouse) استفاده بشه.

یک دلیل دیگه برای داشتن این کلمه اینه که در آینده اگه فرهنگ ما ازدواج همجنسگراها رو قبول کنه این کلمه مفیدتر از زن/مرد خواهد بود. :)

سلام آقاي درخشان عزيز : اظهار نظر راجع به ساختمان زبان ، مقوله اي نيست كه به حزب اللهي بودن يا نبودن ربطي داشته باشد ، تولد رسانه نسبتا دوربردي مثل وبلاگ ، اجازه داده كه شما در رد يا قبول واژگان فارسي ، به زي زي گولو و اهرمهاي مشابه دست اندازي كنيد ، شما و خورشيد خانم كه آزادي را در بيان جزئيات اتاق خواب ميدانيد را ترا به خدا ، زبان و زبان شناسي را به حال خود و براي اهل آن واگذاريد ، آفتابي باشيد و عرق و ماست وخيارتان مستدام.

در ایران که بودم ، در انجمن های اولیا و مربیان مدرسه دخترم ، سال ها تلاش کردم به مدیران شلخته یاد دهم به جای "آقامون" یا بدتر "حاج آقامون" بگویند "همسرم". حالا یک جوان بی سواد و شلخته تر از آنان چه مهملاتی می بافد . گاهی واقعا عمق وجودش را با این خزعبلات نشان می دهد ، و این که با این همه دست و پا زدن ، هنوز نتوانسته گذشته اش را دفن کند .

با درود فراوان آنچنان زبان زیبای پارسی آکنده از واژه های گوناگون شده که در پی جایگزین برای واژه زیبای همسر شده اید . همسر دو معنی روشن دارد . یکی یعنی برابر .هموزن ودیگری به معنی سر در سر داشتن .یکی بودن ویار یکدگر .این واژه چه برای شوهر وچه برای زن اوج آزادگی وخوشبختی است .که هر دو برابر ویار یکدگر باشند. ایرد یار و نگاهبانتان باد

با درود فراوان آنچنان زبان زیبای پارسی آکنده از واژه های گوناگون شده که در پی جایگزین برای واژه زیبای همسر شده اید . همسر دو معنی روشن دارد . یکی یعنی برابر .هموزن ودیگری به معنی سر در سر داشتن .یکی بودن ویار یکدگر .این واژه چه برای شوهر وچه برای زن اوج آزادگی وخوشبختی است .که هر دو برابر ویار یکدگر باشند. ایرد یار و نگاهبانتان باد

سلام . به این عبارات و کلمات .کلمه های" سوق الجیشی" ."کان لم یکن تلقی می شود " . خواهری که شما باشید یا خانمی که شما باشید" ." "خونه خودتونه". "نازی ". الهی" را هم اضافه کن

(1)

Regarding your family and religion background, all of these conflicts are what he is.

خیلی قشنگ نوشتی آفرین. از همه خرفت تر آنهایی هستند که می نویسند دانلود، بجای دریافت! یک عده ابله هم که گیر داده اند به بارگذاری.. آدم به یاد شتر و شیر عزیز می افتد.

این کلمات بیشتر از همه مرا می آزارد 1- نمود بجای کرد 2- گشت و گردید بجای شد در هنگام مکالمه هم اکثر مردم خیلی زیاد مثلا می گویند که به واقع کلافه کننده است.

حالا وبلاگ نویسی که باش

عقل کل که نیستی تو مساعلی که بت مربوط نیست دخالت میکنی

(1)

Regarding your family and religion background, all of these conflicts are normal. Even being Anti-God is understandable. You remind me a beautiful small hummingbird which has been locked in a cage for a long time. He was quite and tired .He thought to him self: wouldn’t be great if I could be something else? He didn’t want to believe that he is a hummingbird anymore .Time passes by …now all of the sudden the cage’s door is open BUT he can’t believe that he is FREE!!! So to make sure that it’s not an illusion, he starts to bump him self to the cage’s walls and he repeats this song: I’M NOT A HUMMINGBIRD! I’M NOT A HUMMINGBIRD … While he was repeating the song, another hummingbird passed by and she sat down on the cage and watched him for a while. She thought to herself: isn’t he a hummingbird? He looks like me … mmmmmmm … it seems so interesting, I want to know what he is.

آقا يک نظر غير مبتذل و البته کارشناسانه: من ميگم چطوره به جاي واژه منحوس و بيگانه همسر کلمه " شووور" رو بکار ببريم؟:)

خسته نباشی گل پسر.ببین این همسر من با خوندن یادداشتت میخواست فکت رو بیاره پایین.بابا خب حالا چه اشکالی داره مگه این همسر گفتن.البته می فهمم که میشه رو این مسائل کار کرد و ریشه های اجتماعی اش رو به چالش گرفت.ولی جونه حسین این همه موضوع .گیر میدی ها!

سلام. به نظر من خيلي فکر مسخره اي هست که چون يه عده يه کاري مي کنن بده. يا چون يه عده يه چيزو ساختن بده.به نظر من آدم بايد ببينه کار درسته يا غلط ، اون وقت هر وقت اون کار از هر گروهي سر بزنه غلطه، اگه نظر شما غير اينه بايد بگم از اون گروه هم دگم ترين!!!

اضافه کن به اين ليست ترکيب «مهربان همسر» رو جهت ادرس کردن شوهر.

به نظر من خيلي بچه گانه نوشتي اين مطلبت رو!! براي من كه فرقي نمي كند چه بگيم زن چه بگيم همسر مهم اين هست كه واقعا قبول داشته باشم برابر هستم وگرنه فقط ادا در مياريم! اين نوشتت دقيقا نشون ميده كه ايراني هستي و بازي با كلمات برات مهمه!!!

خانوم یا اقای یکی هستی دیگه! به نظر من ازدواج با یه دانشجو تو امریکا به مراتب دردسرش بیشتر .اگه طرف دنبال پول و پله و خوشگذرانی بود زن یه حاج اقای کپل مامانی میشد و تو ایران به زندگیش ادامه میداد و حالش میبرد . زن یه دانشجو که هفتش گرو جزوه اش باشه چه لطفی داره که تو بهش حسودی کنی. افسردگی نامبرده هم دلیلش احساس بیهودگی ناشی از نداشتن کار مشخص و زندگی تو یه محیط جدید نه زیر دل زدگی از زور خوشی.

آقای همسر می تونه یه اعتراض به مناسبات و روابط اجتماعی باشه که در جامعه در حال گذر ایران که مفهوم توسعه در اون در حال شکلگیری باشه میدونی این الفاظ نیستند که اهمیت دارند بلکه این خود ما هستیم که با هر چیزی مخافت می کنیم با هر چیزی من بالاخره نفهمیدم که چه جوری باید اعتراض کرد چه جوری راستشو بخواهی این حرفت احمقانه بود.

Hamsar won't replace Zan (Khanoom is much better) and Shohar. They are different words used in different contexts. They can coexist peacefully as do the words "spouse" and "husband & wife" in English.

Hi Pesareh Haji Open minded liberals call their husband, wife, boyfriend and etc partner these days. I think Husband or Wife is a little outdated since it expresses some sort of ownership. I have heard in Haji type of families like yours spouses call each other Agha and Khanoum. In other Moatalefeh households they call women zaifeh and make it clear that Assdollah has the pants on. Can you inform us a little bit on that since you must be more familiar?! Hojat

سلام راستش من فکر نکنم واژه همسر خیلی بد باشه حداقل از واژه شوهر(شوئر) که من رو یاد حرفهای خاله زنکی میندازه شیک تره(اصلا هم حزب اللهی نیست) ولی من هم خیلی از بکار بردن پیاپی این واژه توسط خورشید خانوم (آقای همسر) خوشم نمیاد و لجم میگیره . یک کم به نظر من هم لوس میاد. یاد عروسهای وارداتی و صادراتی که تعدادشون هم اینجا کم نیست و "ایضا" به خاطر همون پول و ظواهر و اینوری شدن وبدبختی ندیدن و بی دغدعه زندگی کردن ازدواج کردند و در عین حال هم مداوم دچار افسردگی هستند و در عین حال غر میزنندمیندازه. خدا شانس بده . (این جمله ها به شخص خاصی اشاره نمی کنه و بصورت کلی می باشد.) والسلام (این لغت هم بد نیست برای اون فهرست بالا)

در مورد همه کلماتی که گفتی موافقتم ولی "همسر" رو نیستمت. اصلا به نظر من نشون دهنده یه جور تازه به دوران رسیدگی غربیته. چون تو ذهنت دنبال معادل واسه وایف! و هازبند! می گردی و نمی تونی قبول کنی واسه جفتش یه کلمه واحد استفاده بشه. فکر کنم بهتر بود با همون "اخوی" بحث رو شروع می کردی. ادای کلمه "شوهر" واسه خیلی دخترای جوون ثقیل و سنگینه.

همسر کلمهء زشتي نيست. احتمالاً تو ازش بدت مي آد چون پس زمينهء فکري يه ناخوشايندي ازش داري. من بيشترازهمه ازاين عبارت جديد «لاو ترکوندن» متنفرم که تازگي ميون جوونا مد شده و واقعاً بي ريخته و نشان از کج سليقگي زباني گوينده اش داره.

I do not like your logic. First you have defined the problem as the way they call eachother and the reason you have assumed is that they are nderconfident. Ireally dont know if you have a done statistical study on the mentioned population, but I think Zan and Mard is too genderd unlike Hamsar. Calliing your wife zan is like calling er female. Hamsar is more netruel asit can be used to describe wife and husband..

حسين آقا! - بحث بسيار مهم و جالبي رو مطرح کردي هرچند استلالت کمي تخمي بود. موضوع رو کمي پخته تر کن و ادامه بده. ازبحث هاي سياسي مفيدتره. خاک برسر زبان شناسان ما که اين چيزها به عقل شون نميرسه. يا حق!

"آقا" بهترین گزینه است. مثال 1: "امشب داریم با آقامون میریم پیتزا بخوریم." مثال 2:" آقاتون چطورن؟"

اومدیم طرف گی بود، استاد رخصت می‌دن بگه همسر؟ تو هم دلت خوشه‌ها. زن و شوهر کنایه‌ی سنگین جنسی دارن. به خصوص که جماعت مترقی در اقلیت هستند و هنوز اکثر مردم ایران به ازدواج به چشم دختر «دادن» نگاه می‌کنن. نجف دریابندری کدوم خریه؟

Have you seen "zizigoolou asi pasi dera kutaa taa be taa"?

And I hate "Valedeh, Hamshireh and abavi" too. I don't know what is wrong with "Madar, Khahar or Pedar"?

میشه لطفا اگر حرفی برای گفتن ندارید اصلا حرف نزنید؟دگه از واژه شوهر مسخره تر پیدا نشد که ازش دفاع کنید؟

"یا حق " احمقانه ترین چیزی که پای بعضی کامنتهاست . یا "والسلام" که مختص حزبل هاست.

من حامدم (همون که...)ببین حسین جان با تموم واژه هایی که گفتی موافقم اما با همسر نه!...چرا فکر می کنی حزب اللهیه؟؟؟کاملا یه واژه فارسی و به نظر من خوش آهنگه و آدم توش حس ضد زن بودن احساس نمیکنه.همسر بودن ...مثل همراه مثل همسفر مثل همکار و ...همسر. البته سلیقه محترمه اما استدلالت فکر کنم ضعیف بود.راستی ...هیچی!

حالا چه ربطی به حزب اللهی ها داره، مگه مردم قبل انقلاب یه زبون دیگه حرف میزدن؟ تازه همسر که لطافتش بیشتره تا زن و شوهر. همسر روابط عاطفی رو میرسونه، زن و شوهر روابط جنسی. سؤال بعد لطفا...

گل گفتي حسين اين "آقاي همسر" ديگه منو کشته مثلا به فلان مرد که هيچ نسبتي هم نداره اسمشو ميگن و یه "جون" هم به تهش اضافه می کنند و به شوهر که جزو نزديکترين کسانه آدمه (توي همه فرهنگها و مليتها) ميگه اقاي همسر. انگار مجبورش کردن با يه آقايي که فاميلش هم "همسره" توي يه محلي مثل خونه با هم باشن

but I think "bandeh manzel" with Rashti accent is kind of cute!! I'd rather be humorous ("bandeh manzel") rather than too official and polite ("aghaye hamsar" or anything from that brand!) to be honest... You made a good point, Hossein jaan... Cheers, --sooski

ایضا" دوباره سلام به نظر ميرسه من از رو دست بچه ها نوشته قبلي را کپي کرده باشم ولي خدا وکيلي اینطور نيست بعد که فرستادم ديدم خيلي ها ينطور نوشتن ايضا" معذرت مي خوام به حضرت عباس کپي نبود

البته به نظر من بهتره از کلمه "خانوم" به جای "زن" استفاده شود. اینطوری مادبانه تره!

هر چند هماهنگي کردن با همسر در زمينه اعتقادي موردي ندارد اما من و همسرم معتقديم كه هر چه اخوي حسين عرض کردند يا فرمودند درست مي باشد اين بيانات ايشان خالي از لطف نيست و ما نهايت استفاده را کرديم التماس دعا

My most hated thing:"Hozoor be ham resanid". WTF does that mean?

حسين جان، من كاملاً با نظر m موافقم، زيرا كه دليلي ديده نميشود كه طرف بواسطة ديدگاهش شخصي و تك بعديش نسبت به يك واژه آن را مردود دانسته و براي تحكيم نظرش در مقطع علمي وارد شود كه تخصصي در آن ندارد.

can you add " javabiye " too , thank you.

The phrase aghaa-ye hamsar was originally used in the Iranian children series ZiZiGulu. I suppose it was then became popular as a funny/shy way of refering to shohar by newly-wed girls. Also, I believe your reservations about the word hamsar are less than accurate. It is a very authentic word and has nothing to do with hezbollahis. As one of your readers said: it can be thought as an equivalent for the word spouse. Maybe too strong for street conversations, but indeed very authentic.

کاملا حرفت درسته "هودر" جان. بخصوص اون "می باشه" که مدتهاس سر زبونا افتاده و بدجوری تو ذوق می زنه اونم وقتی ما معادل فلرسی زيبا و سادهء "است" رو به جاش داريم.

واژه ها را نه می شود ممنوع کرد نه می شود مد کرد. این که چرا یک واژه سریع جای خودش رو باز می کنه پیچیدگی های خودش رو داره. اگر سیستماتیک فکر کنی من ترجیح میدم توی فیلدهای Database از همسر استفاده کنم چرا که اگر ما بخواهیم سیستم مون رو گسترش بدی و ازدواج همجنس را آزاد کنیم! سیستم دیوانی کشور احتیاج به تغییر نداره و یارو آخونده میتونه بگه آقای حمید روح اللهی آیا آقای مجید الاهوردی را به همسری خود قبول دارید! این دقیقا به همین دلیله که در کشورهای غربی هم استفاده از Spouse بجای Husband و یا Wife در تمام فرمهاشون مد شده.

خوب مثل اینکه مشخصا منظورت من و خورشید است.(منهای آن قسمت سواد وسلیقه).پس بگذار برایت بگویم که ما این اصطلاح را (و دقیقا اصطلاح نه کلمه) از جهت طنزو کنایه به کارمی بریم نه اینکه واقعا بهش اعتقاد داشته باشیم. کاربرد این واژه نزد امثال ما دقیقا بازگوکننده بحران هویتی است که زنهایی چون ما ته مانده هایش را با خود به همراه دارند.اینکه برای همخانه شدن با مردمان باید حتما ازدواج کنیم و اینکه کلمه شوهرهنوز نزد همگان همان بارمعنایی سنتی سنگینش را دارد. نجف مسلما این بحران را ندارد ولی ما و خورشیدها هنوز داریم. وقتی انگلیسی حرف می زنیم روزی صدبار واژه شوهر را به کار میگیریم ولی در فارسی ازش میگریزیم چون هنوز با بار معنایی کهنه اش تضاد درونی داریم.کاربرد اصطلاح همسر بازتاب این کشمکش درونی است.

بدترین چیزی که این همه وقت مد شده و جزء ادبیات حزب الههی هست عبارت مزخرف خسته نباشید هست! مردم ساعت 8 صبح هم به هم می رسند میگن سلام، خسته نباشید! آخه کی ساعت 8 صبح خسته هستش؟ قبلا خسته نباشید مربوط به یک کارگر زحمتکشی بود که کار یدی کرده بود. یکی این و یکی هم وقت شما بخیر که جوابش میشه عاقبت شما بخیر. اینها همه مال ادبیات ریاکارانه ی حزب اللهی هست.

به نام خدا/ ویژگی کلمه "همسر" این است که از نظر جنسی خنثا است و هم می تواند به زن اشاره کند و هم به مرد. به همین دلیل نسبت به آن کلمات دیگری که گفتی احساس برابری بیشتری دارد. به هرحال در مورد این احساس تان احتمالاً قیاس به نفس فرموده اید.

شما تمام کلمات را هم بشینی عوض کنی، لهجه بریتانیایی هم یاد بگیری و... جواد بودنت را نمیتوانی عوض کنی...به قول معروف جواد را از جوادیه میشه در آورد و برد کانادا ولی جوادیه را از جواد نمیتوان درآورد.

البته هر کس ميتواند به دلايلي از يک کلمه خوشش بيايد يا نيايد ولي توضيحاتي که تو در مورد کلمه همسر داده اي بسيار اشتباه است . همسر مساوي مرد يا شوهر نيست . همسر شريک زندگي يک نفر است که ميتواند زن يا مرد باشد . شايد بتوان آن را مترادف spouse انگليسي دانست و کلمه است بسيار گويا و زيبا . کلمه هاي از اين دست را با هم مقايسه کن تا ببيني چقدر اين کلمه با مناسبت است . همکار ( دو نفر که با هم در کار مشترک هستند) همکلاسي ( دو نفر که در يک کلاس هستند) . همسر ( دو نفر که در يک رابطه زناشويي با هم مساوي هستند وبسياري چيزهاي مشترک دارند با حقوق مساوي همه در اين کلمه خلاصه شده است ) بنابراين اين کلمه بسيار با معنا و زيبا است از نظر من . و البته هر کلمه هم جايگاه استفاده و کاربردش خاص است . همسر يک کلمه محاوره اي نيست .

همش تقصیره خورشید خانومه ! از بس تو بلاگش گفت "آقای شوهر" ؛ دیگه بین بقیه هم مد شده :))

عليكم اخوي.واقعا استفاده كرديم.بنده و همسرم بر آن شديم ازين كلماتي كه فرموديد (و ايضا بعضي كلامات ديگر) ديگر استفاده نكنيم. البته فكر مي كنم استفاده از "خالي از لطف نيست " موردي نداشته باشد. التماس دعا!!!!

آیت الله‌ اراکی فرمودند:

استفاده کردن از کلمه همسر در صورت هماهنگی قبلی با مخاطب موردی ندارد و خالی از لطف هم نیست. ایضا عبارت «آقای همسر» هم به همین شیوه بلامانع می‌باشد.

التماس دعا.

اخوی. از فرمایشات شما استفاده کردم. باید خدمتتان عرض کنم که استفاده کردن از کلمهء "همسر" به جای "زن" یا "شوهر" موردی ندارد و ایضاً خالی از لطف هم نیست. به خصوص اگر زن و شوهر در این مورد هماهنگ کرده باشند! آنچه نوشتم البته فتوای اینجانب می باشد. التماس دعا! D:

حسين جان! بد، طتز نمي نويسيا... توي اين چند موردي که نوشتي چند تاش با هم مرتبطه، مثلا: اخوي التماس دعا! حاجي! فرمودن موردي نداره و همه چيز رو هماهنگ کردن، ايضا فرمودن استفاده کردن از ايشون خالي از لطف نيست و ايشون مشکل اخلاقي ندارن و داري همسر مي باشند.

موافقم، کلمه هایی مثل آقای همسر خیلی داهاتی هستند. ولی خود واژه همسر واژه خیلی رسمی و درستی هست و ترجمه دقیق spouse هم هست که جنسیت رو هم دربر نگرفته. برای مردهایی که میخوان به زنشون اشاره کنن من کلمه »همسرم« رو ۱۰ برابر به کلمه »خانومم« ترجیح میدم.

فکر می‌کنم حرف بی‌ربطی باشه. هم‌سر واژه‌ی قشنگیه و ربطی هم به تازه‌به‌دوران‌رسیده بودن نداره به نظر من. در عین این که مؤدبانه‌ست، زیادی هم رسمی و لوس نیست. البته منظورم این نیست که استفاده از زن و شوهر غیرمؤدبانه‌ست. هرکدوم تو جای خودشون واژه‌های زیبایی هستن.

شاید واقعا اینطوری نباشه.شوهرم یا زنم یه جور مالکیت رو میرسونه مثل ماشینم خونم مبلم و....که به مذاق خیلی ها خوش آیند نیست برای همین اقای همسر مورد استفاده قرار گرفته.

در اين مورد و ايضا موارد ديگر آقاي حداد عادل نظر بدهند بهتر مي باشد.

البته نظرا شما هم اگر با هماهنگي ايشان باشد، موردي ندارد. در ضمن اگر بفرماييد خودتان به همسرتان چه ميگوييد خالي از لطف نيست.

اخوي، از پستت استفاده کرديم. التماس دعا.

I just remember I saw one the webloger`s wife calling his husband ``aghaye shohar`` or ``aghaye hamsar`` all the time,hope the she does not mind your new quote,cheers.