برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
  • موسسه‌ی خبرسازی ایسنا

    بابا این ایسنا‌یی‌ها آبروی هر چه روزنامه‌نگار است برده‌اند. بابا نقل قول مردم را که اینجوری تحریف نمی‌کنند. بجای خبر نرم یکی به این اخلاق

  • شعله‌سعدی هم به سازگارا پیوست

    البته راستش را بخواهید اینها لااقل ایران را بهتر از رجوی و رضا وپهلوی می‌شناسند. اما هنوز هم کار کردن با دست‌راستی‌های آمریکا قابل قبول نیس

  • سومین مطلب دکتر معین در وبلاگش

    آقای معین. وبلاگت را برای ما بنویس، نه برای شورای نگهبان. آنها فرق یخچال و اینترنت را نمی‌دانند. نگران آنها نباش. خودت را به ما نشان بده.

Excerpt: Khatami's hand shake with Israeli president (who happens to be Irnaian-born) seems to me as change of Irani's policy toward Israel which could be a result of Europe's pressure on Iran to recognize Israel. Iran and Israel need each othre, not matter what. Same way that US and UK have to be allies, even if New Labour should face Religious Right on the other side.

نمی‌دانم خاتمی شجاع شده و با مسوولیت خودش با همشهری‌اش که از تصادف رییس‌جمهور اسراییل است دست داده، یا اینکه با تایید خامنه‌ای بوده. (احتمال غیرمنتظره بودن این برخورد ضعیف است، چون از چند ساعت پیش کنار هم قرار گرفتن این دو را ما هم می‌دانستیم، چه برسد به مقامات وزارت خارجه‌ی ایران)

در حالت اول باید خاتمی را تحسین کرد و بخاطر بزرگ‌شدن تخم‌هایش به او تبریک گفت. چون که پنج سال پیش به طرز بچگانه‌ای از روبرو شدن با کلینتون و ظاهرا به دستور خامنه‌ای طفره رفته بود. (می‌گویند حتی یک‌بار خرازی او را داخل دستشویی کشانده تا در راهروی باریک با کلینتون روبرو نشود و به گناه نیفتد.)

ولی در حالت دوم، که احتمالش خیلی زیاد است، باید به کل جمهوری اسلامی تبریک گفت. چون این دست دادن نشان‌ دارد از تغییر سیاست ایران در قبال اسراییل که بعید نیست در اثر فشار اروپایی‌ها که در مذاکرات اتمی به صراحت از ایران شناسایی اسراییل را می‌خواهند. این یعنی برداشتن یک قدم دیگر به سمت سیاست خارجی عقلانی و غیر ایدئولوژیک که می‌تواند خیلی مسایل را حل کند.

از نظر من آمریکا مشکل اصلی سیاست خارجی ایران نیست، اسراییل است و تا ایران نتواند رضایت اسراییلی‌ها را به دست بیاورد، امکان ندارد آنها بگذارند رابطه‌ی ایران و آمریکا درست شود.

من حتی فراتر از این می‌روم و عقیده دارم که اصولا ایران و اسراییل، جدا از اینکه چه حکومت‌هایی داشته باشند، باید با هم دوست باشند. درست مثل رابطه‌ی استراتژیکی که آمریکا و بریتانیا دارند و به هیچ قیمتی نباید خرابش کنند، چون همیشه به هم احتیاج دارند. حتی اگر یک طرف بلر از حزب نو کارگر باشد و آن طرف بوش از دست‌راستی‌ترین جمهوری‌خواهان.

برای همین حتی تازگی‌ها فکر می‌کنم که هر ایرانی‌ای هر جای دنیا که هست باید با حداقل یک یهودی یا یهودی‌نسب دوستی نزدیک یا حتی ازدواج کند. چرا؟ چون بهترین راه است برای اینکه بتوانیم دوباره در دنیا سری در سرها در آوریم و نه تنها کلیشه‌های منفی درباره‌ی خودمان را بشکنیم، بلکه نفوذمان را در اقتصاد، سیاست، و فرهنگ جهانی گسترش بدهیم و نقشی اساسی در معادلات جهانی بازی کنیم. می‌دانم سخت است، ولی شدنی است و اگر عملی شود بعد از پنجاه سال نتیجه‌ای می‌دهد که هیچکس باور نخواهد کرد.

این یکی از کلیدهای بازگشت ما به دوران شکوه تمدن پارسی و بازگشت به لیگ دسته اول جهانی است.

تازه:
- خیلی خب. معلوم شد که خاتمی تخم‌هایش را در رم جا گذاشته است. بیست و چهار ساعت نشد که او اصلا کل این دیدار را تکذیب کرد. خیلی بد است. یک نفر این وسط دارد دروغ می‌گوید که احتمالا خاتمی است، چون این دفعه‌ی اولش نیست که جرات ایستادن پای کارهایش را ندارد. ولی حتی اگر رییس جمهور اسراییل دروغ گفته باشد، حرفش نوعی نخ دادن به ایران است و خاتمی می‌توانست جوری این نخ دادن را جواب بدهد که هم خامنه‌ای را راضی کند و هم اسراییل را و هم آبروی خودش را این طوری در دنیا نبرد. بهرحال این تاثیری در تحلیل من درباره‌ی رابطه‌ی استراتژیک ایران و اسراییل ندارد.

- قبول می‌کنم که جمله‌ی آخرم کمی کلیشه‌ای و شعاری است. می‌توانستم جور دیگری بنویسمش. ولی منظورم این است که ایران بعد از انقلاب در دنیا منزوی شده و بخاطر کارهای احمقانه و خشن‌اش اعتبار و آبرویش را نزد آدم‌حسابی‌ها دنیا از دست داده. در صورتی که پتانسیل آن را دارد که حداقل در خاورمیانه نقشی سازنده بازی کند و مثل یک ریش‌‌سفید عاقل به حل شدن مشکلات منطقه کمک کند، نه اینکه مثل یک بچه‌ی تازه‌بالغ بی‌کله با آتش سوزاندن و خرابکاری توجه دنیا را به خود جلب کند.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

ولی یک چیز مهم وجود داره که خیلی کم به اون توجه میشه کا خاتمی دست دادن رو تکذیب نکرده و تنها مذاکره را تکذیب کرده است

دوستان من هم دارم کم کم به این نتیجه میرسم که نکنه خاتمی داره راستشو میگه. بقول دوست دیگری که گفته بود با این همه دوربین تلویزیونی و عکاسی پس یه عکس از این دست دادن کسی نداره؟ یه جورایی مشکوکم حالا! ا اینکه اصل مطلب رو با حسین موافقم. یعنی باید به خاتمی گفت که اگه دست هم ندادی هنر نکردی. باید میدادی! و من این عقیده رو به عنوان کسی مینویسم که همواره از اسراییل و سیاستهاش انتقاد کردم. مقاله هام رو تو سایت ایرانیان دات کام ببینید. ولی وقتشه که واقعیت رو قبول کنیم.

ببخشید ای واه مگر خاتمی تخم وخایه ای هم داشت او تخم هایش را بیشتر در کتابخانه ملی سر طاقچه جا گذاشته بود

اصولاً برای یه بار هم که شده یکی توضیح بده رابطه شجاعت، صداقت، سیاستمدار بودن و ... با آلات تناسلی چیه؟ فکر می کنم مدتها پیش آقا محمدخان بخشی از این توهم رو نقض کرده. اما یه نکته مهمتر! به نظرم راه رها شدن از خفگی کنونی تو دنیای جدید، از آمریکا و اسرائیل رد نمی شه که یه نفر بخواد براش تصمیم بگیره. همین جا تو خیابونای خودمون باید دنبالش بگردیم.

اگه تخم! داري بقيه کليدهاي بازگشت ايران به تمدن باشکوه پارسي رو بگو!! به تخم بقيه کار نداشته باش! خاتمي با کيا بايد دست بده؟

فعلا که با این سیستم جدید مووبل تایپ امکان سانسور داری و میتونی کامنت هایی را که خوشت نمیاد سر به نیست کنی. اما تنها چشزش که ما رو نسبت به تو بد بین میکنه همین حمایتت از اسرائیله

پيشنهادت در مورد ازدواج با يهوديها حرف بدي نيست. بيا و اول خوار و مادرت خودت رو بده به شيمون پرز تا مردم هم ياد بگيرند. فکر کنم اينجوري هم ما به شکوه پارسي برگرديم هم تو به شغل اصليت.

اين جريان دست دادن درست باشد يا نه فكر نمي كنم موضع ج.ا در مورد اسرائيل عوض شود.هر چند من هم موافقم كه ايران و اسرائيل خيلي به درد هم مي خورند. ولي اگر يك روز رابطه ايران و آمريكا خوب شود و خاتمي با بوش لزگي برقصد باز هم با اسرائيل ميانه اش خوب نمي شود!

واقعا جالب است!اگر با اسرائيل دوست باشيم مي توانيم به دوران پرشکوه تمودن پارسي برگرديم!!

بابا انقد به تخم خاتمی گیر نده. آدرس جدید وبلاگت و هم فیلتر کردن. همون us .

از شما که متاهل هستيد بعيد بود راجع به ازدواج با دختران کليمی بنويسيد. آیا از همسر خود اجازه گرفته اید؟

همه این ها نشانه ظهور آقا امام زمان (عج) در امسال است. در انتظار پانزدهم شعبان ثانیه شماری میکنیم و گریه به درگاه مبارکش. به اشک یتیمان و نا چیز بودن حقوق کارمندان دولت ترحمی بفرما و در ظهور تعجیل بفرما تا شاهد فراوانی باشیم و افزایش حقوق کارمندان دولت . انشالله بقدر منزلته باالصواب الماجور

any way I prefer isrealis to arabs at least they respect our sovernigty.I think in future Middle east will be divided in two blocs:Arabs and none arabs.I think it's clear that iran ,turkey and isreal will be in none arab block.even great isreal from Nile to euphrate is not a bad idea for iran .euphrate can be the border of great Iran and great Isreal

Ba Salaam I am personally very disappointed in the site author's lack of morals let alone identity, that he is willing to make such statements regarding the complex Iranian-Israeli affairs. Hatred of the current regime in Iran seems to have blinded such individuals from any staright thinking, not to mention pride. I don't want to go into this warped way of thinking Iranians have that Jewish illuminati control all international affairs, but kissing a higher power's boots has is never the answer. On a final note, carefully read all the statements put out by Khatami and the likes of Abtahi to realise his denial in fact is a "non-denial denial". He never denies not having had shaken Katsav's hand, he simply denied having had any visits with any Israeli officials, which is absolutely true, as he has never had an arranged meeting with any Israeli officials and a random handshake out of courtesy does not amount to a "meeting" or a "visit". Ba arezooye movaffaghiat baraye hameyeh iranian

اگر من به جاي خاتمي بودم با افتخار در بلندگوهاي دنيا فرياد ميزدم كه آهاي آهاي مردم دنيا بيائيد ببينيد اين همشهري من است، اين پرورده شده درشهر من است كه امروز رئيس جمهوري كشور ثروتمند و پرنفوذ و دموكرات اسرائيل است. فرياد ميزدم كه اين رئيس جمهوري اسرائيل برادر و همشهري من است. براي هر ايراني يك افتخار است كه يك يهودي ايراني فارسي زبان رئيس جمهوري كشور اسرائيل باشد. او هرچه باشد هنوز هم ايراني است و تابعيت ايران دارد، شناسنامه ايراني دارد، و ايران و ايراني را دوست ميدارد زيرا كه ايرانيها هموطن و همزبان او هستند. او زبان ايراني را با لهجه ي يزدي حرف ميزند. او يزدي است و از ما است. البته ضد عرب است و عربها هم هرجا باشند حتي در ايران با او دشمن هستند.

خود سيدخندان كه شديدا تكذيب كرد همونجوري كه نوشتي ... ولي من ميگم يجوري شده تو مايه هاي اون يارو وليعهد انگليس ( پرنس چارلز) و موگابه (رئيس جمهور زيمبابوه) كه به قول بي بي سي اشتباه ديپلماتيك مرتكب شدن ... يعني يارو اومده جلو گفته ساميليكم! ... بعد خاتمي هم گفته و عليكم السلام و رحمة الله و الكي دست دادن و بعد خاتمي ديده خيلي خيطي بالا آورده و گفته كي بود كي بود من نبودم ... ولي حالا از اين حرفا گذشته من ميگم خداييش بنده كه حاضر نيستم به خاطر مملكتم برم و يه دختر يهودي پيدا كنم كه بگيرمش ... يعني حاضرم براي مملكتم بميرم ولي نرم بخاطر مملكتم زن بگيرم ... اين يكيو ديگه شرمنده (: ... حالا در گوشي ... شما بيا و يه بنياد ازدواج بزن ... خوبه ها ... از صبحونه درست كردن براي ملت كه بهتره!

Whether we like it or not, the state of Israel deems Iran a major threat to her safety. Hence, we, the Iranians, must ensure that we are able, by all means, to defend ourselves against a preemptive strike by Israel. I am not antagonsatic against Jews or the people of Israel. But, rest assured that it is our right and duty to protect ourselves .

It is quite interesting with you quasi-Hezbollahis (who really aren't I know, I know, what should I say, Reformollahis?...): Everything that you wish your Islamic Republic would do, would only lead to a restoration of Iran to where it was before you people and the Republic for which you stand had messed things up. Including this pipe dream about Khatami suddenly turning into a normal human being, not a slave of the system...

Yes, If Iran recognizes Israel, if Iran reintroduces personal freedoms, if Iran accepts women as judges and woman as real cabinet members, if Iran stops killing Bahais and Christian missionaries, etc etc, then everything would be fine, but then it wouldn't be Islamic Republic anymore, it would be Iran! And that should scare any Hezbollahi or Reformollahi, and if you don't realize, or perhaps you only pretend you don't realize this as Khatami and Khamenei do, well, perhaps that's why you are not sitting in the Golestan Palace. Think about it... "Its about the IR, Stupid!" No disrespek!

خدا شفات بده حسین جدا بعضی وقتا آدمو پشیمون میکنی که وقت بذاره بیاد یه مشت کس و شعر بخونه کمتر بکش

خاتمی باز هم نقش خودش را به عنوان نوکر رهبر انجام داد. جمهوری اسلامی ریاکارترین حکومت دنیا است که در داخل و خارج دو چهره متفاوت دارد. خبر اول خوراک خارجی دارد که بله آخوندها اهل معامله هستند و خبر تکذیب خوراک داخلی که بله ما همچنان با اسرائیل در جنگیم. هیچ جیز به اندازه یک دست شدن این حکومت ریاکار برای ملت ایران مفید نخواهد بود. امیدوارم در خرداد با تحریم انتخابات و تقاضای رفراندم گامی مهم در راه آزادی کشور برداریم و به تمام این حماقتها پایان دهیم. انقلاب 57 یک حرکت کور بود بیایید در خرداد 84 با چشم باز سرنوشت خود را انتخاب کنیم. فراخوان رفراندم و مقالات مربوطه را مطالعه کنید و در باره آن بیاندیشید.

سلام, با نظر حسین موافقم. عین همین اتفاق چهار دهه قبل بین شاه ایران و جمال عبدالناصر که دشمن سرسخت هم بودند افتاد. برخورد عاقلانه طرفین و احترام دیپلماتیک و دست فشردن با هم باعث بهبود روابط ایران و مصر شد. جریان از این قرار بود که شاه ایران در راه بازگشت به ایران در پاویون تشریفات فرودگاه ژنو (ظاهرا) با جمال عبدالناصر بطور اتفاقی رودر رو می شود و با وجود خصومت و تیرگی روابط با جمال عبدالناصر دست می دهد. همین رعایت آداب تشریفات از سوی شاه یخ روابط را می شکند و باعث بهبود روابط ایران و مصر می شود. رفتار عاقلانه محمد خاتمی (هم حضور در مراسم پاپ و هم رعایت اداب دیپلماتیک و فشردن دست رییس جمهور اسراییل) می تواند نقطه خوبی برای تغییر سیاست ایران و نرمش اسراییل باشد بشرطی که آقای خاتمی ادامه دهد. بعید است خامنه ای مخالفت کند چون سیاست های خامنه ای جامع تر از آن است که بخواهد آنرا بخاطر روابط ایران و اسراییل مخدوش کند.

من كار به سياست و اينجورچيزها ندارم ولي همين اندازه كه حرف از دوستي و محبت وخنده و دست دادن هست مرا خوشحال ميكند. حسين هم همين اندازه كه حرف از دوستي و عشق ميزند دمش گرم ...مگر مردم چه تفاوتي با هم دارند كه بايد به خون هم تشنه باشيم...اي خدا بسه ديگه...خسته شديم از اينهمه دشمني

مشدی حسین دلت برای ابرو دار شدن ایران تو دنیا میسوزه اما سوراخ دعا را گم کرده ای که از کجاست٬ ببین دلسوخته ایران دوران شاه من در غرب حرث میخوردم چرا این مطبوعات با ایران و شاه این همه لجن و خشن اگر یک خبر نگاری قالی و خاویار میگرفت و خبری میفرستاد هنوز از تهران خارج نشده تکذیب میکرد ولی حالا قمه را از رو بسته اند و ایران ملایی هم اصلا پشمش هم حساب نمیکنه انها را. اینه که ذله شدی این سه ساله و من بد بختذسی ساله حرث میخورم این مطبوعاتی ها با هم در غرب دنیا را تیول خودشان کردهاند وگر نه بوش و بلیر وشیراک تنشان از اینها میلرزه. دیدی شازده چارلز زیر لبی گفت ای جورنالیست های هرامزاده!!!!!!و فرداش بهش لجن زدند. بله مسعله ایران مطبوعاته غربه که یهودیها بیست یا سی پر صد نفوذ دارند و سهم روس و چین و هند فقط ۵ در صده و امریکا و اروپا غرب۶۵ در صد و ایران هم چس مگسی همدسهم نداره عزت زیاد

فكر نمي كني هيچ رابطه اي بين ازدواج و دوستي يك ايراني با مطرح شدن دوباره در عالم بين الملل وجود نداشته باشد. اصلا تو فكر مي كني كسي به خاطر برگشتن ايران به دوران شكوه و اعتبار خودش و به نوعي بازگشتن به دنيا حاضر مي شود با اين تصور با كسي دوست شود و يا ازدواج كند. كاش كمي تامل درآلترناتيوت مي كردي. . . .

من فکر می کنم خاتمی رئیس جمهور اسرائیل را نشناخته فکر کرده یکی از مقامات کشور های آسیای میانه است که فارسی صحبت می کند بعدا که دوزاریش افتاده دیده دیوار حاشا بلنده به کل قضیه را منکر شده . اگر خاتمی از این جسارتها داشت وضع اصلاحات به اینجا نمی کشید.

اصلاً چرا احوالپرسی محمد خاتمی و موشه کاتساو، به عنوان تغییر موضع ایران تلقی می گردد؟ چرا این اتفاق را به عنوان تغییر مواضع اسرائیل در نظر نگیریم؟ اگر توجه کرده باشید، رئیس جمهور اسرائیل علاوه بر احوالپرسی با رئیس جمهور ایران، با روسای جمهور سوریه و الجزایر نیز دست داد. و همانگونه که مستحضرید این کشورها نیز به عنوان دشمنان اسرائیل بحساب می آیند. پس احتمال اینکه این تغییر موضع از سوی اسرائیل باشد، به نظر من بیشتر است.

Spot on! :D

همین دیروز بود که تلویزیون ایران کشتی گیران (یا جودوکاران؟، دقیق یادم نیست) را نشان می داد که برگشته بودند مهرآباد و دوتایشان که با حریف اسرائیلی مسابقه نداده بودند را نشان داد که بیچاره ها با چه مشقتی داشتند متن از پیش حفظ شده را در مورد اینکه چرا امتناع کردند، تکرار می کردند. یا همین آرش میراسماعیلی بنده خدا که با وجود این همه پول و جایزه، می شود یک جور غم را ته چشمهایش دید. واقعاً امیدوارم حکومت ایران عاقل شده باشد. ضمنا فکر کنم از فردا توپخانه کیهان و رسالت (به هر حال) به کار خواهد افتاد! کفن پوشان قمی هم از یاد نروند!

به نظر من خاتمي وقتي داشته از هواپيما در روم پياده مي شده از پله ها افتاده پايين براي همين دست داده وگر نه من كه شك دارم خاتمي اينقدر شجاع باشه!!! و تا جايي كه يادم هست خاتمي اگر عرضه اي داشت هيچ وقت براي نامزدشدنش در انتخابات 80 جلوي تلويزيون گريه نمي كرد. اينا همه شايعه هست تا باز دوم خردادي ها خودشون را مطرح كنند. در ضمن من حزب اللهي نيستم هان!!

ززرشک ! به همين سادگي که فکر ميکني هم نيست. بيا يکبار هم به اين نظر فکر کن که سناريوي انقلاب و بر هم زدن مناسبات ايران با آمريکا و اسراييل همه در راستاي پيشبرد سياست هاي اسراييل بوده و همچنان هم ادامه دارد. در اين مدت زمان ۲۶ سال مناسبات اسراييل با کشورهاي عرب و اسلامي سريعتر از هر زمان ديگر به ثمر نشست.حالا هم بخش پاياني يا ماقبل پاياني اين سناريو که به رسميت شناختن اسراييل توسط ايران است که در بحران مالکيت خواهي جزاير ايراني توسط جبهه پان عرب تنها حامي ايران اسراييل خواهد بود به اضافه اينکه اين آيت الله ها به اندازه طالبان در اين مدت ريشه اسلام را هم زدند .

Looks like he shook hands without Khamenei's approval, as he was forced to retract. But you still have to give to Khatami credit for trying. I'm sure he knew he would have to retract since just going to the pope's funeral was more than Khamenei could bear!

در هر صورت این راهی است که باید برویم چه در جمهور ی اسلامی یا بعد از آن کنار آمدن با اسرائیل یا هر کشور دیگه اگر برای مصالح ملی و به نفع مردم ایران باشد هیج اشکالی ندارد

واقعا خريت از افکار و ايده هايت!! مي بارد. حد خود نگه دار

باز زود تحلیل و نتیجه گیری کردی؟؟! خاتمی قضیه رو تکذیب کرده و گفته ترفند عکاسی بوده!!!!! اما این خاتمی سیاستمدار بشو نیست. یکی نیست بهش بگه آخه برادر من! تو اونجا از یه طرف باید از دست بوش فرار می کردی از یه طرف دیگر از دست رضا پهلوی تازه ملکه ی اردن هم که بوده.حالا حواست نبوده یه همشهری اونجا دیدی دست و پات و گم کردی باهاش دست دادی. دیگه خودت و از ترس مرتضوی ضایع نکن که ترفند عکاسی بوده!!!! بگو رفتم راست راست تو چشم رئیس جمهور اسرائیل نگاه کردم و گفتم مرگ بر اسرائیل. انونقت حتمن خامنه ای واسه بزرگنمایی تخم جمهوری اسلامی در مجامع بین المللی جایزه ی تخم طلایی رو بهت میداد. نه ! این خاتمی سیاستمدار بشو نیست.

jenabe derakhshan. Could you explain how when photographers take pictures of literally everything that happens every second, could not take a picture of president khatami shaking hands with the Israeli president? the picture is khatami shaking hands with the jordanian king. thanks for the rest of the bullshit. I dont think you ever get tired of eating out of Israeli ass. Bon Appetite!

باز هم عجله فرمودين! حدس زدن اين که همه چيز چه راست يا دروغ تکذيب خواهد شد سخت نيست

Yes Hoder, I also believe that a strong Iran-Israel partnership is the panacea for the ills of the region. But be warned that you may get beat up by a lot of your readers because of that “Shokooh e Tmadon e Parsi” stuff! Cheers…

کدام تخم؟؟؟ اقا تکذیب کرد فکر می کنند اکر بگویند بله دست دادیم همه ایرانیها انها را هو خواهند کرد اقای درخشان من که از این ها بریده ام و فکر می کنم اینها به اندازه یک بچه ده ساله مملکت داری بلد نیستند شما هم سعی نکنید هر حماقت ایشان را تعبیر به یک استراتری پیچیده کنید . احتمال می دهم اصلا اقای خاتمی این رییس جمهور فارسی زبان اسراییل را نشناخته و فکر کرده یکه از همشهریهایش است که قوم وخویش پاپ است

«این یکی از کلیدهای بازگشت ما به دوران شکوه تمدن پارسی و بازگشت به لیگ دسته اول جهانی است.» شیشکی! تو که اهل این کس‌شعرها نبودی حسین.

کلا وضعيت مسلمونها در اروپا کم کم داره شبيه يهوديها در قرون اخير می شه که نهايتش به آشويتس ختم شد... چون مسلمونها مثل يهوديها توی خودشون زندگی می کنن و با جامعه اروپايی قاطی نمی شن، يهوديها مسيح رو کشته بودن و مسلمونها هم يازده سپتامبر رو درست کردن، و نوه ونگوگ رو تو هلند کشتن يا قطار توی اسپانيا منفجر کردن، مورد تنفر هستن. اين می تونه يه دليل باشه برای حرف تو. به هر صورت، درسته که خيلی از ايرانيها سعی می کنن مسلمون نباشن، ولی دقيقا مثل خيلی از يهوديها هستن که سعی می کنن يهودی نباشن. فرقشون اينجاست که يهوديهای معتقد، اين افراد رو همچنان يهودی می شناسن، شايد بدليل جمعيت کم شون. حتی کسانی که کاملا از يهوديت خودشون رو مبرا کردن، مثل ويتگنشتاين و اسپينوزا يا حتی مارکس و آينشتاين، به دليل تبار يهودی شون يهودی شناخته می شن، ولی مسلمونهای معتقد اينجوری نيستن. يه دليل ديگه اش که مخصوص ايرانيهاست، اينه که خيلی از ايرانيها از زمان انقلاب مثل يهودي سرگردان توی دنيا پخش و پلا شدن. ولی اون حرفای آخرت درباره شکوه تمدن فارسی خيلی ديگه تخمی بود.

come on ! do you think being "sari too sarha " is more important than seeing the truth? truth is what is israel doing to the world ,dont forget that he is not "asheghe cheshmo abrooie ma",

زياد تند رفتي عزيز برادر. خاتمي دست دادن با رييس جمهور اسراييل را تکذيب کرد. ظاهراً دم پله هاي هواپيما خايه هايش را جا گذاشته. گرچه رويا هاي تو در مورد سر عقل آمدن سران ايران قابل فهم و شايد ستايش است ولي بدبختانه اينها در حد رويا خواهد ماند. از تيتر هايي که اخير ميزني مثل "خامنه ي اگر وبلاگ ميخواند وضع ايران اينطور نبود" يا تبريک عيدت با اشاره به اينکه ظاهراً بوش و خامنه اي هر دو سر عقل آمده اند ميشود دريافت که يک کم خوش خيالي يا اينکه فکر ميکني خامنه اي مياد وبلاگت رو ميخونه و ميگه اي واي چه قدر من بد بودم بيام آدم خوبي بشم به همه هم آزادي بدم و.... عزيز برادر آب بندي نشده تخته گاز نرو خدا نكرده موتور ميسوزوني ها از ما گفتن

اون همه عکاس اونجا ریخته بود.من که بعید می دونم دست داده باشند!!!

واقعا بايد گريست وقتی شما، به عنوان يك جوان ايراني، كليد بهروزی و سربلندی ايران در جهان را، نه در جلب رضايت مردم اين سرزمين و سعی و تلاش ملی در تمام زمينه های سياسي، اجتماعي، فرهنگي، و علمي، بلكه در به دست آوردن رضايت كشوری نژادپرست و وحشی مانند اسرائيل ميدانيد.

به بداهت، معلومه که همچین اتفاقی نیفتاده، اگر نه هزار تا عکس از اون گرفته می شد. آخه عزیز، اگر کراسم رو دیده باشی، می فهمی که دوربین بی بی سی، یورونیز، ZDF و DW با توجه زیادی به خاتمی، از اون تصویر برداری می کردن، که به فرض، اگر چنین اتفاقی می افتاد، حتما همه جور عکسی ازش می گرفتن!

تکذیب خاتمی رو هم در بی بی سی ببین: http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/04/050408_mf_khatamidenial.shtml

حسين جان از جملات پاياني ات به نظر مي رسد مثل تلويزيونهاي لوس آنجلسي در هپروت ۲۵۰۰ سال پيش گرفتاري. ارتباط ايران و اسراييل رو من هم به نفع مصالح ايران ميدونم حتي اگه بخواد تو صلح تاثير بذاره اين طوري نقشش موثر تره.

هرچند که سخته ولی باید بگم که متاسفانه کاملاً درست میگی. منافع ایران در بهبود روابط با اسرائیله.

بسيار رويداد خجسته ای است...

من نیز با ایدولوژی زدایی دنیای سیاست و تبیین آن بر اساس منافع ملی موافقم. ولی نمی توانم ربط منطقی بین بازگشت به دواران شکوه و تامین منافع با دوستی مطلق و بی قید و شرط با هیچ کشور و ملتی از جمله یهودیان و اسراییل پیدا کنم. راستش را بخواهی از عوام زدگی و تفکر خامت متاسفم. ارتباط با یهودیان نیز مانند سایر ملل باید در چارچوب عقلانی و به دور از دشمنی ایدولژیک یا دوستی بی قید و شرط باشد.

ميتوان در بارهء مفهوم كلي اين نوشته بحث كرد و حتي با آن موافق بود. اما پاراگراف وجملهء اخر يك فاجعه است. يك افتضاح شرم اور است.

دوستي وازدواج انگار بايد معنايي سواي معناي واقعي خود داشته باشند.چون به اين وسيله ميخواهيم به اهداف متعالي برسيم. دنياي عجول ما را به رسميت بشناسد و تازه در نهايت بعداز اين همه بد بختي برسيم به بازگشت به دوران شکوه تمدن پارسی !!. همسن و سال عزيز از اسب افتاده ايم نه از اصل. براي ما ملت از اسب افتا ده دراين دوره جديد بازگشت به دوران شکوه تمدن پارسی با اين روش روياي تلخي است.

دوست عزيز ظاهرا باد غربت خيلي سرد هست.

Very interesting.

خوب نوشتی، اما کاش صحنه کنده شدن درخت های پرتقال بوسیله اسراییلی ها را هم می دیدی، می ترسم پس از شکست اعراب این متحد تشنه قدرت ما بزند درخت های پرتقال تیسفون را هم از ریشه در آورد.

حسین با این نظرت موافقم. ولی فکر نمیکنم این دست دادن و دوکلمه چاق سلامتی به اون مهمی که رسانه ها (و شما) اون رو قلمداد میکنید باشه. مهم بودنش رو واکنش های فردا و پس فردای حضرات در ایران البته معلوم خواهد کرد. امیدوارم که اشتباه کرده باشم و این شروع یک حرکت منطقی باشه. از طرف دیگه جالب اینه که رسانه های عربی خیلی هاشون این اتفاق رو سند همراهی و هم پیالگی پشت پرده رژیم ایران با آمریکا و اسراییل قلمداد کرده اند. ولی باهات کاملأ موافقم. بعد از این همه کاسه داغ تر از آش بودن ملاها برای فلسطینی ها و هزینه ای که ایران برای دشمنی با اسراییل داده هنوز اکثریت مردم عرب در کوچه و بازار از ایرانی ها نفرت دارند و ایران رو عامل بدبختی هاشون میدونند!!! پس بنا براین اتحاد ایران و اسراییل تنها جواب منطقی برای آینده ماست که یه بیلاخ شق و رق به کل اون منطقه نمک نشناس میفرسته!