من هم بخدا از این عکس انار خسته شدهام و دلم میخواهد بیشتر بنویسم. ولی باور کنیدکه وقتی آدم سفر است نمیتواند زیاد بنویسد. نه اینکه اینترنت در دسترس نیست یا وقتی برای نوشتن نیست. بلکه من در سفر نمیتوانم تمرکز کنم و فقط هفتاد، هشتاد درصد ذهنم کار میکند. نوشتن هم که میدانید، بیش از هر چیزی تمرکز میخواهد، هرچند کوتاه.
البته در این مدت گرفتار دو پروژه هم بودهام: یکی وبسایت «روز» که تقریبا دو روزه راهش انداختم و الان دارد درست و حسابی کار میکند، و دومی وبلاگ انگلیسیای که به کمک موسسهی اوپندموکراسی لندن دربارهی انتخابات ایران، به نام Iran Scan 1384، و به کمک چند نفر ایرانی و آمریکایی راه انداختیم.
از طرف دیگر چند تا از شوخیهای بر و بچهها این طرف و آن طرف باعث شده که جرات نکنم زیاد از این سفرها بنویسم. بخصوص که سخت است که بتوانم شرحی راحع بهشان بدهم و در نتیجه چیزی که میماند فقط توضیحی مختصر است دربارهی اینکه کجا و چرا هستم که معمولا هم خیلی خودستایانه به نظر میرسد.
بهرحال، من الان در شهر وینیپگ از ایالت منیتوبای کانادا هستم بخاطر کنفرانس سالانهی انجمن روزنامهنگاران کانادا. فردا شب هم دارم میروم نیویورک برای کنفرانسی که دوشنبه برگزار میشود دربارهی دموکراسی و تاثیر تکنولوژی بر آن. کلی از وبلاگدارهای لیبرال را در آنجا برای اولین بار خواهم دید و میخواهم حسابی بهشان غر بزنم که چرا اینقدر به مسایل دنیا و بخصوص ایران کمتوجهی میکنند. درست است که بوش آدم دروغگو و فاسدی است ولی معنیاش این نیست که چون حالا به هر دلیل او افتاده دنبال حمایت از دموکراسی در خاورمیانه، لیبرالها باید از آن دوری یا دربارهاش سکوت کنند. چون این سکوت عملا باعث شده که بوش هر جور دلش میخواهد خاورمیانه را به افکار عمومی نشان ندهد، نه جوری که واقعا هست. (عربستان سعودی که مادر القاعده است رفیق فابریک آمریکا است و ایران که حتی یک عضو هم در القاعده ندارد شده محور شرارت.)
خلاصه اینکه ببخشید که میآیید و میبینید چیز جدیدی اینجا نیست. عذرم موجه است و به زودی جبران میکنم.