برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۴ | 18 May 2005

 مشروب‌خواری بدون دخول

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: What an amazing obsession the security services in Iran have with people who drink and are sexually active. The best way to beat them is by not hiding this kind of stuff. Then what would they have to expose someone who is already exposed?

این سندهایی که دارد در گویا در مجموعه‌ای درباره‌ی سازمان اطلاعات موازی منتشر می‌شود خیلی جالب‌تر از خود نوشته‌های مجموعه هستند. (البته حیف که تمام قسمت‌های باحالش سانسور شده‌اند.)

ولی از شوخی گذشته تقریبا مهم‌ترین چیزی که انگار این‌ها توی اعترافات گرفتن دنبال می‌کنند، نوشیدن و سکس است. من نمی‌دانم چرا این‌قدر برای ایتها مهم است که کسی اعتراف کند در فلان جا و فلان تاریخ با فلان‌کس «مشروب خواری»‌ کرده. یا مثلا در اتاق لیتوگرافی فلان جا با فلان خانم «رابطه‌ی نامشورع بدون دخول» داشته.

انگار این بیچاره‌های حزب‌الهی از حسادت دارند می‌ترکند که می‌بینند کسانی در موقع انجام این جور کارهای عادی -- که میلیاردها نفر در دنیا هر روز دارند انجام می‌دهند و در برخی جاها روزی چند بار -- عذاب وجدان یا احساس گناهی که این بچه‌مذهبی‌ها حتی موقع خودارضایی یا دیدن فیلم خارجی می‌کنند، ندارند.

یا شاید هم چون می‌دانند که خیلی از اصلاح‌طلبان -- البته مثل بقیه‌ی مردم ایران -- آدم‌های دورویی هستند و تصویری که از خود در بیرون نشان می‌دهند کاملا با چیزی که در خفا هستند فرق دارد، این کارها را می‌کنند. چون می‌دانند که اگر معلوم شود فلان آقا که نماز و روزه‌‌اش ترک نمی‌شود و با نامحرم در جمع دست نمی‌دهد و همیشه بجای صورت، کفش خانم‌ها را نگاه می‌کند، نه تنها یواشکی اهل ودکا و آبجو هم هست بلکه مخفیانه با خانم‌های دیگری هم -- بدون دخول البته -- سر و سر سکسی دارد.

برای همین من مدت‌ها است به این نتیجه رسیده‌ام که بهترین راه تسلیم کردن این جور آدم‌ها این است که اصولا چیزی را مخفی نکرد. مثلا چه می‌شود اگر همه بدانند که آدم مشروب می‌نوشد، اگر پایش بیفتد و تعهد اخلاقی به کسی نداشته باشد با دیگران سکس می‌ورزد، اهل نماز و روزه هم نیست، و اصولا به خدا و پیغمبر هم کاری ندارد و اصلا دوست دارد برود جهنم (به فرض وجود آن). با چنین آدمی چه‌کار می‌توانند بکنند؟ اعدامش کنند؟

مساله این است که ریاکاری در ایران یک ساختار است و تا وقتی کسی به آن پایبند باشد باید به تبعات این ساختار و بازی‌هایی که در آن تعریف شده است تن بدهد. با شکستن این ساختار تمام این ملاحظات و بازی‌ها بی‌معنی می‌شود.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«یک فتحی»
«سولوژن»
«شهرزاد»
«یک پزشک»
«جواد روح»
«خسرو نقیبی»
«هوشنگ دودانی»
«دادابیس»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آهستان»
«خوابگرد»
«سینا دیلی»
«حامد قدوسی»
«جمهور»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایمیان»
«تبعیدی عصبانی»
«ابراهیم اسکافی»
«نگارک‌ها»
«فروغ»
«گردباد»
«نانا»
«عرب عصبانی»
«محمد نوری‌زاد»
«مریم ابریشم‌کار»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«جواد کاشی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«از پشت یک سوم»
«آزادنويس»
«ناهید رکسان»
آق بهمن
مرد تنها
بامدادی
امنزیاک
امور ایران
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
گناهکار
۳۵ درجه
خیاط باشی
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
ایران‌شهر
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
شنا در شنزار
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

داداش مي خواهي مثل حيوان زندگي کني وبميري .خب زندگي کن و بمير.همه صحبت روي همان فرض جهنم.اگه نبود که تو با حزب اللهي فرقي نداري.اگه باشه دهنت سرويسه.اگه عاقلي يه فکري براي خودت بکن.

"بهترین راه تسلیم کردن این جور آدم‌ها این است که اصولا چیزی را مخفی نکرد. مثلا چه می‌شود اگر همه بدانند که آدم مشروب می‌نوشد، اگر پایش بیفتد و تعهد اخلاقی به کسی نداشته باشد با دیگران سکس می‌ورزد، اهل نماز و ...." پسر ؛ مثل اینکه از شدت بغض و ... نسبت به حزب الهی ها قاط زدی و همه اصول انسانی را هم فراموش کردی! یکی از اولیه ترین حقوق هر انسانی همین است که هر کار درست یا غلطی را که در خلوت وتنها می کند اگر دلش خواست مخفی نگاه دارد و حتی خداوند "ستارالعیوب" است و به آن افتخار میکند و مثل تو ما بندگانش را به دو رویی متهم نمی سازد. اگر قرار بود روراست هر کار که می کنیم بگیم که اوضاع همه از جمله خود تو خیلی قاراشمیش می شد که!! عزت زیاد!

من فکر ميکنم که اين اعتراف به مثلا گناه بايد يک روش براي اصلاح جامعه باشه نه حکومت. يعنئ بايد بخش سننتيه جامعه رو از اين طريق اصلاح کرد وگرنه حکومت که سرکوب ميکنه کي دل وايسادنشو داره

داش حسین ما نگفته بایس تو ون بدمستی و هیزی همه رو از ادم تا خاتم رو پس بدیم . اگه بگیم که سوراخ ئکونمو ن میشه کارخونه ی پپسی کولا که. چاکر شوما اق فری

دوست من هر چیز طبیعی که تو انجام میدهی (سکس و مشروب و غذا خوردن و موسیقی و ...) تورا از دنیای مجازی و مندرآوردی دور میکند پس اولین شروط دنیای مجازی و دینی دور کردن و محدود کردن تو از مسائل طبیعی با ( انواع حد و قیدو. .... نمازو روزه و ...)اینا است به خاطر همین خیلی واضح است که با این مسائل کار داشته باشند "بدون سکس تو شور انقلابی را حفظ میکنی!چون مشکل در وجودت میماند".واقعا نوشته ات باحال بود

تركيب «سكس ورزيدن» هم از آن تركيب‌ها بود!

شاید ربطی به ریا نداشته باشد . این مستمسکی ست برای اعتراف گیری و آبرو ریزی و شاید آنانی که خود بازجو هستند اگر آبی گیرشان بیایید شناگران ماهری باشند چون زیر و بم کار را خود خوب بلدند !

Some times you write disgusting. I wish instead of always being reactive to others be a bit active to find your own identity. Do you know what it is ?

ساختار پيچيده روانشناختي فرهنگ ايراني را فقط با رويكردي علمي مي توان شناخت

ای بس که حريف باده و جام شديم دزديده به خانه دلارام شديم ترسيدن ما زبيم بدنامی بود اکنون ز چه ترسيم که بدنام شديم

بر عکس اکثر دوستان من موافقم، اصلا یه قسمت بگذار تو سایتت مثل کلیسا ملت بیان اعتراف کنن، من سعی می کنم ( قول نمی دم ) جز اولین نفرها باشم برای اعتراف کردن. اینجوری کار نوستراداموس وطن ( برادر حسین شریعتمداری ) و زیر دستانش هم راحت میشه راحت با یه مراجعه به سایت همه سوبق فساد اخلاقی ملت رو در می اره ( البته بدون دخول ).

دقيقن دوست من، زدی توی خال! بايد معنی رو از بين برد؛ کاری که نسل فعلی داره انجام می‏ده، روزی که همه‏ی ارزشهای (حال به‏هم زن فعلی) بی‏معنی شد ديگه ج.ا.ا ی هم وجود نخواهد داشت.

آهان همینه اصل اشکال دورنگی و دروغه اگه این نبود دیگه بهشتی برا اون دنیا لازم نبود چه اشکالی داره که آدم بگه خمینی رو قبول نداره!!! اصلآ ربطی نداشت.

ریاکاری در ایران یک ساختار است: you said it beautifully and it's soooo true

حسین اقا گاهی فیوز میسوزونی و حرفهای الکی و مجاهد- رضا پهلوی خوش کن میزنی مرد حسابی هر سازمان امنیتی دارای باز جوهای مختلفیست مثلا دوره شاه از طبری و اعتماد زاده باز جوهایی سین و جین میکردند که با طرز تفکر انها اشنایی داشتند اما این جوجه جوونهای تاز چریک و بی تجربه توسط باز جوهای کیلویی!!!کم سواد و اهل شلاق و جوجه کباب . حالا این اقا معلومه از کدام دسته بوده و ازی بازجوهای کیلویی و بیسواد خزبل بقول شما نصیبش شده

Well I have always been surprised to see that majority of the religious rulings (Fatvah) are about SEX and sexual relations between men and women! I don't understand what part of SEX is so strange that almost 3/4 of Islamic jurisprudence (Fegh’h) is about the relationship between a man and a woman! Man has sexual needs and so does woman! When they get together to have sex to fulfill this need!! Now please can we talk about something else such as child poverty, addiction, corruption among officials and so forth? Religious people must try to enhance their sexual life. Doing so they will realize having sex (hopefully with Dokhool) is healthy and natural. Not doing so, and telling others to follow them, is unhealthy and unnatural and can only result in people doing it behind the closed doors and in secrecy. Getting used to secrecy will only increase Hippocratic behaviors instead of honesty and transparency!!! Thank you

I was going to like you a little bit at the time... But now I really like you... Just don't push your luck.

يدی جان، دلم برات يک ذره شده! والله از شما چه پنهون من که داشتم تحقيقات حوزوی ام را ميکردم فهميدم که اصولا هيچ چيز بد تر از مشروب خوردن و رابطه نامشروع برقرار کردن نيست. چون اینها نماد های عمومی نامسلمانی هستند. نماز و غيره را اینقدر تحقيق نمي کنند که عرق خوری را! همه فحش هايی هم که جنابعالی از طلبه های گرامی و برو بکس حزب الّله ای ميخوريد برای همين عرق خوريت هست. برای همين بنده تصميم گرفتم در وبلاگم هرگز مدرکی دال بر عرق خوری خودم بجای نگذارم...ظاهرا خيلی دردسر است...اگر از 29 لذت بردی خودت در آمريکا تهييه کن :)

من نمیدونم شما در فکرتون چی میگذره. بنده رو به جرم ایجاد مزاحمت گرفتن(به جرم اینکه چرا ایستادم با یک دختر تو خیابون حرف زدم؛ البته میدونم که میگی دیگه اون دوران گذشته! بله منم همینطور فکر میکردم، ولی متوجه شدم قبلا همه رو میگرفتن ولی الان عشقی! یعنی اگه عشقشون بکشه میگرن میبرنت مفاسد!)تو مفاسد یک گروهبان بود که پرونده تشکیل داد برام. به جرم ایجاد مزاحمت و استعمال مشروبات الکلی! تمام سی دی های تو ماشین رو صورت جلسه کردن و به همین صورت یک پرونده ی تخمی برام درست کردن. ما هم هرچی التماس که تو رو خدا ببخشید و ... اما جوابمون فقط فحش خوار مادر بود و البته شاید اگه زیاد به قول خودشون ساک بزنم براشون با تو گوشی و کتک جوابم رو میدن. تازه واسه چنین جرم مسخره ایی من رو بازجویی کردن، بدون یک شاکی خصوصی، یک شب هم بازداشت بودم تو مفاسد و یک شرایط خفنی که فکرشو هم نمیکردم و با خودم میگفتم که دیگه اوضاع خفن اوایل انقلاب نیست و دیگه کم کم آخوندها دارن أدم میشن ، توی اینجا نمیشه جا نیس که همشو بنویسم ولی اینو فهمیدم که تو این کلانتری ها هر بالایی که دلشون بخواد سر أدم میتونن در بیارن! بعد تو میگی طرف بیاد ادعا کنه که : بله من مشروب الکی مصرف میکنم؟!! کجایی عمو؟؟؟؟؟ خیلی خوش خیالی

راستي سند قسمت نهم هم بامزه بود. بالاي برگه نوشتن «فهرست اتهامات کلي خودتان رو بنويسيد» بعد هم کنارش راهنمايي کردن «اعم از روابط نامشروع و...»! جالب اين‌جاست که اول طرف رو بازداشت مي‌کنن بعد ازش مي‌خوان «اتهاماتش» رو خودش بنويسه! واقعا کمديه...

بيشتر حزبل‌ها از روي احساس گناه وحشي مي‌شن. نمي‌گم همه‌ي حزبل‌ها وحشي‌ان، ولي اون دسته که با ديگران برخورد تند مي‌کنن هميشه همين‌طورن. تازگي يکي سياست‌مداران ايالت واشنگتن که به شدت مسيحي و ضدگي‌ هستش خودش گي از آب در اومد و معلوم شد در چت‌روم گي‌ها با اسم مستعار بروبيايي داشته. ايران که ديگه «جانماز آب کشيدن» اصولا يک اصطلاح رايجه. از اين مثال‌ها کم نيستند.

راستي من هم اون بخش «بدون دخول» رو ديدم پوزخند زدم، بامزه بود.

Bravo Hossein. What a great piece. You're correct on all accounts.