معلوم نیست که پشت پردهی درخواست خامنهای برای تایید صلاحیت معین چیست. ولی به نظر من او نباید به رابطهی شورای نگهبان و رهبر کاری داشته باشد. آنها هر جور بخواهند میتوانند دعوا کنند و تصمیم بگیرند. ولی نتیجه مهم است که یا نه است و یا بله. معین نباید بخاطر تغییر این جواب که بدون دخالت او صورت میگیرد، خود را دربرابر کسی مدیون یا مسوول بداند. حتی به نظر من دلیلی هم ندارد که تایید صلاحیت ابراهیم یزدی را بخواهد. مگر تقصیر اوست؟
از طرف دیگر خامنهای به شورای نگهبان حکم حکومتی داده است، نه به معین. بنابراین گردن نهادن یا ننهادن به این حکم حکومتی اصلا برای معین بیمعنی است، چون اصلا او طرف این حکم نیست؛ شورای نگهبان است. فرض کنید اگر خامنهای این دستور را خصوصی میداد و نه عمومی. آن وقت متوجه میشوید که اختلاف بین شورای نگهبان و رهبر شبیه به اختلاف داور و کمکداور است و ربطی به بازیکنی که توی زمین است ندارد.
حداد عادل به رهبر نامه نوشته و او هم به شورای نگهبان دستور داده که صلاحیت معین را تایید کنید. معین هم اگر «بله» را بشنود باید تبلیغش را شروع کند. اگر هم جواب «نه» دست نخورد از مردم تشکر و خداحافظی کند. (البته دفعهی بعد اگر خواست پیام بدهد یادش باشد که پیامش کوتاه باشد تا جوانهای ایران حوصله کنند بخوانندش.)
شانس برنده شدن معین به کمک جوانهای زیر سی سال کم نیست. در ضمن بزرگترین فرق او با خاتمی این است که یک تیم است. ولی خاتمی یک نفر آدم بیبرنامه و شگفتزده از بردن بود. فقط کاش خامنهای میتوانست به مشارکتیها اطمینان کند و بهشان اجازهی کار بدهد.