از گیرهای الکی و بچگانهای که نیکآهنگ مدتی است دارد به اصلاحطلبان و معین میدهد دیگر دارد لجم میگیرد. مثلا این آخری را نگاه کنید. منظورش چیست؟ معین لاکپشت کند و چشمبستهای است که خود را پیشرو مینامد.
الان اصلاحطلبان در لب مرز حاکمیت ایستادهاند و با موضعگیریهای جدیدشان تقریبا با بیرون رفتن از حاکمیت فاصلهای ندارند. آیا کوثر میخواهد آنها از ساختار سیاسی بیرون بیایند تا همهی قدرت را به محافظهکاران بدهند؟ همانهایی که او را بهخاطر کاریکاتور مصباح یزدی به روزی که الان هست انداختهاند. یا این که به نظرش اصلاحطلبان باید تبدیل به اپوزیسیون برانداز تبدیل شوند که خودش سازگارا را بهخاطر نزدیک شدن به آنها نقد میکند؟
درست است که کار کارتونیستها و طنزنویسان سیاسی آشکارکردن دوروییها و تناقضهاست، ولی کار و دیدگاه خودشان که دیگر نمیتواند این همه متناقض باشد.
نیکآهنگ دوست تورنتویی مهربان من است و قبلا چندبار این مساله را به خود او گفتهام. ولی به عنوان یک ناظر مستقل نمیتوانم دیگر انتقادم از او را خصوصی نگه دارم.