جمع کنید تحلیل های مسخره تان را درباره ی دلایل محبوبیت احمدی نژاد و شکست ناگهانی اصلاح طلبی و میانه روی. این یک انتخابات عادی نبود که بشود نتایجش را اصولا تحلیل کرد. کم کم همه این را می فهمید. بخصوص شما عقب افتاده هایی که از ناف حوادث ایران دورید و حالیتان نیست که آن استراتژی احمقانه تحریم تنها به نفع برادر احمدی نژد شد و بس. (از جمله شیرین عبادی که تقریبا دیگر فقط برای حکومت ایران سود دارد تا مردمش.)
عقب افتاده های کالیفرنیا نشینی که صبح تا شب دارند در آن استودیوهای مزخرفشان روز به روز مردم را به عقب می برند خاین ترین موجوداتی هستند که تاحالا این ممکلت به خود دیده است. حالا هم دارند باز این مردم فلک زده ی بی گناه را با طناب حماقتشان به چاه می فرستند.
من مخالف و منتقد بزرگ رفسنجانی بوده ام و خواهم بود. (اگر احمدی نژاد محبوبیتی داشته باشد بخش بزرگی از آن بخاطر نابرای اجتماعی است که از زمان رفسنجانی مانده است ) ولی فکر کنم برای اینکه اصلا چیزی در سالهای آینده به نام رای دادن وجود داشته باشد، چاره ای جز رای دادن به او نداریم. البته رفسنجانی هم چاره ای جز سهم دادن به گروه های مخالف حامی اش ندارد. هر دومان به هم نیاز داریم و چاره ای جز ایستادن در برابر بنیادگرایی پرزور و حماقت بی حد لوس آنجلسی و فرصت طلبی خودخواهانه دولت بوش نداریم.
میانه روها در همان دور اول هم با وجود میبدی و رضا پهلوی در مجموع شش میلیون بیشتر از اصول گرایان رای آوردند. ولی اگر این اختلاف را دو برابر نکنیم کار همه مان تمام است. هر کس باید یک نفر را که رای نداده به زور پای صندوق بیاورد و به زور هم که شده وادارش کند که به رفسنجانی رای بدهد. چاره است نیست. رفسنجانی هر چه باشد احمدی نژاد نیست و اگر این را درک نمی کنید لطفا دیگر فارسی حرف نزنید که شایسته اش نیستید.
رای ندادن در دور دوم یعنی رای به کودتای 1384.