برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Yes, I was in Tehran for ten days. However, the Intelligence Ministery (Vezarat-e Ettela'at) didn't allow me to leave, detained me for a few hours and interrogated me for six or seven hours at their official building. They didn't let me leave until I signed a apology for my writings about the Islamic Republic taboo issues.

خب، دیگر وقتش رسیده که بگویم من از دو هفته‌ی پیش تا دو روز پیش در تهران بودم. ولی برای اینکه دردسری از طرف اطلاعات موازی و دادگستری برایم پیش نیاید در وبلاگ فارسی‌ام هیچ درباره‌اش ننوشتم و از همه هم خواستم که چیزی درباره‌اش ننویسند. (البته دو سه نفر با بدجنسی نزدیک بود کار دستم بدهند.) ولی حالا دیگر اشکالی ندارد اگر کسی فحشی چیزی خواست بدهد با خیال راحت بدهد.

البته بگویم که قرار بود فقط یک هفته بمانم و صبح یکشنبه که می‌شد پس فردای رای‌گیری دور اول تهران را ترک کنم. ولی در فرودگاه توسط وزارت اطلاعات از ترک تهران بازداشته شدم و چند روز بعد هم در محل وزارت اطلاعات بطور رسمی ولی محترمانه و دوستانه بازجویی اساسی شدم.

tehran06 065

ناگفته نگذارم که شانس آوردم کسی که مسوول پرونده‌ی من بود حداقل می‌دانست وبلاگ چیست و مثل آدم‌های مرتضوی که فرق وبلاگ را با تره فرنگی نمی‌دانند نبود. (اگر نبود چیزهایی که بچه‌های بینوا در هنگام خوردن سیلی و لگد از اطلاعات موازی به آنها یاد داده بودند، مرتضوی و دوستانش هنوز هم فکر می‌کردند اینترنت و ایمیل و وبلاگ لوازم آرایش زنانه هستند.)

ولی چشمتان روز بد نبیند،‌ از کلی نوشته‌های فارسی‌ام پرینت گرفته بود و با جزییات کامل از روز اول وبلاگم را دنبال کرده بود و تقریبا همه چیز را هم می‌دانست. خیلی روزهای ترسناکی بود، ‌بخصوص که من تا لحظه‌ای که هواپیما بلند شد هرلحظه نگران بودم که گیر آدم‌های دادگستری و اطلاعات موازی بیفتم.

اینجا بود که وافعا فهمیدم که اگر خاتمی یک کار درست در این هشت سال کرده باشد، اصلاحات اساسی در وزارت اطلاعات بود. وگرنه من واقعا الان معلوم نبود کجا بودم. هرچند که با ورود احمدی‌نژاد احتمالش زیاد است که وزارت اطلاعات به دست تندروهای بی‌سواد بیفتد.

حالا بعدا بیشتر درباره‌ی مشاهداتم از ایران بعد از سه سال دوری خواهم نوشت. هرچند که بیشتر وقتم را با بچه‌های روزنامه‌نگار/وبلاگ‌دار و ستاد معین گذراندم. ولی کلی ویدیو و عکس گرفتم که به زودی تنظیمشان می‌کنم و می‌گذارم یک جا تا ببینیدشان. تجربه‌ی خیلی خوبی بود. امیدوارم بتوانم تکرارش کنم.

در ضمن، اگر برایتان سوال است که چرا بلایی که سر سیگارچی یا نسب‌‌عبدالهی و بقیه آمد سر من نیامده باید از شما تشکر کنم. لابد خیلی خوشحال می‌شدید اگر آش و لاشم می‌کردند و ضد جن و انس ازم اعتراف می‌گرفتند.

اولا که من الکی یک هفته قبل از انتخابات به ایران نرفتم. می‌دانستم که کمترین خطر را دارد و حدسم هم درست بود. دوم اینکه هدفم این بود که بتوانم بی‌دردسر از ایران خارج شوم، نه اینکه الکی شلوغ و جنجال کنم تا مشهور شوم و اسمم برود در چهار تا گزارش و روزنامه تا بتوانم بر اساسش از اروپا پناهندگی بگیرم. من هم پاسپورت کانادایی دارم و هم به اندازه‌ی کافی اسمم این طرف و آن طرف هست. سوم اینکه در وبلاگ انگلیسی‌ام قبل از اینکه بروم همه چیز را توضیح داده بودم و تمام اقدامات پیشگیرانه‌ی لازم را هم کرده بودم. بعدش هم کلی از تهران در آن چیز نوشتم.

خلاصه اینکه برای این سفر چند ماه فکر و برنامه‌ریزی کرده‌بودم و خوشحالم که همه چیز خیلی خبوب پیش رفت و صحیح و سالم برگشتم. (فکر کردید آن دروغ سیزده برای چه بود؟)

امیدوارم حالا که رهبر انقلاب همه‌ی قدرت سیاسی و نظامی کشور را به دست گرفته است کمتر نگران نوشته‌ها و آمدن و رفتن چهارتا آدم یک لا قبا و بی‌خطر مثل من باشد و حقوق اولیه‌مان را از ما دریغ نکند.

راستی اگر معین رییس‌جمهور شده بود الان کون همه‌مان را کرده بود تونل کندوان.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«آق بهمن»
«فانونایت»
«مرتضی نگاهی»
«ناهید رکسان»
«گردباد»
«تبعیدی عصبانی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«مهستی شاهرخی»
«مرد تنها»
«لوبيا»
«آهستان»
«نانا»
«یک پزشک»
«علی معظمی»
«بامدادی»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«۳۵ درجه»
«امنزیاک»
«مریم مومنی»
«پسر فهمیده»
«تادانه»
«روزها»
«انتخاب زنان»
«عنکبوت»
«ف.م.سخن»
«ایمیان»
«شهرزاد»
«اکبر منتجبی»
«خبرنگار مسلمان»
«خوابگرد»
«دوم دام»
«گناهکار»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«کتابلاگ»
«شبنم طلوعی»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آزادنويس»
«ابراهیم اسکافی»
«سینا دیلی»
«موج»
«زهرا»
«میرزا پیکوفسکی»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«فریادناممه»
«علیرضا خدابخش»
«بیروت ریپورت»
«سرزمین آفتاب»
سولوژن
پیاده رو
نیما دارابی
خسرو نقیبی
بلوط
خورشید خانوم
حسین نوش‌آذر
طاها بذری
توکا نیستانی
جمهور
هادی خرسندی
خیاط باشی
جواد کاشی
شکرخواه
آدم و حوا
هنوز
کافه ناصری
لیلی نیکونظر
ایران‌شهر
از پشت یک سوم
مازوخیسم محاسباتی
دستنوشته‌ها
زيتون
شب پیشگویی
امور ایران
عبدالقادر بلوچ
آرش غفوری
فروغ
من راه نشین
چخوف منو نديدی؟
بابک داد
کریم ارغنده‌پور
حقوق‌دان پاریسی
احمد جلالی
روزنامه‌نگار ممسلمان
کیبرد آزاد
خاکریزیسم
مسعود ده‌نمکی
بی اجازه کوچیکترا نه
نگارک‌ها
نوه‌ی غلامرضا تختی
مونتاژ انتقادی
مریم ابریشم‌کار
رویای آريایی
مطالعات فرهنگی رادیکال
احسان
محمد نوری‌زاد
دلبستگی
یک استکاان چای داغ
شنا در شنزار
فلیسوف مآب رمانتیک
خط قرمز
علیرضا شیرازی
آن سوی دیوار
نسرین افضلی
زمستان است
مهدی محمدی
پویان و سیما
محمود فرجامی
سایه
حاجی واشنگتن
کمال
بی‌بی‌گل
صفا در ال.ای
نازخاتون
سیبستان
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
محبوبه حسین‌زاده
امید معماریان
عباس معروفی
آشپزباشی
جوانفکر
حسین پاکدل
مسیح علی‌نژاد
ارزیابی‌های شتابزده
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
شاخ به شاخ
کلنگ کمونیست کارگری
آی‌تی.ايران
شرح
چرک‌نویس
ضدمورچه
سلمان
سبیل طلا
عرب عصبانی
پویان طباطبایی
هوشنگ دودانی
جمال
یک وحید
سهیل کریمی
حامد قدوسی
زن نوشت
امشاسپندان
کامپیتور و ارتباطات
آچار فرانسه
مسعود بهنود
شب‌نامه‌ها
نگفتنی‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
هادی نیلی
کلاشینکف دیجیتال
مریم اينا
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
مرصاد
وب‌نگاشت
خانوم حنا
تبرمرد
غلاف تمام فلزی
سهند شمس
مرصاد امروز
ققنوس
آزاده عصاران
لگوماهی
حسام‌الدین آشنا
منبر دات نت
لات‌لند
کافه اندیشه
پاسداران
نیکی اخوان
پاک‌نویس
تکینسون
سوگلی ریچارد پرل
بچه‌های سوم تیر
نقیز
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
روزنه
میرزا
فالشیست
پاگرد
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
هپلی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
نسل خمینی
مشکات
افسون فسرده
پرگلک
کلفه گینزبورگ
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
سفره‌ماهی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
حمید کریمیان
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
جواد روح
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
فرنگوپولیس
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
امیرعلی قاسمی
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
سفره ماهی
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
لیلا خدابخشی
نظرات ديگران

سلام هودر! خیلی بی‌شرفی؛ آخه کجا تو وزارت اطلاعات نظام(‌ نه، خاتمی) تغییری به‌وجود اومده؟! آیا همین‌ها نبودند که تا روز قبل از انتخابات علی افشاری و حبیبی و دیگر دل‌سوزان وطن و فعالان سیاسی رو که واقعاً از جان‌شان بها می‌دن نه که مثل تو زر مفت بزنند و الکی خودشون گنده کنند، تهدید می‌کردند و همین‌ها نبودند که خیلی ساده ما والبته نه شما رو( خودتان خواستید ما و شما باشیم!) شناسایی می‌کردند؟! خبر دارید که در یک ماه قبل از انتخابات چند نفر در دادگاه انقلاب پرونده فتح کردند؟! محمد عبادی رو یک ماه قبل از انتخابات گرفتند و سنجری رو بعد از انتخابات؛ برای افشاری احضاریه فرستادند! خب، شما طرفداران اصلاحات از رو که نمی‌رید، دروغ و تملق و کثافت‌کاری تو خون‌تونه! حتماً تو دور دوم هم به کون هاشمی بند شدی تا از اون هم بهت بماسه نه؟! خیلی بی‌شرفی و مزدوری هودر!

خاك بر سر مسعود بهنود كه تو شدي عروسكش. ريدي به دنياي سياست. نخودمغز شتر وزن. آخه اسم عجيب غريبت تو صفحه‌ي اول يك روزنامه سراسري چاپ شده بود حالا گير دادي به نيك آهنگ و بقيه؟ بجاي وبلاگ نويسي بهتره بري با معلولين مغزي تو پاراالمپيك يه قل دوقل بازي كني. آخه تو خودتو با زهراكاظمي و خبرنگاراني مثل سيگارچي مقايسه ميكني و انتظار داري كه فحش نخوري. حيف وقتي كه حرام تايپ كردن اين چهارخط كردم.

بابا صفاي دولت!!!! بابا جوهر!!! د مت!!؟ ايول.. خوب يه مكه هم مي رفتي تكميل مي شدي!! با اطلا عاتي ها مي پري؟ بابا شكلا تي!! آب نبا تي!! ا سكنا سي !! آ خر دو صفر هفتي!! تر شي بايد بندازنت!! آخه حيفي بخدا!!

هی ببینم تو که به دیگران انگ زدی که بدجنسی کردند و سفرت و وجودت را لو دادند؟ خنگه نکنه فکر می کنی فقط خودت انگلیسی بلدی بنویسی و بخونی ؟؟ آدم خل تو اگر می خواستی سفرت مخفی بمونه چه دلیلی داشت به انگلیسیش را بنویسی؟ راستش را بگو گزارش ماموریت را به وزارت اطلاعات دادی خوششان آمد یا نه؟! از هر دو آخور خوب می خوری . شامه تیزی داری ( ببخشید که نشد مودبانه تر بنویسم کلمات دیگری بودند ولی حیف بودند )

:(

قبل از همه، این سیبیل طلا بود که خبرت را توی وبلاگش گذاشت. حالا روی چه حسابی میگی اون دو-سه تا «شیطنت» کردند و حرفی از سیبیل طلا نمیاری نمیدونم چه حسابی داره. ضمنا وقتی شترسوارمیشی و میری روی منار، دیگه انتظار نداشته باش که هیچ کس حرفی نزنه که فکر کنی با جانت بازی کرده. اسمت را هم که داده بوده ای جزو طرفداران معین توی روزنامه ها که خواننده خیلی بیشتری از وبلاگ مثلا نیکان دارن ، بعد هم رفته ای توی میدان هفت تیر وایساده ای با مردم حرف زدن، اونوقت میخواستی هیچکس هم نفهمه؟ آخه کی را خر حساب کرده ای؟ من تمام داستانت را قبول می کنم و قبول می کنم که به دلیل تغییرات اساسی وزارت اطلاعات (به اضافه چاشنی امدادهای غیبی و پاسپورت کانادایی) کسی باهات کاری نداشته، ولی دیگه بقیه را متهم نکن که چرا چیزی را که خودت همه جا جار زده ای را یه گوشه توی وبلاگشون اعلام کرده اند. اقلا اون بنده خدا که عکست را گرفت، میخواستی یک کلمه بهش بگی منتشرش نکنه. اشکال ازخودته، کاش می دیدی. ولی خوب چون مغزت آخوندیه، کاریش نمیشه کرد.

Mullah Hosein Your story is like malakoti's( emam jomeye tabriz). hich speech was always in turkish. however once he said that he was going to give the speech in Persian so that USA would understand. You were writing in English about your trip to make show no Iranian official would find out where you were)))). You are supporting Islamic theocracy in Iran. I am sure your are very well appreciated among mullahs in persian so that USA will undrstand

اگر تو به عنوان اصلاح طلب اينچنين در مو رد پناهندگان فکر ميکنی. همان بهتر که رأی نياورديد. اخر همه بچه حا جیخونخوار نيستند. کانادا شده کشور بچه پول دارهای مسلمان زالو.

بابا!!! شما چقدر هالوئيد. اين مشنگه اومد ايران همه آرزوش هم اين بود يکی اون رو می گرفت بلکه ابراز گهی بودن بکنه اما هيچکس نگفت اصلاً تو کی هستی. واسه همين داستان وزارت اطلاعات رو سر هم کرده تا عقده خود پهن بينی اش رو ارضا کنه.وگرنه بچه های وزارت اصلاً نه اومدنش رو اهميت دادن و نه رفتنش رو . حسين خان هم که خيلی بهش برخورد اومده اين داستان رو سر هم کرده حالا کی ميتونه بره يقه وزارت رو بگيره که اين مشنگه راست ميگه يانه؟ شما چرا گول اين خود بزرگ بين رو که هيچکس اون رو جدی نميگيره می خورين؟

آب زرشک

Who knows. There is a good chance that you are working for the ministry of information.Never trust the intellectual especially those with Islamic background .This guy went to a seminary type school in Iran. Who knows?

ولی همه می دونستن که داری میای تهران و منتظرت بودن ...همین که بلاگرها دهن به دهن این موضوع رو می گفتن کافی بود که همه خبر دار شن من کاری هم ندارم که چجوری اومدی و رفتی ..مهم اینه که الان صحیح و سالمی و اونور دنیا دست هیچ کدوم از ایم حیوون ها هم بهت نمی رسه پس راحت باش ...کسی هم بخواد فکذ کنه تو از عوامل رژیم هستی خیلی باید الاغ باشه

My impression is that you are desperate to make a celebrity from yourself.Someone right in the spotlight.but the problem is you do not know that all celebrities have an expiry date and when you are done ,you are done.your travel to Iran was not something very serious.I am sure that the regime has not taken you very seriously.Other wise you were not here.they look at you as a joker >indeed they might have used you as a escapegout to showcase democracy and freedom in Iran.But please be real.It is simply a game from someone who wants to be somebody but nobody takes him very seriously.

سلام درباره حرفي که اول برنامه اخير راديو گفتي که حالا بايد احمدي نژاد رو ۴ سال تحمل کنيم خواستم بگم کاش اينطوري باشه! .. تحمل ميکنيم اونو ول کنين آمريکا رو بچسبين که ميخواد با اين آدمهاي گستاخ و غير قابل انعطاف در دولت ايران چه بکنه! من خيلي نگران هستم در اين مورد :(

والا اگه خانواده‌ي من هم هم‌پياله‌ي رژيم بود، و تلفات هم داده بود، مثل تو رفتار مي‌کردم. ولي ديگه قيف نيا داداش!

چه احمدي نژاد رئيس جمهور شود چه معين . وقتي ملت ما اينقدر درك و دريافت سياسي اش پائين است كه خيال ميكند وزارت اطلاعات بايد با حسين درخشان كه يك جوان يك لا قباي سوسول است مانند زهرا كاظمي كه در جاسوس بودنش حتي كانادائي ها هم شك ندارند يكسان برخورد كند . لابد زهرا خانم كاظمي كه بدون هيچ نيتي و به قصد قربت! مشغول عكاسي از مواقف نظامي و قضائي بوده است هم بايد مثل حسين درخشان كه حداكثر چهار تا تحليل تخمي در باب رهبري و هاشمي مينويسد يك بازجوئي دوستانه ميشد ؟ حاشا به قدرت خداوند متعال كه چه بشر احمقي آفريده كه وقتي بغض و نفرت از يك موجوديت جلوي چشمش رو ميگيره ديگه نه از محاسن اون چيزي ميبينه نه از حماقتها و معايب خودش .

It's a good job the Sharq newspaper was there to help you prove to everyone that you've actually visited Iran. Or else no one would have believed you.

you really think you are somebody huh?? you are a BIG BIG nobody bro so don't take your self too serious i'm telling you man.

آره من هم از وبلاگ نیک آهنگ یه بو هایی برده بودم اما راستش ترسیدم بگم بقیه بهک بخندن. راستی جالبه که تو حتی کامنت های که بهت فحش می دن رو هم تایید می کنی.

براي من عجيبه! تو كه تحمل يك كامنت ساده كه از خودش هيچ قدرتي در تعويض و جابه جا كردن هيچ چيزي ندارد را نداري، چه طور اسم خودت را روشنفكر مي گذاري؟

سلام . دوست عزیز نمی دونم منظورت از "چرا بلایی که سر سیگارچی یا نسب‌‌عبدالهی و بقیه آمد سر من نیامده " چیست اما بهتر است که اینقدر ساده لوحانه همه چیز را به کی چشم نبینی و البته مطمئنم که نمبینی . سعی می کنم در فرصتی مناسب چیزی برایت بنویسم ....

من اومده بودم بگم دمت گرم دیدم مردم حسابی آبادت کرده ان! بابا توی بیچاره اومدی یکم قیف بیایی که اینقدر خراب شد. برای همینه که میگن مردم ایران قابل پیش بینی نیستند. کیف کردی! حالا که اینطوریه منم دمت گرمم رو تا اطلاع ثانوی ... نه ولش کن چرا پس بگیرم. من سر حرفم هستم. دمت گرم. خیلیا همیقدرش هم عرضه ندارن. فقط لاف میان. اما دلم سوخت حسابی کنفت کردن. چه حمله ای هست حسابی انصار حزب اللهی وار.

در هر حال خطر پذیری بزرگی بود که اومدی.البته که یکی از شاهکار های خاتمی مهار اطلاعات بوده است.من هم تجربه کرده ام.

I feel terribly sorry for you kido. What a shame that you are a so-called blogger.

خفه شو عوضی ... بابا دیگه امثال تو کم نیست تو این مملکت کیری .... ریدم به همتون..

I love it how nikahang blasted you today. Now you have two options: 1. To make friends with him which is a safer way for your because of your eccentric ego

2. Get into war of words with him, which is gonna be dengerous for you because it's not easy to defeat such a talented artist. He stood up against Khomeyni's image but what about you? Supporting Larijani in the election???

هيچ از اين متنت خوشم نيومد... اينطوری نيست که فکر کنی يه عده دوست جون جونيتن و باقی هم دشمن خونی... ما همه نگرانت بوديم که رفته بودی ايران... فکر کردی از کجا ميدونستيم رفتی و از کجا ميدونستيم که برگشتی؟ از وبلاگ انگليسی خودت و عکسهای متعددی که ازت اينور و اونور گذاشتن و اسمت که تو ليست پوستر پخش کن های ميدون هفت تير بود... واقعا به فهم و شعور ما توهين ميکنی با اين نوشتنت... همين که تو تونستی برگردی نشون ميده که پارتی داشتی... نه که پارتی داشتن اصلا چيز بدی باشه ها! تو اون مملکت وامونده بايد هم برای همه چی پارتی داشت. ولی هرکی تعجب ميکنه که تو سالم و سلامت برگشت دعا نميکرده که کاش بلايی به سرت بيارن. ولی حداقل بنويس که عوامل غيبی هم کمکت کردن!

مثل اینکه دوستان عزیز در روزنامه اقبال زیر لبت رو زدن. اسمت توی لیست اشخاص حاضر در همایش سه شنبه قبل از انتخابات بود . یه نیگا بکن.

I don't understand that last sentence about Moein? Why don't you grow up? What the heck....what does it mean anyways?

you write like a stupid person. What a shame that you live in Canada. What a pitty

كلا فكر ميكنم به جاي نوشتن همه ي حرفات رو ضبط كني بهتره ... حجمشون رو هم كمي تا قسمتي كمتر كن ... با فركانسا بلد نيستي ور بري؟ بابا خودت كه اينجا بودي كه ... يه ميل ياهو رو جون ميكنه ميخواد باز كنه ديگه چه برسه شيش مگ بخوايم بدانلوديم.

می دونی داستانت کجا به اوج می رسه: اینجا بود که وافعا فهمیدم که اگر خاتمی یک کار درست در این هشت سال کرده باشد، اصلاحات اساسی در وزارت اطلاعات بود. وگرنه من واقعا الان معلوم نبود کجا بودم.

پس فرق تو زهرا کاظمی بیشتر نمودار شد.....هر دو از کانادا ...ولی این همه تفاوت در برخورد حکومت با تو وبا اون !!!!!.....تفاوت تو با آزادگان ....تفاوت از زمین تا آسمان است

برا خودت زیاد پپسی باز نکن تو آدم نون به نرخ روز خوری هستی برای اونها مثل یه دسمال کاغذی هستی هنوز وقتش نشده به حسابت برسن اگه یکی مثله نیکان که با هر دو گروه چپه هم می رفت برخوردشون با هاش مثل تو بود؟

کاش موقعیت جور دیگری بود و می تونستی یه نشستی با وبلاگ نویسها بذاری. به امید آن روز... راستی اگه خواستی دفعه دیگه بیای خبرم کن تا حتماً بیام ببینمت

كلنگ! اسمت رو كه تو فهرست روزنامه نگارهايي كه در ميادين تهران رفته بودند كه داده بودي. كره خر

خوب به هر حال سفرتون به سلامت. اما فکر نمیکنید ادم وقتی خودش برنامشو اعلام می کنه دیگه فارسیو انگلیسی نداره. در هر صورت یه عده متوجه میشدن.

مرتيكه احمق فكر كردي ملت خرند

مطمئنا خوشحالم که دستگیرت نکردن. اما خواهشا به شعور ماها هم توهین نکن. خوب حالا فرض کن تو وبلاگ انگلیسیت نوشته ای که رفتی ایران...یعنی میخواهی باور کنیم که فقط به همین خاطر وزارت اطلاعات از نگه داشتنت صرف نظر میکنه؟ یعنی اینا انقدر نجیب بودن و ما نمیدونستیم؟ به قول اون دوست بالایی، تو رو به خدا کاری نکن که بخواهی سیاسی نویسی رو ساده جلوه بدی و بقیه رو به دردسر بندازی.

اقا حسین! جون مادرت حالا که برگشتی عکس اون انار رو عوض کن.

وقتی اسم تو را در بین اسامی تجمع حامیان معین در یکی از میدانهای تهران دیدم تعجب کردم و فکر کردم شاید یک حسین درخشان دیگر باشد. ولی ظاهرا که واقعیت داشته است.

حسين جان، خيلي خوشحال شدم که سالم برگشتي. من همانطور که در ميدان هفت تير هم بهت گفتم، ازت خيلي ممنونم که در يکي از بحراني ترين روزهاي تاريخ کشورمان به کشور بازگشتي و به بهترين وجه نقش خودت را در حمايت از يک کانديداي اصلاح طلب انجام دادي. درست است که ما عجالتاً به نتيجه دلخواهمان نريسيديم، اما به هر حال حداکثر تلاش خودمان را کرديم. اين شکست تجربه گرانبهايي براي ما خواهد بود. راستي يه عده از وبلاگنويسان ايراني در حال ايجاد يک حلقه وبلاگي هستند به نام حلقه حاميان جبهه دموکراسي و حقوق بشر، قضيه را مي تواني در وبلاگ آلپر تعقيب کني. خوشحال مي شويم که از نظرات شما هم استفاده کنيم.

آقای سردبير ما, نه من که خرم! تو که راست می گی

Please Mr Derakhshan we need you. and at least during the 4 next years stay far from Iran.

Hey Hossein,

I always read both your english and persian weblog. I am glad you were able to visit Iran. I was concerned aboutt you, and even when I read about it in Nikahang's weblog, I left him a comment to delete it. Anyways, I wanna know every detail about your arrest and what happened. Please tell us as much as you can, and dont be like others who stay quiet after their release (remember you would tell them to write about themselves but they were too depressed or scared?). Anyways, did they read your english weblog too?

فقط می‌تونم بگم تو دست هاشمی رفسنجانی رو از پشت در سیاست و زرنگ بازی بستی!

ای مارمولک...هه هه!

سلام گويا اينهارو نديدي http://www.flickr.com/photos/rshoraka/19573733/

اگر باور کنم که رفتی بایران و سالم هم برگشتی چند علت داره اولا شما مبارز با شعور هستی دوم جیره خور و مزدور سیا و دیگران نیستی سوم برانداز مسلح انهم از نوع ترورستیش نیستی چرا باید بهت گیر میدادند؟ ان لیچار های بد بو و لجن واری که بمحافظه کاران از راس تا ریشه نوشتی در حد سیاست است که اینجا هم رواج داره و دست اخر اگر امثال تو رفتن و امدن راحت صد بار رحمت بخاتمی و امدن و رفتنش که در خاطره ها میماند

آقا حسين من برخلاف خيليها خيلي خوشحالم كه به سلامت برگشتيد و انتظارخوندن گزارش كامل از اين سفر نه چندان بي خطر هستم. بدرود

خيلي مهم نيست اومدنت به ايران !!

سلام ...اول خیلی خوشحالم از اشنایی با نوشته های شما هر چند باید زودتر از اینها آشنا می شدم ...دوم خیلی خوشحالترم که بالاخره توانسته اید سالم و صحیح از ایران خارج شوید ...سوم پیروزی از ان درست اندیشان است ....چهارم شاد و پیروز باشید

همون موقع که تهرون بودی بی بی سی ورلد نشونت داد و باهات حرف هم زد!! (یکی دو روز قبل از دور اول). من پای تلوزیون لمیده بودم یدفه دندونام ریخت! چه جراتی داری پسر!

دقیقا حدث زدم برای امنیت اعلام نکردی، ولی فکر نمیکنی نباید با بی بی سی حرف میزدی؟؟!!

خبر جدیدی نبود! تو وبلاگ انگلیسیت که نوشته بودی که ایرانی...

پارتی تراشیدی ولت کردن ناقلا؟ اگر واسه چهارتا لاگ گوش این جوجه وبلاگ نویس های وطنی رو اونجوری پیچاندند و همه کس و کارش را گرفتند، با این سابقه کاری که تو داری باید الان بوی جوجه کباب میدادی. پس این ملت راست میگن رفیق های کاربالایی تو ایران داری!

Hossy jan,Happy to see you are back safe! but why they should even bother you ??? You were asking everyone to vote for election and you say you do not want the regime to be changed, you are khodi !!

خود بزرگبینی هم بد دردیه.....

تهران بودنت را در فلیکر دنبال می کردم. مطلبی هم در مورد آن نوشتم و به جوانان و نوجوانان وبلاگ نویس توصیه کردم که فرق خود را با تو بیشتر درک کنند . اینکه با همه تند روی ها و مطالب توهین آمیز " البته از نظر مقامات قضائی ایران" قابل پیگیری بودی ولی از ورود تو به ایران جلوگیری نشده است و اینکه وزارت اطلاعات آنقدر گیج است که صرف ننوشتن مطلب فارسی تو را دستگیر نکند، دروغی بیش نیست. هرگز آرزوی دستگیر شدن تو را نداشتم و ندارم ولی بهتر است شفاف تر در این مورد بنویسی و انگیزه خودت و اطلاعات ایران را برای آمدنت بنویسی. این طوری خیلی ها که می خواهند ادای تو را در بیاورند و مطلب سیاسی تند بنویسند فرق خودشان را با تو می فهمند. این که تا خانه ابطحی می روی ولی کسی با تو کاری ندارد! اینکه در بطن تجمع اعتراض آمیز زنان در حلقه ضد اطلا عات هستی و کسی نمی شناست! اینکه ....

Dear Hossien, I appreciate your trying in these days for the elections.When we can recognise our situations to be gatherd and not attack to eachother? If the other oppositive groups could understand this elections and didn`t boycote it.Now we were... et

فکر میکنی ملت خرند؟

جناب درخشان

باسلام، به گمان من شما رفت و برگشت بي دردسر خودتون رو بيشتر مديون شهادت مرحوم زيبا كاظمي و توجه بين المللي به آن هستيد تا دولت هيچ كاره.. آنهم وزارت اطلاعاتي كه تا چندي پيش تحريم انتخابات رو براندازي و محاربه ميخواند

Considering how you never pulled any punches in criticizing the establishment and those who run it, I have to say that you did a very ballzy/incredibly stupid ( take your pick, both apply!) thing. Welcome back.

زرشک!