من از روز شکمم ننوشتم که روزنامهی آسیا بعد از آزادی ایرج جمشیدی زیر نظر اطلاعات موازی (یا شاید هم غیر موازی) است. این را از چند نفر از دوستان مورد اعتمادم در تهران شنیدم و بعد بخاطر اتفاقق عجیبی که افتاد به درستی آن بیشتر گمان بردم.
ماجرا این بود که در روز آخر تبلیغات انتخاباتی بچههای ستاد معین گفتند که اسمت را میخواهیم بگذاریم در فهرست کسانی که قرار است بروند به میدانهای شهر تهران و برای معین تبلیغ کنند. من جدی نگرفتمش و ماجرا را فراموش کردم تا اینکه فردایش دیدم اقبال اسم مرا هم در میان کسانی که قرار است به میدان هفت تیر بروند زده است. کمی ترسیدم. چون نمیخواستم به این شکل علنی آمدنم به تهران فاش شود، آن هم با جهت جهتگیری آشکار حزبی.
برای همین دودل بودم که بروم یا نروم. آخر سر با ترس و لرز یک ربع، نیم ساعت آخرش را رفتم و با ده، پانزدهنفری که آنجا بودند دیدار کردم و گپ زدم. بیشتر هم دربارهی وبلاگ تا دربارهی معین و انتخابات. یک ساعتی آنجا بودم و بعد هم به خوبی و خوشی رفتم.

ولی یکی، دو روز بعدش یک دفعه زن برادرم زنگ زد و گفت که صفحهی ضمیمه کامپیوتر روزنامهی آسیا را ببینم. گفت که عکسم را چاپ کردهاند و بزرگ تیتر زدهاند که «حسین درخشان در تهران؟!» و تویش هم نوشتهاند فلانی که مطالب زهردار علیه نظام مینویسد آمده تهران.
سریع رفتم و خریدمش. ترسناک بود. یک عکس بد که همان روز یک نفر از کنار گرفته بود به همراه متنی عجیب در بهترین جای صفحهی اول ضمیمهی کامپیوتر. کم مانده بود که طرف بنویسد فلانی آمده ایران و لطفا دستگیرش کنید. خیلی مشکوک بود. بعد از هر کسی پرسیدم گفت که خیلی مشکوک و خطرناک است و باید مراقب خودم باشم، چون که آسیا رابطهی نزدیکی با مرتضوی و اطلاعات موازی دارد.
به هر حال این معما هنوز برای من حل نشده است. اگر چیزی راجع به پشت پردهی چاپ آن مطللو نیز ارتباط آسیا با اطلاعات موازی میدانید حتما برایم ایمیل بزنید (hoder@hoder.com) یا کامنت بگذارید. شاید به درد دیگران هم بخورد.
تکمیل:
- کاوهی شجاعی توضیحی دربارهی رورنامهی آسیا و کار خودش در آن داده است.