جبههی مشارکت با سرعت قابل قبولی دارد به سمت تبدیل شدن به یک حزب واقعی سیاسی مثل آنچه که در اروپا هست نزدیک میشود. درست است که از اول از بالا به پایین و با امکانات نیمه دولتی تشکیل شد، ولی حالا که تقریبا از قدرت بیرون افتاده به نظرم خیلی خوب دارد رفتار میکند و کلی از تابوهای فعالیت حزبی را در ایران میشکند. چیزی که به نظرم تنها راهی است که ایران میتواند از آن به جامعهای بازتر و شفافتر برسد.
آنطور که رضا خاتمی، دبیر کل فعلی جبهه مشارکت گفته، مسوولیت شکست را شخصا پذیرفته و قرار شده استعفا هم بدهد. چیزی که اصولا در ایران اتفاق نمیافتد. این هم یکی از آن تابوهاست که مشارکت دارد میشکند و در واقع انتظار مردم را از گروههای سیاسی دیگر هم بالا میبرد.
او به درستی میگوید که چهار میلیون رای دکتر معین بر خلاف نظر خیلیها بسیار باارزش است و نشاندهندهی پتانسیل بزرگی است که در انتخابات بعدی میتواند باعث برد مشارکت شود. این موانع را او چنین برمیشمرد:
۱- توجه بيشتر به سازماندهى: ما اگر تشكيلات قوى ترى در كشور داشتيم، قطعاً در اين انتخابات مى توانستيم پيروز باشيم. البته اين به معناى آن نيست كه ما به سازماندهى تشكيلات خود توجه نداشته ايم. اما اين مسئله در سال هاى گذشته در صدر توجهات ما نبوده است. به همين خاطر است كه ما اكنون بيش از همه بر گسترش، تقويت، انسجام و سازماندهى تشكيلات تأكيد داريم.
۲- ادبيات انتخاباتى: ما در انتخابات بر مسئله «دموكراسى خواهى» تأكيد داشتيم. الان هم ما معتقديم كه دموكراسى نياز اول جامعه است اما به نظر مى رسد اين مسئله براى بخشى از جامعه ملموس نباشد. ضعف ما اين بود كه نتوانستيم شعار دموكراسى را با خواست روزمره مردم ارتباط دهيم. اكنون هم با وجود شكست در انتخابات، ما از دموكراسى خواهى دست بر نمى داريم اما تلاش مى كنيم مردم اهميت مسئله دموكراسى در روند عادى زندگى خود را احساس كنند.
۳- نداشتن رسانه: محدوديت رسانه اى طى سال هاى گذشته همواره براى جبهه مشاركت مسئله ساز بوده است. در اين سال ها ۵ روزنامه ما توقيف شده است. در اين انتخابات هم تا حدود سه ماه قبل از انتخابات روزنامه اى نداشتيم كه در نهايت هم روزنامه «اقبال» قبل از مرحله دوم انتخابات توقيف شد. اين مسئله باعث شده كه ما در ارتباط خود با بدنه اجتماعى و طبقات مختلف جامعه ضعف داشته باشيم. البته عامل اين توقيف ها جاى ديگرى است و به تشكيلات حزبى ربطى ندارد اما نتيجه آن باعث شده ما ارتباط كافى با جامعه نداشته باشيم كه اين مسئله خود را در انتخابات نشان داد و اگر در آينده حاكميت اجازه ندهد رسانه خود را داشته باشيم قطعاً به راهكارهاى نوين و با گستره بيشتر رو خواهيم كرد.
من همانجور که قبلا نوشتهبودم عاشق چشم و ابروی تاجزاده و حجاریان و امینزاده نیستم. ولی مجموعهی سیاسیای که آنها درست کردهاند و به همراه کلی آدم دیگر میچرخانند نزدیکترین راهی است که در حال حاضر به سوی ایرانی آزادتر، بازتر، عادلانهتر و شفافتر وجود دارد.