برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
  • احمدی‌نژاد با کفش نو

    جز اینکه کفشش خیلی برای یک جایی خیلی ضایع است، معلوم است که به زور پایش کرده‌اند. در ضمن عکاسس خیلی سعی کرده یک جوری عکس بگیرد که احدی‌نژاد ب

Excerpt: A few political activists have gathered a few signatures in support for what they say is the best way to topple the regime of Iran, by publicizing their wrong doings. What a brilliant idea! Who is changing Iran more? These Europe-based political refugees who were laughing at people who wanted to vote for reform, or those who take the risk of living, writing, working and teaching in Iran?

چند تا از وبلاگ‌نویس‌های عمدتا مقیم اروپا نامه‌ای از قول همه‌ی وبلاگ‌نویسان نوشته‌اند و روشی بسیار خلاقانه و موثر برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی اندیشیده‌اند.

آنها پس از سال‌ها تحقیق و بررسی و دوری از ایران به این نتیجه رسیده‌اند که «باید با ایجاد امید در مردم» آنها را از «این حالت انفعال و دفاعی» خارج کنند. چگونه؟ جواب این است: «با یورش به تمامی احساس خبری، آنها را از تاریکخانه‌ها بیرون می‌آوریم.»

بعد هم اضافه کرده‌اند که ایران کشور آنها است و برای آزاد کردنش با تمام وجود تلاش می‌کنند. چگونه؟ «با ایجاد کار فرهنگی و خبررسانی به‌موقع و افشای نکبت.»

نه تنها کار بسیار نادرستی است که بقول علی تمدن نامه‌ای را منتسب به همه‌ی وبلاگ‌نویسان کنند، بلکه جالب است که تقریبا تمامی امضا کنندگان از میان تحریم‌کنندگان انتخابات بودند. کسانی که فرقی بین معین و احمدی‌نژاد و رفسنجانی قایل نبودند و همه‌ی کسانی را که با همه‌ی گرفتاری‌ها در ایران مانده‌اند و کار می‌کنند و می‌گفتند باید رای داد خاین می‌دانند.

به من بگویید، کسی که مثل عماد باقی چند سال در زندان مانده و الان هم که بیرون آمده همان حرف سابقش را می‌زند و برای دموکراسی و حقوق بشر می‌نویسد و درس می‌دهد و ریسک می‌کند در تغییر اوضاع ایران موثرتر است یا عباس معرفی -- که به‌ قول همکاران سابقش با خرج و کمک مهاجرانی که آن زمان معاون رفسنجانی بود به آلمان آمده و پناهنده شده -- با چند نفر خواننده‌ی وبلاگش که نشسته‌اند در اروپا و آمریکا و بعد از هر بار دستشویی یک بیانیه‌ی اعتراضی یا لوگو و «پتیشن» به زبان فارسی تولید می‌کنند و با آن تمام جهان را از تاریکی جهل درمی‌آورند و ارکان رژیم را می‌لرزانند؟

چه کسی تلاش بیشتری برای بهبود شرایط ایران می‌کند؛ کسی که در ایران رای می‌دهد که فضا بر خودش یا فرزندانش بسته‌تر نشود، یا کسی که سال‌هاست معنی فضای بسته را فراموش کرده و کمترین تلاش برای گستردن دموکراسی را (رای دادن) به مسخره می‌گیرد؟


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«از پشت یک سوم»
«تبعیدی عصبانی»
«امور ایران»
«زيتون»
«کلنگ کمونیست کارگری»
«نانا»
«سهند شمس»
«دلبستگی»
«عرب عصبانی»
«کوروش علیانی»
«۴ دیواری»
«مارسی نیومن»
«ملکوت»
«مهستی شاهرخی»
«هادی خرسندی»
«عبدالقادر بلوچ»
«محبوبه حسین‌زاده»
«احسان»
«توکا نیستانی»
«مسیح علی‌نژاد»
«آزادنويس»
«سبیل طلا»
«محمد نوری‌زاد»
«تادانه»
«گناهکار»
«بلوط»
«نازخاتون»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«بابک داد»
«ناهید رکسان»
«لات‌لند»
«لگوماهی»
«ایمیان»
«پاگرد»
«مریم ابریشم‌کار»
بامدادی
مونتاژ انتقادی
حمید مافی
کیبرد آزاد
خط قرمز
فریادناممه
جواد کاشی
کمال
بسیج جهانی
ایرانی طعنه‌آمیز
۳۵ درجه
طاها بذری
مریم مومنی
میرزا پیکوفسکی
پیاده رو
نگفتنی‌ها
امنزیاک
یک فتحی
حاجی واشنگتن
گردباد
جمال
شنا در شنزار
آهستان
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
حامد قدوسی
هادی نیلی
جمهور
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
یک پزشک
ابراهیم اسکافی
موج
ایران‌شهر
ف.م.سخن
نوک‌تیز
زمستان است
نیکی اخوان
مرد تنها
سولوژن
فروغ
جوانفکر
خیاط باشی
نسرین افضلی
آی‌تی.ايران
فوکو بلاگ
پویان و سیما
رزانیات
زهرا
کتابلاگ
مسعود ده‌نمکی
آرش غفوری
سهیل کریمی
دستنوشته‌ها
محمود فرجامی
اکبر منتجبی
بیروت ریپورت
سلمان
مسعود بهنود
خبرنگار مسلمان
مریم اينا
خاکریزیسم
میرزا
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
هوشنگ دودانی
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
منبر دات نت
لیلی نیکونظر
نسل خمینی
حسین پاکدل
شرح
حسین نوش‌آذر
مهدی محمدی
کریم ارغنده‌پور
نگاه نو
نگاه نو
زیتون پرورده
یک استکاان چای داغ
لوبيا
سینا دیلی
شاخ به شاخ
خورشید خانوم
شهرزاد
جواد روح
ضدمورچه
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
یادداشت‌هایی از کابل
مرتضی نگاهی
سیبستان
آن سوی دیوار
پژمان نوزاد
من راه نشین
خسرو نقیبی
آق بهمن
نوه‌ی غلامرضا تختی
خوابگرد
پسر فهمیده
اسماعیل نیوز
یک وحید
شب پیشگویی
صفا در ال.ای
حسام‌الدین آشنا
احمد جلالی
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
شکرخواه
رویای آريایی
خانوم حنا
چرک‌نویس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
افسون فسرده
آچار فرانسه
نگارک‌ها
زن نوشت
سایه
غلاف تمام فلزی
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
آشپزباشی
پاسداران
پویان طباطبایی
حقوق‌دان پاریسی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
مرصاد
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

چه کسي ميخواهد من وتو ما نشويم خانه اش ويران باد يکي اش همين آقاي درحشانه ديگه بر همه مسلمه

من خیلی جاها با موضع گیریهات موافق نیستم . ولی این بار انصافا گل گفتی . سخنت کاملا درست بود . پایدار باشی

عرض شود که اصلا صدای این جماعت علاف که صبح تا شب توی اینترنت بر علیه جمهوری اسلامی چیز می نویسند و به قول خودشون افشا گری می کنند به گوش اون دهاتی که آخر کار باید رای بده نمی رسه و نتیجه اش هم این میشه که می بینین! یکی مثل این کوتوله با چهار تا شعار آبدوغ خیاری میشه رییس!!!!! نتیجه اینکه ماها با این کارها یی که کمترین خطر رو دارن بجایی نمی رسیم مگر اینکه جماعت عوام رو که حاضرند برای رسیدن به هدفشون از جون مایه بذارن با خودمون همراه کنیم یعنی همون کاری که اون شیاد بزرگ یعنی خمینی کرد !!!پس با این petition جمع کردن به جایی نمی رسیم!!!

So you think just with signatures you can make revolution? ok, blank mind go on

کاشکی خودتولونمی دادی برو سایت بازتاب و مراتب اطلاعاتی بودن عمادالدین باقی را(به اعتراف خودش)بخوان.به...گفتند شاهدت کیه گفت اینجانب

سلام تو به جاي اينكه به اين فكر كني كه بايد الان همه باهم متحد بشن و بتونن كاري انجام بدن مثل خاله زنكا نشستي و از كار اين و اون ايراد مي گيري ؟ مي گن زماني كه قطار دودي تازه توي تهران اومده بود اونايي كه مخالفش بودن تا زمانيكه قطار وايستاده بود باهاش كاري نداشتن اما همين كه راه مي افتاد همه به طرفش سنگ مينداختن!

I have read this blog for 5 years now, this is the last time I am doing that. Since you have published some of the links I sent you I believe you should know me. You have appreciated Democracy over the past 5 years however I found your way of treating Mr. Maroufi ; undemocratic.

تو آدم شرافتمندي نيستي !!

شما اسم خودتان را می گذارید روشنفکر؟! کسی که چنین بی محابا به سلاخی عقیده دیگران می پردازد. من واقعا بین نظرات "افشاگرانه" ی کیهان و کشفیات شما فرقی نمی بینم. فکر نمی کنید برای حمله به افرادی چون معروفی قدری کوتوله باشید؟

علي آريوبرزن : آیا می دانید اولین باری که اکبر گنجی دستگیر و محاکمه شد با شکایت فرد معرفی شده بعنوان وزیر بهداشت یعنی دکتر لنکرانی بوده است؟ پس از سخنرانی گنجی در مراسم بزرگداشت شریعتی در شیراز با عنوان "شریعتی و فاشیسم" در تاریخ 30/3/76 دکتر لنکرانی و دکتر نجابت (نماینده مجلس پنجم) ازگنجی شکایت نمودند ورونوشت آنرا برای دفتر رهبری و ائمه جمعه فرستادند. برای دیدن شکایت فوق می توانید به کتاب"تلقی فاشیستی از دین و حکومت"نوشته گنجی صفحه 357 و358 مراجعه نمایید. لازم به یادآوری است که پس از این شکایت روشنفکرانی مانند "باقی،رضا تهرانی،دکتر سروش،شمس الواعظین،علوی تبار،مزروعی،مرتضی مردیها..."از گنجی حمایت کردند.(همان کتاب صفحه 385 -386 -387 )

can you tell me what the reformators like mr baghi have done for people or even for their friend ,ganji,. mr maaroofi at least has made his position clear against the regiem,not between two sides like false reformators.

چشم و گوشم باز شد ...

به نظر من فرمایش سیاسی کردن آقای معروفی از فرمایش سیاسی کردن درخشان خیلی مسخره تر است.یادم میاید آقای معروفی بعد از انتخابات در نوشته ای به نام((هی بیدار شو)) درفشانی فرموده بودند که چون حداد عادل را در خارجه! تحویل نگرفته اند این یعنی موفقیت تحریم انتخابات و خلاصه از این قصه ها.حالا می خواستم از ایشان بپرسم الان که دولت ایران با تصمیماتش در امور هسته ای مشغول اره نمودن ماتحت اروپا و آمریکاست(که حقیقتش را هم بخواهید مسایل هسته ای ایران هیچ ربطی به آنها ندارد و اینجانب به شدت از این اره کشی محظوظ می باشم)نظرشان چیست؟بیدار شده اند که بیانیه صادر می کنند؟

بابا این چه شیوه برخورد و گفت و گو ست! هم آقای درخشان و هم دیگران حق دارند هر نطری در باره هر موضوعی داشته باشند و آنرا ابراز و تبلیغ کنند اما به یک شرظ که به نظر دیگران احترام بگذارند. کسی که به دیگری دشنام می دهد، تهمت و افترا می بندد نباید انتظار داشته باشد به جای سنگ، گل به طرفش پرتاب کنند. نامه وبلاگ نویسان هر بدی داشته باشد نشان از دلسوزی این هم وطنان دارد. حداقل این آدمها به فکر ایران و ایرانی هستند و بهتر از کسانی هستند که حرفی از سیاست بشنوند، فرار را بر قرار ترجیح داده و همه فکرشان کسب سود وتجارت است و مشتری دایم راه ایران/اروپا/آمریکا هستند. چرا ما تا این حد پرگو اما کم حوصله و خودخواه هستیم؟ آقای معروفی هم به اندازه خود برای آزادی و پیشرفت فرهنگ ما تلاش کرده و زحمت کشیده است. من از مدافعان سرسخت تحریم بوده ام . اولین نتیجه درست تحریم این است که دیگر بازی اصلاح طلبی وجود ندارد و حکومت یکدست شده و اجبارن خود را ،همآن طور که می بینیم، کاملن عریان خواهد کرد و کار زودتر یکسره خواهد شد. اصلاح طلبان به همآن اندازه که فرصت های مردم را برای پیشبرد و تحمیل خواسته های خود به مرتجعین نابود کردند، بیشترین فرصت برای خرابکاری، پنهان کاری و تهیه مقدمات برای جنایت ها وخیانت های آینده را در اختیار مرتجعین آدمکش قرار دادند. همه ما با هر عقیده و در هر گوشه جهان و با هرذره توانی که داریم باید از یکریگر در برابر این جنایتکاران دفاع کنیم. آقای درخشان در صف مردم اخلال ایجاد نکنید و سعی کنید با حفظ نظرات خود از آن جدا نشوید. افشین

سلام مطلب جالبي بود و نشان از تغيير جهانبينيت در نگاه به فضاي اينترنتي مي داد هرچند قبلا تو انتخابات آمريكا و بعدش ايران هم ديگه واست جا افتاده بود اما حالا نتايجش جالبه. بهر حال وجود يكي نفي كننده ديگري نيست سعي كنيم اگر نمي‌توانيم تنها نكات مثبت را ببينيم يا تاثير گذاري بهتر در راستاي سلايقمان را برجسته سازيم در ترويج ادبيات هوچي‌گر و پر افاضه كمتر شعله افكنيم.

بابا ادم وقتي چار تا مخاطب موافق و مخالف داره، حرف زدنش تو وبلاگ با سر ميز شام با رفقا يه توفيري بايد داشته باشه، جناب ابوالبلاگر!....يه جوري تعديلش كن قال رو بكن !والله !من موافق قسمت هاي مودبانه!مطلبت هستم اما اين طرز نوشتن بي تعارف توهين آميزه و جا داره آدم معذرت بخواد كه هم نذاره اصل موضوع لوث بشه،هم سهواً زيادي شبيه كساني كه ازشون انتقاد داره نشه(به خصوص قسمت افشا!و دستشويي!).

آقاي درخشان به خاطر زحمت هايي كه در جهت گسترش وبلاگ كشيدي قابل احترام هستي. دوستانه حرف مرا بپذير: سياست را براي چند وقت بگذار كنار و بگذار كساني كه تجربه ي بيشتري دارند كارشان را بكنند. اين طور كه شما پيش مي روي واقعاً در روحيه ي نسل جديدي كه بي مزد و منت به خاطر ازادي كشورشان تلاش مي كنند اثر بدي گذاشته مي شود. بچسب به تخصص خودت برادر.

کسانی که از تحریم دفاع کرده بودند باید به قدرت رسیدن تندروها را به عنوان نتیجه عمل سیاسی خود بپذیرند و توضیح دهند که آیا مردم ایران خوشبخت تر از سابق شده اند یا خیر.

من دلم براي شما و همه دوستداران اين حکومت اخوندي مي سوزد که خيلي تلاش ميکنيد حداقل تکيه اي ازاين حکومت را براي گذاشتن در موزه نگهداريد اقاي خاتمي و دار ودسته اش هم خيلي تلاش کردنند که نام اين نظام با کلمات زيباي گفتگوي تمدنها و ازادي بیان و چهار چوب قانون در تاريخ ايران ثبت شود اما قافل از اينکه اصل بد نيکو نگردد.... انکه بنيادش بد است ... در تاريخ 7000ساله از ورود آرييايان به ايران حکومتي نالايقتر از اين درطول تاريخ ايران ثبت نشده که بتواند در مدت 27 سال دين واقتصاد و مليت و ايرانيت و منابع واثار باستاني ايران را یکجابه باد بدهد و روح فتعلي شاه قاجارو چنگيزخان مغول راشادکند. اما بايد بگويم که همه مردم اين کابوس وحشتناک 27 ساله را پشت سر مي گزارند وتمام چيزهاي را که از دادند به دست مياورند اسلام با تفکر بدون تعصب ايران با سرافرازي ارييان و پارسيان بدون نژادپرستي وشاه محوري و شخص گرايي وقومگرايي

حسین جون با به سلامتی ایران ویسکی خوردن موفق باشی !

درخشان جان بسه دیگه در فشانی برو اسباب عطاری رو جایی دیگه پهن کن . باریکالله بابا جون برو

بله من هم فکر می کنم کسانی که در خارج از کشور زندگی آروم و بی دغدغه ای دارند و از مصائب ملت ایران غافلند مجاز به دخالت در امور داخلی ایران نیستند. فی الواقع هم میهنان خارجی ما که برای همیشه قراره خارج از خاک ایران زندگی کنند ایرانی محسوب نمی شن. ولی بهتره فراموش نکنی آقای درخشان که خود تو یکی از اونها هستی!

هر کس که به احمدی نژاد رای داده، تکلیفش مشخص بوده.ولی کسانی که فریب خوردن و به معین و رفسنجانی رای دادن، به جمهوری اسلامی رای دادن و در هر مشکلی که برای کشور ایجاد شود سهیم هستند.امثال توی خائن بدهکار به این کشور هستید.

چيه ؟ البته خوب اربابات دان ميرن ، ناراحتيم داره خوب ديگه بايد تو كانادا بري كار كني جون بكني خرج خودتو در بياري ، ميخاتم ببينم اون موقع كه حقوقت قطع شه بازم مياي وبلاگ بنويسي بگي زنم خرجمو ميده يا بايد پيش بند مك دونالدو ببندي ساعتي 10 دلا كه بتوني لاقل خرج هوست و دومين صبحانه رو ر بياري !!!

you havent answered my question about the money you got for your house in toronto, your longhaul travels around the world and so on? whats your defence

من از مخالفين 8 سيلندرت هستم. اما اين نوشته‌ات را از صدر تا ذيل قبول دارم. آفرين خصم اهريمن!

حسین جان، گه خوردم رو واسه همین روزا گذاشتن!

اقاي درخشان!اقاي معروفي بدجوري به شما توپيد!درخشان عزيز,اينجا ايران است و روز به روز تنفر نسبت به شما در بين بچه هاي اينترنت بيشتر ميشود:اين راه شما اگر براي اصلاحطلبان است که هيچ تاثيري بر کار انها ندارد و اگر از جاسوسان هستيد جز تنفر از خود چيزي نتونستيد بدست بياريد,نوشته هاي شما از بعد انتخابات روز به روز تنفر رو نسبت به شما بيشتر ميکنه پيشنهاد ميکنم براي اينکه وبلاگتون طي سال اينده بيننده داشته باشه و حرفهاتون چه در دفاع از مشارکتي ها و چه در دفاع از خاتمي تاثير داشته باشه و رضايت کننده باشه بهتره که در نوشته هاتون تامل بيشتري بکنيد,اين روندي که پيش گرفتيد شايسته ي هيچ ايراني طرفدار دموکراسي نيست مخالفت با هر حرفي حق هر انسان است اما لحن مخالفت خيلي مهم است

من با اكثر نوشته هات موافقم....از اين بابت كه به جاي بعضي ها از جمله تحريم كنندگان كه ديدي آرمان گرايانه دارند ديدي واقع گرايانه داري...در مورد نامه ،اگر آنها به دموكراسي معتقدند بايد براي مخالفان خودشان هم حقي قائل بودند...مي توانستند حداقل در نامه شان بنويسند از طرف جمعي از وبلاگ نويسان....اوكي؟

مه نور فشاند و سگ عوعو كند اقاي درخشان من به عنوان يك ايراني حتي اگر موافق با نظر اقاي معروفي نباشم اما به وجودشان افتخار ميكنم وبه نظرشان احترام ميگذارم. لطفا شما به عوعو كردن ادامه دهيد شايد عقدهاي خود بزرگ بيني كه شما را شديدا ازار مي دهد تسكين يابد. نگار

very ashamed to call you a fellow countryman in Canada. What you have done is like pissing in front of a crowd and not caring about other people's plight.wake up Hoder Wake up before it is TOO late

موافقم

جای تو بودم خودکشی می کردم تو چی هستی که بعد هر پست، این همه بد و بیراه بهت می گن از رو نمیری. خداییش تو بابای مرتضوی هستی. بابا بس کن این همه دورویی تا کی. راست و مستقیم بیا و دستیار حسین شریعت نداری شو، دوتا حسین با یک ایده و هدف و مرام کیهان رو بچرخونن معرکه میشه.

سلام ... خب استاد تو بگو اگر کسی اعتراض نمیکرد و همه سکوت میکردند، چند نفر از زندان رژیم زنده بیرون می امدند؟؟؟

به نظر من اون نامه بی خاصیته اما شرف داره به اراجیفی که توی آشغال نون به نرخ روز خور می نویسی و دنیای وب رو مسموم می کنی! رک و پوست کنده بگو چقدر بریزیم به حسابت که خفه شی!قراره یه انجمن حمایت از حسین درخشان بدبخت خودفروش راه بندازیم که مجبور نباشی اینقدر از سوراخ جمهوری اسلامی بخوری!

مهاجرانی ، غیر از بیانیه نویسی کارهای دیگری هم مثل زن و صیغه و ... بلد است !!

درخشان که خود با اتکا به روابط پشت پرده با موئتلفه و سپاه به ايران رفت و آمد ميکند، با اتکا به همين روابط به نوعی نقش ويترين جمهوری ا سلامی را بازی ميکند. او با فحاشی به رهبر و رفسنجانی و ديگر ارکان نظام، منهای موئتلفه و سپاه البته، چنين عنوان ميکند که کماکان در جمهوری ا سلامی آزادی هست. ما فحش ميدهيم و ايران هم ميرويم و کسی هم نميگويد بالای چشممان ابرو است. تمام آرشيو وبلاگ او را بگرديد. کلمه اي عليه موئتلفه و سپاه نميابيد. در عوض هفته اي نيست که نيشی به رفسنجانی، رهبر و جديدا خاتمی نزند. کسی که تمام ادعايش در بسط دمکراسی است، حتی اين حق را قائل نيست که کسی انتخابات را تهريم کند! آنهم به شيوه دمکراتيک. چون ايشان دمی با سران مشارکت حشر و نشر داشتند، عالم يا مشارکتی بايد باشند، يا خائن. درخشان با درک ناقص از فضای سياسی و اجتماعی ايران، ضمن آنکه سعی ميکند پلهای قدرت و ثروت را پشت سرش خراب نکند، سعی در جذب حاشيه های امنتيتی از طريق باج دادن به امثال موئتلفه، لاريجانی و سپاه دارد. از نظر درخشان همه و همه خائن هستن، غير از خودش. هرجا ديديد "هودر" بخوانيد موئتلفه...موئتلفه...و باز هم موئتلفه کيست که نداند موئتلفه چه جناياتی که نکرده است؟ کيست که نداند موئتلفه سر منشا چه سياه روزی که در آن مملکت وبازده و موئتلفه زده نشده است؟ چرا درخشان معروفی را با آن سوابق ميکوبد، اما کلمه اي راجع به موئتلفه نميگويد. چرا او لاريجانی را مدير لايقی ميداند، اما مهاجرانی را ميکوبد؟ تنفر عجيب او از فرزندان هاشمی اظهر و من الشمس است. ولی کلمه اي از فرزندان آل عسکر اولادی نميگويد، يا آل طبسی، يا آل لاريجانی در آخر، خيلی او ر اجدی نگيريد. او به يمن دانش اينترنتی، چند صباحی به حاشيه های قدرت (مشارکت) و نويسندگان سر شناس خارج نشين (بهنود، نگاهی، نبوی) نزديک شده است. باش تا صبح دولتش بدمد. کماکان اميدوار است تا دولتی لاريجانی چی، يا موئتلفه چی بيايد، يا مشارکتی...تا او هم در دايره قدرت رسمی جای بگيرد.

صرفنظر از درستی یا ندرستی اون نامه و این اظهار نظر(آقای درخشان) که جای گله هم داره، دوستان شما را بخدا بیایید احترام همدیگه رو نگه داریم و اینقدر بد و بیراه و فحاشی نثار هم نکنیم مگر نه این است که همگی دم از دمکراسی میزنیم ! این چه جور دمکراسی خواهی هست که تحمل نظر دیگران را نداریم و با توصل به فحاشی و توهین به طرف مقابل میگوئم که نظرش اشتباه است، البته این شامل خود آقای درخشان هم میشه که در بعضی از مطالب سعی در نوعی توهین با بکار بردن الفاظی مثل ( بعد از هر بار دستشویی یک بیانیه‌ی اعتراضی یا لوگو و «پتیشن» به زبان فارسی تولید می‌کنند...) شما را بخدا بیائید ظرفیت خود را بالا برده تا ضمن پذیرش انتقاد ،دیگران را بدون نیاز به توهین و فحاشی نقد کنیم .

بنظرم شما ادم بسیار سطحی هستید. تنها چیزی که یدک میتوانید بکشید رسانه عمومی است اینترنت. دوست عزیز کمی ابتدا به زندگی خویش و داوری ان بنشینید سپس به مقایسه ی افراد بدون داشتن دانش بنشینید. وقتی که صرف اینترینت و زندگی روزمره خود میکنید کمی بخوانید و فکر کنید شاید انگاه کمی دیدتان عوض گردد. انچه شما عرضه میکنید و پرسش میکنید حتی توصیفش را پیش خودتان مشخص نکرده است. دموکراسی . رای دادن و ندادن انهم در ایران . شرایط و هویت افرادی که از انها نام میبرید و برخی را در یک کیسه میاندازید از کجا میاید ؟. شما که زندگی کانادایی و ایرانی انتخاب کرده اید کمی به تفکر بنشینید و فکر کنید . برای من ادمی مانند توماس مان ز بسیاری افرادی که در زمان نازیسم المان در اجتماع فعال بودند بیستر ارزش دارند و بسیار را هم نمیتوان اصلا مقایسه کرد. متاسفم ولی نوشته های شما از اندیشه بر نمیخیزند. علیرضا

جناب درخشان عزیز. شما که دم از مخالفت با یک دست راندن همه می‌زنید متاسفانه در عمل همین کار را خودتان می‌کنید. از رای دادن در رژیم اسلامی می‌گویید و انرا یکی از راههای موثر در مبارزه می‌دانید.متاسفانه گويا هنوز برخي نمي خواهند بفهمند كه انتخاب ميان بد و بدتر معنايش پذيرفتن بدي است و فرود اوردن سر تسليم در برابر آن. راي ندادن و تحريم انتخابات در ساده ترينش شكلش اذعان اين حقيقت تلخ است كه: آقايان گزينش ميان كانديداهاي تصفيه شده و مهرهايي كه در نهايت به دست بوس رهبر مي روند و به نظام مقدس!!! قسم مي خورند حتا اگر به گزينش مهره اي چون معين منتهي شود باز هم يك شكست است. باز هم هيچ تغييري رخ نداده است.

كسي كه كه در كانادا در جاي راحت نشسته باشد و براي مردم بدبختي كه مجبورند اين مسايل را از نزديك تحمل وتجربه كنند تعيين تكليف كند. هروقت هم دلش خواست ايران بيايد وبرگردد و محترمانه بازجويي شود.

این یارو فکر میکنه اول و اخر و وسط وبلاگ خودشه و والسلام و اهالی وبلاگ برا رها کردن باد معده هم باید از ایشان مجوز بگیرن

جانا سخن از زیان ما می گویی! ...

سلام دوست عزیز از شما بعید بود که اصول حرفه ای را در نظر نگیری و آبژکتیو بودن را فراموش کنی! من فکر می کنم همه به دستشویی می روند، حال بعضی ها بعد از دستشویی چیز می نویسند و بعضی قبل از آن. از نوشتنت معلوم است که فشار دستشویی زیاد بود.

تا حالا فکر کردی فرق موجود لجنی مثل تو، با کسی مثل پیام فضلی نزاد چیه . در این زمینه مدارک جالبی به زودی منتشر میشه که متاسفانه زیاد خوشحالت نمی کنه . اشتباه تو اونجا بود که نفهمیدی بین گوگولی مگولی بازی های اینترنتی با موضع گیری های جدی سیاسی چقدر فاصله وجود داره . این هم از نتایج فلاکت مملکت ماست که دلقکی مثل تو که فقط به درد قر دادن یا شاید هم اجرای برنامه های پورنو می خوره این جوری عمله بعضی جریانات شده . راجع به سفرت به ایران و یه سری مسائل دیگه نکات جالبی وجود داره که تو هم به زودی از اونا با خبر میشی...

حسین خان تو که در ابتدا غصه می خوردی که چرا این فکر به ذهن تو نرسیده و بهش لینک هم داده بودی(حالا ورش داشتی!)...دم خروس یا قسم حضرت عباس؟؟؟

خيلي تند ميري داري از خطوط قرمز ما هم رد ميشي اي واي بر ان روز كه كاسه صبر ما از دست شما ها پر بشه چنان بلايي به سر همتون مي ياريم فقط چند روز به اسلامي شدن حكومت جمهوري اسلامي به معناي واقعي مانده تا 1يا 2 ماه ديكه خواهيد ديد بر اون اصلاحاتي كه 8 سال براي اون زحمت كشيدن و به جز فساد و بي ابرويي براي اين جمهوري اسلامي فاييده نداشت در اين مدت چه خواهد امد و اولين شعله هاي اون رو هم در 1-2 هفته اينده خواهيد ديد .

هيچ متوجه هستي كه با اين منش و مرامي كه در پيش گرفته‌اي، هرچه آدم نويسنده و روشنفكر و فعال سياسي و ... كه به جبهه مشاركت و اصلاح‌پذير بودن اين نظام اعتقاد ندارد - و از قضا روز به روز بر تعداد آنها افزوده مي‌شود- را خاين مي داني؟ از نظر شما فقط يك راه براي رسيدن به دمكراسي وجود دارد و آن هم راه برادر انقلابي مصطفي معين است و هركس جز اين فكر كند مستحق تكفير؟ دمكراسي اين نيست كه شما فكر مي‌كني، و راه رسيدن به آن هم دامن زدن به آتش تفرقه و اختلاف بين آزاديخواهان و نيروهاي فعال - با هر مرام و بضاعتي كه باشند- نيست. من فكر مي‌كنم دانشته يا ندانشته به دام بازي‌هاي وزارت اطلاعات افتاده‌اي كه كاهرانه بين اپوزيسيون اختلاف مي‌اندازد و با يك گروه، كار گروه ديگر را ضايع مي‌كند. هشيار باش!

حسینکم مهم نیست کی بیشتر زحمت می کشه، مهم اینه که هر کس گوشه این سفره رو بگیره و از زمین برداره. اگر تو تا ابد از رای دادنت حمایت می کنی، من از رای ندادنم حمایت خواهم کرد چون از اول نتیجه مشخص بود (حداقل برای آنها که رای ندادند) فقط می دونم هدفت ادامه حیات رژیمه، چه بسا منهم اگر موقعیت خوب فامیلی در ایران داشتم (که خوبه ندارم یا در ارتباط نیستم با فامیلی که دارند) عمرا حاضر به نابودی این رژيم می شدم. عزیز دل یه استراحت اساسی بخودت بده و فکر کن و فکر کن و فکر کن اما بی غرض! خدایارت

At least he has do something to bring the Iraninas to gether for a common goal and that is democracy for Iran what have you done for Democracy in Iran and gathering that Iranina groups

حسين جان، خيلي خوب نوشتي. ممنون. به نظر من کسي که واقعاً به مملکت خودش علاقه داشته باشه و دلش براي اون بسوزه، هيچوقت پا نميشه بره به يه کشور ديگه پناهنده بشه. از کسايي که اين کار را کردند، انتظار بيش از اين نميره.

کساني که به اين کشور علاقه داشتند و دارند، در سخت ترين شرايط هم حاضر نشدند جلاي وطن کنند. زندان و شکنجه و تحقير و هزار بدبختي ديگر را تحمل کردند، ولي همه را به زندگي در خارج ترجيح دادند.

حسين جان، ببخشيد، مي دونم که اين انتقاد به خود شما هم برمي گرده، ولي همانطور که در ميدان هفت تير به خودت هم گفتم: دمت گرم که در حساسترين روزهاي اين مملکت برگشتي تا کاري کني. مطمئن باش که اونهايي که با خيال راحت در پيشرفته ترين کشورهاي جهان نشسته اند و منتظرند که مردم از داخل، يا ارتش آمريکا از خارج، کاري کنند تا آنها بتوانند بعد از سالها دوري، با هزار عشوه و ناز، به کشور خودشان برگردند و از بدختي ما و خوشبختي خودشان سخنسرايي کنند، هرگز در دل مردم آگاه ايران جايي نخواهند داشت.

به نظر می رسه کیبورد شما خراب شده.احتمالا حرف "و" را نمی توانید تایپ کنید. سریعا اقدام به تعویضش نمایید.اگر حرف "و" را می توانستید بنویسید و اشکال از کیبوردتان نبود، سریعا به چشم پزشک مراجعه کنید.شاید هم به یک روانکاو! فکر کن بخواهی تایپ کنی کویر!!!چی می شود!!!

حالا این بلاگرها می خواهند چیکار کنند؟ / با وبلاگشون انقلاب کنند؟ / مخاطب اینا کیه؟ / تمام وبلاگ نویسان ایرانی که به دویست هزار نفر هم نمی رسند؟ / تازه هشتاد در صدشون هم درگیر دوست پسر و دخترشون اند؟ / یا شوهر یا زنشون یا بچه شون؟ / با این همه الدرم بلدرم که می زنیم، می کشیم، نابود می کنیم، با تکنولوژی برتر و و و / میخوان چیکار بکنند؟ / با آسیاب های بادی بجنگند؟

بالاخره اگه اینا مبارزه نکنن که اصلا وجودشون زیر سوال حالا هر نوع مبارزه ای که باشه. واقعا دستشون درد نکنه. بالاخره یه عده سرگرم میشن حالا یا به طرفداری یا به مخالفت یا به خنده و تفریح !!!! با این روشهای خلاقانه که باید پینت بشه به جا ترکستان هم نمی رسن.

من هم در اين زمينه مطلب كوتاهي نوشتم. http://hanif.ir/archives/000536.html

are u nuts?!!!!!! i told you you are good only to do something like wikii believe me your politics view stinks stop those bull shit cut the crab some times i think i am wasting my time to read your blog don`t an ass hole

احمدي‌نژاد در دهه شصت، چهارسال به عنوان معاون و فرماندار ماكو و خوي و همچنين 2سال به عنوان مشاور استاندار كردستان خدمت به مردم استانهاي آذربايجان و كردستان را نيز پشت سرگذاشته و از سال 1372 در شرايطي كه به عنوان مشاور فرهنگي وزير فرهنگ و آموزش عالي فعاليت مي‌كرد به عنوان اولين استاندار استان جديد التأسيس اردبيل منصوب شد. From:Ahmadi Nejad's web That means he was assistance of Moin, and he was the governor during the time of Abdullah Nori.

What is your problem aganist Iranians being far from their country and yet trying to change the situation? I think that it's a brilliant idea, Iranians living in Europe are learning about the freedom and get inspired by how freedom of press and speech is being executed, something is has never been practised in our dear country., at least since 1400 years. With all respect to Iranians living inside the country; the suppression and censor in every detail of the daily lives does not leave any space for fighting aganist the crimes of the regime. People are living their lives just to survive while being paralysed and powerless to how wrong everything is around them. So why being so judgmental and closing ourselves to new ideas? Who is the ennemy? The regime or thousans of other refugees like yourself who fled the regime?

کم لطفی می فرمائید آقای درخشان! هر کاری دیگران بکنند بد است، اما همان کار را شما بکنید خوب است. یادتان می آید خودتان چند بار امضا جمع کرده اید؟

این کار رسم کیهانی هاست، شما چرا ؟

هر چند که ممکنه امضا جمع کردن خیلی شیوه‌ی موثری نباشه، اما مطمئن باش که یک کلمه‌ای که عباس معروفی می‌نویسه به سر تا پای هزاران هزار آدم لمپن و خائنی مثل تو می‌ارزه و تو اصلا در حدی نیستی که بخوای در موردش حرف بزنی. راستی آقای درخشان بالاخره نگفتی چرا وقتی اومدی ایران هیچ کس بهت کاری که نداشت هیچ تازه با یکی ا ز معاونین همون کابینه‌ای که معتقدی، معتمدی آبدارچی وزارت ارتباطاتشه ناهار خوردی؟! در ضمن برات متاسفم که هنوز نفهمیدی توی نظام جمهوری اسلامی اصولا فرقی بین معین و احمدی‌نژاد نمی‌تونه وجود داشته باشه و البته راه گسترش دموکراسی توی یه همچین فضایی اصولا رای دادن نیست چون اصلا دموکراسی وجود نداره که مثلا با رایی که به نفع معین تو صندوق ریخته میشه گسترش پیدا کنه. اگه حافظه‌ات هنوز یاری می‌کنه فکر کن ببین معین چطوری تایید صلاحیت شد؟ بله آقای درخشان حکم حکومتی رهبر، همون کسی که تو از آخورش داری می‌خوری.

جالب بود!راستي....تو براي کشورت چيکار کردي؟لااقل کسي انتقاد کنه که خودش کاري کرده باشه نه که بدتر از بيقه يه جا نشسته باشه و....

احتمالا این مرکز معالجه ای که میروی جای خوب و درست و حسابی هست و دکترت را هم حتما عوض کردی چون این حرفی که زدی حرف یک ادم باهوش و فهمیده و بسیار عاقلانه ای بود و ارزش چند بار خواندنش را داشت. راستی ادرس این مرکز درمانی را به من هم بده.

تو فعلا خودت زير سوالي ... لازم نيست دل واسه عماد بافي بسوزوني که معلوم شد ماله کش بوده....

جانا سخن از زبان ما مي گويي . متنفرم از آدمهايي كه نشستند اونور دنيا دارن ويسكي مي خورن به ما مي گن لنگش كن .

اقای درخشان ان مثل معروف را بیاد دارید که در توالت عمومی مسجد شاه سابق عباس نخودی نامی افتابه دار بود و هروقت ادمی که تنگش!!!گرفته بود و عجله در تخلیه این عباس نخودی گیر سه پیچ میداد که هی ان افتابه نه این یکی را بردار٬ طرف میگفت چه فرقی میکنه؟؟عباس نخودی میگفت پس من اینجا چکاره ام؟ خب حالا که سیا با ان دم و دستگاهش بجرج- بوش میگه اخوندها حالا حالا ها ماندنی هستند و از هر گروهی منسجم تر و دنبال تعویض رژیم نباش که در محافل سیاسی اروپا و دنیا جوک سیاسی تلقی میشود معهذا ای نخودی ها این پتیشن را بر ندار ان پتیشن را امضا کن در غرب بیدر و دروازه دلخوشند اصلا اقای درخشان چرا دنیای نشئگی انها را بهم میزنی؟

سلام و درود بر حسين عزيز من هميشه از شما تو عرصه وبلاگ نويسي تعريف كردم كه به خاطر افكار خودم بوده است ولي فكر كنم با اين حركت ها رژيم به اين زودي سرنگون نشه رژيم رو دلاور مرداني مثل اكبر گنجي ناصر زرافشان احمد سراجي و ... سرنگون خواهد كرد مبارزاني كه از جان خود گذشته اند نه من نه شما و نه ديگر وبلاگ نويسان هيچ كاري جز نوشتن بلد نيستيم نوشتن هم شايد در افكار عمومي مردم موثر باشد ولي كاري به رژيم ندارد

اگر مي خواهي رژيم را سرنگون كني بيا ايران و در مقابل علي خامنه اي بگو حكومت و ايران و ملت را رها كن خامنه اي بايد برود نه اينكه يك روز آن هم به پنهاني بياي تهران و از ترس گير افتادن پا به فرار بگذاري

مهم ماندن و جنگيدن است

هيچ حزبي شخصي يا گروهي خارج از كشور نمي تواند نقش عمد ه اي در سرنوشت كشورش را رقم بزند

پس ما منتظر هستيم بياي و پرچم دار ما باشي تا بتوانيم اين رژيم را سرنگون كنيم بدرود

خاتمی و احمدی نژاد و رفسنجانی اگر هم با یکدیگر تفاوتهایی داشته باشند، وقتی نخودی هستند چه فرقی می کند این یا آن. مگر مجلس هفتم هر چیزی می خواست تصویب کند، رهبری و شورای نگهبان گذاشتند. پس این سیستم اگر با جمع آوری امضا برچیده نشود (که نمی شود)، به نظر من با هر رییس جمهور قسم خورده دیگری هم نمی شود.

اگر فکرميکني درصورت شرکت تحريميان درانتخابات معين برنده انتخابات بود ياخيلي ساده اي يا ...بنظرم خامنه اي الان به ريش شماشرکت کنندگان انتخابات ميخندد . همچنانکه درمواقعي سکوت کردن بهترترازگفتن هزارجمله است تحريم انتخابات هم موثرترازشرکت درانتخاباتي بودکه خامنه اي آنرا راي به نظام معناميکرد

آی آدم‌های مسلمان، چپ، کمونیست، سلطنت‌طلب، کافر، بهايی، ارمنی، يهودی، زرتشتی، پیروان ادیان مختلف ... آهای ایرانی! نجات کشور در حرکت است و شرایط آن امروز فراهم شده.

I have some question for you:1- why do you get upset every time people talk of regime change in Iran?2- what is the source of money for you? how do you travel and have a house in toronto when you barely work?3-why dont you respect others fighting for freedom of Iran. I will be grateful if you CAN come up with some answers for us. thnx

very well said.

حسین حرف زدنت خیلی