بالاخره خلاص شدم از شرش. یک باطری نوی سالم برای لپتاپم سفارش داده بودم که بالاخره رسید و مرا از شر آن سیم و اداپتور مزخرف نجات داد. فکرش را بکنید. مثلا وقتی رسیدم فرودگاه نوآرک، برای اینکه بتوانم به دوستم زنگ بزنم باید اول یک پریز برق پیدا میکردم تا بعد حضرت لپتاپ را به آن متصل کرده، شمارهی دوستم را در آن پیدا کنم و بردارم. ولی هر چه گشتم پریز برق پیدا نکردم و در نتیجه اصولا بیخیال شدم تا اینکه با اتوبوس آمدم شهر و رفتم در یک اینترنت کافه نشستم و با Skype به دوستم زنگ زدم و گفتم که چه نشستی که دوباره من آمدهام، بدبخت شدی!
دیروز یک کار بزرگ دیگر هم کردم: موهایم را بعد از حدود دوسال از ته ته زدم. نمرهی ۶ به یاد دوران نیکان. نه، ولی واقعا اینقدر این ابرشهر در این چند روز بطرزی جهنمی گرم بود که اصلا با موی بلند نمیشد زندگی کرد. بجز این، موی بلند خرج دارد و هر دفعه آدم باید ۳۵ تا ۳۰ دلار خرجش کند. (وگرنه آدم میشود شبیه ویزرهای جدید رهبری) در ضمن، مصرف شامپوی آدم هم با موی کوتاه به یک پنجم میرسد که خب خودش بد نیست. بنابراین کسانی که دوست دارند من کچل باشم خوشحال باشند که به آرزویشان رسیدند. من الان یک کچل باطریدار ولی خوشتیپ هستم.