مثل اینکه نمایندهی رهبری در کاخ ریاست جمهوری، برادر احمدینژاد، این شنبه یا یکشنبه یک میهمانی دارد که تعدادی از ایرانیهای نیویورک را به آن دعوت کرده است. دارم ببینم میشود راهی به آن پیدا کرد یا نه. بالاخره دیدن آقایان از نزدیک و حرف زدن با آنها جالب خواهد بود. هرچند که من گفتهام که او را به عنوان رییسجمهور قبول ندارم. ولی مثل این خل و چلهای مجاهدین خلق هم نیستم که بروم و جلوی سازمان ملل شلوغ کنم. (البته شاید برای اولین بار ته دلم با کارشان مخالف نیستم.)
اگر واقعا به فکر تعدیل کردن نظر مردم و جوانهای راجع به خودشان هستند، میتوانند از تریبون وبلاگ من استفاده کنند. من حاضرم باهاشان گفتگو کنم و ببینم حرف حسابشان و برنامهشان برای آینده چیست. (معلوم است که من خودم را گندهتر از آنها میدانم. همهمان باید همینجور باشیم. حداقل ما با تقلب به جایی نرسیدهایم.)
در ضمن، یک حس عجیبی دارم راجع به اینکه ممکن است در همین دیدار از آمریکا اینها خمیر رابطه با آمریکا به تنور بچسبانند. همانطور که دولت شدیدا دستراستی نیکسون رابطهاش را با چین در زمان تندروترین رهبران چین برقرار کرد. هیچ بعید نیست حالا که همهی قدرت دست خامنهای است و دیگر ترس مالیخوایی دربارهی سرنگونی نظام ندارد، اجازه دهد این رابطه جوش بخورد. امیدوارم. چون در درازمدت این رابطه به نفع دموکراسی در ایران است، به این دلیل که پارسال نوشتم.
راستی، کسی تلفن خانم ایمانیه، خانم محمد جواد ظریف را ندارد؟ من در ایران هفتهشت سال برایشان وبسایتشان و مجلهی اینترنتی بهارستان را میچرخاندم و خوب میشناسیم همدیگر را. لطفا برایم ایمیل کنید، اگر امکان دارد. هودر ات هودر دات کام.