برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: About the footage I played on my VOA TV show last week, in which Omid, Hanif, and Masoud were talking about their time in jail.

فکر می‌کردم با توجه به اینکه امید معماریان چیز بدی در مصاحبه‌ی خودمانی‌ای که در تهران با او کرده بودم نگفته بود، و خودش هم حرف‌هایی خیلی شدیدتر و تندتر از آن را همه جا، از جمله برای آقای شاهرودی، گفته بود، مشکلی برای پخشش در برنامه‌ی تلویزیونی صدای آمریکا نباشد.

ولی انگار اشتباه می‌کردم و بخاطر اینکه از امید و همینطور حنیف و مسعود برای پخش ویدویی‌هایی که ازشان در تهران گرفته بودم، برای پخش در برنامه‌ام در شوی بهارلو اجازه نگرفتم، معذرت می‌خواهم.

من این فیلم‌ها را مخفیانه نگرفته بودم و هرکس که می‌خواست فیلمش جایی پخش نشود به من راجع به آن تاکید می‌کرد و من هم هرگز این تاکیدها را نادیده نگرفته‌ام. ولی حالا متاسفم اگر مشکلی پیش آمده است.

در ضمن، بابت پخش این فیلم‌ها از هیچ کس پولی نگرفته‌ام.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«آق بهمن»
«فانونایت»
«مرتضی نگاهی»
«ناهید رکسان»
«گردباد»
«تبعیدی عصبانی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«مهستی شاهرخی»
«مرد تنها»
«لوبيا»
«آهستان»
«نانا»
«یک پزشک»
«علی معظمی»
«بامدادی»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«۳۵ درجه»
«امنزیاک»
«مریم مومنی»
«پسر فهمیده»
«تادانه»
«روزها»
«انتخاب زنان»
«عنکبوت»
«ف.م.سخن»
«ایمیان»
«شهرزاد»
«اکبر منتجبی»
«خبرنگار مسلمان»
«خوابگرد»
«دوم دام»
«گناهکار»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«کتابلاگ»
«شبنم طلوعی»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آزادنويس»
«ابراهیم اسکافی»
«سینا دیلی»
«موج»
«زهرا»
«میرزا پیکوفسکی»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«فریادناممه»
«علیرضا خدابخش»
«بیروت ریپورت»
«سرزمین آفتاب»
سولوژن
پیاده رو
نیما دارابی
خسرو نقیبی
بلوط
خورشید خانوم
حسین نوش‌آذر
طاها بذری
توکا نیستانی
جمهور
هادی خرسندی
خیاط باشی
جواد کاشی
شکرخواه
آدم و حوا
هنوز
کافه ناصری
لیلی نیکونظر
ایران‌شهر
از پشت یک سوم
مازوخیسم محاسباتی
دستنوشته‌ها
زيتون
شب پیشگویی
امور ایران
عبدالقادر بلوچ
آرش غفوری
فروغ
من راه نشین
چخوف منو نديدی؟
بابک داد
کریم ارغنده‌پور
حقوق‌دان پاریسی
احمد جلالی
روزنامه‌نگار ممسلمان
کیبرد آزاد
خاکریزیسم
مسعود ده‌نمکی
بی اجازه کوچیکترا نه
نگارک‌ها
نوه‌ی غلامرضا تختی
مونتاژ انتقادی
مریم ابریشم‌کار
رویای آريایی
مطالعات فرهنگی رادیکال
احسان
محمد نوری‌زاد
دلبستگی
یک استکاان چای داغ
شنا در شنزار
فلیسوف مآب رمانتیک
خط قرمز
علیرضا شیرازی
آن سوی دیوار
نسرین افضلی
زمستان است
مهدی محمدی
پویان و سیما
محمود فرجامی
سایه
حاجی واشنگتن
کمال
بی‌بی‌گل
صفا در ال.ای
نازخاتون
سیبستان
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
محبوبه حسین‌زاده
امید معماریان
عباس معروفی
آشپزباشی
جوانفکر
حسین پاکدل
مسیح علی‌نژاد
ارزیابی‌های شتابزده
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
شاخ به شاخ
کلنگ کمونیست کارگری
آی‌تی.ايران
شرح
چرک‌نویس
ضدمورچه
سلمان
سبیل طلا
عرب عصبانی
پویان طباطبایی
هوشنگ دودانی
جمال
یک وحید
سهیل کریمی
حامد قدوسی
زن نوشت
امشاسپندان
کامپیتور و ارتباطات
آچار فرانسه
مسعود بهنود
شب‌نامه‌ها
نگفتنی‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
هادی نیلی
کلاشینکف دیجیتال
مریم اينا
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
مرصاد
وب‌نگاشت
خانوم حنا
تبرمرد
غلاف تمام فلزی
سهند شمس
مرصاد امروز
ققنوس
آزاده عصاران
لگوماهی
حسام‌الدین آشنا
منبر دات نت
لات‌لند
کافه اندیشه
پاسداران
نیکی اخوان
پاک‌نویس
تکینسون
سوگلی ریچارد پرل
بچه‌های سوم تیر
نقیز
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
روزنه
میرزا
فالشیست
پاگرد
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
هپلی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
نسل خمینی
مشکات
افسون فسرده
پرگلک
کلفه گینزبورگ
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
سفره‌ماهی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
حمید کریمیان
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
جواد روح
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
فرنگوپولیس
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
امیرعلی قاسمی
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
سفره ماهی
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
لیلا خدابخشی
نظرات ديگران

به نظرم نام حسين شارلاتان بيشتر برازنده توست تا حسين درخشان. آخه مرتيكه ! به اسم يادگاري فيلم صحبت هاي يك روزنامه نگار فلك زده عليه دستگاه قضايي ايران رو گرفتي و بعد براي خودشيريني در يك شوي مسخره راديو آمريكا پخش مي كني كه مثلا خودت رو زرنگ نشون بدي؟ اگه اين قدر شجاعي چرا مخفيانه به ايران اومدي و وقتي در ايران بودي جيكت درنيومد؟

حسين عزيز من واقعا نمي فهمم وقتي يه فيلم رو در قالب رفاقت از کسي مي گيري چطور و بدون اجازه مي ري پخشش مي کني در يک سيماي همگاني با کلي مخاطب. فکر مي کنم هرکسي حق داشته باشه راجع به عکس و فيلمي که ازش گرفته ميشه محدوديت بده.

من فکر مي کنم تو نه تنها ناپرهيزي کردي بلکه يه طورايي هم در اين نوشته ات داري عذر بدتر از گناه مياري. آدمي که مدتهاست در وبلاگش حقوق مولف و کپي رايت و ساير مسائل رو مطرح مي کنه چطور مي تونه ويدوئوهاي شخصي افراد رو در جهت پيشبرد کاراش استفاده کنه؟يه جورايي کفرم رو در آورده اين کارت.

تو يک خود فروش کثيف هستي اگر فکر ميکني که زماني در بين روشنفکران ايراني جايي خواهي داشت خيالي باطل است تو مزدور جمهوري اسلامي هستي و بچه اخوند .کاري که قرار است با خاتمي/ خامنه اي/ بهنود بکنيم با تو هم خواهيم کرد /اطمينان داشته باش

سلام من برنامه شما را چندین بار دیدم بنظرم خیلی جالب بود همینطور وبلاگ هاتون. در مورد نظرات مردم هم نگران نباشید همیشه همه چیز رو Exagerate می کنند. آقای معماریان هم با تمام احترامی که براشون قائل هستم فکر می کنم یک کمی شلوغش کردند. اون فیلمی که شما پخش کردید هیچ مشکلی نداشت . اگر کسی از عواقب حتی حرف زدن معمولیش هم می ترسه بهتره اصلا حرف نزنه! بعد جالب اینه که ما با این جول بزه امان می خواهیم با این حکومت مخالفت کنیم و بجنگیم. راست میگن یکی مرد جنگی به از صد سوار. یک بچه بسیجی ۱۵ ساله از تمام ما به اصطلا ح روشن فکر ها دل و جرائتش بیشتره.

چرا همه از تو بد گفتن اینجا؟یعنی این قدر آشغالی؟؟!!!

I enjoyed the interview very much; but I kept thinking: why is he wearing a warm-up suit? This is not a sports show is it?

اقای درخشان، اگر دیدن جورج دبلیو بوش می خواستید بروید هم با پیژامه می رفتید. چون محمود ایرونی بود بهش بی احترامی کردی، نه؟ ما ایرونیا شاش فرنگیا رو می خوریم و دم بر نمیاریم ولی به هم وطنهامون که می رسه شیر میشیم.اونجا ایرانی ها هم بودند و چند تا شخصیتی که بهرحال مهم اند و تو یه کاره با تومبونت رفتی؟

So he likes soft hands, what's so wrong with that? having soft hands can bring a girl some strange opportunities! Did you not see Gone With the Wind (bad baad rafteh) when Scarlet admitted to Rhett that her hands were rough because she was too poor for a chauffer? Well if she had soft hands, Rhett would have married her then and there, right in the jail before he was hanged.

تو واقعا در حد همان " برنامه ات" در" شوی بهارلو" لياقت داری. به نظرم اگه چند تا جوک قزوينی و ترکی هم چاشنیش کنی با مزه تر "ميشی". همونقدر که ترکيب کلمات "حسين درخشان و کارشناس اينترنت يا Networking " با مسماس يا می تونست با مسما باشه ترکيب "حسين درخشان و فعال يا تحليلگر سياسی" ترکيبی لوس ، خنک ، بی مزه است . حاجی اينجا ايرانه . نيويورک نيست که روی کاناپه دراز بکشی و سرتو بزاری روی پاهای دوست دخترت و اون نوازشت کنه و تو عرق خورون اعلاميه سياسی صادر کنی . اگه فقط يه بار قيافه نکبت مرتضوی رو ديده بودی می فهميدی به جای اينکه "حالا متاسف" باشی بايد گريه کنی.

Who are you? Really, who are you?

You were nothing,, You are nothing, You will be nothing, I am sure Omid or other people will not swap their interrogators with you, you are a worm, just read your report about new president's visit from newyork, absolutely nonsense, they were really assholes to let you in, you look like a typical psycho! you are deviated towards commenting about a married woman who is as old as your mum, the commented about how soft is her husband's hand, how soft is your hand? Are you trying to say that you are horny or hypersexual? This is called projection and I understand your problems very well. I personally think you got Mixed Personality Disorder(Narcissistic+other components) my advice to you is that first sort out your sexual identity problem, you might be gay or bisexual, which is OK, but you should digest it first and then you can move on, Take care and get well.,

سلام انگار راست ميگوئي که مخالفين هميشه بيشتر وقت ها نظر ميدهند .علي اي حال اميد وارم ناراحتي اميد برطرف شده باشد

سعی میکنید خودتان را به زور وارد مسائلی کنید که زیاد در آن استعدادی ندارید، علی رغم تظاهر در نشان دادن سعی تان در فاصله گرفتن از کلیشه ها به راحتی و - تاکید میکنم - دانسته کاری میکنید و بعد مثلا در این مورد اخیر با خود میگوئید "با یک عذر خواهی حلش میکنم، امید معماریان اعدامم که نمیکند!!" این یعنی همان زرنگی بد ایرانی یا ایرانی بازی. مسلما" آدم باهوشی هستید، به هیچ عنوان منطقی نیست که به عواقب احتمالی این کار برای آقای معماریان فکر نکرده باشید، مطمئنم جمهوری اسلامی در تورنتو یا نیویورک دستش به شما نمیرسد اما به امید معماریان چرا. چه بهتر بود همان مسائل مربوط به کامپیوتر و اینترنت را پیگیری میکردید - که در آن فوق العاده با استعداد هستید - و سعی به تبدیل خود به یک فعال سیاسی و علاقه مند به خبرنگاری نسبتا" بی استعداد نمیکردید. به تنش کشیدن زندگی افراد به جهت پیشبرد اهداف خود اصلا کار انسانی نیست.

سلام حسین جان من هم یکی از همنسلان شما هستم و همیشه از این چند تا برنامه که در صدای آمریکا داشتید لذت بردم مخصوصا که با تسلط کامل بود در مورد آقای معماریان و بقیه من فکر میکنم که اول مشکلی نبوده و براشون بعد مشکل ایجاد کردند که این هم قابل پیش بینی بود.

پس خیلی شانس آوردم اون روز با شما سفره دلم رو باز نکردم و گرنه از همین وضعی که الان دارم بدتر میشد.حسین واقعا دیگه بسه!!

خيلي از موارد مي خواهي سوتي هايت را ماست مالي كني. اولش معذرت ميخواي بعدش يارو رو ضايع ميكني ميگي چند ماهه ايران نيست و مطرح ميكني چرا حنيف و مسعود اعتراضي نكردند. بابا شايد اميد نمي خواست كسي يا كساني بفهمن كه خارجه مثل خودت كه مي خواستي بياي ايران با چراغ خاموش اومدي . تو اگر فقط مدت يك هفته ناقابل تو انفرادي ميافتادي ديگر تو افكارت تجديد نظر ميكردي. زياد شنيدي از انفرادي ولي ديدنش جور ديگري است. حالا برداشت عده اي اينه كه ديگران را ميكني نردبان خودت.

جناب درخشان، بی مسئولیتی و عدم رعایت حداقل معیارهای اخلاق حرفه ای یک طرف، بجای یک عذرخواهی درست، بچه پرروبازی. معلوم است، قرار نیست متوجه فرق بین راحت بودن و لوس بازی بشوید. آنکه میانشان فرقی نیست، برآورداستحاله نیکان و دعای کمیل و گند عطر مشهدی و کاریکاتور بنجل و دست سوم سوهو و بیگ اپل است. نوکیسگی بد دردیست، فرقی نمی کند کجای دنیا.

could you please stop your "ho chi gari" and personal adventurism and leave these people alone with . You might tell me that it's not really any of my business to defend these people. But don't think that while all these people really honored your respect and didn't write anything about you, when you're in Tehran, then your act is really stupid and kidish? At least act professionally, Mr. wanna be progressive journalist!

خيلي آشغالي