به نظرم دکتر سروش و اصولا حلقهی کیان و جریان «روشنفکری دینی» یکی از مهمترین دلیلهای گنگی اصلاحطلبان و اینکه بلد نیستند با مردم حرف بزنند است. مشکلی که خودشان اعتراف میکنند دارند و باعث فاصلهشان با مردم و بخصوص جوانترها شده است.
اصلاح طلبان آن قدر در زبان دشوار و حتی کمی متظاهرانهی روشنفکری دینی نفس کشیدهاند که از روزنامهنگاران بگیرید تا سیاستمدارانشان، جوری مینویسند و حرف میزنند که برای اکثریت مردم ایران غیرقابل فهم است.
بعضی از نشانههای این بیماری زبانی این هاست: جملهها و نوشتههای بسیار طولانی، اصرار به استفاده از پراندن اسم نظریهپردازان خارجی، پیچیدهکردن مفاهیم ساده، استفاده از کلمههای تخصصی علوم انسانی، جدی گرفتن خود و اتوکشیدگی زبانی و...
در کل میتوانم بگویم که زبانشان همان که گاهی به آن میگویند زبان بهداشتی زبانی است کم اعتماد به نفس که با پیچیده کردن ایدههای ساده میخواهد خود را مهم نشان بدهد و به همین دلیل به شدت درگیر فرم است تا پیام و رابطه با مخاطب. انگار که از بالا به مخاطب نگاه میکند و او را بجای آگاه کردن تحقیر میکند. بجای اینکه بگوید «دقت کردی که فلان چیز یعنی بهمان؟» میگوید «چقدر خنگی که نمیدانی فلان چیز یعنی بهمان. پس گوش کن تا من برایت روشن کنم.»
به نظر من بیشتر نوشتههای روزنامهنگاران و سیاستمداران اصلاحطلب را باید دوباره به فارسی کرد تا برای مردم عادی قابل استفاده باشد. سیاست هم یعنی صحبت کردن و قانع کردن مردم عادی و اصلاحطلبان بخاطر جذابیت خاتمی و لج مردم با حاکمیت هرگز این را متوجه نشده بودند.