خوبی وبلاگ این است که یک لحظه داری ساعت هفت شب در آن مینویسی، کاملا عاقل و بالغ و سالم.در نتیجه به مصباح و خامنهای و احمدینژاد فکر میکنی. همان شب دو نصفهی شب از ایستگاه Chlodwigplatz میآیی، کمی غیر عاقل، کمی غیر بالغ، کمی ناسالم، در حالی که توش گوشت Broken Social Scene است و توی مغزت «همهی این جانورهای خل و چل به تخمم!» وبلاگنویس واقعی هرگز نمیتواند وارد سیاست شود. در تمام عمرش هزار بهانه به دست مخالفانش داده که خرابش کنند. «به تخمم!» من حسین درخشانم و به این لحظه، به این کوچه، به این شهر، به این موزیک، به این دود، و به این حس آنقدر افتخار میکنم که حتی حاضرم بمیرم.
ولی متاسفانه فردا صبح مصباح و خامنهای و احمدینژاد از نو شروع میشود.