برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۳ آبان ۱۳۸۴ | 14 November 2005

 من عاشق شده‌ام، عاشق اسپانیا

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: After spending a week in the woderful Barcelona -- which actually reminded of the vibe in Tehran a lot -- I'm going to Tunis tomorrow to participate in a panel with international figures of blogging, as part of the large UN event on Information Society or simply WSIS.

اگر احمدی‌نژاد نیست، من هستم. فردا به تونس می‌روم تا به همراه چند نفر دیگر از بروبچه‌های وبلاگ‌دار از کشورهای مختلف در یک میزگرد شرکت کنیم. همین‌طور در میزگرد خبرنگاران بدون مرز که ژولین پن ترتیبش را داده، درباره‌ی آزادی بیان و سانسور اینترنت در ایران حرف خواهم زد. کلا باید تجربه‌ی جالبی باشد. کلا هر چیزی که آدم پولش را از جیب خودش ندهد جالب است.

هفته‌ی پیش رفته بودم بارسلون پیش یکی از دوست‌هایم و بعد هم سویل. جای همه‌ی شما چند هزار نفر خواننده‌ی عزیز خالی، چه با پراکسی آمده‌اید چه بدون آن.

راستش بارسلون دومین شهری بود که وقتی در خیابان‌های راه می‌رفتم حس کردم در تهرانم. قبلا هم نوشته بودم که همین حس در نیویورک هم به آدم دست می‌دهد. البته نه بخاطر معماری یا ساختمان‌هایش، بلکه بخاطر جو و شلوغی و حس و کثیفی‌اش و مثلا هنر از خیابان رد شدنش که همه‌ی ما تهرانی‌ها این هنر را داریم. اینکه چطور و کی از وسط خیابان رد شویم بدون اینکه در اثر تصادف با یک راننده‌ی احمق کشته شویم. در نیویورک همه این کاره‌اند، از آدم‌های بی‌سروپا و درب و داغان بگیرید تا آدم‌های حسابی. فقط دهاتی‌ها پشت چراغ عابر پیاده می‌ایستند، مگر اینکه خیلی خیابانش عریض باشد و ماشین‌ها بی‌وقفه رد شوند که آن وقت حساب کار جدا است.

ولی بارسلون بجز همین حس و جوش، از نظر قیافه و خیابان‌ها و ساختمانش هم من را یاد تهران می‌انداخت. البته می‌دانم که در ذهنم بی‌خودی دارم تهران را خیلی قشنگ‌تر از آنچه که هست می‌کنم. ولی معماری و خیابان‌های بارسلون، خیلی شبیه مرکز تهران و محله‌های قدیمی آن است. مثلا میدان حسن‌آباد را فرض کنید. چیزی شبیه به آن.

جذابیت دیگر بارسلون، البته بجز دخترهای واقعا خوشگلش که البته تقریبا هیچی انگلیسی نمی‌دانند، ارزانی باورنکردنی آن است: یک گیلاش شراب قرمز یا Tinto یک یورو، یک شیر قهوه‌ی عالی حدود یک یورو. سویل که حتی از آن ارزان‌تر هم بود. جوری که من و دوستم در یک کافه‌ی نه چندان ارزانش در منطقه‌ی مرکزی‌اش که تجاری حساب می‌شد برای ناهار سه تا تپس (Tapas) خوش‌مزه خوردیم با دو تا نوشیدنی غیر الکی روی هم فقط ۱۰ یورو. بابا این مملکت بهشت است.

از نظر سیاسی هم خیلی هیجان‌انگیز است و شبیه به ایران است. اسپانیا تقریبا آخرین کشور اروپای غربی است که به دموکراسی رسیده است. ماجرای فرانکو که تقریبا سی سال بر اسپانیا حکومت کرد و بعد ماجرای سلطنت سمبولیک شاه اسپانیا، اقوام گوناگونی که در آن زندگی می‌کنند، تاثیر چند صد سال اسلام و بقیه‌ی چیزها، خیلی شبیه به اوضاع ایران است. مشکلاتشان هم جالب است. مثلا کتک زدن زنها توسط مردهای نره‌خر هنوز در اسپانیا مساله است. همین‌طور خیلی از اخلاق‌های سنتی باحال‌شان مثل خواب بعد از ظهر که عین مردم خاورمیانه و ایران خودمان است و با اصلا با روح سرمایه‌داری جور در نمی‌آید.

ولی از همه جالب‌تر ایتکه بر عکس فرانسوی‌ها که از بس برای آمریکا اهمیت قایل‌اند صبح تا شب به آن فحش می‌دهند، اسپانیایی‌ها اصلا آمریکا را به تخمشان هم حساب نمی‌کنند. کار و زندگی خودشان را می‌کنند و کاری به کار آمریکا ندارند. بر عکس فرانسوی‌ها که همه‌شان یواشکی انگلیسی بلدند، ولی به روی خودشان نمی‌آورند.

خلاصه اینکه اسپانیا به دلایل مختلف دارد تبدیل به یک پروژه‌ی جدی برایم می‌شود و می‌خواهم شروع کنم هم اسپاانیایی یاد بگیرم و هم راجع به این مملکت غریب بیشتر بخوانم. بخصوص از نظر سیاسی و فرهنگی که فکر کنم به درد آینده‌ی ایران هم حسابی بخورد. حالا که آمریکا راهم نمی‌دهند اگر بتوانم یک مدت بتوانم در اسپانیا زندگی کنم خیلی خوب است. تازه من هنوز مادرید را ندیده‌ام که می‌گویند از همه جای اسپانیا باحال‌تر است.

نکمیل:
- تمام عکس‌هایم از اسپانیا


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«زهرا»
«خورشید خانوم»
«گناهکار»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«میرزا پیکوفسکی»
«نسل خمینی»
«یک پزشک»
«دادابیس»
«ایمیان»
«طاها بذری»
«بلوط»
«جواد کاشی»
«عرب عصبانی»
«تبعیدی عصبانی»
«حاجی واشنگتن»
«آق بهمن»
«دستنوشته‌ها»
«نانا»
«ناهید رکسان»
«خوابگرد»
«حسین نوش‌آذر»
«مهستی شاهرخی»
«مارسی نیومن»
«ملکوت»
«فوکو بلاگ»
«خیاط باشی»
«دوشیزه شین»
«امیرحسین ثابتی»
«هادی خرسندی»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«ف.م.سخن»
«بی‌بی‌گل»
«حسام‌الدین آشنا»
«حقوق‌دان پاریسی»
«پاسداران»
«آچار فرانسه»
«یک فتحی»
«لیلی نیکونظر»
«گردباد»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«رزانیات»
«سوگلی ریچارد پرل»
«کمال»
«عبدالقادر بلوچ»
«مریم ابریشم‌کار»
سینا دیلی
سیبستان
فانتازیا
راهرو
یادداشت‌هایی از کابل
مازوخیسم محاسباتی
کلنگ کمونیست کارگری
زيتون
دوم دام
زیتون پرورده
آزادنويس
اکبر منتجبی
رویای آريایی
مسعود ده‌نمکی
۳۵ درجه
غلاف تمام فلزی
پیاده رو
فروغ
آی‌تی.ايران
حمید مافی
کریم ارغنده‌پور
از پشت یک سوم
کتابلاگ
روزنامه‌نگار ممسلمان
خاکریزیسم
سولوژن
ایران‌شهر
ایرانی طعنه‌آمیز
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
توکا نیستانی
جمال
مونتاژ انتقادی
خسرو نقیبی
تادانه
حامد قدوسی
مسعود بهنود
روزنه
امنزیاک
آهستان
موج
مرتضی نگاهی
آن سوی دیوار
نگارک‌ها
پویان و سیما
ارزیابی‌های شتابزده
من راه نشین
هوشنگ دودانی
بامدادی
کیبرد آزاد
امور ایران
پویان طباطبایی
پاگرد
لات‌لند
سلمان
ddmmyyyy
نازخاتون
شکرخواه
مهدی یوسفی
بابک داد
شب پیشگویی
خانوم حنا
مریم مومنی
آزاده عصاران
محمد نوری‌زاد
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
یک وحید
روزها
انتخاب زنان
سبیل طلا
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
شرح
۴ دیواری
آدم و حوا
مسیح علی‌نژاد
مهدی محمدی
فریادناممه
حسین رنجبران
محمود فرجامی
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
فلیسوف مآب رمانتیک
کامپیتور و ارتباطات
نوه‌ی غلامرضا تختی
مهدی اسماعیلی
هنوز
نیما دارابی
زمستان است
خط قرمز
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
کوروش علیانی
محبوبه حسین‌زاده
افسون فسرده
احسان
منبر دات نت
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
وب‌نگاشت
مرصاد
شاخ به شاخ
سمیرا سامانی
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
صفا در ال.ای
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جمهور
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
لگوماهی
حسین پاکدل
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
هپلی
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

در ادامه حرفهاي سيروس اضافه کنم که خيلي زياد فوتبال رو دوست دارند و دوشنبه صبح قبل از شروع به کار ساعتها درباره بازيهاي آخر هفته بحث مي کنند. درست مثل ما ايرانيها. ولي در کل آدمهاي خوبي هستند.

I got one Spanish friend who is fed up with Spanish,.He is looking for a quite place!

من هم با نظر سیروس موافق هستم.گرچه در ظاهر با ما نقاط مشرک دارند امری که شدیدا انرا تکذیب میکنند در کل مخلوطی هستند از روحیه شرقی و باتمایل به خود نزدیک کردن به اروپا شمالی اسپا نیا در این 30 سال اخیر دچار تحولات شدید افتصادی اجتمائی بوده است در کل میتوانم بگویم دریافت شما از اسپانیا توریست گونه بوده است

سلام ابله.خوبی؟ باهات حال می کنم حسین.می دونی چه جوری بری رو نرو.البته یکم هم یادت دادن.ولی کلا استعداد رو نرو رفتن داری.منم اگه از 15 تا پستون فکری و اطلاعاتی شیر بخورم همینطوری می شدم.تخمشو داری اینو پاک نکن.

میشه ازت تقاضا کنم از وصف " بوی بد عرق" لباس های چرکت که به هیچ کسی جز خودت ارتباطی ندارد کم کنی و به مطلب بیافزایی؟

yes. can you please make it clear to your readers how you manage to fund your lifestyle. do you work full-time/part-time on the side? or is weblogging a full time job for you? if so how do you afford all the travel?

ای حدر کوفتی، یجور ناجوری باز دارم هوس خارج میکنم

حسین اقا: بشورم غلط است. بشویم صحیح است. تو که به ایرانی ها مقیم لوس آنجلس خرده میگیری که زبان انگلیسی بلد نیستند! تو که اسم نویسنده رو به یدک میکشی!

اسپانيا از نظر سیاسی شبیه به ایران است؟ مگر ايران از اشغال جمهوری اسلامی در آمده، چه برسد به د‌مكراتيك بودنش، كه شبیه به اسپانیا باشد ؟ منظور شما از"سلطنت سمبولیک شاه اسپانیا" چيست؟ ميخواهيد بگوييد كه اسپانيا يك مشروطه پادشاهی است؟ بله، ‌شاه اسپانيا يك سمبول است، ولی سيستم پادشاهی در اسپانيا سمبولیک نيست، يك واقعيت است. کتک زدن زنها توسط مردهای نره خر ، و احتمالآ خردبير،ممكن است هنوز در اسپانیا مساله باشد، اما آيا اصلاً وضعيت زنان ايران با زنان ‌اسپانيا قابل مقایسه است؟

Let us know who is paying for your trips? You are in trip at least 5 times per year. Why you are the only web-logger with this kind of facilities !!!!!!! Maybe you are a “noorcheshmi” for somebody !!!!!! We hate you ! do you know that?

آقاي درخشان لطفا يه فکري به حال اين Pop up وحشتناک که روي وبلاگت هست بکن. به نظر ويروس مياد.

سلام. خیلی برایم جالب است که چگونه شما را که فقط یک دانشجوی ایرانی هستید و سابقه یا مرتبه علمی برجسته ای هم ندارید، چگونه به میزگردها، کنفرانسها، نمایشگاهها و دیدارهای رسمی ( مثلاً با رییس جمهور در نیویورک) دعوت می کنند و هزینه شما را هم می دهند. مدتها است که به اطراف و اکناف دنیا شما را دعوت می کنند و مشغول سیر و سیاحت هستید! طبیعی و مشابه وضعیت دیگر دانشجویان نیست، هست؟ یا علت دیگری دارد که شما را برتر از دیگران نموده و ما بی خبر از آنیم. از توضیحتان ممنون خواهم شد.

بابا تو هم که هر کشوري تازه ميري عاشق اون ميشي چه عالي ميشه ۱ زن هم در همه اون شهر هاي که ديدي بگيري تا هم اونها خرجت رو بدن و هم اقامت موقت اونجا رو بگيري اخه همه جا که کانادا نيست تا بري اونجا زرتي بهت اقامت بده . ميگم برو عربستان و افغانستان اونجا ها هم بد نيست براي زندگي ها؟؟؟؟

تنها اشكال اسپانيا راسيست بودن اكثريت قريب به اتفاق مردم است. كسي كه قيافه خاور ميانه‌اي و عربي دارد، از نظر اينها وحشي، كثيف، تروريست، و دزد است. مگر اينكه خلافش را ثابت كند! از سوي ديگر به شدت نسبت به مردم كشورهايي مثل المان، فرانسه ،انگليس يا ايالات متحده احساس حقارت مي‌كنند و جلوشان دست و پايشان را گم مي‌كنند. انگليسي صحبت نمي‌كنند؛ چرا كه خجالت ميكشند! چون فكر مي‌كنند لهجه و تلفظ مزخرفي در انگليسي دارند (كه دارند!). خلاصه اينكه من مي‌توانم آنها را با مردم تبريز مقايسه كنم (من در تبريز دانشجو بودم) كه تهراني‌ها را بسيار با كلاس مي‌دانند و در مقابلشان كم مي‌آورند؛ ولي نسبت به اردبيلي‌ها يا بيله سواري ها بسيار حساس و عصبي هستند و آنها را آدم حساب نمي‌كنند! من در بارسلونا نبوده‌ام؛ ولي مادريد در قياس با پاريس يك دهات است و روحيه مردم كاملا دهاتي است. يك آدم با قيافه قريب را همه نگاه مي‌كنند! (از قيافه‌هاي شرق دور و سياه تا عربي و خاور ميانه‌اي). ارزانيش را موافقم. البته آدم‌هاي با تفكر باز و مهربان هم كم نيستند. تلفظ حروف را مثل ما ايراني‌ها انجام مي‌دهند؛ يعني فقط از فضاي دهان (و نه حلق يا پايين‌تر! مثل فرانسه؛ الماني يا عربي). كلمات منقطع ادا مي‌شود (نه مثل انگليسي پيوسته). هر آنچه مي‌نويسند همان طور مي‌خوانند (نه مثل انگليسي و فرانسه با انواع آداب تلفظ و اقسام استثنائات). كاري ندارند كه يك كلمه كه مختص زبان ديگري است، در آن زبان چگونه تلفظ مي‌شود، بلكه انطور كه نوشته شده، همان طور مي‌خوانند مثلا رنو فرانسه را رنولت مي‌گويند (از صغير و كبير و فرانسه دان و غيره). تلوزيون هيچ فيلمي را به زبان اصلي پخش نمي‌كند و دوبلة اسپانيا بهترين و حرفه‌اي ترين دوبله در سراسر دنياست (ياد صنعت دوبله قبل از انقلاب خودمان بخير). فيلم به زبان اصلي را حتي 5 دقيقه تحمل نمي‌كنند. تلوزيونشان پر است از برنامه‌هاي معروف به كوراسون كه به فضولي در زندگي مشهورهاي جامعه و پاپاراتزي مي‌گذرد. به مارك لباس و مدل ماشين و محله اي كه در آن زندگي مي‌كنند بسيار حساسند (خصوصيت ادم‌هاي تازه به دوران رسيده كه در تهران فراوان ديده مي‌شوند). يعني اقا لباس كمتر از لاكاست نمي‌پوشند (حتي اگر آخر ماه كم بياورند). جامعه بسيار مذهبي است (تظاهرات دو ميليوني دو سه روز قبل در مادريد بر عليه قانوني كه خواسته بود كمي سيستم آموزشي را سكولارتر كند). در مورد سياست اصلا چيزي از آن حاليشان نمي‌شود كه بعد بخواهند با امريكايي ها ضد باشند. به تنها چيزي كه فكر مي‌كنند خوراك (خيلي مي‌خورند؛ درست مثل خودمان)، كانيا (يك ليوان آب جو)، و فيستا (پارتي) است. بسياربسيار تنبل هستند وبين خودشان معروف است كه در اسپاينا يك نفر كار و بقيه تماشا مي‌كنند. كار را پشت گوش مي‌اندازند. از فرهنگ كمتر حاليشان است و بيشتر به الكل و لباس فكر مي‌كنند. كتاب نمي‌خوانند. نمي‌دانند ورزش چيست. كلسترول بيداد مي‌كند. خلاصه اسپانيا دهات اروپاست و اگر كمك‌هاي اتحاديه اروپا نباشد، وضعشان خيلي خراب است. فقط براي خوشگذراني و توريسم عالي است.

حدر جان؛ من اين تابستون مادريد و بارسلونا بودم و اينقدر تو مادريد احساس تو خونه بودن (تهرون) بعلاوه شاد بودن (که اين يکي تو تهرون نيست) رو داشتم که اگه بهم اونجا کار ميدادن سر ۲ روز زندگي رو جمع ميکردم و ميرفتم. البته اسپانيايي ميدونم و اين خيلي کمک بود. پيشنهاد ميکنم زبانش رو جدي شروع کني و حتمن مادريد رو ببيني که تازه جديت بارسلونا رو نداره و ماهه خلاصه.

?Why your trackback is not working

You are making me think twice about not learning spanish.

ما جوانهای ایرانی که نمیتونیم مثل شما دور دنیا رو بگردیم حسین جان خوش باش و به یاد ما و اگر امکان داشت عکسهایی از خودت و جریان مسافرت را توی سر دبیر بذار با این کار ما احساس میکنیم با تو همسفریم.

Good luck Hoder. I wish you luck in Tunisia. My only advice is to be yourself and be honest. And try to be a voice for the millions of voiceless people for whom you have and can again make a difference! And don't forget to have fun. That is a great place you're going.

ما بالاخره نفهمیدیم کی مرده که تو رو سر دسته وبلاگنویسا کردن. توی زمونه ای که بوش رییس جمهور امریکا باشه و احمدی نژاد هم رییس جمهور ایران، تو دن کیشت هم میشی نماینده »بلاگر« ها.

نمی دانم رم رفتی یا نه ولی به نظر من آنجا سومین شهر است.