برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
  • پایان خبر

    بررسی کتابی که درباره‌ی افول خبر و خبررسانی مننتشر شده است

Excerpt: What I said in a WSIS side panel about internet censorship and blogs in Iran, and why Sussan Tahmasebi's pre-judgments about me and my work are wrong.

جلسه‌ی آزادی بیان در اینترنت هرجور بود تمام شد. من و آیزاک مائو از چین و یک نفر از زیمباوه قرار بود از سانسور اینترنت در کشورهای‌مان حرف بزنیم. اتاق پر شده بود و کلی هم ایستاده بودند. ولی ظاهرا ماموران امنیتی تونس که اتفاقا خیلی شبیه به ایران درباره‌ی اینترنت فکر می‌کنند می‌خواستند جلوی ادامه‌ی آن را بگیرند و من بعدا فهمیدم که اگر سفیران بریتانیا و هلند نیامده بودند جلوی در اتاق جلسه بایستند، ماموران لات و غول‌پیکر تونسی جلسه را به هم زده بودند.

من حرفم را با مثال منتظری شروع کردم و اینکه سانسور اینترنت این پیرمرد ۷۳ ساله‌ی انگلیسی‌ندان را تبدیل به یک وبلاگ‌خوان و اینترنت‌باز حرفه‌ای کرده است. جوری که آدرس‌های فیلتر نشده‌ی‌ سایتش را از حفظ به دیگران می‌گوید. البته بعد بیشتر درباره‌ی وبلاگ‌ها حرف زدم و اینکه چه تاثیری در فضای فرهنگی و سیاسی ایران دارند بازی می‌کنند. از فشارها و بازداشت‌ها گفتم و وضعیت سمیعی‌نژاد را یادآوری کردم که بخاطر چند خط نوشته به جرم توهین به رهبری دو سال حکم زندان دارد. بعد هم ماجرای بازجویی خودم را در وزارت اطلاعات توضیح دادم و این را که اگر برگردم ایران برایم با چهار، پنج اتهام‌ که کمترینش توهین به رهبری است پرونده درست می‌کنند و باید به دادگاه بروم و باقی ماجرا.

سعی کردم حرف‌هایم بی‌طرفانه و مستقل باشد. برای همین اول کار گفتم که نماینده‌ی هیچکس نیستم، از هیچکس یا هیچ سازمان و دولتی پول نمی‌گیرم. تاکید کردم که برای استقلال ایران تلاش می‌کنم و با برنامه‌های بوش برای ایران مخالفم، تمام سعی‌ام را می‌کنم که ایران به حکومتی بازتر و دموکرات‌تر تبدیل شود. گفتم که وبلاگ‌ها در ایران هر دوی این نقش‌ها را دارند بازی می‌کنند. با تکرار تمثیل‌های سه‌گانه‌ی پنجره، پل، و کافه توضیح دادم که چطور وبلاگ‌ها جلوی روند غیرانسانی‌کردن ملت ایران (Dehumanization) را توسط آمریکا می‌گیرند و در عین حال با درست کردن فضایی بیرون از تسلط حکومت ایران به گسترش آزادی بیان کمک می‌کنند. (خلاصه‌ی حرفهایم را به انگیسی بخوانید و صدای کل آن را هم بگیرید و بشنوید. عکس‌های جلسه را هم ببینید.)

در قسمت پرسش و پاسخ خانمی تونسی که هم برای تلویزیون دولتی تونس کار می‌کرد و هم برای سی.ان.ان به حرف من که گفته بودم احمدی‌نژاد با تقلب رییس‌جمهور شده است و نماینده‌ی طرز تفکر اکثریت مردم ایران نیست. گفت که من چون انگلیسی خوب حرف می‌زنم لابد کلکی توی کارم هست و دارم نظر آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها را درباره احمدی‌نژاد تکرار می‌کنم. گفت که اتفاقا احمدی‌نژاد خیلی هم در ایران محبوب است و اکثریت طرفدار او هستند. جواب من به او یک سوال بود: آیا تا حالا ایران رفته‌اید و آیا می‌توانید فارسی بخوانید و صحبت کنید؟ در جواب گفت که نه، ولی کریستین امان‌پور دوست اوست و دوستان دیگری هم در ایران دارد که این چیزها را به او می‌گویند. یک نفر بعد از او هم خواست بحث احمدی‌نژاد را ادامه دهد که چون بی‌ربط به جلسه بود مدیر جلسه ادامه‌ی بحثش را به بعد موکول کرد. فکر کردم که چقدر راحت می‌شود عرب‌ها را با چهار تا کلمه‌ی ضد اسراییلی خر کرد.

البته با تمام این حر‌ف‌ها که بخاطرشان هم کلی فحش «مزدور رژیم آخوندی» می‌خورم، خانمی ایران-آمریکایی به نام سوسن طهماسبی که از بنیان‌گذاران و هیات مدیره‌ی یک NGO ایرانی است عصبانی بود که من چرا از کلمه‌ی «ضد خامنه‌ای» در جایی استفاده کرده‌ام و جان او و ایرانیان دیگری را که با ایران رابطه دارند و کار می‌کنند و در جلسه هستند به خطر انداخته‌ام. بهرحال او که بعد از من هم در همان جلسه قرار بود درباره‌ی محدودیت‌های آزادی بیان صحبت کند، آن جور که گفتند، بعد از حرف من تصمیم گرفت جلسه را ترک کند که مسوولین هیووس (Hivos بنیادی هلندی است که خرج سفر همه‌ی ما را داده و جلسه را با همکاری Global Voices برگزار کرده بود) نگذاشتند و در نهایت بجای آن روسری سرش کرد.

بعدا که خواستم با او چاق سلامتی کنم و گپ بزنم فهمیدم که ناراحتی او از من فراتر از این حرف‌هاست. در گفتگویی که بعد در آن هر دومان با حالتی عصبانی تقریبا داد می‌زدیم متوجه شدم که خانم طهماسبی اولا عقیده دارد که من اصولا هیچ نقش قابل توجهی در وبلاگ‌های فارسی نداشته‌ام و اگر هم من کاری نمی‌کردم کسی دیگر می‌کرد، دوم اینکه فکر می‌کند من هیچ هدفی برای کارهایم ندارم و همه را برای منافع شخصی خودم انجام می‌دهم، سوم اینکه رفتارم و کارهایی که کرده‌ام و می‌کنم تاثیر مثبت خاصی بر دموکراسی در ایران ندارد.

قضاوت را به شما وا می‌گذارم ولی در حالی که علی اکبر موسوی و سهراب رزاقی هم بحث داغ ما را با سکوت محض نگاه می‌کردند، به سوسن خانم (که در ضمن خیلی لباس‌های خوش‌رنگی داشت) گفتم که برای اینکه بدانید من چقدر سود شخصی دارم از این ماجرا می‌برم بدانید که من الان کاملا بی‌کارم و تنها درآمد دایمی‌ام را که چندرغاز بخاطرش در بی‌.بی.سی می‌گرفتم از دست داده‌ام و تا حالا هم از هیچ موسسه یا بنیادی برای کارهایی که می‌کنم پول نگرفته‌ام. ولی شما که این حرف را به من می‌زنید سالی صدها هزار دلار دارید از جاهای مختلف پول برای موسسه‌ی غیر دولتی‌تان ( Iranian Civil Society Organizations Training and Research Center که بعدا راجع به آن می‌نویسم) جمع می‌کنید و به خودتان هم حقوق می‌دهید. حالا کداممان داریم سود شخصی بیشتری از تلاشمان برای دموکراسی و آزادی بیان در ایران می‌کنیم؟ من که از همه‌ی شماها وضعم خراب‌تر است.

بهرحال با اینکه بحث خیلی داغ بود، با آرامش و صلح و دوستی تمام شد و امیدوارم که خانم طهماسبی که بدون اینکه حتی یک بار با من حرف بزند پر از پیش‌داوری‌های ناعادلانه شخصی و کاری درباره‌ی من بود، فهمیده باشد که هدف‌های ما با هم فرقی ندارد و الکی روی من برچسب نزند و پیش این و آن کار و خود من را بی‌ارزش جلوه ندهد.

درباره‌ی سفر تونس (که باز تکرار می‌کنم خرجش را مثل تمام سفرهای دیگر از جیب خودم نداده‌ام) چیزهای گفتنی دیگری هم دارم که بعدا می‌نویسم. عکس‌هایش را فرستاده‌ام به فلیکر که بعدا با مطالب همراه می‌کنم. فعلا پاهایم دارد از سرما در این اینترنت کافه‌ی ساعتی دو یورویی پاریسی یخ می‌زند.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«سینا دیلی»
«لات‌لند»
«نگارک‌ها»
«خبرنگار مسلمان»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«صفا در ال.ای»
«تادانه»
«بلوط»
«کیبرد آزاد»
«فریادناممه»
«شاخ به شاخ»
«حسین پاکدل»
«زهرا»
«حاجی واشنگتن»
«آزادنويس»
«دستنوشته‌ها»
«میرزا پیکوفسکی»
«مونتاژ انتقادی»
«ارزیابی‌های شتابزده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«تبعیدی عصبانی»
«کمال»
«روزنامه نگار نو»
«فانونایت»
«آینه ایرانی»
«محمد تاج‌دولتی»
«ناهید رکسان»
«مریم ابریشم‌کار»
«نازخاتون»
«مریم مومنی»
«خیاط باشی»
«۳۵ درجه»
«مرد رومانتیک با کلنگ»
«بامدادی»
«نانا»
«آق بهمن»
«جواد کاشی»
«سولوژن»
«پاگرد»
«معصومه ناصری»
«مسعود بهنود»
«ضدمورچه»
«امور ایران»
«لیلی نیکونظر»
«حقوق‌دان پاریسی»
«مهستی شاهرخی»
«مریم اينا»
پویان و سیما
من راه نشین
مهدی محمدی
انتخاب انسانی
علیرضا خدابخش
خاکریزیسم
نیما نامداری
نسرین افضلی
پویان طباطبایی
مسعود ده‌نمکی
ملکوت
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
فالشیست
جمهور
گردباد
طاها بذری
نگاه نو
سبیل طلا
توکا نیستانی
هنوز
بابک داد
خوابگرد
کافه ناصری
از پشت یک سوم
یک پزشک
مسیح علی‌نژاد
موج
کریم ارغنده‌پور
ایرانی طعنه‌آمیز
ایران‌شهر
علیرضا شیرازی
علیرضا شیرازی
کوروش علیانی
فلیسوف مآب رمانتیک
زيتون
زیتون پرورده
آن سوی دیوار
شب‌نامه‌ها
فروغ
سهند شمس
دردنوشته‌ها
پاسداران
نوه‌ی غلامرضا تختی
خورشید خانوم
خط قرمز
شکرخواه
یادداشت‌هایی از کابل
یک وحید
رویای آريایی
خانوم حنا
کتابلاگ
لوبيا
هادی خرسندی
نیما دارابی
فوکو بلاگ
ف.م.سخن
گناهکار
بی‌بی‌گل
امید معماریان
سرزمین آفتاب
اکبر منتجبی
مژده
احمد جلالی
پیاده رو
میرزا
چرک‌نویس
چلـــغوز
حسام‌الدین آشنا
محمود فرجامی
کامپیتور و ارتباطات
خسرو نقیبی
بی اجازه کوچیکترا نه
هپلی
دلبستگی
زن نوشت
کافه اندیشه
مريم نبوی نژاد
روزها
انتخاب زنان
ابراهیم اسکافی
شب پیشگویی
کلاشینکف دیجیتال
وب‌نگاشت
عباس معروفی
نسل خمینی
حنیف مزروعی
هوشنگ دودانی
غلاف تمام فلزی
هادی نیلی
عنکبوت
نیکی اخوان
مشکات
پسر فهمیده
سایه
منبر دات نت
محبوبه حسین‌زاده
آچار فرانسه
بچه‌های سوم تیر
افسون فسرده
آشپزباشی
لگوماهی
سوگلی ریچارد پرل
مرد تنها
پرگلک
آزاده عصاران
زمستان است
آرش غفوری
یک استکاان چای داغ
نگفتنی‌ها
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
شرح
تبرمرد
آی‌تی.ايران
سیبستان
شنا در شنزار
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
حامد قدوسی
مطالعات فرهنگی رادیکال
من و مانی
امشاسپندان
فانوس خيال
سلمان
شبح
کاملیا انتخابی فرد
روزنه
خودمونی
ddmmyyyy
سفره‌ماهی
حرف غریب
علی مزروعی
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
ققنوس
بارانی آبی
پاک‌نویس
تکینسون
دوم دام
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
نقیز
میان خطوط
علی معظمی
حمید کریمیان
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
جواد روح
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
امنزیاک
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
چخوف منو نديدی؟
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
آدم و حوا
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
احسان
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
فرنگوپولیس
بازیگر آماتور
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
خارج از جعبه
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
امیرعلی قاسمی
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
ایمیان
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
سهیل کریمی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
شهاب اسفندیاری
مژده غضنفری
نظرات ديگران

دو نکته بديهي‌ است : اول اينکه اگر شما وبلاگ را شروع نمي‌کردي دير يا زود کسي شروع مي‌کرد (حالا کج و کوله‌تر و ديرتر و ضعيف‌تر حتي) اما اين باعث نمي‌شود کارهايي که کردي در نظر نگرفت، دوم اينکه چيزهايي که مي‌نويسي واقعاً تاثيري بر مسائل دموکراسي در ايران ندارد، جريان اعتراضات وبلاگي را فقط منتقل مي‌کني به کانادا که دستک مي‌شود براي فيلتر کردن هر چه که مربوط به وبلاگ است. اينقدر از تکنوکراتي حرف مي‌زني که مسولين فيلترينگ فکر مي‌کنند از ايادي آمريکاست. اما مهمترين نقد، تو خيلي از خودت متشکري انگار. «شايد» و «گمان مي‌کنم» و اين حرفها هم کم ديده‌ام توي نوشته‌هايت. حکم کلي مي‌دهي و بدتر از آن فحش و توهين. روش مبارزه با بدي، بد بودن نيست. کما اينکه مي‌دانم گاهي به از خود متشکر بودن و خودپسندي‌ات مي‌بالي، اما کسي مثل تو با اين تريبون قوي بايد سه بار فکر کند و يک بار بنويسد.

آقای درخشان عزیز من نمی دونم هدف واقعی شما از چاپ پیغام های توهین آمیز به خودتان چیست ولی هر چه که هست مطمئن باشید که اتهام دیکتاتوری و سانسورگری در مدیریت صبحانه را از شما رفع نمی کند. 1- چرا تا کنون یکی از انتقادات غیر توهین آمیز نسبت به مدیریت شما در صبحانه به چاپ نرسیده؟ 2- چرا فقط مطالب شما در صبحانه برخلاف بقیه مطالب امکان کامنت گذاشتن ندارند؟ 3-چرا بر خلاف قوانین خود نوشته صبحانه گاه و بیگاه و در روزهای غیر مجاز ویا به عنواین مختلف به وبلاگ خودتان لینک می دهید؟ 4-آگهی ویژه در صبحانه یعنی چه و چرا فقط شما می توانید از این طریق به وبلاگ خودتان لینک بدهید؟ 5-چرا اکانت نویسندگان صبحانه را که به شما انتقاد می کنند می بندید 6- چرا با وجودی که رفتار شما بهترین نمونه سانسور اینترنت است همه جا ادعا می کنید که با سانسور اینترنت مخالفید؟

من نمی‌دونم آدم حسابی ‌تر از این حسین درخشان نبود بشه اولین وبلاگ نویس فارسی؟ آقای درخشان شما لجن‌زاری به معنای واقعی کلمه هستید.

به شدت با نظرتان آن خانم موافقم . اگر حسین درخشان قدرت تحمل اندیشه مخالف را داشته باشد. باید قبول کند که جز به منافع شخصی خود و لذات خصوصی اش به هیج جیز دیگری نمی اندیشد. حرفهای سیاسی اش تنها ژست روشنفکری است و اصولا هیچ نقش قابل توجهی در وبلاگ‌های فارسی نداشته‌ است و اگر هم او کاری نمی‌کردم کسی دیگر می‌کرد و در ضمن به اندازه ذره ای در روند عادی مردم ایران تاثیر نداشته. تاریخ اینها را اثبات می کند. آقای درخشان! آقا کوچولوی کم حوصله و خودخواه.

هي مرد . منو يادته كه ؟ قبلا يكبار به سبك جنگ جهاني دوم برات پيغام گذاشته بودم . اين رو هم مثل قبلي منتشر نكن ولي بهش فكر كن . پاپ آپ وبلاگت رو نميدونم چيه اما مدتيه كه يك سري از آقايان تصميم گرفته اند روي مخاطبين سايتهاي ضد انقلاب مانور كنند . كلمه "مانور" احتمالا نشون ميده اين "آقايان" چه كساني هستند و ميفهمي . چون تمام ترافيك اينترنت از گيتهاي مخابرات ميگذره و آي سي پي ها هم موظف به نصب اپلاينس هاي امنيتي مخابرات در گيت وي ها هستند قرار است با استفاده از راه حلهاي يك شركت لهستاني كه نامش رو بعدا در ميارم و بهت ميگم كدهاي مخرب ( اكسپلويت ) هاي مورد نظرشون رو در كانكشن كاربران به سايتهاي ضد انقلاب اينجكت كنند . به زبان ساده يعني بلافاصله پس از كشف يك نقطه ضعف امنيتي روي اينترنت اكسپلورر اينها يك اكسپلويت خوب همراه با يك پي لود خفن آماده ميكنند و به سكيوريتي اپلاينس شان اضافه ميكنند . حالا اگر سايت الف به اين اپلاينس به عنوان هات اسپات معرفي شده باشد هر كانكشني كه از داخل ايران به اين سايت ايجاد بشه ، هنگام دريافت جواب ، اكسپلويت مورد نظر رو هم دريافت ميكنه و فكر ميكنم ديگه ميتوني درك كني اين يعني چي . شايد براي كساني كه مخابرات و "آقايان" رو احمق ميپندارند اين كمي دور از ذهن باشه اما براي منكه اينجا كار ميكنم خير . به مخاطبينت به زباني كه خودت ميشناسي توصيه كن از فايرفاكس استفاده كنند و دائما هم به روز نگهش دارند چون نود و نه درصد ملت از نرم افزار و اينترنت چيز عميقي نميدانند و قرباني هاي خوشمزه اي هستند براي "مانور" . دختران اسپانيائي رو از طرف من ببوس و اي كاش كه منهم پدري مايه دار و عموئي شهيد و كار درست داشتم . بقول شماها See you .

I was checking your Blog at least once a day and I was enjoying it, but because of these annoying popup adds, today would be my last.

EDITOR, MY SHIT

I agree with Ms Tahmasebi's assessment of you! You are only interested in promoting one thing: HODER

Keep on being transparent on the financial status of yourself. that's very important for iranian people!

A) see what you have done that evern foreigners think you work for the mullahs

B) it is not surprising to see that you, communist islamist, hate the President of the USA who helped liberated two countries. By the way what should we do if we want you to stop speaking on behalf of IRANIANS?who gives you the authority to speak on behalf of us? i am just cruious. thanks

لهجت خوبه -تریپه بچه تهرونیه -من اون جور که فکر می کنی لهجه ندارمآ -یه نکته بی ربطه دیگه هم بگم -وبلاگستان پارسی رو تا آغاز کردی ولی کاشکی اشاره می کردی که چه کسایی به این اندازه مهمش کردن(کلا پدیده ی وبلاگ در ایران رو می گم) مثلا سینا رویدادیا اینا باعث حساسیت این پدیده برای رژیم و مردم شد -کاشکی یکم هم در مورد جدال بر سر فیلترینگ در ایران توضیح می دادی -یه عده از خارجکیا فکر می کنن ایرانیا(البته به والدین ایرانی اشاره می کنن) به خاطر اعتقادات شدید مذهبی به رژیم فشارآورن تا فیلترینگ رو انجام بده -حالا رادیو فردا یا صبحانه چه مرگشونه که فیلتر می شن ولی بی بی سی که این هم عکس (از ایرانیا و خارجیا) خارج از استاندارد های جمهوری اسلامی داره (که اصلا ربطی هم به خبری بودن سایت ندارن) فیلتر نمی شه -بماند -اینا رو خودمون می دونیم بسه -لازم نیست خارجیا بدونن -بدرود -سربلند باشی

Thanks for report.It is very interesting.This kind of "made in Iran " discussions are eternal. best

آخه آدم شارلاتان حداقل دروغ هايي كه براي شركت كنندگان در آن جلسه كذايي گفتي اينجا درج نمي كردي كه آبرويت برود. آن بندگان خدا حتما اين دروغ شاخدارت را باور كرده اند كه اگر به ايران برگردي با چند پرونده كت و كلفت مواجه شده و به زندان مي افتي. اما ما كه هميشه اخبار ايران را دنبال مي كنيم خوب به خاطر داريم كه جناب حسين خان درخشان همين چند ماه پيش در زمان انتخابات به ايران آمد و در يك ستاد انتخاباتي مشغول فعاليت شد و به لطف ارتباطاتش با برادران موتلفه از يك سو و برادران مشاركت از سوي ديگر نه پرونده اي براي او تشكيل شد. نه كسي متعرض او شد و نه به زندان افتاد. بلكه كلي در ايران گشت زد و عكس گرفت و سر آخر هم با كلي سوغاتي مادي و سياسي از ايران خارج شد. بيچاره شركت كنندگان در آن جلسه كذايي تونس كه چه اكاذيبي را از اين شارلاتان خان باور كرده اند. شايد هم پيش خود فكر كرده اند كه با چه مبارز آزاديخواهي طرفند!!!!

Dear Hossein,you went to Iran and you came back afew months ago.How dou say that they will aresst you?

کاملا با حرفهای خانم طهماسبی در مورد شما موافقم.

حسین جان سخنرانیت رو گوش دادم اما به نظرم دو تا مورد هست که باید بنویسم. البته هر دو مشکل رو هم در زمانی که با صدای آمریکا برنامه داشتی اونجا هم برقرار بود.

با اینکه مباحث خوبی رو مطرح کردی اما متاسفانه خیلی از جملات یهو از دل یه موضوع بیرون میومد و به عنوان کسی که داره برای مستمعین خارجی و کسانی که اصلا هیچ دید یا نظری راجع به فضای بلاگ فارسی ندارن غیر محسوس می شه. ممکنه منی که توی بطن این فضا هستم بفهمم منظور تو دقیقا از یه جمله چیه(بدون مقدمه) اما برای دیگران گنگ و نامفهوم میشه هرچند بار معنایی خیلی قوی داشته باشه. خلاصه اش این میشه که همیشه پیش خودت فکر کن این جمله ای که ادا می کنی آیا پشت زمینه اش رو بقیه هم می دونن یا تو فکر می کنی که اونا می دونن!!!

دوما اینکه متاسفانه تو جسارت در گفتار رو بعضی وقتا با شرایط حاکم محک نمی زنی. تو فکر می کنی که می تونی هر حرفی رو بزنی بدون اینکه تصور کنی ممکنه به خاطرش بعضی ها توی دردسر بیفتن. اون قضیه پخش فیلم بعضی از بچه ها تو ایران در صدای آمریکا یه نمونه اش. توصیه می کنم در جلساتی که ایرانی های دیگری هم هستن و فکر می کنی به واسطه اینکه اونا ممکنه توی دردسر بیفتن کمی از الفاظ خطرناکت بکاهی و بر مطلب افزایی.

در راهت موفق باشی.

Thanks for the informative report

About what Tahmasbi and perhaps others (judging from some of the comments about you here in your blog and elsewhere) think about you, I'd like to invite you to think about a similar situation that happened a few months ago: your comments about Abbas Maroufi. In my view, it is an embarassing situation to see people, either you, Maroufi, or others, who claim to be democrat and to respect others rights make such irresponsible public comments. "Irresponsible" in many ways: what lesson the readership is supposed to learn from such occasion; whose trust is gained through such comments; and the 'hope' and 'trust' from some readers that might be gone

no dear, your ID is known to all of us by now..

هاها :) اول فکر کردم فامیلِ خانومه خوشرنگ بوده !

یک سوال: خودت فکر می کنی "تاثیر مثبت خاص" رفتارها و کارهایت بر دمکراسی در ایران واقعا چقدر است و اصلا چطور می شود آنرا محک زد؟ که این اظهارنظرخانم طهماسبی را به قضاوت خوانندگان - یکیشان من نوعی - واگذار می کنی؟ مثلا من نوعی که جنبش رفراندم را بهترین گزینه موجود می دانم و تو کاملا با آن مخالف هستی و سوابق مواضع و اظهار نظرهایت را در این مورد در وبلاگت بخوبی ثبت کرده ای، چه قضاوتی می توانم داشته باشم؟! میدانم و میدانی که این نظر آن خانم نظر بسیاری دیگر نیز هست.

بعضی موقع ها خیلی دلم به حالت میسوزه شدی مثل بن استیلر تو Meet the Fockers هی توضیح اضافه میدی که یه وقت فحش نخوری چون خیلی تنها افتادی ولی این راهی هستش که خودت انتخاب کردی خیلی از این آدمهای دور و برت هدفشون با تو یکیه ولی این طریق حرف زدن تو براشون خیلی عجیبه برای همین ولت کردند. میدونی چرا براشون عجیبی؟ تو یک جور وصله ناجوری که باید از سیستم گه اینها دور انداخته بشی و اینها هم نمیدونند باهات چی کار کنند. این آدمها مثل همین نیک آهنگ پاشون از پیچ شمرون بالاتر نرفته هر چقدر هم ادای روشنفکر رو در بیارند بازهم مذهب ,اخلاق, خانواده, سکس جزئی از ژنشونه. برای اینها تو از دایره روشنفکران خارجی. اصلا تو هم بازی اینها نیستی. اینها چون امثال تورو کشف نکردند تو رو هم لیگ خودشون نمی دونند. قیافه هاشون نوشته هاشون همه حاکی از خودستایی و یک جور کلیشه نفرت انگیزه که حتی خودشون بعضی موقع ها مسخره اش می کنند. آخ آخ آخ دیگه حرف از فروتنی ها و خشوع خضوعشون که از یک میلیون غرور بدتر و کثیف تره نزن. این احمقها حتی نمیتونن بفهمند که غرور چیز بدی نیست برای همین توی تواضع خودشون متبلورش می کنند. من بعضی موقع ها که حس مازوخیستیک بهم دست میده وبلاگ اینها رو میخونم. آدمهایی مثل این مهدی جامی, رضا شکرالهی , سعید حنایی کاشانی(وای به حال شاگردهایی که از زیر دست این عمله میان بیرون مرتیکه فرق گه و گوشت کوبیده رو نمیدونه ادعاش کون خدا رو جر میده عقده خود هایدگر بینی خفش کرده) داریوش فاکینگ میم , سه چهار تا هم که تو الان معرفی کردی! بابا کس و کونتون رو جمع کنید زیر شلواریتون رو پاتون کنید بشینید پیاز و زبان بهداشتی میل کنید. این آدمها چهار تا بیل هم برای مملکتش نزدنند فکر می کنند کیر غول شکوندند با این نظریه پردازی ها تخمی و در پیتشون. در هر صورت دوستان عزیز قلمتان به ماتحتتان. لئونارد کوهن بهترین حرف رو راجع به این آدمها زده: Take the only tree that's left and stuff it up the hole in your culture در ضمن بنده تا به حال حسین درخشان رو ندیدم.

Hi I am really agree with Tahmasebi that you are doing everything just for your own reputation. I was present in 2 ofyour lectures, you don't have any thing to say but a bunch of bullshit that never make any sense. You are not very different that all those mollahes in Iran and by the way the way that you speak english is awfull!!! never think that you speak good. You are looking for a good point of time to put yourself in a good situation like a mean and ambitious man

GOLARA HAMZEH

just a clarification hussein. what IS your real position towards Israel? how do you want anyone here believe anythingthing you claim, when you proudly confess that you say thing to fool "arabs"?

also dont you find that statement quite racist and Anti arab?

and finally? why you focus so much on khamanei but forget to mention that Israel also have a khamenei called the "chief rabbi" who is a government official of the highest level and can change the laws with one jewish fatwa (he recently banned all indecent images from radio and television in Israel)?

why do you think israel is cool and deserve to survive? but IRI and khamenei have to go?

سلام حسین منو یاد یه چیزی انداختی . ما که بچه بودیم مثلا یه کار بدی می کردیم و مثلا اون موقع دادشمون از قضا مچ ما رو می گرفت و اسه اینکه زیر آب مون خورده نشده خودمون می رفتیم بدو بدو پیش مامانه و اعتراف می کردیم (قبل از اینکه داداشه بره) اینطوری مجازات اش کمتر بود می تونستیم توجیه هم کنیم. حالا تو هم بدوبدو رفتی یه کافی نت که اینها رو بنویسی قبل از اینکه از دیگران لینکی راجه به اون قضیه پیدا بشه . اگه کسی خودش به خودش شک نداشته باشه هی کارهای خودش رو توجیه نمیکنه. میدونی من سر از کارهای تو در نیاوردم فقط یه استادی داشتیم در دوره جوونی که میگفت " هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیره " اگه واقعا می خوای یه نمومه باشی سعی کن یه کار تخصصی انجام بدی وگرنه الان که همه ادعای تلاش برای دموکراسی تو ایران رو دارند. دستکاری چهار تا فایل تکست کار حرفه ای محسوب نمیشه که به رخ همه می کشی سوابق تو. دوستانه بهت بگم قبل از اینکه بقیه بیشتر از این کوچیکت کنن خودت بکش کنار

موفق باشی

ببين ديگه نمي خواي مست کني بويسي؟ اون دفعه خيلي حال داد من شخصا حاضرم يه اسميرنوف وانيلي مهمونت کنم به شرطي که بعدش يه صفحه بنويسي

I listen your speech just now that is pretty good. All the time Iranian people accused each other same as you and Mr. Nik Ahang Kosar that both of accused Mr. Sazgara for getting money from USA.Nik think he is totally right anfd the other are wrong. I wish Iranian people get thier freedom.

آقا اين عكسهاي اسپانيا رو يادت رفت بذاري رو فليكر

از اسپانيا بيشتر بنويس دمت گرم

I have been hearing or reading occasionally about you and your works. I think you do a vaulable job. You said that you do not agree with America's policy on Iran, but you could tell the audiance that what the America could do or how they could help the democracy in Iran. You could have mentioned the exact methods and proper guidence that the U.S. can do to boost the democracy in Iran. 0 Second thing that I wanted to mention is that I saw you picture (while you were in Iran) with Mr. Abtahi. Well, you are free to do whetever you wish, however that was not politically correct to take pictures with him. Being kind or nice is one thing and playing politics is another thing. You are so much deep into politics, so you should be able to play politics too. You might say there might be many good people among them and not everyone is the same, well, that is correct, but "anything" we do to help the Islamic regime by any means is considered to "strenghten" the regime, Doesn't it ? I do not think one should supply "fuels" to this bankrupt regime. Fuels can be in many forms such as taking pictures or shaking hands. 0

About Ms. Soosan Tahmasbi, well, she can think whatever she wishes. Why are you so much bothered about what she thinks ? If you think you are doing the right thing, be confident and do not bother about anything else. I don't think she was fit to talk about freedom of press. You are quite bold and you should be praised about this. 0

I am 100% independent person and have no afiliation with anyone or anything what so ever. Whatever I said was my honest ideas. If the second part of my discussion is not related to the subject, you can let the first portion be posted. By the way I am 32 years of age living in Europe and studying at post-graduation level. I used zeros because full-stops appears at another end of the paragraph. 0

Regards

Dear Hossein, As I have known you for more than 6 years, I have no doubt you have been trying for the progress of internet in Iran. Although I am one of your critics in some aspects but do not give up