برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: How the Iranian regime is using Shabha-ye Barareh to fill the communication gap with the middle and upper class.

من با حرف‌های داریوش کاردان درباره‌ی شبهای برره موافقم. هرگز از سبک کمدی مهران مدیری که بر اساس ساختن کاراکترهای عجیب و غریب با حرف‌زدن‌های غیرعادی است خوشم نمی‌آمد. همه چیز در سبک مدیری مستقیم و ساده و یک لایه‌ای است. خیلی آگاهانه است و کمدی‌ای است که خودش را جدی می‌گیرد.

برعکس کمدی مورد علاقه‌ی من سبک خود کاردان است. بخصوص در ۳۹ که نمی‌دانم چندنفر یادشان هست. ولی نسل جدید بچه‌های بااستعداد و باحال مثل مهران غفوریان و بیژن بنفشه‌خواه از آن‌جا بیرون آمدند. یک تفاوت جدی بین این دو سبک هست که نمی‌دانم چطور بیانش کنم. ولی شاید همین باشد که آنها برخلاف مهران مدیری طنزشان را جدی نمی‌گیرند.

نمی‌خواهم بگویم کمدی مدیری بی‌محتوا است. ولی بحثم سر محتوا یا ارجاعات سیاسی - اجتماعی نیست. بلکه بر سر خود شوخی‌ها و شیوه‌ی ارایه‌شان است. چون راستش را بخواهید بامزه‌ترین چیزی که من در عمرم در تلویزیون ایران دیده‌ام مجموعه‌ی عجیبی بود به‌نام هژیرها که اوایلش اصلا کاملا پوچ، ولی شدیدا بامزه بود.

شاید بتوانم بگویم تفاوت برره و هژیر مثل تفاوت Friends و Curb Your Enthusiasm است. البته شاید بهتر باشد بگویم کسانی که برره را دوست دارند با فرندز هم حال می‌کنند و هژیری‌ها هم با کرب. ولی نپرسید ازم چرا. چون جواب درست و حسابی ندارم.

اما از همه مهم‌تر استفاده‌ی سیاسی‌ای است که جمهوری اسلامی دارد از برره می‌کند و حواس کسی نیست. آنها دست مدیری را باز گذاشته‌اند تا کمی ژست منتقدانه بگیرد و نسبتا هر کار خواست بکند تا تبدیل بشود به پربیننده‌ترین برنامه‌ی جمهوری اسلامی. بعد هم آقایان که تقریبا گوش بخش مهمی از جمعیت شهرنشین ایران را از دست داده‌اند پیام‌هایشان را از دهان برره به گوش مردم برسانند.

فکر می‌کنید تصادفی است که یک دفعه برره ربط پیدا می‌کند به برنامه‌ی اتمی ایران؟ علی لاریجانی (که ضرغامی رییس فعلی تلویزیون نوچه‌ی اوست) فهمیده که حمایت ریشو‌ها و چادری‌ها از برنامه‌ی اتمی کافی نیست و باید با تبدیل آن به یک موضوع ناسیونالیستی حمایت همه را جلب کند، حتی من و شما. لامصب ادم باهوشی است، ولی برای بد هدفی کار می‌کند.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«عرب عصبانی»
«زهرا»
«احسان»
«سبیل طلا»
«توکا نیستانی»
«مهستی شاهرخی»
«ایمیان»
«حقوق‌دان پاریسی»
«محبوبه حسین‌زاده»
«رزانیات»
«زيتون»
«آهستان»
«زیتون پرورده»
«حمید مافی»
«حسین پاکدل»
«بلوط»
«یک پزشک»
«میرزا پیکوفسکی»
«نگارک‌ها»
«حاجی واشنگتن»
«امور ایران»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«آزادنويس»
«تبعیدی عصبانی»
«گناهکار»
«نانا»
«مرتضی نگاهی»
«هادی نیلی»
«بامدادی»
«ناهید رکسان»
«پاگرد»
«امنزیاک»
«مونتاژ انتقادی»
«۳۵ درجه»
«شب پیشگویی»
«خورشید خانوم»
«حسین نوش‌آذر»
«آن سوی دیوار»
«دستنوشته‌ها»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«ملکوت»
«فروغ»
«کمال»
«جواد کاشی»
«آق بهمن»
مارسی نیومن
حامد قدوسی
یادداشت‌هایی از کابل
هادی خرسندی
من راه نشین
آزاده عصاران
فلیسوف مآب رمانتیک
علیرضا خدابخش
آچار فرانسه
خوابگرد
مرصاد امروز
محمد نوری‌زاد
سولوژن
لوبيا
نیما دارابی
فانونایت
ابراهیم اسکافی
صفا در ال.ای
مرد تنها
پویان و سیما
احمد جلالی
طاها بذری
مریم اينا
از پشت یک سوم
شاخ به شاخ
زمستان است
آرش غفوری
موج
پاک‌نویس
پسر فهمیده
فریادناممه
دلبستگی
نگاه نو
نگاه نو
جمهور
بابک داد
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
خبرنگار مسلمان
تادانه
خیاط باشی
خانوم حنا
سینا دیلی
مسعود ده‌نمکی
آی‌تی.ايران
مریم ابریشم‌کار
امید معماریان
رویای آريایی
سایه
روزنامه‌نگار ممسلمان
نازخاتون
مازوخیسم محاسباتی
نوه‌ی غلامرضا تختی
سیبستان
بیروت ریپورت
کافه ناصری
شهرزاد
هوشنگ دودانی
مرصاد
نگفتنی‌ها
سهند شمس
لیلی نیکونظر
جوانفکر
ایران‌شهر
علیرضا شیرازی
یک استکاان چای داغ
اکبر منتجبی
خسرو نقیبی
عبدالقادر بلوچ
کیبرد آزاد
آشپزباشی
پاسداران
شنا در شنزار
کامپیتور و ارتباطات
شرح
مسیح علی‌نژاد
خاکریزیسم
گردباد
منبر دات نت
مطالعات فرهنگی رادیکال
شبنم طلوعی
کریم ارغنده‌پور
ارزیابی‌های شتابزده
جمال
زن نوشت
کتابلاگ
پویان طباطبایی
چرک‌نویس
کوروش علیانی
نیکی اخوان
پیاده رو
کلنگ کمونیست کارگری
شکرخواه
غلاف تمام فلزی
ف.م.سخن
هنوز
دوم دام
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
مسعود بهنود
نسرین افضلی
کلفه گینزبورگ
افسون فسرده
مهدی محمدی
مریم مومنی
روزها
انتخاب زنان
کافه اندیشه
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
خط قرمز
محمود فرجامی
بی‌بی‌گل
عباس معروفی
فوکو بلاگ
ضدمورچه
سلمان
یک وحید
سهیل کریمی
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
کلاشینکف دیجیتال
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
لگوماهی
حسام‌الدین آشنا
لات‌لند
بچه‌های سوم تیر
نقیز
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
روزنه
میرزا
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
هپلی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
نسل خمینی
مشکات
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
سفره‌ماهی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
حمید کریمیان
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
جواد روح
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
فرنگوپولیس
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
امیرعلی قاسمی
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
سفره ماهی
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
نوک‌تیز
۴ دیواری
نظرات ديگران

برره فقط همون یه قسمت غنی سازی نبود ! برنامه بی نظم و چرند 3/5 کاردان اصلا قابل مقایسه نیست. کاردان هنوز اندر خم برنامه های آیتمی دهه 60.هژیرها قشنگ بود تو زمون خودش اما غفوریان بعد اون هر چی برنامه ساخت منهای زیر آسمان شهر 1 خورد تو دیوار.

راستي کسي هست که بتونه اين کار را ترجمه کند؟

مقايسه كاردان و غفوريان از اصل كار اشتباهي است.موفقيتهاي آنها در حد يكي، دو برنامه و اتفاقي بوده و اتفاقا اين دو خودشان و طنزشان را خيلي جدي گرفتند و آنقدر از خودشان تعريف كردند كه همين موضوع زمينشان زد.انتظار اينكه با همان نگاه اول متوجه طنز عميق مديري شويد، انتظار بيهوده اي است و اصلا نبوغ وهنر مديري در همين است.

عزيزم 39 رو من يادمه و به جرات مي شه گفت، چرندترين، بي محتواترين و احمقانه ترين برنامه طنز تاريخ راديو و تلويزيون هاي دنياست. مديري در بدترين و گندترين حالتش فرسنگ ها از اين ترك پر مدعا (كاردان) جلوتره، چون خايه مال نيست. اگر مي خواي ببيني كي مبلغ رژيم به مجري گري كاردان در برنامه "صندلي داغ" نگاه كن و ببين اين آدم حزب بادي چه مي كنههههههه!

یدالله جان:

واقعیت اینه که اکثریت مردم ما (نه فقط ریشوها) متاسفانه در زمینه ی هسته ای موافق با دولت هستند و بنابراین دلیلی وجود نداره که دولت بخواد با این روش ها حمایت مردم رو جلب کنه.

چیز دیگه این که مستقل از این سریال شبهای برره چه طوره من از حرفهای داریوش کاردان خوشم نیومد. حرفهای ایشون مثل این بود که کارگردان کرب بیاد راجع به فرندز بد بگه.

من واقعا این فاجعه اخلاقی را به جامعه ایرانیان تسلیت عرض می نمایم به اسم ازادی دارید آزادی را از بین می برید آقای حسین درخشان عزیز چرا از اصطلاح چاری و ریشو یعنی چه ؟!! این رسوبات فکری را هنوز از جمهوری اسلامی دارید این انتخاب هر کسی است کی می تواند هرنوع حجابی را داشته باشد و حتی می تواند حجاب نداشته باشد . درهر صورت این نوع نگرش حتی از نگرش حجاب اجباری جمهوری اسلامی زشت تر است چرا که آنان ادعاهای شما را ندارند به سخن اکبر گنجی این آزاده بزرگ معاصر اشاره می کنم که در کنفرانس برلین در پاسخ به انسانهای نامتعادل و رادیکال که شعار آزادی اندیشه با ریش و پشم نمی شه گفتند که شما از جمهوری اسلامی بدترید چرا که هنوز به حکومت نرسیده اید دارید برای قیافه و پوشش مردم در واقع تصمیم می گیرید وای بحالی که بخواهید بر مردم حکومت کنید.

نمی دونم تا حالا برره و شبکه سه و نیم را دیدی یا نه؟ اما اون استفاده سیاسی جمهوری اسلامی که نوشتی ، بیشتر مربوط به شبکه سه و نیم (به کارگردانی کاردان) می شه تا برره. چون به نظر من برره نکته مثبتی که داره رفتار ما مردم ایرانی را به خودمان نشون می ده و این در دراز مدت در هر صورتی به ضرر هر نظامی که عوام فریبی می کند ، خواهد شد. اما شبکه سه و نیم با دور زدن این واقعیت دوباره سعی داره مردم را توی خوابی ببره که اگه مسئولین درجه چندم عوض بشه همه چی درست خواهد شد و این درست استدلالی است که تا حالا حکومت مردم رو با اون به بازی گرفته.

مگه چند قسمتشو ديدي؟ مديري كارگردانه نه نويسنده...حتما مصاحبه شرق با تيم نويسندگان ببرره رو بخون تا بفهمي هر قسمت و هر سبك كار مربوط به كبه...پيمان قاسمخاني خودش ميگه كه زياد از طنز كاملا انتقادي و اجتماعي خوشش نمياد و دوست داره با چيزهاي عجيب غريب و مخصوصا مسئله جابجايي مردم رو بخندونه(تو مارمولك، مكس، و...هم از تكنيك جابجايي استفاده كرد) برره با كارهاي قبلي مديري فرق مي كنه اگرچه با خوندن پست تو كه غفوريان رو قابل مقايسه با مديري مي دوني شاخ در آوردم!!! دوري از وطن اين سوتي هاي تحليلي رو هم داره، اشكالي هم نداره!

jتو حق نداري کمدي ايران و کمدي مهران مديري را زير سوال ببري اصلا اون جا نشستي و هي الکي از خودت نظريه در مي کني که چه؟ مي دوني چيه کمدي مهران مديري را فقط اون هايي مي فهمند که توي اين مملکت فلاکت و بدبختي را چشيده باشند...تو چه مي فهمي بخشدار زوج و فرد يعني چه وقتي توي تهران نيستي.... اين يک کمدي ملموس براي مردمي است که توي تهران با گوشت وپوست خود مشکلات را تحمل مي کند نه براي تو و امثال تو که گذاشتين در رفتين و عادت دارين بقيه را زير سوال ببرين....

اينکه جمهوري اسلامي از همه چي سواستفاده مي کند چيز تازه اي نيست اما هر اثري را بايد اول ديد وبعد مطلق نديد مثلا روزي که راديو به برره آمد وطغرل حاکم نظامي برره گفت مال من وهيچ کس حق نداره بدون اجازه من به اون گوش کنه يا بسياري ارجاعات به بيماي هاي زباني جامعه وحتي بيماري هاي جنسي به نظر من جالب آمد برره سانسور هم شده است مثلا اسم نظام دوبرره معتاد (گرد نخودي ) به دوبرره تغيير کرد يا در اين قسمتها ديگر آقايون شبا کنار هم نمي خوابند! www.beed.blogfa.com

سلام. با اصل حرفتان موافقم.ما نه به برره كه به خود. به افتخاراتمان مي خنديم. اگر اجازه مي دادند چند طنز قوي ساخته شود.معلوم ميشد آقايان چند مرده حلاجند. حالا هم معلوم است چقدر وامدار صمد و آقاي صياد هستند.كلام را با مطلبي از آتاتورك به پايان ميبرم كه به مرحوم فروغي گفت:عجيب ملتي هستيد. من با چنگ و دندان براي ملت ترك گذشته افتخارآميز مي آفرينم و شما قدر اين همه گنجينه تان را نمي دانيد.

شمت مجبوری در مورد همه چیز نظر بدی؟ چند تا کار طنز کردی؟ چند تا مطلب طنز نوشتی؟ مکتب نرفته ملا شدی

شما هنوز نمیدونید رئیس صدا و سیما کی هست اون موقع میا ئید در مورد این موضوع نظر هم میدهید !!!؟

این کاردان کاراش کیریه+ تخمی هم هست. خایه ماله این کاردان بد رقم. خاک تو اون سرش. کس کش خایه مال

سلام عزیزم . آی حالی میده خوندن وبلاگ تو عزیز برادر دمت گرم . مشعوف شدیم پدر بزرگ . یا علی . می بینمتون . دیر نیست .

خوب، من با نظر شما موافق نيستم، به نظر من طنزِ مديري خيلي جسورانه تر و جالب تر از کاردان است. مديري ابداعات زيادي داشته، و همينطور در برنامه هاي طنزش به طرز بسيار جالبي فرهنگِ جامعه ايراني رو مورد نقد قرار داده، به نظر من کاري که مديري کرده خيلي مؤثرتر از اساتيد فسيل شده جامعه شناسي ايران هست.

what you say is conspiracy theory! I understand hidden messages in some places do exist, but if someone has a little brain would consider that hour, laughing matter! right dude! so, if you see a cowboy movie then would you jump on horse and start shooting people! Alho alam!:)

با درود

مسئله اي که ميخواستم مطرح کنم اينکه تمام مسائل و معظلات اجتماعي که در برنامه هاي مديري به + لودگي و مسخره بازي(خيره شدن به دوربين و تو سر هم زدن وعشوه امدن) مطرح ميکند شما ميتوانيد در مجموعه هاي طنز عطاران مثل(رانت خوار کوچک.خانه به دوش.متهم گريخت)به شکلي معقول و قابل درک و لمس و اميخته با طنز در رابطه با زندگي ادمهاي واقعي و مکانهاي واقعي مشاهده کنيد. ولي متاسفانه مثل اينکه درصد بالايي از ايرانيها علاقه خاصي به رويا پروري و اغراق دارند که با شبهاي برره ارضا ميشود. پيشنهاد من اين است که ۳ مجموعه(نقطه چين.پاورچين.شبهاي برره)را با(رانت خوار کوچک.خانه به دوش.متهم گريخت)ببينيد و با هم مقايسه کنيد.شما با کدام يک احساس نزديکي ميکنيد؟؟؟؟؟؟ طنز مديري از نظر من يک طنز مصنوعي است با تاريخ مصرف کوتاه.ديدنش بد نيست ولي در حد جنجالي که افريده اصلا نيست.

مدیری کاراش تخمی هست قبول ولی کاردان کاراش ریدمونه. ضمناً هردو خایه مال هستند ولی کاردان خایخ مال تره. البته کاردان فرق فکاهی با طنز رو خوبتر میدونه. میخای بخواه نمیخای نخواه

راستش فیلم و سریال و طنز مسایل سلیقه ای هستن و نمیشه گفت این بهتر از اون یکیه. فقط میتونیم بگیم من از مثلا برره بیشتر خوشم میاد یا اینکه من از هژیژ بیشتر خوشم میاد. خیلی وقتا که جوک ایرانی برای دوستای خارجیم صحبت میکنم اصلا نمیخندن" . بر عکس یکی از دوستام که جوک آلمانی برای من میگه اصلا به نظر من خنده دار نیست. مسئله اینه که اکثریت در ایران از برره خوششون میاد و حتی خیلی از ایرانیا که در خارج هستن. همین کافیه که بگیم این برنامه حق پخش در تلویزیون ایران را دارد.

سلام حسین جان: من از برره متنفرم. اما مدیری را دوست دارم. یادم هست کاردان تا چند ماه پیش سریال طنزی داشت با نام "شبکه ی سه ونیم". در یکی از قسمت ها که مثلن برنامه ی آموزش آشپزی بود یک نفر جلوی دوربین نشست. بعد نفر دوم که نقشش را حسین رفیعی بازی می کرد ماست را روی سر نفر اول ریخت. پشت بندش هم سبزی و سیب زمینی را خرد کرد و به سر طرف اضافه کرد صحنه ی بسیار زننده ای بود. احساس کردم دارند به شعورم توهین می کنند. دیگر هیچکدام از قسمتهای آن برنامه را ندیدم. حالا چطور آن آقای کاردان که چنان چیزی ساخته می گوید " به هر قیمتی نمی شود مردم را خنداند"!؟

hussein is not subscribing to concpiracy theory. he just explains how the manipulation of public opinion works. and he is right about that.

طنز موفق یا نا موفق فرقی با هم ندارند وقتی که در اختیار حکومت گران مستبد قرار دارند. طنز زمانی با ارزش است که نقد قدرت بکند. به زبان ساده هر گاه کسی طنزی تولید کرد که توانست برخلاف قدرت مطلق جامعه حرکت کند آنگاه می‌توان بر آن ارزش گذاشت. طنزی که از سیمای پشم و شیشه جمهوری اسلامی اجازه پخش می‌گیرد فقط می‌تواند ملاها را بخنداند و به ریش ملت بخندد و ارزش آن هم در همان حد است.

that would be great if you quit blogging. i puke every time i read your stuppid comments but i like the reaction of your poor readers

بجز پاورچین که واقعا معرکه بود !

oh yeah Hussein. it's "smart" to expose the propaganda campaigns of Jomhouri Eslami ala larijani, but you smack of hypocrisy, because you fail to apply your same theory to USA UK and CANADA, and how a lot of TV here is used by powerful people to influence the opinion of the population. well, you know why? because you perhaps don't believe white people can be brainwashed.

for you, only stupid muslims are capable of being brainwashed. you hold the myth that the western society is so advanced that this kinds of techniques perhaps does not work here.

well, youre wrong again. Jomhourie eslami is only learning an old western liberal propaganda technique.

من عاشق friends هستم و از برره متنفر . در مورد علاقه خودت حرفت متین ولئ بسط دادن نظر شخصی به همه از شوما بعیده . اصلا میشه لطف کنی بگی شباهت این دو چیه ؟

Sorry but your claim is weak and unfounded. How do you know those who like Barareh like Friends too. Actually I love Barareh but I love Sienfeld. How did you come to that lame conclusion ? See the problem with Iranians is that they just can't accept any positive change which may actually make other people happy. There is always a conspiracy involved in everything. When will this ever end? If the majority of Iranians are laughing and having fun and you are one of the few who does not like it, then sorry though luck. Besides, if the majority of the program is full of important social messages which people feel and relate to, and in the mean time there is some government propaganda involved as well, well we should see the positive side of it more. Although I respect your opinion but sometimes you should go with the flow and try to enjoy the moment instead of brining all the negativites out

اين نکته رو در جواب دوست قبلی بگم که نوروز 72 کار آقای کاردان بوده نه مديری

I loved Hajhirs and I love Barareh nights. I don't see any concpiracy or anythig. This is funny because you have been a subject of conspiracy theory too, suspicious of being a government agent or a british agent, and now you're saying the same bs about Modiri. I think Modiri is one of the best comedians we've had.

You are really losing your mind!!!!

مهران مدیری همیشه برنامه های طنز موفق داشته و همیشه با زیرکی انتقادهاش را مطرح کرده و خوب چون برنامه اش خیلی زود محبوب میشه خیلی سریع هم زیر زره بین میرفت و خیلی زود براش محدودیت ایجاد میکردن که اوهم خیلی موقع ها جلوی دوربین میگفت که مثلا گفتن این کار را نکن یا این را نگو و اتفاقا مردم به همین علت باهاش ارتباط برقرار میکنن که صداقت و هوشمندی در کارهاش هست و جز یکی دو مورد که تحت فشار مجبور شده بود که موضوعات خاصی را وارد برنامه اش کنه مردم همه کارهاش را دوست دارن . اون کسی که در اون شرایط کار میکنه مطمئنا با محدودیت و فشارهای زیادی هم روبرو است . برخلاف ایشان آقای کاردان هستن که طنز بسیارآبکی دارن و من نه تنها از کارهای ایشون لذت نمیبرم بلکه اکثر کارهاشون سوهانی بر اعصاب است .

تو اگه نیو یورک را قبله امال میدانی چیکار به برره!!و سیما قبلا لاریجانی داری بابا این همه دیدنی اینجاست هنوز دل اندر وطن داری ول کن بابا

فرم این انتقاد کمی به نقدهایی کهخ بر گل‌آقا می‌شد شباهت دارد. یعنی طنز سوفافی ولی ایجاد طنز‌های غیر معناگرا در یک جایی که برای همه چیز دنبال هدف هستند سخت است. بد نیست مصاحبه شرق با نویسندگان برره را بخوانید

تو تو زندگيت هيچي نمي‌فهمي. تو اصلاٌ چي مي‌دوني؟ اين هيچي نميدونه.

sorry to say this, Hossein-jan, but this is typical Iranian concpiracy theorizing. What will your hyper-suspicious mind imagine next? Perhaps the British are behind Barareh Nights too -- after all it resembles an old British T.V. show called Upstairs Downstairs. And let's not forget how much George W will benefit from the success of this show too! LOL.

Good one! Friends has a clear plot, but Curb has a vague one and it is more like an impro comedy. Also, you can say Sienfeld vs Friends In that case, Kardan = Larry David

چادري يعني مثل مامان شما ?

آقای دائی جان ناپلئون! پرت و پلا نگو اینقدر! هیچ کلکی تو کار نیست، هیچ کاسه ای هم زیر نیم کاسه نیست. یه برنامهٔ طنز ساده است. قرار نیست محتوی خاصی داشته باشه، قرار هم نیست آموزنده باشه. قرار «خنده دار» باشه که هست. همین!

براي من مهران مديري يادآور سالهاييه كه نه اينترنت داشتم و نه ماهواره و هيچ چيز ديگه. مهران مديري با برنامه نوروز72 حركت بزرگي ايجاد كرد. بعد از نوروز 72 و ساعت خوش بود كه داريوش كاردان با برنامه هايي مثل نوروز73 و 74 و جنگ39 خودش رو در عرصه تلويزيون مطرح كرد. شايد قبل از اون تنها حضور كاردان در برنامه بعد از ظهرهاي پنجشنبه بود كه با نقش استاد خرناس تونسته بود خيليها رو پاي راديو بنشونه. من مهران مديري رو دوست دارم اما وقتي در برنامه پاورچين تحصن نمايندگان مجلس ششم رو مورد تمسخر قرار داد كمي دلخور شدم. به اعتقاد من هم كاردان و هم مديري سرمايه هاي بزرگي هستن. اما برخلاف تو هيچ استعدادي در غفوريان و بنفشه خواه نمي بينم