من امشب سی و یک ساله میشوم. ولی در یک این سال به اندازهی یک مرد سی و هفت، هشت ساله تجربهی زندگی پیدا کردهام. شاید هرگز در زندگیام اینقدر خوشحال و راضی نبودهام، البته اگر بیخانه بودنم را کنار بگذارید که آن هم البته به انتخاب خود بود -- بجز آن ماجرای آمریکا ماندن لعنتی که باعث شد نتوانم در نیویورک بمانم.
بهرحال از همهی کسانی که تولدم را تبریک گفتهاند یا در این چند ساعت مانده میگویند تشکر میکنم.