برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۴ دی ۱۳۸۴ | 14 January 2006

 فقط یک کلمه

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: There is no evidence that Mr. Younes Shokrkhah has changed since his days in Kayhan Newspaper with Hossein Shariatmadari and Mehdi Nasiri, and that's the problem. He's never said or written anything with which you can say he regrets his past and now defends basic rights of journalists or cyber citizens. And yet he's deeply involved in policy making for the Internet.

بعضی‌ها استدلال می‌کنند که همه‌ی ما به نحوی به حکومت ظلم و مستبد کمک کرده‌ایم و در دفاع از آقای شکرخواه، مثال می‌آورند از سروش و حجاریان و تاج‌زاده و گنجی و عبدی جلایی‌پور و شمس و مهاجرانی و کرباسچی که آنها هم از این مساله استثنا نیستند.

اول اینکه هرکس بر کسی دیگر ظلمی کرده است و شاکی‌ای دارد طبیعتا باید به دادگاه برود و جواب ظلمش را بدهد، حالا می‌خواهد اصلاح‌طلب باشد، موتلفه‌ای، شاه‌پرست، مجاهد خلق یا هر کس و تیپ دیگر. تعارف نداریم. این از نظر قضایی.

دو اینکه فرق این آدم‌ها با کسی مثل شکرخواه آن است که بالاخره تمام‌شان با عمل و گفتارشان آشکارا علیه استبداد و ظلم شوریده‌اند و نشان داده‌اند که با گذشته‌ی خود تفاوت کرده‌اند. یکی که تا پای جان رفته و روی ویلچر نشسته است، بقیه هم یا در زندان تنبیه شده‌اند یا به خارج تبعید.

ولی کسانی که می‌گویند سکوت همراهانه‌ی طولانی با دروغ‌نامه‌ی حسین شریعتمداری و مهدی نصیری، دلیل بر گناه‌کار بودن آقای شکرخواه یا امثال او نیست، چه گفتار یا عملی را در او دید‌ه‌اند که نشان دهد از گذشته‌اش پشیمان است و دیگر با دستگاه ظلم و استبداد همکاری نمی‌کند؟ اگر سالیان دراز هر روز نشستن در گروهی که بزرگ‌ترین ماموریتش ویران کردن جان و مال و آبروی مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی است، همراهی با آن حساب نمی‌آید پس چه چیز از نظر شما همراهی است؟ در این صورت چه فرقی است بین کسی که بخاطر کشیدن کاریکاتور به زندان می‌رود با کسی که برای کیهان کاریکاتور می‌کشد؟

راحت‌تان کنم. اگر آقای شکرخواه یک کلمه و تنها یک کلمه درباره‌ی نقض حقوق شاگردان روزنامه‌نگارش یا با نقض حقوق شهورندان دنیای «سایبر» نوشته بود یا حتی بعد از این بنویسد، من تمام حرف‌هایم را درموردش پس می‌گیرم و همین جا از او عذر می‌خواهم.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

حسين جان ما نوشته هات حال مي کنيم . خوشحال مي شم سري به ما بزني و نظر بدي . ضمنا يک نکته واسه اونايي که امثال مهاجراني و .. را در رديف ديگران مي دانند : آيا در خود مي بينيد که براي نشر عقايدتان پست وزارتتان را به خطر اندازيد؟

هودر گوشکوب اين همه جنايتکار توي اين مملکت هست اونوقت توي اوشگول رفتي سراغ چه کسي؟!! راستش و بگو اينا به خاطر اون مقاله شکرخواه نبود؟ مي دونم کجات مي سوزه

من با این یکی حرفت موافقم! شاد باشی

انسانها هم از افراد کوچکی که سرنوشت میلیونها نفر را با زیر پا گذاشتن بدیهی ترین اصول به خطر می اندازند صحبت می کنند!

تو شغلت چیه ؟ از کجا پول درمیاری؟ نفربعدی کیه؟

you are an idiot, try to grow up

حالا موقعی رسید که باید ببینیم آقای سرخپوست همیشه ساکت دهن باز میکنه یا نه. خیلی خیلی خوشحالم که این بحث پیش کشیده شد. این ذکاوت و قدرت شما رو میرسونه. سکوت خیلی وقتا باعث پنهان شدن خیلی چیزا میشه. من منتظر جواب جناب استاد میمونم...

هودر جان لينک مهدی جامی بدون آرايش را که ديدم می‌خواستم به خاطر زيرتويس اوليه‌اش بيايم و دورويی و آرايش را کنار بگذارم و بدون ‌ريا بهت بگويم خيلی گهی، ولی خوشبختانه جايی بودم ويندوزش فارسی نداشت! به عنوان يک خواننده که از فضای عصبی‌ای که اين چند وقته در وبلاگستان ايجاد کرده‌ايد خسته شده‌ از شما تشکر می‌کنم که لااقل از اين سيخونک جديد صرف نظر کرديد. می‌دانم لذت‌بخش است جماعتی را فقط با زيرنويس يک لينک عصبانی کردن، بعضی بچه‌ها هم بچه‌گربه‌ها را توی آب می‌اندازند و هرهر می‌خندند، ولی بعد بزرگ می‌شوند و اين تفريح‌ها برايشان کهنه می‌شود.

انسان های بزرگ درباره اصول صحبت می نمايند ، انسان های متوسط در مورد حوادث و انسان های کوچک در مورد افراد.

حسين تو چقدر خری! اين همه لينک به مزخرفات مهدی و داريوش دادی که آمار بازديدکننده های اين دوتا که حداکثر روزی 600 تا بود به 2200 رسيده. اصلاً هر که ميخواد کليک های وبلاگش بالا بره بايد دو تا فحش به تو بده و توی خر هم لينک ميدی به اين فحش و بد و بيراهه ها و کار تمومه. حالا جالب اينه که آدم متکبر و از خود راضی مثل مهدی جامی خيال ميکنه راستی راستی اينه همه کليک بخاطر افاضات عالمانه اونه!

سلام ... آقاي درخشان من به واسطه يكي از همكلاسيهاي دوران دانشگاهم كه خبرنگار كيهان ورزشي در زمان مدير مسؤولي آقاي مدني بودند با آقاي شكرخواه و همچنين كسان ديگري مانند آقاي صديقي و مرحوم هنريك تمرز در كيهان آشنا شدم ... نظراتتون تقريبا درست هستند ... اين از عادات آقاي شكرخواه هست كه هميشه طوري رفتار مي كنند كه از سوي جناح قدرت در مظان هيچ اتهامي نباشند ... البته اون دوران هنوز استاد بزرگ! علوم ارتباطات نبودند ... موضوع جالبتر اينكه در ابتداي بحث فراگيرشدن وبلاگنويسي و به قول معروف روزنامه نگاري الكترونيك حضرت شكرخواه از مخالفان اسم و رسم دار و پروپا قرص اينگونه روزنامه نگاري بودند اما به يكباره خودشان شدند دات نويس...

اقاي درخشان مشكل شما اينه كه ايران نيستيد و از هيچ چيز خبر نداريد اين جملات زير را كه بخشي از سخنراني استاد ما در دانشكده مان بود را بخوانيد به نظرتان گويا نيست ؟ از طرف ديگر وبلاگ دات فقط در مورد درس ها و كلاس هاي ارتباطات است نه اظهار نظر كردن درباره همه چيز . دكتر شكرخواه در پايان گفت: اينترنت را بايد چارچوبي شبيه زبان ديد كه خودش قوانين مرتبط با خود را وضع مي‌كند.لذا‌ براي چيزي كه هنوز كاملا آن را درك نكرده‌ايم، نسخه ننويسيم و در هر نوع موضعي نسبت به‌ آن، ميزان آسيب ديدن آزادي بيان را مبناي رد و يا پذيرش نوع حاكميت بر اينترنت قرار دهيم. چه بسا ‌البته بهترين گزينه به نظر من همكاري بيشتر نهادهاي تخصصي است نه طرح حاكميت موثر كنوني اينترنت. اين هم لينكش: http://www.hamvatansalam.com/news16281.html

فعلا هم کامنتشون گرفته... نگران نباش. همه میدونن اشتباه یک جانبه نیست. راستی شبکه خبر درست سر سوال خبرنگار سی ان ان باوجود اینکه 8 دقیق از ساعت 16 گذشته بود مصاحبه خبری احمدی نژاد رو به بهانه خبر ساعت 16 قطع کرد و جالب اینکه اخبار گذشته را مرور کرد! بنابراین "جنگ زرگری" بین طرفداران احمدی نژد و زرغامی (سپاه) که آقای ابطحی تو وبلاگش نوشته درسته.

یک نکته ای برای من مبهم است .چرا تو توی "دستگاه ظلم و استبداد!" مجری یک برنامه تلویزیونی بودی و خودت گفتی که به خاطر حلقه انگشتت عذرت رو خواستند یعنی خودت از "دستگاه ظلم و استبداد!" جدا نشدی بلکه انداختنت بیرون ش

Just looking over some of the stuff on you in these Malakoot weblogs. I'm sorry that you have to take all this bullshit from a bunch of idiots. It just goes to show what a long way we are from a truely entrenched modernity discourse.

Hoder Joon, It's true waht comes from heart lands in hearts as well! I totally agree with your posting and I fairly enjoyed reading it. As a matter of fact you said it of my mouth and many other's. You're not alone at all. Keep up the good work bro.

جناب درخشان: با عرض سلام فقط خواستم به اطلاع برسانم که « احمدسیف الاسلام» با بنده نسبتی ندارند.

رسیدی آخر خط! بی تعارف...! این " شورشی" بودن هم نهایت به خودکشی در مستراح یا دائم الخمر شدن و سنگ کوب کردن منتهی می شه! خودتو برای یه مرگ کثیف آماده کن..این آخر بازیه !

Hossein jan, You just don't get it. Fighting against something (or supporting something0 is not restricted to talking about it. It is only one form. It seems you think so simple. When everyone knows something, there is no need you say it, or if you don't mention it means you support it.

About your rule on weblog for Iranians, as someone started it before you, someone would introduce it to others soon or late and I beleive it wouldn't matter even if you write a blog at all, or if you write what is the content. I think you give yourself too much credit for that. It has been a nice job and you sincierly helped others to know it (myself personally) but don't overplay.

Regards, Shayan

سلام:

با اجازه به قسمتی از این نوشته ات در وبلاگم لینک گذاشتم.

حرف حساب جواب نداره.

چرا کسشعر می نویسی حسین؟ جواب مهدی رو بده. الون همه منتظر عکس العمل تواند. مثلا می خوای با سکوت ماجرا رو دنبال کنی؟ کم اوردی حسین؟

سلام ... سردبير خودم اين بود ...

درود جناب درخشان تحليلهاي شما از نظرمن خيلي روان وواقعي است دوستت داريم

"دستگاه ظلم و استبداد!" این جور حرف زدن دو حالت بیشتر نداره یا واقعا تو درگیری و یا مثل بعضی از نوشته هات سر کاریه ؟

when sadi shirazi says humanity is a part of one body that mean we are all responsible for our actions and that all action bring reaction some very soon and some may take years when he say pray togod is serving humanity i see how west is compel to take imigration from poor country

اقای درخشان من بارها از شما دفاع کرده ام و شاید باز هم بکنم اما چند سوال مشکوک بنظرم رسیده اول اینکه عقده نیو یورک نرفتنت را پیدا کردی و ان خشنودی اف بی ای و سیا و موساد است این را جدی میگویم نه برای خنده و احتمالا چاپ نخواهی کرد٬ثانیا اصلا چرا شکر خواه را بصلابه کشیدی مگر دیگران نیستند ثالثا چرا یک هو همه نظام را یکدست کردید تا دیروز ..ون پاره میکردی که این ها خوبند انها بد و ظالم...اصلا چه مرگت شده ؟؟بابا هر کره الاغی از مکزیک و ال سالوادور و نیکاراگوهه!!و ترینیداد تنباکو!!وپورتوریکو و کوستاریکها !!بنگلادش و ویتنام....تونستند برند نیویورک برای انجمع کنی تو با این همه ادعای بچه تهرونیت ریدی؟؟

Just let it go will you? The fact that Shokrkhah left Keyhan and even the Jam-e Jam daily shows that he has decided to pull out of politics.

who are you? first tell us who you are then we may listen to your BLIPSHOOT

حسین می دانی خود را عقل کل حساب کردن یعنی چه؟ یعنی همان سلطنت مطلقه. یعنی همان مانع اصلی دموکراسی. این بد جوری در ما موج می زند، چه در من، در تو و یا مهدی جامی سیبستانی. رقیق شده اش این می شود که آدم در حوزه های بدون تخصص اظهار نظر کند. این گمان کنم بزرگترین آفت وبلاگ است. بدتر هم می شود وقتی که بعضی کردبیلیتی ای را که از فضای بیرون آورده اند اینجا خرج حرفهای خاله زنکی (دایی مردکی : برای فمینیستها) می کنند (لازم است مثال بزنم؟) این نقطه ی قوتی برای توست که اعتبار از همین جا کسب کرده ای. اما متاسفانه بخشی از ذهنیت من در مورد خودت را تا حد آدمی بی قید (بله، با معیارهای من) فرو کاسته ای و بخش دیگری را هم به عنوان کسی که عاشق اظهار نظرهای نپخته و نجویده است.

به هر حال، چون بعضی ها در مورد تو (در مورد وجودت، شخصیتت، یا چنین چیزی) اظهار نظر کرده اند من رنجیده ام.من بارها از اظهار نظرهای کوته نظرانه، نسنجیده و نپخته ی تو رنجیده بودم ولی گمان می کنم یک نفر را چنین زیر بار توهین به سر تا پا (در قالب الفاظ زیبا و گاهی با نثر یک تا سه قرن پیش) قرار دادن خلاف انصاف است. خواستم بگویم که عاشق تو و نوشته هایت نیستم ولی فضای وبلاگستان را با حودر بیش از بی حودر می پسندم. هر چند که از پروردگار طلب عقل و انصاف می کنم. برای خودم و تو.