بعضیها استدلال میکنند که همهی ما به نحوی به حکومت ظلم و مستبد کمک کردهایم و در دفاع از آقای شکرخواه، مثال میآورند از سروش و حجاریان و تاجزاده و گنجی و عبدی جلاییپور و شمس و مهاجرانی و کرباسچی که آنها هم از این مساله استثنا نیستند.
اول اینکه هرکس بر کسی دیگر ظلمی کرده است و شاکیای دارد طبیعتا باید به دادگاه برود و جواب ظلمش را بدهد، حالا میخواهد اصلاحطلب باشد، موتلفهای، شاهپرست، مجاهد خلق یا هر کس و تیپ دیگر. تعارف نداریم. این از نظر قضایی.
دو اینکه فرق این آدمها با کسی مثل شکرخواه آن است که بالاخره تمامشان با عمل و گفتارشان آشکارا علیه استبداد و ظلم شوریدهاند و نشان دادهاند که با گذشتهی خود تفاوت کردهاند. یکی که تا پای جان رفته و روی ویلچر نشسته است، بقیه هم یا در زندان تنبیه شدهاند یا به خارج تبعید.
ولی کسانی که میگویند سکوت همراهانهی طولانی با دروغنامهی حسین شریعتمداری و مهدی نصیری، دلیل بر گناهکار بودن آقای شکرخواه یا امثال او نیست، چه گفتار یا عملی را در او دیدهاند که نشان دهد از گذشتهاش پشیمان است و دیگر با دستگاه ظلم و استبداد همکاری نمیکند؟ اگر سالیان دراز هر روز نشستن در گروهی که بزرگترین ماموریتش ویران کردن جان و مال و آبروی مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی است، همراهی با آن حساب نمیآید پس چه چیز از نظر شما همراهی است؟ در این صورت چه فرقی است بین کسی که بخاطر کشیدن کاریکاتور به زندان میرود با کسی که برای کیهان کاریکاتور میکشد؟
راحتتان کنم. اگر آقای شکرخواه یک کلمه و تنها یک کلمه دربارهی نقض حقوق شاگردان روزنامهنگارش یا با نقض حقوق شهورندان دنیای «سایبر» نوشته بود یا حتی بعد از این بنویسد، من تمام حرفهایم را درموردش پس میگیرم و همین جا از او عذر میخواهم.