اگر مهمترین جلوهی عملی سیاست انتخابات باشد، وبلاگها در ایران تا حالا تنها یک انتخابات را پشت سر گذاشتهاند. انتخاباتی که چون در سطح کشور برگزار شده، سخت است آدم بفهمد چقدر وبلاگها در آن نقش داشتهاند.
ولی به نظر من تلاش دکتر معین و جوانان اصلاحطلب دربرای ادامه دادن جریانی که سر انتخابات در بین وبلاگهای طرفدار اصلاحطلب شروع شد بسیار مفید بود و هست. همین طور اگر مثلا وبلاگهای بسیجی هم جمع شوند و حمایتشان را از فکر سیاسی مورد علاقهشان ادامه دهند هم بیهوده نیست. چرا؟
جوابش را در نتیجهی انتخابات انتخابات شورای شهر تهران بیابید که نفر اولش با رایی حداکثر در حدود صد و پنجاه هزار نفر به شورا راه پیدا کرد و اتفاقا همین شورای شهر زمینهی ظهور یک کوتولهی سیاسی را به نام احمدینژاد هموار کرد.
اگر تنها صد وبلاگ بتوانند هرکدام بطور متوسط دویست نفر از خوانندهشان را قانع کنند که به یک فرد یا فهرست خاص در انتخابات شورای شهر تهران یا اسفهان یا مشهد رای بدهند، با همین رای میتوان کلی آدم به شورای شهر فرستاد. تا حالا به این فکر کرده بودید؟
پس بگذارید پیشنهادم را که مدتی است در ذهن میپزم همین جا مطرح کنم.
به نظر من وقت آن است تا مایی که حدودا ایدهی اصلاحطلبی را در کل قبول داریم، دور هم جمع شویم و یک گروه همفکری مجازی درست کنیم، مستقل از اصلاحطلبان و حزب مشارکت. بعد به عنوان یک گروه موثر که با توافق و به شیوهای دموکراتیک ولی بیمرکز میتوانیم با خودمان حداقل ۲۰، ۳۰ هزار رای برای یک فهرست یا فرد خاص ببریم. آن وقت با همین گروه همفکر به شکل گروهی موثر در داخل اصلاحطلبان بر روند حرکت سیاسی آنها تاثیر بگذاریم و در واقع آنها را به جلو هل دهیم.
با اینکه در کل روش و تفکر اصلاحطلبان را قبول دارم، ولی به نظرم ما بهدلیل اختلاف ارزشی یا حداقل نسلیای که با آنها داریم نمیتوانیم همیشه آویزان آنها باشیم.
من در سفر کوتاهم به ایران موقع انتخابات و گذراندن چندین ساعت در مرکز ستاد دکتر معین متوجه شدم که جوانهای اصلاحطلب به اندازهای که در اصلاحطلبان حضور دارند، نفوذ ندارند. در صورتی که همیشه همین جوانها دهها هزار رای خیلی حساس برای آنها آوردهاند.
در ضمن بحث سیاسی شدن یا نشدن وبلاگها هم در کشوری که حکومتش تا توی اتاقخواب مردم اعمال قدرت میکند، بیمعنی است. ما باید این جامعه را از راه انتخابات اصلاحکنیم و از هر راه مشروعی که میشود باید برای این هدف استفاده کنیم. وبلاگ هم استثنا نیست. وبلاگها کپی ما روی اینترنت هستند و ما هر طور که هستیم میتوانیم در وبلاگهایمان هم باشیم. شهروندی سیاسی هم یکی از جنبههای ما است و هیچ اشکال ندارد در وبلاگهایمان آن را هم بروز بدهیم. همانطور که در زندگی بیرونیمان هستیم.