برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۱۵ بهمن ۱۳۸۴ | 04 February 2006

 آن مغازه‌داران خشن

  لينک‌دونی هفته
  • توهم اولین

    تحلیل عقده‌های روانی و شخصیتی من هنوز ادامه دارد. خیلی ممنون که این‌قدر به فکر من هستید.

Excerpt: Meeting some Iranian shop owners in Jaffa street, Jerusalem, was an extremely bad experience. They were rude, unfriendly and hostile. Isn't it the way they were being treated after the revolution in Iran by the regime and zealous people? However, all other Iranians I've met so far has been very open and friendly. Maybe it's the level of education that makes this difference.

داستان ایرانی‌‌های کفش فروش اورشلیم را برایتان بگویم.

بعد از اینکه مصاحبه‌ام با اورلی خبرنگار جوروزالم‌پست تمام شد، من و لیسا را برد به همان نزدیکی، خیابان جافا، جایی که پر از مغازه‌های کفش‌فروشی و لباس‌فروشی ضایع است که صاحبانش ایرانی‌‌اند. چون بعضی از آنها را بخاطر مطلبی که قبل‌تر درباره‌ی بازگشت بعضی از آنها به ایران نوشته بود، می‌شناخت.

اول رفتیم توی یکی از مغازه‌ها که دو تا جوان ایرانی زاده‌ی اسراییل اداره‌اش می‌کردند. وقتی اورلی من را معرفی کردند کمی با هم فارسی حرف زدیم و چاق سلامتی کردیم. مهربان بودند. ولی فارسی‌شان اصلا خوب نبود. ولی بعد شروع کردند به فارسی جلوی لیسا و اورلی، خیلی بی‌ادبانه، گفتن اینکه چطور در اسراییل باید به دخترها رحم نکرد و بی‌رحمانه ترتیبشان را داد. یادم نیست. ولی کلا خیلی بی‌‌شرمانه و زشت بود.

همان وسط یک نفر که قیافه‌اش و لباس پوشیدنش عین بسیجی‌ها بود، یعنی با یک جور اوررکت و شلوار خاکی و کلاه پشمی، آمد توی مغازه. به او گفتند که من ایرانی‌ام و با هم سلام علیک کردیم و دست دادیم. فارسی‌اش خیلی خوب بود. بعد که فهمید من یهودی نیستم و نسبتا تازه از ایران آمده‌ام ناگهان رفتارش فرق کرد. دیگر چشم در چشمم نگاه نکرد و با یک حالت نگران گفت که باید برود و کاری دارد. جیم شد و رفت.

آنجا را ترک کردیم و رفتیم به یک مغازه‌ی دیگر. این بار صاحب اصلی آن که اورلی را می‌شناخت نبود. دو سه نفر دیگر بودند. با یکی‌شان سلام علیک کردم. گفت که هفت سال پیش از تهران آمده اسراییل. ولی به محض اینکه جواب داد شروع کرد به پرسیدن یک سری سوال عجیب و غریب مانند اینکه من چرا رفتم کانادا، آنجا چه می‌کنم، با چه کسی زندگی می‌کنم، چرا تنهایم، و سوال‌های عجیب دیگری که عین بازپرسی می‌ماند تا سوال دوستانه.

لحن و صورت و حالت خشن بدنش دقیقا من را به یاد کمیته‌ای ها و گشتی‌های بسیج و پلیس می‌انداخت. آن قدر ناجور بود که من نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و با خنده به او گفتم که آیا دارد مرا بازجویی می‌کند. تعجب کرد، ‌کمی به خودش آمد و گفت که من هم می‌توانم همین سوال‌ها را از او بکنم. دیدم دیگر آنجا جای ماندن نیست و گفتم که خیلی ممنون و ما باید برویم و این حرف‌ها. خیلی خیلی تجربه‌ی بعدی بود.

احتمالا آنها مرا به چشم جاسوس جمهوری اسلامی نگاه می‌کردند که آمده سر از کارشان درآورد و برای چندرغاز کاسبی‌شان دردسر درست کند. تا حدی بهشان حق می‌دهم. بالاخره سالها تحت فشار بودن در جمهوری اسلامی زیاد نتیجه‌ی جالبی روی دیدگاه آدم ندارد. بخصوص که او من را، چون مسلمانم و تازه از ایران آمده‌ام، دقیقا نمونه‌ای از کسانی می‌دید که سال‌ها به او و مشابه‌ان او ستم کرده‌اند.

هرچه که بود، تلخ بود. ولی بسیار استثنایی بود. یعنی این کاسب‌های خیابان جافای اورشلیم، تنها ایرانی‌ها و حتی اسراییلی‌هاییی بودند که با من برخوردی غیر دوستانه کردند. بقیه‌ی ایرانی‌ها همه، حتی آنهایی که چون کارهای مهم آکادمیک می‌کنند و قاعدتا باید بیشتر نگران از جهات امنیتی باشند، به شدت مهربان، صمیمی و باز بودند و قشنگ می‌شد فهمید که چقدر به من اعتماد دارند.

جالب اینجاست که اتفاقا بر اساس گزارش اورلی، همین کاسب‌های کم‌سواد ایرانی گروه‌هایی هستند که هرگز نتوانسته‌اند خودشان را در جامعه‌‌ی اسراییل جا بیندازند و.خیلی‌هاشان دارند به ایران برمی‌گردند.

فکر که می‌کنم به نظرم آخرش همه‌ی اینها به میزان تحصیلات و سواد برمی‌گردد.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«میرزا پیکوفسکی»
«نسل خمینی»
«یک پزشک»
«دادابیس»
«ایمیان»
«طاها بذری»
«گناهکار»
«بلوط»
«جواد کاشی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«خورشید خانوم»
«عرب عصبانی»
«تبعیدی عصبانی»
«حاجی واشنگتن»
«آق بهمن»
«دستنوشته‌ها»
«نانا»
«ناهید رکسان»
«خوابگرد»
«حسین نوش‌آذر»
«مهستی شاهرخی»
«مارسی نیومن»
«ملکوت»
«فوکو بلاگ»
«خیاط باشی»
«دوشیزه شین»
«امیرحسین ثابتی»
«هادی خرسندی»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«ف.م.سخن»
«بی‌بی‌گل»
«حسام‌الدین آشنا»
«حقوق‌دان پاریسی»
«پاسداران»
«آچار فرانسه»
«یک فتحی»
«لیلی نیکونظر»
«گردباد»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«زهرا»
«رزانیات»
«سوگلی ریچارد پرل»
«کمال»
«عبدالقادر بلوچ»
«مریم ابریشم‌کار»
«سینا دیلی»
«سیبستان»
فانتازیا
راهرو
یادداشت‌هایی از کابل
مازوخیسم محاسباتی
کلنگ کمونیست کارگری
زيتون
دوم دام
زیتون پرورده
آزادنويس
اکبر منتجبی
رویای آريایی
مسعود ده‌نمکی
۳۵ درجه
غلاف تمام فلزی
پیاده رو
فروغ
آی‌تی.ايران
حمید مافی
کریم ارغنده‌پور
از پشت یک سوم
کتابلاگ
روزنامه‌نگار ممسلمان
خاکریزیسم
سولوژن
ایران‌شهر
ایرانی طعنه‌آمیز
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
توکا نیستانی
جمال
مونتاژ انتقادی
خسرو نقیبی
تادانه
حامد قدوسی
مسعود بهنود
روزنه
امنزیاک
آهستان
موج
مرتضی نگاهی
آن سوی دیوار
نگارک‌ها
پویان و سیما
ارزیابی‌های شتابزده
من راه نشین
هوشنگ دودانی
بامدادی
کیبرد آزاد
امور ایران
پویان طباطبایی
پاگرد
لات‌لند
سلمان
ddmmyyyy
نازخاتون
شکرخواه
مهدی یوسفی
بابک داد
شب پیشگویی
خانوم حنا
مریم مومنی
آزاده عصاران
محمد نوری‌زاد
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
یک وحید
روزها
انتخاب زنان
سبیل طلا
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
شرح
۴ دیواری
آدم و حوا
مسیح علی‌نژاد
مهدی محمدی
فریادناممه
حسین رنجبران
محمود فرجامی
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
فلیسوف مآب رمانتیک
کامپیتور و ارتباطات
نوه‌ی غلامرضا تختی
مهدی اسماعیلی
هنوز
نیما دارابی
زمستان است
خط قرمز
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
کوروش علیانی
محبوبه حسین‌زاده
افسون فسرده
احسان
منبر دات نت
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
وب‌نگاشت
مرصاد
شاخ به شاخ
سمیرا سامانی
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
صفا در ال.ای
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جمهور
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
لگوماهی
حسین پاکدل
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
هپلی
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

Well I don't blame them, To be honest I would think that you are a spy too. No effenc, but the whole ide of a muslem iranian, traveling to israel doesnt quite make sense to anyone.

به لحاظ ادب و... .سلام شما که وبلاغ نوشته اي ايا فرصت داري تجربيات خودت را به بقيه بگويي. يک جزوه از صفر شروع کن تا ... در اينترنت منتشر کن براي بقيه بصورت فايلهاي مرتب

Given that Israeli's come from different ethnicities and background it must be difficult for a new immigrant to blend in the society. It seems that there is still some ethnic and religious rivalry among the Israelis. It would be interesting to see how these men you saw experienced the cumpolsory military service. A friend of mine from Nazareth once told me that there are deep internal conflicts among the population that have so far been grudgingly ignored because of the Palestinian-Israeli conflict.

Do these Iranian-Israelis travel frequently between the two nations? If so, how does the government on either side treat them? Finally, are muslim Iranian citizens issued visa's for Isreal under any circumstances?

یک پیشنهاد دارم شاید ندونی یهودی های زیادی در مناطق کرد نشین ایران زندگی میکردند که تقابل وضعیت مناطق کردنشین و یهودی بودن انها شرایط بهتری برای زندگی نسبت به سایر نقاط ایران برای انها فراهم کرده بود.ببین میتونی سراغی از انها بگیری و در این زمینه تحقیق بکنی

به نظر حقير تو هركه با سواد تر باشه خودفروش تر ونسبت به اجانب صميمي تره؟

what thoes two guys said about Lisa made sense. They are not illiterate, only angry. if a guy comes out of Evin prison after years of being turtured and see his sister dating a hezbollahi Pasdar ( the anti-people police), how is he supposed to feel and what do you expect him to say? I think lisa and other people like her should visit Iran and they will know what illiteracy means !!!!! They won't even need a guide or translator !! By the way as Hossein says one of thoes guys was in Iran just seven years ago . Thoes he calls educated, left Iran before revolusion, and only remember the normal Iran that we once.

Be happy that you alive, we like you and your blog but I am not sure about Israelis , never forget

I think therefore I am

میتونی بگی متوسط سطح رفاه ایرانی های اسرائیل نسبت به بقیه ی مهاجرینی که اونجان چقدره؟ نژاد پرستی در نژاد پرستی هم هست؟ یعنی تفاوت قائل میشن بین ملیتها؟ بعد ایرانیا کجای این طبقه هان؟

عکس العملی که ايرانيهای ساکن اسراييل در قبال تو نشون دادن اصلا عجيب نيست.اونا فردی به اسم حسين درخشان وبلاگ نويس رو نمی شناسن که از آرا و طرز فکر مطلع باشن و بدونن مثلاً توی نوشته هاش يکی در ميون به خامنه ای و مصباح فحش ميده. اونا حسين درخشات ايرانی تبار مسلمونی رو ميبينن که ناخودآگاه براشون تداعی کنندهُ جمهوری اسلاميه