حالا خود خامنهای هم باید فهمیده باشد که چقدر بستن دایرهی بحث و گفتگو (Debate) و جلوگیری از نقد این برنامه و مذاکرات پیرامون آن ضرر داشت. خاتمی هم که در شورای عالی امنیت ملی به این محدودیتها تن داد باید الان پشیمان باشد.
مساله این است که وقتی فضای بحث و گفتگو -- که در همهی دنیا بیشتر در فضای عمومی، یعنی رسانهها، اتفاق میافتد -- بسته میشود، حکومت خودش را از هزاران مشاور بیمزد و مواجب محروم میکند. کسانی که جنبههایی را از مساله میبینند که مشاوران حقوقبگیر حکومت نمیبینند -- یا جرات نمیکنند بخاطر همین محدودیتها ببینند.
حالا به هر دلیل ایران ابتکار عمل را در مذاکرات از دست داده و همه برای اولین بطور جدی نگران عواقب آن شدهاند. ولی این شکست (که اتفاقا بهترین شاهدش دستور تازهی شورای امنیت ملی است به روزنامهها) میتوانست اتفاقا نیفتد، اگر خامنهای تعداد بیشتری را در آن بازی میداد.
محدود کردن گفتگو یک بدی بسیار بزرگ دیگر هم دارد. اگر تصمیمی که با مشارکت چند نفر معدود گرفته میشود شکست بخورد، همهی تقصیرها گردن آن چند نفر میافتد. الان هم کار به جایی کشیده که حتی حسین شریعتمداری هم دارد علی لاریجانی را بخاطر این شکست سرزنش میکند.
همهی ما که از ترس یا دلایل دیگر دربارهی این مساله تا حالا سکوت کردهایم، در این شکست مقصریم. ولی هنوز هم دیر نیست. میشود جلوی ضرر را گرفت.