برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: My two weeks contract with Radio Farda based on which I had to write two reports on their new website is finished and I'm leaving Prague for London for a conference.

خب، امروز قراردادم تمام شد و دارم از پراگ می‌روم. خیلی خوب بود. بعد از مدت‌ها برای خودم یک خانه داشتم که مال خود خودم بود. هرچند برای دو هفته.

پراگ شهر خیلی قشنگ و باحالی است. این را تا وقتی راهنمای Rough Guides را نخریده بودم نفهمیدم.

هرچند که راهنمایش کمی قدیمی بود و دو بار آبرویم را برد. یک‌بارش با کسی در کافه‌ی امپریال که در راهنما گفته بود بسیار قدیمی و قشنگ است و معماری‌داخلی‌اش به سبک آرت دکو است، ندیده قرار گذاشته بودم. ولی بعد که رسیدم دیدم اصلا کافه تعطیل است و دارند آن را نوسازی می‌کنند. یک بار دیگر هم موقعی که به Bakeshop Cafe رفتم که گفته بود صبحانه‌هایش خوب است، ولی آن هم تعطیل بود.

ولی اگر همین راهنما نبود، هرگز کافه/بار بی‌نظیر مدوزا را در خیابان بلگیکسکا پیدا نمی‌کردم که تبدیل شد به یکی از جاهای مورد عقلاقه‌ام در این شهر خوشگل. جای دیگری را هم که از روی همان راهنما پیدا کردم، کافه‌ی موسسه‌ی فرانسوی پراگ بود که کروسان‌ها و پن او شکلاهایش درست عین خود پاریس بود.

خلاصه الان باید دوباره چمدان تنهایی‌ام را ببندم و تا موقعی که خانم تمیزکننده‌ی آپارتمان پیدایش نشده بروم سمت رادیو. البته قبلش شاید یک سری هم به موسسه‌ی فرانسوی بزنم و آخرین پن او شکلا را به همراه یک کافه موکا بزنم توی رگ.

بله، همان‌طور که می‌بینید مسافرت برای من یعنی خوراکی‌ها و آدم‌ها و فضاها. جاهای دیدنی بروند بمیرند. اگر از کنارشان تصادفی رد شدم، چه بهتر. وگرنه اینکه آدم نقشه بکشد و برود مثلا فلان ساحتمان «دیدنی» را ببینم اصلا دوست ندارم.

یادم نیست. شاید یک‌بار نوشتم که کاری که توریست‌ها می‌کنند خیلی ضایع است. چون آنها فرهنگ را Objectify می‌کنند، هما‌ن‌طور که مثلا در پورنوگرافی، زن‌ها را آبجکتیفای می‌کنند. انگار که مثلا فلان ساختمان که موقعی برای خودش کارکردی محترمانه و عادی داشته و بخشی از زندگی شهری به حساب می‌آمده، الان از کارکرد اصلی‌اش جدا شده و فقط برای خوش‌آمد توریست‌ها آنجا است.

برای همین است که آدم‌ها معمولا جاهای دیدنی‌ای را که در شهر خودشان است هرگز پیش نمی‌آید که ببینند، مگر در همراهی با یک توریست. همین نشان می‌دهد که آن «جای دیدنی» از زندگی عادی شهری بیرون آمده است.

من دوست دارم در جاهایی که می‌روم زندگی کنم، هر چند برای دو یا سه روز؛ نه اینکه آنها را ببینم، با چشمان هیز و بی‌شرم یک توریست. بنابراین: مرگ بر توریست!

در پراگ بالاخره کیوان و فرین را هم دیدم و مورد مهربانی و میهمان‌نوازی‌شان قرار گرفتم. همین‌طور خانم نازی عظیما را که مزه‌ی دست‌پختش هنوز زیر دندان‌هایم هست. به اضافه‌ی کلی آدم مهربان (و البته نسبتا مهربان) دیگر که همیشه صدایشان را می‌شنیدم ولی این بار از نزدیک با آنها آشنا شدم.

ولی کارم برای رادیو فردا هنوز تمام نشده. قرارداد من با رادیو فردا بابت دو گزارش بود. یکی درباره‌ی اینکه مخاطب وب‌سایت‌شان چه کسانی باید باشند، که نوشتتمش و دادم به رییسم. و گزارش دوم درباره‌ی اینکه به نظر من وب‌سایت جدیدشان بطور خیلی واضح چطور باید باشد و چه رابطه‌ای باید با مطالب تولیدی شده در رادیو داشته باشد. این گزارش را باید در یکی دو هفته‌ی آینده تحویل بدهم.

این کل کار من برای رادیو فردا بود که صرفا یک مشاوره‌ی فنی بود. شبیه این کار را من برای خیلی وب‌سایت‌های دیگر هم کرده‌ام و در بعضی موارد حتی خود وب‌سایت را هم برایشان درست کرده‌ام.

چه موقعی که در ایران بودم و اصولا شرکت نشر الکترونیک (مشاوره و طراحی وب‌سایت) «فرابر» را با دوستم داشتم و در آن برای از اجلاس سران کشورهای اسلامی و موسسه‌ی وابسته به بنیاد مستضعفان و وزارت خارجه بگیرید تا برای شرکت‌های ماورا و آپادانا و ندارایانه. و چه پس از آمدن به کانادا که برای مشتری‌های گوناگون از اتحاد جمهوری‌خواهان گرفته تا شرکت بهینه‌سازی فرآورده‌های نفتی ایران تا وب‌سایت روز و وبلاگ تاجزاده و بهنود و مرتضی نگاهی.

در هیچکدام از این پروژه‌ها من آگاهانه مسوولیتی جز درباره‌ی مسایل فنی و گهگاه فرم و شکل وب‌سایت نداشته‌ام و در آینده هم به همین روشم ادامه خواهم داد. می‌‌خواهد این وب‌سایت مال احمدی‌نژاد باشد یا خاتمی یا رفسنجانی.یا رضا پهلوی یا مسعود رجوی. اگر شرایط مالی و قراردادی کار خوب باشد، من هستم.

ولی اگر قرار باشد کاری بیشتر از مسایل فنی وب‌سایت بکنم، یعنی در کار ادیتوریال و جهت‌گیری محتوایی دخالت کنم، آن وقت طبیعتا ملاحظات بیشتری فراتر مسایل مالی و قراردادی در میان خواهد بود که به دیدگاه‌های سیاسی‌ام ربط پیدا می‌کند.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ناهید رکسان»
«امید معماریان»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«عرب عصبانی»
«طاها بذری»
«مرتضی نگاهی»
«زيتون»
«امور ایران»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«گناهکار»
«توکا نیستانی»
«نوه‌ی غلامرضا تختی»
«خوابگرد»
«هوشنگ دودانی»
«کریم ارغنده‌پور»
«پسر فهمیده»
«هادی خرسندی»
«مسعود بهنود»
«حاجی واشنگتن»
«روزنامه‌نگار ممسلمان»
«حسین نوش‌آذر»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«میرزا»
«نانا»
«تبعیدی عصبانی»
«ملکوت»
«یک پزشک»
«ایمیان»
«مهستی شاهرخی»
«من راه نشین»
«حامد قدوسی»
«ضدمورچه»
«یک فتحی»
«سولوژن»
«مارسی نیومن»
«کوروش علیانی»
«از پشت یک سوم»
«عبدالقادر بلوچ»
«بامدادی»
«۴ دیواری»
«دستنوشته‌ها»
«پیاده رو»
بابک داد
فانونایت
مریم مومنی
آهستان
محمد نوری‌زاد
خط قرمز
جواد روح
یادداشت‌هایی از کابل
خسرو نقیبی
اسماعیل نیوز
یک وحید
پژمان نوزاد
خیاط باشی
شب پیشگویی
لگوماهی
سهند شمس
امنزیاک
صفا در ال.ای
مهدی محمدی
آزادنويس
رزانیات
حسام‌الدین آشنا
گردباد
علیرضا شیرازی
محمود فرجامی
احمد جلالی
۳۵ درجه
میرزا پیکوفسکی
بلوط
مطالعات فرهنگی رادیکال
سبیل طلا
فرنگوپولیس
ف.م.سخن
جوانفکر
مریم اينا
نوک‌تیز
کلنگ کمونیست کارگری
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
ابراهیم اسکافی
شکرخواه
موج
آی‌تی.ايران
خبرنگار مسلمان
پاگرد
جواد کاشی
رویای آريایی
خانوم حنا
جمهور
چرک‌نویس
شاخ به شاخ
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زهرا
کافه ناصری
کتابلاگ
زمستان است
افسون فسرده
مونتاژ انتقادی
مسعود ده‌نمکی
دلبستگی
سینا دیلی
مرد تنها
آچار فرانسه
فروغ
آن سوی دیوار
شنا در شنزار
لات‌لند
کمال
احسان
یک استکاان چای داغ
کیبرد آزاد
حسین پاکدل
حمید مافی
کامپیتور و ارتباطات
سهیل کریمی
آق بهمن
نگارک‌ها
زن نوشت
اکبر منتجبی
شهرزاد
سایه
غلاف تمام فلزی
هادی نیلی
خاکریزیسم
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
عباس معروفی
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
نیکی اخوان
محبوبه حسین‌زاده
آرش غفوری
بسیج جهانی
مسیح علی‌نژاد
پویان و سیما
آشپزباشی
لوبيا
پاسداران
دوم دام
لیلی نیکونظر
فریادناممه
پویان طباطبایی
خورشید خانوم
مرصاد امروز
نسل خمینی
حقوق‌دان پاریسی
مریم ابریشم‌کار
نازخاتون
بی‌بی‌گل
فلیسوف مآب رمانتیک
تادانه
بیروت ریپورت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
جمال
بی اجازه کوچیکترا نه
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
نگفتنی‌ها
ایران‌شهر
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
سیبستان
مرصاد
شرح
منبر دات نت
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
نسرین افضلی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
سلمان
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

مگر تعهد و مسئولیت فقط این است که خودت را درگیر محتوای چیزی نکنی و فکر کنی با یک کار فنی و قرار داد پولی از محتوای مطالب جدا شده ای؟ واقعا اینطور فکر می کنی؟ اگر اینطور باشد 180 درجه نظرم نسبت به توعوض شد. گر چه نظر من و دیگران می دانم تغییری در روش تو ندارد اما این چیزی تو می گویی مثل این است با یک مهندس قرار داد ببندند یک ماده شیمیایی درست کند و او کاری به بقیه اش نداشته باشد و کار فنی اش را بکند. با همان چیزی هم درست کرده بروند 100000 آدم را بکشند. حالا تو برایت احمدی نژاد یا رجوی یا رضا پهلوی فرقی نمی کند و کار فنی ات را می کنی واقعا متا سفم. این حتی از آن بمبی هم که مهندس درست می کند بد تر است. اگر سارتر و بسیاری دیگر که تعهد و مسئولیت انسانی را خواستند به ما گوشزد کنند زنده بود اصلا تحمل نمی کرد بیشتر از این آدمهای بی تعهدی که خودشونو با کلماتی مثل من کار فنی می کنم و در محتوا دخالت ندارم گول مزنند ببیند. بگذریم که تو کار خودتو و منم و همه افتادیم رو دور لجبازی که من درست می گم و اینجا دموکراسی هستو و منم اینه اعتقادم. موافقم هر اعتقادی داشته باشی اما ادای انسان دوستی لطفا در نیار. یه وقت می بینی اینقدر دست و پا زدی که نمی تونی از این باتلاق بی تعهدی بیرون بیای. نمی گم چرا دنبال یه گروه یا دسته نیستس مس گم به انسان تعهد داسته باش. همین.

One step closer to being accepted back in New York, huh?! You are too transparent!

صداقت و فاش گویی تو حسین جان بسیار جای تقدیر داره. این که وام دار کسی نیستی و بدون گذشت از اصولی که بهشون معتقدی با همه غیر از خشونت طلبان گفتگو می کنی

آقای درخشان عزیز فکر نمی کنید نوشتن از همکاریتان با رادیو فردا یا بعضی سفرهایتان برای بچه های وبلاگ نویس داخل ایران مشکل ایجاد کند. به خصوص حالا. باور کنید پرونده سازی در ایران کار سختی نیست، هر چی هم قسم بخوری که لینک دادن به یک سایت به معنای تایید محتوای آن نیست آن گاگول ها نمی فهمند. بنابراین با توجه به اینکه دوستانی مثل نیک آهنگ هم از این بابت اظهار نگرانی کرده اند، به نظرم اگر تز شما این است که "گور بابای سرنوشت بچه های ایران" با صراحت ایران را اعلام کنید. می دانید احمدی نژاد می توانست در دلش به افسانه بودن هولوکاست معتقد باشد یا مثلا در دلش بخواهد که اسرائیل را از روی نقشه جهان بردارد ولی وقتی آن را به همه دنیا اعلام کرد گند زد به آینده کشور در صورتی که لزومی نداشت

what "is" your political view ?

در مورد بخش توریستی این نوشته تان خیلی احساس خوبی دارم؛ اولین کامنت من برای هودر درباره سفر و به خاطر شهر پراگ که خیلی مشتاقم به دیدن آن.

من با این چرندیات 100 تا یه غاز ات که به درد تینیجر ها میخوره کاری ندارم فقط میخواستم بگم لاریجانی باهوش ات عملا رید به ایران :) حالا اصلاح طلبان طرفدار انرژی هسته ای از نوع "حق مسلمی" را صدا کن بیان لیس بزنند در ضمن برای پدر گرامی یک سوراخ موش پیدا کن :))

نمي دونم چرا يه جورايي با حرفات حال مي كنم، شايد چون پشتوانه قوي اي از لائيسيته داري! نمي دونستم ايران كه بودي اينقدر آدم حسابي بودي! دمت گرم. راستي عكساي اسپانيا رو قرار بود بذاري، چي شد؟

Well, I have just been able to visit Reza Pahlavi website.Technically, it is just horrible. I am sure he needs some help

ميبينم که بوی هفتاد و پنج ميليون دلار خوب به دماغت خورده. پول برسه، گور بابای پرنسيپ سياسی. هرچی به سازگارا گفتيم، حالا خودمون ميکنيم، ماستماليش ميکنيم که اين همکاری فنيه!!! خيلی خوبه! ترشی نخوری يک چيزی ميشی

آخر مطلبت(می‌‌خواهد این وب‌سایت مال احمدی‌نژاد باشد یا خاتمی یا رفسنجانی.یا رضا پهلوی یا مسعود رجوی) منوياد شهرنو انداخت :جلو پنج تومن عقب ده تومن !! پول باشه بقيه اش مهم نيست . راستي چرااينقدر از خوردن ونوشيدن ميگي فكر ميكنم بچگي زياد جالبي نداشتي

در ایران و تفکر جاری ایرانی نمیتوانند بین حرفه و عقیده سیاسی و اجتماعی تفاوت بگذارند! به جای گوش کردن به نظر فرد درباره حرفه و گذشته اش او را مورد نوازش قرار می دهند.

حسین هفت خط کاری ندارم باینکه داری مدارج امتیازی ورود بنیو یورکت را قدم بقدم از رفتن باسراییل تا این پراگ رفتن و چند پله دیگر لازمست!!!چون رفتی ایران دستگیرت نکردند!!امتیاز منفی در پرونده ات رفته بود....بگذریم دوست پیر توده ایم سوالی دارد ایا این پراگ زیبا و با شکوه بعد از اینکه روسها و حکومت دست نشانده کمونیستش چهارده سال قبل ترک کردند توسط امریکا و دوستانش درست شده؟!یا اینکه همین بود اما دوربینهای دست چین شده سیا برای خبر نگاران پراگ انروز را انقدر کثیف و تیره و تار و مردم را فقیر و بیچاره نشان میداد!؟؟؟حالیت شد داری بکجاها میری

Dear Hossein, its quite better for u to think about your conuntry rather than MONEY. I do disagree with your idea!

سلام . وقتی از طریق بلاگ میل فهمیدم که به روز کرده اید انتظار داشتم مطلبی در مورد روز زن یا گزارش مساله هسته ای ایران به سازمان امنیت و یا سخنرانی افشاری و عطری در مجلس سنا را در بلاگتان ببینم . اما هیچ مطلبی نیست . بلاگتان پر از خالی است

شما پراگ بوديد؟ مي شه كمي از فرهنگ جاري تو اون شهر صحبت كنيد؟ اگر ممكنه توي يك پادكست لطفا!!!

Dear Hossein-Instead of making lame distinctions between "technical" work and whatever other kind of work you may do for radiofarda, you should just own up to the fact that you have happily agreed to take their money (well, not their money, but money that U.S. congress gave them).

این توضیح دادن تو در باره اینکه چرا کار می کنی و توجیه چگونگی پول در اوردنت میره توی اعصابم. نادانی و حسودی جواب نداره وگرنه سطح خودت رو تا اندازه اونها پایین می اری. دیروز پریروز توی یکی از وبلاگهای زنان توی ایران یکی پیغام گذاشته بود «ناراحتی که دستگیرت نکردن تا مشهور بشی و چند تا جایزه و اسکالرشیپ از خارج بگیری؟» . اینا نمی فهمن که ادم به جای سیخونک زدن به دیگران بهتره کارخودش رو بکنه و دنبال موفقیت خودش باشه تا موفقیت دیگران رو سیاهکاری کنه.