این هم از گند اولین انقلاب قلابی ساختهی آمریکا. رهبران «انقلاب نارنجی» اوکراین در انتخابات اخیر شکست خوردند و فعلا دارند به ضرب ائتلاف کاری میکنند که شاید اکثریت را به دست آورند.
ولی یک نکتهی خیلی مهم این جا هست که خیلیها به آن دقت نکردند.
هیچکدام از این «انقلاب»ها به معنی واقعی کلمه انقلاب نبودند. یعنی هیچکدامشان ساختار موجود حکومت را به هم نزدند، کسی را اعدام یا محاکمه نکردند، حزبی یا سازمانی را منحل نکردند، قانون اساسی را لغو نکردند، قوهی قضاییهشان را دست نزدند، مدیرهای کلان را عوض نکردند و...
برعکس دقیقا کاری را کردند که ما موقعی که خاتمی را سر کار آوردیم کردیم. یعنی بخشی از حکومت را به ناگهان از طریق دموکراتیک و انتخاباتی که در خود قانون پیشبینیشده بود عوض کردیم، با این امید که با روش چانهزدن در بالای حکومت و فشار مردمی از پایین قوانین را تغییر دهیم و حکومت را از این طریق بازتر، عادلانهتر و مسوولتر کنیم.
این دقیقا کاری است که یوشچنکو و دیگر رهبران این جنبشها هم میخواستند بکنند. منتها آمریکاییها که استاد مارکتینگ و بازاریابی حتی در سیاستاند، اسم این جنبش اصلاحطلبانه را گذاشتند انقلاب تا همه را خر کنند -- و به کارنامهی بوش هم نمرههای قلابی اضافه کنند.
بنابراین، کسانی که از انقلابهای رنگین دفاع میکنند بدون اینکه خودشان بدانند در واقع از اصلاحطلبی دفاع میکنند.
جنبش اصلاحطلبی در ایران -- که اگر به نفع آمریکا بود اسمش را انقلاب دوم خرداد یا چیزی شبیه به این میگذاشت-- هنوز زنده است. بزرگترین شاهدش هیجان میلیونهای ایرانیای است که با شوق تمام اخبار انقلابهای رنگین را دنبال میکردند.
نسخهی ویرایش شدهی این مطلب قبلا در وبسایت روز منتشر شده است.