تل آویو که بودم از موسسه ی ممری (MEMRI) یک نفر ایمیل داد و دعوتم کرد که بروم به اورشلیم و دفتر و دستکشان را ببینم.
ممری کار جالب و نویی میکند. تلویزیونها و رسانههای خاورمیانه را بررسی میکند و مطالب یا برنامههایی را که به نظرش جالب یا مهم میآیند ترجمه میکند.
ولی حتی اگر ادعایشان را قبول کنیم که در این کار بیطرفاند، نمیشود انکار کرد که سود کارش را بیشتر نومحافظهکاران میبرند؛ کسانی که میخواهند به دنیا نشان دهند چقدر گروههای اسلامی در کشورهای عربی و ایران خطرناکاند تا در نهایت برای برنامهی گسترش دموکراسی آمریکا در خاورمیانه (بخوانید گسترش نفوذ آمریکا بر منابع انرژی برای فردای رقابت اساسی با چین) توجیههای عینی درست کنند.
یک بخش هم دارند مربوط به ایران که رسانههای ایرانی را بررسی میکند و مسوولش هم یک خانم اسراییلی مهربان و ساکت است که فارسی میٔداند.
من به همراه لیسا خانم با آنها ناهار خوردم و جوابهایشان را به انتقادهای موجود شنیدم. این انتقادها در سه محور خلاصه میشوند: انتخاب جانبدارانهی مطالب، منابع مالی نامشخص، و وابستگیشان به برنامهی سیاسی گروههای دست راستی اسراییل. (مقالهی گاردین و نیز مطلب هوان کول استاد آمریکایی خاورمیانه را در این باره و جواب رییس موسسه را به او بخوانید.)
رییس موسسه، ایگال کامرون، که یک درجهدار بازنشستهی سرویس اطلاعاتی ارتش اسراییل است، آدم خونگرم و مهربانی بود. ولی راستش زیاد ذهن مرتب و تحلیلگری نداشت تا مثلا بتواند موقعی که دربارهی پروژهی جدیدشان، «رفرم» در خاورمیانه، توضیح میداد، در جواب من رفرم بطور جامع و مانعی تعریف کند.
همانجا فهیدم که طبق انتظارم شدیدا ضد جریان رفرم در ایران است و مثل بعضی از دوستان دیگرمان آنها را «اصلاحطلبان حکومتی» میداند و ارزشی برای کاری که مردم ایران در و پس از دوم خرداد کردند قایل نیست. همینطور گمان نمیکند که جریان «روشنفکری دینی» (هرچند به نظر من در تئوری بیمعنی و پرتناقش ولی در صحنهی عمل سیاسی موثر و مفید است) و کسانی مثل سروش، مجتهد شبستری و کدیور اهمیت قابل توجهی داشته باشند.
یک گفتگوی مفصل با او و همکارانش در بخش ایران سر ناهاری که ما را میهمان کرد کردم که به زودی به شکل پادکست در دسترس میگذارم. اما فعلا بد نیست ویدیوهایی را که آن روز گرفتم ببینید.