برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۱۶ فروردین ۱۳۸۵ | 05 April 2006

 کوالا از نوع لامپور

Excerpt: Finally I had a vacation in a warm place with a beach. Malaysia was much less Ismic than i was thinking. It could even be a cool place to live for people who don't mind living away from the US and Europe.

برای اولین بار بود که می‌رفتم مالزی. ولی باید بگویم که تصورم از این کشور کاملا اشتباه بود. حداقل بر اساس چیزی که در این یک هفته در کوالالامپور و یکی دوتا از جزیره‌های اطرافش دیدم.

حوصله‌ی سفرنامه‌نویسی به سبک آدم‌های ندید بدید را ندارم. بخصوص که چون فقط برای دیدن خانواده‌ و تفریح رفته بودم آنجا. ولی خلاصه بگویم که خوشم آمد.

Hoder in Kuala Lampur
هودر در کوالالامپور ژست می‌گیرد

نتیجه‌ی این یک هفته چرخیدن در آن هوای گرم و شرجی با شلوار کاپری (همان شلوار مشهور که با آن رفته بودم به میهمانی احمدی‌نژاد در نیویورک) و دم‌پایی لاانگشتی این بود که با اجازه‌ شما، اقا هودر حسابی خوش‌تیپ شده است. بعد از مدت‌ها صورت و تنش کمی آفتاب خورده و در کل سرحال‌تر و شاداب‌تر شده است.

این را هر ۵۶ خانم جوانی که در این یک هفته گذشته اقا هودر را در تخت‌خواب و از نزدیک ملاقات کرده‌اند هم می‌توانند تایید کنند. حتی آنهایی که با وجود اینکه خرج سفر آقا هودر را مقام معظم پدری تقبل فرموده بودند، اصرار داشتند که کل خرج سفر را بدهند.

ولی از آنجا که زندگی همیشه بر وفق مراد آدم نیست، این سفر خالی از دردسر هم نبود.

در ادامه‌ی بدبیاری‌های نوروزی که قبلا راجع به آن نوشته بودم، گوشی موبایل نوکیای نازنین دویست یورویی‌ام (که اتفاقا رییس سرویس امنیتی فرانسه که یک خانم بسیار سکسی و جذاب است، به کوری چشم حسود، برایم خریده بود) به رحمت ایزدی پیوست. کنار ساحل جزیره‌ی لانگ‌کاوی، با مایو روی شن‌ها نشسته بودم و بیوگرافی مصباح یزدی را در ويژه‌نامه‌ی شرق می‌خواندم که یک دفعه یک موج پر رو آمد و کل پایین تنه‌ام را خیس کرد. پنج دقیقه گذشت تا یک دفعه از جا پریدم و یادم افتاد که موبایل نازنینم در جیبم بود. درش آوردم. تنفس مصنوعی، فوت، نوازش، درآوردن باطری، و صبر، هیچکدام فایده‌ای نداشت.

وقتی بردمش پیش آقای تعمیرکار دیگر تقریبا امیدی به بازیابی‌اش نداشتم. او هم نتوانست کاری کند. مویالم مرده بود به همراه تمام شماره تلفن‌های با ارزشی که در آن داشتم. از جمله تلفن ۷۴۶ خانم جوانی که قرار بود خرج سفرهای آینده‌ام را بدهند. این تلخ‌ترین لحظه‌ی سفرم بود. حتی تلخ‌تر از وقتی که دیدم تعمیرکار نابکار وقتی موبایل مرده را پس داد صفحه‌ی نمایشگر آن را که لابد سالم بود دزدیده بود و با یک صفحه‌ی خراب بی‌ربط عوض کرده بود. تازه فهیدم چرا حتی حرف پول گرفتن را هم برای معاینه‌ی جسد موبایل نزد. مردک حرام‌لقمه‌ی دزد!

ولی برای کسانی که از بدبیاری‌های من خوشحال می‌شوند بگویم که خراب بودن موقتی وب‌سایت ثبت دومین «گو ددی» باعث شد که نتوانم دروغ سیزده امسال را که خیلی باحال بود و کلی برایش نقشه کشیده بودم اجرا کنم. لعنتی.

ولی به جز تجدید دیدار با پدرو مادر و خواهرم و مسخره بازی‌های باحالی که با بردارم و زنش درآوردیم، یک دوست جدید هم پیدا کردم. سینا را که شانسی از روی وبلاگش فهمیدم در مالزی است روز آخر دیدم و به کمک او برای خودم یک دوربین عکاسی ارزان و یک ضداضبطکن آی‌ریور واقعا شاهکار خریدم. بچه‌ی مهربان و خودمانی است.

خلاصه الان دوباره برگشته‌ام لندن و فعلا اینجا هستم تا ببینم چه کسی افتخار دادن خرج بقیه‌ی سفرم و مزایای مرتبطش را پیدا می‌‌کند.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«یک پزشک»
«یک فتحی»
«جواد روح»
«سولوژن»
«شهرزاد»
«خسرو نقیبی»
«هوشنگ دودانی»
«دادابیس»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آهستان»
«خوابگرد»
«سینا دیلی»
«حامد قدوسی»
«جمهور»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایمیان»
«تبعیدی عصبانی»
«ابراهیم اسکافی»
«نگارک‌ها»
«فروغ»
«گردباد»
«نانا»
«عرب عصبانی»
«محمد نوری‌زاد»
«مریم ابریشم‌کار»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«جواد کاشی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«از پشت یک سوم»
«آزادنويس»
ناهید رکسان
آق بهمن
مرد تنها
بامدادی
امنزیاک
امور ایران
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
گناهکار
۳۵ درجه
خیاط باشی
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
ایران‌شهر
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
شنا در شنزار
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

Is this a joke?: ما جالب بود از طرفدارهای سینه چاک آیت ا…خمینی هست،این قسمتش برام جالب بود

greate !

you are disgusting. you are not even goodlooking.

Finally a readable post on your blog, it's been more than 4 years now!

what a great piece! you should write satire more often! great.

یه تقدیری هم اگه از آزاده می کردی بابت تمام ازخودگذشتگیهاش بلاخص اهدای گوشی نو و فوق العادش به شما دیگه سفر نامه تون کامل و بی نقص می شد :)

نمي‌گويم پايبند به اصول اخلاقي (ديني كه جاي خودش را دارد!!) عجب پايبندي خاصي به اصول انساني نشان مي‌دهي... گوسفند جلويت كم مي‌آورد...

آقا! این سفرنامه هاتو جایی ثبت کنی یک اسلامی ندوشنی چیزی می شیا

You are an idiot

شما جهنم را هم با ایران مقایسه کنید از جهنم خوشتان خواهد امد...

سلام آخه مرد حسابی مگه هر کجا میری از قبل نمینویسی؟ از آخوندها ترسیدی یا وبلاگ نویس های ایرانی اینجا رو آدم حساب نمیکنی... واقعا نا امید شدم هر کجا ایرانی هست وبلاگ نویس هم هست. میمردی بنویسی داری میای؟

wow! What an appetite:)) It was funny.