واقعا بیانصافی است که کسی کارهای بینظیر و بیسابقهای را که خامنهای در این یک ماه گذشته کرده است نمیبیند.
در کجای این منطقهی بخت برگشتهی خاورمیانهی دیدهاید که یک نفر شدیدترین حملهها را به شخصیت یک شاه بکند، اساس حکومت آن را در یک مانیفست رد کند، مردم را به شورش و نافرمانی علنی مدنی دعوت کند و بعد هم بعد از اینکه محکومیتش تمام شد از زندان زنده بیاید بیرون و با مردم معاشرت کند و به زندگی نسبتا عایدی برگردد؟ باید منصف باشیم که نه شاه اردن، نه رییسجمهور مصر، نه پادشاه عربستان، نه دولت ترکیه (که دارد نویسندهای را که به قتل عام ارمنیان فقط یک اشاره کرده به میخ میکشد)، نه دولت پاکستان، هیچکدام رفتاری را که خامنهای با گنجی کرد با کسی شبیه او در کشورشان نمیکردند. کمترینش سربه نیست شدن طرف و بهترین حالتش حبسهای بالای بیست و سی سال بود. واقعا خامنهای در این مورد از خودش بزرگمنشی نشان داده و هیچکس او را به این خاطر نشویق نمیکند.
کار شایستهی تشویق دیگر او رفتن به خوزستان و سخنرانی به زبان عربی برای مردم آن جاست که اگر خواهرم از تلویزیون ندیده بود، هیچجور از آن خبردار نمیشدم. بابا این یک تحول خیلی خیلی بزرگ در شیوّی رفتار حاکمان دولت مرکزی ایران با مسایل قومی است و نشانهی بزرگی از عقلانیت همین رژیمی است که ۲۷ سال است مانده و هنوز خیلیهای نمیخواهند قبول کند که رژيم اگر فقط «آخوندی» یا «سفاک» بود که این قدر دوام نیاورده بود. اینها باهوش و عاقل و حسابگر شدهاند و از کلی آدم باسواد مشورت میگیرند. درست است که سیستم در کل مشروعیت و کارآمدیاش پایینتر از چیزی است که ما انتظار داریم، ولی از خیلی کشورهای منطقه بیشتر است.
و آخری هم تایید عمومی بیسابقهی مذاکرهی مستقیم با آمریکا است که صرف نظر از نتیجهاش (متاسفانه بوش در حال حاضر از خامنهای خیلی کوتاهبینتر وقدرتپرستتر است که از این دری که گشوده شده برای صلح بهرهای ببرد) به شدت ارزشمند است. کسی که همیشه با صراحت و بیرحمی هرجور رابطه با آمریکا را همیشه رد کرده است، برای اولین بار در طول تاریخ انقلاب آن قدر شجاعت و خردمندی دارد که به حرف مشاوران مورد اعتمادش گوش کند و یک جورهایی یک جام زهر دیگر منتها در بطری کوکاکولا بنوشد.
فشار جهانی روی ایران بر سر ماجرای اتمی یک فرصت تاریخی برای اصلاحطلبان به وجود آورده که با عقلانیتی که به ناچار در سیستم تزریق شده، آن را شفافتر، دموکراتتر و پاسخگوتر کنند. حیف که اینها ترسوتر و شوتتر از اینها هستند. اگر ما هم نقشی در این سیستم نشان میدادیم اصلاحطلبی یعنی چه.
در ضمن، کسانی که آن قدر هوش دارند که بیرون از قالبهای رایج فکر کنند حالا میتوانند بفهمند چرا من مدتهاست میگویم آمدن آدمهایی مثل لاریجانی به نفع بازترشدن، عاقلتر شدن و و پاسخگوتر شدن حکومت است.
توضیح:
- لینکهای مطلب را بعدا میدهم. الان باید بروم دنبال کارم.