کارها و فکرهای من به نضر بعضیها متناقص میآید. بخشی از آن بخاطر این است که خیلیها، حتی آدمهای درسخوانده و باسواد، درست عین کامپیوتر همه چیز را میبینند: صفر یا یک. برای همین رقمهایی مانند ۰/۷ یا ۰/۵۶ یا ۰/۱۵ اصولا توی کتشان نمیرود.
برای همین اگر بخواهی مثل یک روشنفکر واقعی، بدون اینکه به برچسبی که روی آدمها خورده است، قضاوت کنی سریع روی تو هم یکی از برچسبهای صفر یا یکشان را میزنند و تکلیف تو را هم معلوم میکنند.
ولی من نمیخواهم کامپیوتری فکر کنم. به من چه که آدمهای عقبافتاده روی خامنهای برچسب «صفر» زدهاند و روی بوش «یک». من تمام این آدمها را باز میکنم و مینشینم از نزدیک ببینم چه کارهایی کردهاند، چه حرفهایی زدهاند و چه عقایدی ابزار کردهاند.
به این روش حتی شیطان و خدا هم صفر یا یک نمیگیرد. چه رسد به مسعود رجوی، صدام حسین، رامسفلد، هیتلر، خامنهای، خمینی، احمدینژاد، مصباح، رفسنجانی و هزاران هزار آدم دیگر که هر کس در ذهن خودش روی اینها یک برچسب زده و از روی تنبلی خودش را از فکر کردن خلاص کرده است.
اولین اصل روشنفکری آن است که آدم مستقل فکر کند و برچسبهایی را که روی چیزها خورده است بکند و در ذهن خودش آنها را بازتحلیل کند. آدمی که همهچیز را با همان برچسبهایی میشناسد که میلیونها نفر دیگر، حتی اگر پانصد دکترا هم از این طرف و آن طرف داشته باشد، عقبافتادهای بیش نیست. روشنفکری شجاعت میخواهد و اوریجینالیته.