زندگی در حومه ذهن آدم را تنبل میکند و من که همیشه از آن فراری بودم، حالا دارم در عمل آن را تجربه میکنم.
در این ده روزی که به لطف یکی از خوانندگان سردبیر: خودم یک جایی در شمال تورنتو، در محلهی ایرانیها، پیدا کردهام، کمتر از همیشه روزنامه خواندهام، انگلیسی حرف زدهام، در کافه نشستهام، قدم زدهام، در کتابفروشیها چرخیدهام، عکس گرفتهام، نوشتهام، فیلم دیدهام، و خلاصه بگویم کمتر از همیشه زندگی شهری کردهام.
من عاشق زندگی در شهرم و بزرگترین دلیلی که از کل این قارهی تازه به دوران رسیدهی آمریکای شمالی خوشم نمیآید همین است. اینجا برای آدمهای اهل طبیعت و جنگل و دشت و صحرا خوب است. برای من همین که چهارتا درخت کنار یک خیابان باشد کافی است. هر چند ماه یکبار هم سفر به جایی آرام که کوه و دشت و دریا و جنگل داشته باشد، بس است.
بگذریم. قبل از اینکه مرجان و دیگر شیفتگان تورنتو غیرتی شوند، بهتر است بس کنم.
شمارهی هفتهی گذشتهی نیویورکر مطلبی دارد دربارهی لیبی و جریان اصلاحات در آن که به رهبری سیف اسلام قذافی، پسر معمر انجام میشود. (لعنتیها خیلی از مقالههایشان را روی اینترنت نمیگذارند، ولی گوش به زنگ باشید.)
طبق معمول گزارشهای اصلی نیویورکر، مطلب طولانی و بلندی است. شاید بیش از شش،هفت هزار کلمه که در این دور و زمانه که مجلهها از ترس مخاطبان بیحوصلهشان جرات چاپ مطالب بلندتر از دو، سه هزار کلمه ندارند غنیمتی است.
از دیشب دارم -- گلاب به روی انتلکتوئلیتان -- در توالت میخوانمش، ولی هنوز تمام نشده.
ولی شدیدا من را به یاد زمان جنگ در ایران میاندازند. هرچند که روش حکومت قذافی خیلی با خمینی فرق دارد، ولی جزییاتش خیلی شبیه است. حتی به ایران این روزها.
مثلا اینکه هیچکس در لیبی «بله» یا «نه» نمیگوید. همه میگویند «انشاالله، فردا، شاید.» یا مثلا کسی اسم قذافی و پسرش را نمیبرد. همه میگویند «رهبر» یا «رییس». گاهی هم با انگشت اشارهشان بالا را نشان میدهند.
آدم این را میخواند ته دلش کمی قدر ایران را بیشتر میداند. چون در عرض این شانزده سال بعد از جنگ واقعا خیلی چیزها عوض شده است. شماها که جوانترین یادتان نمیآید. (این اولین اعتراف من به وجود جوان«تر»ها بود در این وبلاگ) ولی زمان جنگ ایران یک چیز خیلی ناجوری بود و همهی ما کلی از آن خاطره داریم. فکر کنم باید یک ویکی فقط راجع به آن راه بیندازیم تا این خاطرات را ثبت کنیم.
به هر حال، در قالب همان استراتژی که به نظرم باید اصلاحطلبان در نشان دادن وضع کشورهای منطقه به مردم ایران شروع کنند، ترجمه و چاپ این مطلب در مجلهها یا روزنامههای اصلاح طلب شدیدا توصیه میشود. نمیدانم حالا که دیگر پیام امروز نیست، چه مجلهای برای این کار مناسب است. پیشنهادی ندارید؟