فارس نیوز که اتهام جاسوسی به جهانبگلو زده بود حرفش را چند روز بعد با برداشتن متن آن خبر کوتاه پس گرفت. ولی اصل اتهام که بخاطر کار کردن رامین با یک موسسهی تحقیقاتی آمریکایی است به نظرم میرسد که باقی است.
من ممکن است با انتخاب رامین برای کار کردن با نشنال انداومنت فور دماکراسی که با وجود هیات مدیرهی غیرحزبی اش عملکردی نسبتا دست راستی دارد موافق نباشم. ولی اول اینکه او تنها کسی نیست که برای این جور موسسهها کار کرده است و همین الان هم در ایران است.
خود وبسایت این موسسه اسم چند نفر را که اتفاقا دقیقا در همین موسسه و همان موقعیت رامین کار کردهاند و الان هم دارند در ایران کار خودشان را میکنند. (یکیشان اتفاقا درست عین رامین استاد علوم سیاسی هم هست.) آنها اگر کار عجیبی میکردند که نمیگذاشتند اسمشان را آشکارا در وب سایت این موسسه بگذارند. موسسهها هم علاقهای به این مخفیکاریها ندارند، چون لزومی ندارد.
و دوم، او هم یک شهروند و هم یک استاد دانشگاه است و حقوقی دارد که باید رعایت شود. به عنوان شهروند حق دارد که با حکم دادگاه بازداشت شود، وکیل داشته باشد و اجازهی ملاقات با خانواده، و دیگر حقوقی که همهی ما بر اساس قوانین همین جمهوری اسلامی باید داشته باشیم.
به عنوان استاد دانشگاه هم، بخصوص در رشتهی علوم سیاسی و فلسفه، رامین حقوقی و اختیاراتی فراتر از یک شهروند عادی دارد، همان جور که در تمام دنیا هست. بهترین مثالش اینکه آدمی مثل آقای حمید مولانا با آن همه سابقهی سیاهش در همکاری با کیهان شریعتمداری و نصیری در تمام این سالها (جالب اینکه ستونهای او فقط در صفحهی «استاد» شکرخواه چاپ شدهاند و کتاب او را هم شکرخواه ترجمه کرده است) و آمد و رفت و لاسزدنش با اطرفیان خامنهای، هنوز هم در آمریکا آزادانه زندگی میکند، درس میدهد، مجلهی آکادمیک در میآورد و...
ولی اگر مولانا استاد دانشگاه نبود، تا حالا به هزار بهانه عذرش را از آمریکا خواسته بودند یا از زندگی ساقظش کرده بودند، بخصوص در این چند سال حکومت پادشاه بوش.
حالا که احمدینژاد به بوش درس حقوق بشر میدهد، خوب است نگاه کند ببیند بوش با تمام حرامزادگیاش بهتر با مخالفان فکری و سیاسیاش مثل مایکل مور یا چامسکی یا مولانا رفتار میکند یا احمدینژاد با آن گندهگوزیهایش؟