برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۵ خرداد ۱۳۸۵ | 15 June 2006

 هنرورزی در سیاست

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: We need a whole new approach for political activism now that the most radical conservatives regime have a total grip on almost everything.

ببینید. در ایران نمی‌شود مثل فرانسه فعالیت سیاسی کرد. باید زرنگ بود و خلاقیت داشت. همان‌طور که رژیم ایران زرنگ است و برای سرکوب از روش‌های به شدت خلاقانه استفاده می‌کند.

یکبار پیشنهاد کرده بودم که بهترین راه برای اینکه دخترهای جوان در تهران بتوانند به ورزش‌گاه بروند این است که قبلش بروند پیش علی لاریجانی و بگویند اگر در استادیوم راهشان دهند حاضرند با دست گرفتن پلاکارد و شاید هم چند شعار از برنامه‌ی اتمی ایران جلوی چشم خبرنگاران خارجی دفاع کنند.

این به نظر من یک استراتژی موثر در زمان حکومت یک‌دست است که می‌تواند در تمام حوزه‌ها کاربرد داشته باشد. بخصوص مسایلی که حکومت به آسانی نمی‌پذیرد.

مثلا برای تجمع اخیر زنان برای اعتراض به تبعیض جنسیتی هم می‌شد همین کار را کرد و هنوز هم می‌شود. کافی است چند تا از چادری‌هایشان را جلو می‌انداختند و می‌گفتند که می‌خواهند برای دفاع از «حقوق مسلم کشور» جمع شوند و جلوی خبرگاران خارجی دفاع کنند. ولی بعد در عمل آن را تبدیل می‌کردند به تحمعی بزرگ در اعتراض به تبیعض جنسیتی.

می‌دانم که این کار از نظر اخلاقی کمی قابل بحث است. ولی مگر همه‌ی ما همیشه از اصول‌مان بخاطر منافعب بزرگتر نگذشته‌ایم؟ مگر کسانی که با حجاب اجباری مخالفت‌اند هر روز روسری و مقنعه سرشان نمی‌کنند تا بتوانند سر کار یا به دانشگاه بروند؟ یا مگر ما در انتخابات نه چندان عادلانه شرکت نمی‌کنیم تا بتوانیم نامزدی را که کمتر بد است انتخاب کنیم تا سیستم را به سمت بهتری تغییر دهیم؟

دورویی موقعی بد است که برای یک نفع صرفا شخصی باشد، نه موقعی که برای یک مصلحت بزرگتر جمعی است. در این صورت دیگر اسمش دورویی نیست. زرنگی است و اتفاقا روشی است که فقط در کشورهای پیچیده‌ای مثل ایران کار می‌کند که همه‌ی مرزها و محدودیت‌ها به عمد مبهم گذاشته شده تا هزینه‌ی ‌اعمال آنها پایین باشد.

الان زمان خلاقیت در سیاست است. با روش‌های عادی نمی‌توان چیزی را عوض کرد. ما با حریفی پیشیده و بسیار هوشمند طرفیم.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ملکوت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«گناهکار»
«دادابیس»
«مرتضی نگاهی»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«نانا»
«خوابگرد»
«یک فتحی»
«تبعیدی عصبانی»
«یک وحید»
«کتابلاگ»
«عرب عصبانی»
«بامدادی»
«کافه ناصری»
«یک پزشک»
«مونتاژ انتقادی»
«دستنوشته‌ها»
«مریم مومنی»
«سلمان»
«خیاط باشی»
«غلاف تمام فلزی»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«مرد تنها»
«لیلی نیکونظر»
«ایمیان»
«شبنم طلوعی»
«جواد روح»
«آزادنويس»
«مارسی نیومن»
«آرش غفوری»
«نگارک‌ها»
«شرح»
«عبدالقادر بلوچ»
«کریم ارغنده‌پور»
«مهستی شاهرخی»
«امنزیاک»
«امور ایران»
«جواد کاشی»
«میرزا پیکوفسکی»
«از پشت یک سوم»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایران‌شهر»
«ناهید رکسان»
شنا در شنزار
سولوژن
شهرزاد
خسرو نقیبی
هوشنگ دودانی
کوروش علیانی
آهستان
سینا دیلی
حامد قدوسی
جمهور
ابراهیم اسکافی
فروغ
گردباد
محمد نوری‌زاد
مریم ابریشم‌کار
اکبر منتجبی
مرصاد
هادی خرسندی
بابک داد
طاها بذری
احمد جلالی
هادی نیلی
سبیل طلا
ضدمورچه
یک استکاان چای داغ
موج
کیبرد آزاد
حسین نوش‌آذر
پسر فهمیده
مازوخیسم محاسباتی
منبر دات نت
آق بهمن
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
۳۵ درجه
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
۴ دیواری
حمید کریمیان
نیما دارابی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
نگفتنی‌ها
محمود فرجامی
لات‌لند
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
نیکی اخوان
احسان
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

سلام بر هودر عزيز

يك سوال؛ اكبر گنجي در مصاحبه خود با صداي آمريكا بر نفي استفاده از خشونت در مبارزه با رژيم تاكيد مي كرد و كل بحثش در مبارزه نافرماني مدني بود. به گمان من نافرماني مدني تنها دو وجهه دارد: نخست اعتصاب و تظاهرات و سوم عدم راي دادن. 1- در مورد اعتصاب و تظاهرات كه رژيم ثابت كرده در معكوس جلوه دادن وقايع بسيار بسيار خبره است. اگر حجم تظاهرات به اندازه اي باشد كه بتواند وجود آن را منكر شود اين كار را كرده و با وحشيانه ترين شكل ممكن با برگزار كنندگان و شركت كنندگان برخورد مي كند. نمونه اين موارد را مي توانيم در جريان هاي اعتصابات كاركنان شركت واحد و قضيه تجمع زنان ببينيم. در حالتي نيز كه حجم اعتراضات به قدري باشد كه نتوان جلوي آن را گرفت سعي مي كند چنان موضوع را وارونه جلوه دهد كه به گمان خودش كسي اندكي به راستي سخنانش شك نكند. وضوع اعتراضات آذربايجان و 18 تير از اينگونه بود و رژيم به گونه اي وانود كه مردم آن بخش ها به خيابان ها آمده اند كه حمايت خود را از رژيم اعلام كنند. 2- در مورد راي دادن نيز بسيار مبرهن است كه زژيم بي حيا تر از اين حرف ها است. مجلس هفتم بارزترين نمونه اين موارد است. مي توان در كنار آن آخرين دوره انتخابات شوراي شهر تهران را نيز قرار داد.

پس! اين نافرماني مدني آقاي گنجي چگونه تاثير خود را خواهد گذاشت؟ هر دوي اين كانال ها كه بسته است... آيا به نظر شما لازم است عامل ديگري نيز چاشني نافرماني مدني شود؟

متشكرم

سلام خداییش خیلی وقته دارم فکر می کنم که با این هوش و قساوت تواما جمهوری اسلامی و با این که از کسانی مثل فردوستها یاد گرفته اند که اگر شاه چه می کرد واگر خشونت بیشتری به خرج می داد و مثل حالای جمهوری اسلامی به تمام دنیا دهنش را کج می کرد حتما هنوز پایدار بود. به نظر من توی ایران امکان نافرمانی مدنی هم وجود ندارد. یعنی فرمولی که گنجی ارائه می دهد. گر چه به طنز نوشته ای و همینطور نیمه جدی ولی ما نیازمند نظریاتی هستیم که خلاقانه باشد. روشهای قدیمی مثل نا فرمانی مدنی دیگر تاریخ مصرفشان تمام شده است. راستی من هم پیشنهاد دیگری دارم که روش چاپلوسی در حکومت چاپلوسان هست. شاید بعدا براتون گفتم.

اصولا اين وجدان درد شما از رفتار غير اخلاقيتون ملتو كشته

میگم چطوه شما بری بشی رئیس مجمع تشخیص مطلحت! نمی دان از شدت هالو بودنت است که دست خودت رو رو می کنی یا اینکه فکر می کنی خیلی زبلی! اونایی که بهت پول میدن هم همین فکر رو می کنند که "دورویی زمانی که برای منافع جمع باشد بد نیست". خمینی هم با همین سیاست سر ۴۰ میلیون آدم شیره مالید که جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر نه کمتر. اون هم اون موقع دورویی پیشه کرد که منافع یک جمع بزرگتر (روحانیت) تامین بشه!

من با خیلی از نظرات آقای درخشان مخالفم و اغلب اونها رو خام و کودکانه میدانم ولی برام غیر قابل تحمله که برای نقد نظر یک انسان به جای بحث در مورد خود اون نظر و تحلیل و بررسی منطقی و عقلی ایده ؛ صاحب ایده را به نقد بکشیم و به صرف آنکه صاحب نظر بچه بازاری یا مذهبی یا بی دین یا ... است نظرش را رد کنیم . این طرز برخورد آیینه تمام نمای تعصب و کوربینی است که تنها حجابی است که ما انسانها و به خصوص ما ایرانی ها بر روی حقیقت می کشیم و خود را از آن محروم میکنیم . متاسفانه این بیماری در بسیاری از ایرانیانی که مدعی روشن بینی و روشنفکری هستند نیز رخنه کرده است و اختصاص به امثال انصار حزب الله و ده نمکی ها و ... ندارد و جدا باید به فکر چاره ای برای آن بود.

بابا چرا اگه با نظر هودر مخالف هستین انقدر فحش و بد و بیراه میگین و بهش توهین می کنین؟ خب یک کلمه بگین به این دلیل با این نظر موافق نیستم. با توهین کردن چی رو می خواین ثابت کنین؟ اگه از هودر خوشتون نمیاد چرا پس انقدر میاین تو وبلاگش و مطالبش رو می خونین؟ لابد انقدر جذابیت و اعتبار داره که این همه آدم رو می تونه بکشه اینجا دیگه. من اصلا می فهمم چرا بعضی ها نمی تونن دو کلمه متمدنانه صحبت کنند ولی ادعای فهم و شعورشون سر به آسمون می رسه.

سلام حسین آقا اوصولا کسانی که دستی بر آتش دارند می دانند که صاحبان حکومت حال هر حکومتی آن طور که عشق شون بکشد حکمرانی می کند حتی شما گرچه نمی توان شما را حاکم فرض کرد ولی برای پوشش دادن جشنی که برای وبلاگ داران برگزار می شود شاید شما را خوشحال می کرد هر چه باشد شما پرچمدار نخستین آن بوده اید ولی افسوس که اصلا به روی خود نیاورده اید دیکتارهای بزرک از مجموع حاکمان کوچک به وجود می آیند ..گزارشی از این مراسم را بخوانید

من اونقد جانب گیری محکمی رو این نوشته ندارم ولی وقتی این همه نظر منفی رو خوندم گفتم بگم که حداقل به نظر من پیشنهاد اونقدر بدی نیست. خیلی وقتا فکرای ایده آلیستی با وجود ظاهر جذابشون کاربرد عملی ندارن. اگه می خوای در مقابل یه استبداد دودره باز موفق بشی باید از شیوه های خودشون استفاده کنی تا یه حدی. کسی قضیه ی اعتصاب کارمندای شرکت نفت رو یادش هست که با وعده ی گوش کردن به حرفشون کشوندنشون توی یه سالن و بعد همه رو زدند و دستگیر کردن؟ چه جوری میشه فعالیت سیاسی کرد بدون سیاست؟

به نظر من ورود به استادیوم آن قدر ارزش ندارد که دختران ما به خاطرش شعار ننگ آور انرژی هسته ای را سر بدهند.

political prostitute

چه تاسف آوره این طرز فکر حسین آقا. فقط از یک بچه بازاری دودوزه باز نون به نرخ روز خور بر میاد این طرز فکر. اینهم اثبات اینکه به دگراندیش مذهبی هم هیچ امیدی نیست.

این رو توی سایتت نگذار، فقط خودت بدون که نظرت تهوع آور بود.

. And I believe that even if the female protesters would observe the official hejab, i.e. no make up and show of hair, the chadori police couldn't justify their doings that they are out to advertise bihejabi and immorality. Women police are brainwashed that these women are out to sexual freedom. No doubt if they knew the ralliers real demands, they wouldn't crash on them. Yes, you're right

به اين جور"زرنگ بازي ها" چي ميگن تو فارسي؟ مزورانه ميگن هان؟

ها ها ها. حسین باز تو نظر بامزه دادی. با این طرح تو حکومت هم قرار نیست از هیچی خبر داشته باشه و ساده لوحانه خیلی خوشحاله که چادری ها قراره از حقوق مسلم دفاع کنند! و این ها هم در یک عملیات متهورانه موضوع گردهمایی را تغییر می دهند و آب هم از آب تکان نمی خورد. این ها را می نویسی آدم شک می کنه در عمرت یک کار جدی انجام داده باشی.

بی ابرو و "غير" اوريژينال اونيه که خودش و جد و پدر جدش دزد موئتلفه هستن

حسين خان، در مورد خبر حسين خمينی نوشه ايد "حیف نام خمینی روی چنین آدم ذلیلی". منظورتان چيست؟ مگه خمينی چه بوده که می گوييد "حيف"؟!!! خميينی يک فرد بی سوادی بود که آنقدر فکرش عامّی بود که فکر ميکرد ميتواند مملکت را با آب و برق و اتوبوس مجّانی اداره کرد. خمينی آن خائن به دموکراسی بود که گفت حزب فقط حزب الّله، و دستور قلع و قمع بقيه احزاب را فله اي صادر کرد. لينک سخنرانی کامل آنمرد چند روز پيش تو صبحانه بود. چه ميگويی؟ از خمينی پست تر هم مگر اين مملکت تا به حال به خود ديده، که نامش "حيف" کسی باشد؟

اگر توی مملکت ما هم پابی کافه ای چیزی بود دختر ها می رفتند شوهر پیدا می کردند این همه میتینگ سیاسی نداشتیم. من جای داداشمون (رئیس جمهور) بودم به جای برخورد خشن یک جایی برای تحبیب قلوب درست می کردم تا این بانوان جای تجمع سیاسی بروند آنجا همسریابی کنند.

یک بحث هم این است که اصلاح طلبی یعنی چه؟ راستی و درستی را به جامعه بازگرداندن، یا روسری‌ها را در آوردن و منع حجاب را برداشتن؟ من هم تقریبا مطمئنم که حرکت‌های سیاسی با رویکرد اخلاقی هیچ‌گاه در ایران به نتیجه نمی‌رسند و در نهایت به همان «ننه من غریبم» بازی‌هایی ختم می‌شوند که در چند سال اخیر از اصلاح طلبان دیدیم. بله، عرصه‌ی سیاسی ایران بیش و پیش از این که عرصه‌ی گفتگو و تلاقی آرا باشد، محل حکمفرمایی قانون چماق و دندان است. من هم دفاع نمی‌کنم از قیافه‌ی مظلومانه‌ و کتک‌خورده‌ای که مدافعان حقوق بشر و حقوق زن مدام به خود می‌گیرند. با این حال فکر می‌کنم به همان میزان که حق بشر است که لباسش را خودش انتخاب کند، به همان میزان نیز حق انتخاب سیاسی در زمینه‌‌ی «حقوق مسلمه»اش را دارد، و این که بخواهد یکی را به خاطر دیگری فدا کند، بعید می‌دانم نتیجه‌ی خاصی بدهد غیر از این که بعد از پایان داستان هسته‌ای ایران، دوباره کاسه و کوزه‌شان را جمع کنند و از حیز انتفاع ساقطشان بنمایند.

این کار اسمش هر چی باشه لا اقل هنر نیست. این عبارت "حیف نام خمینی" تو لینکدونیت هم واقعا از اون حرفاست! جناب درخشان عزیز بهتره به جای افسوس خوردن برای نام ابرمرد خودتون افسوس بخورید به حال کشور و ملتی که بر سر اندیشه های این ابر مرد به چنین حال پر وبالی گرفتار شده. تاریخ روزی در مورد این اسطوره شما قضاوت خواهد کرد و امیدوارم اون روز اینقدر شجاعت داشته باشید که هنوز براش افسوس بخورید و از این دسته هنرنمایی! ها انجام ندهید.