الان از وسط شهر آمدم. همه در خیابان داشتند میزدند و میکوبیدند و درست عین تهران دیوانهبازی درمیآوردند. برای فرانسویها این بازی عین فینال اهمیت داشت.
ولی برزیل حقش بود. این که فوتبال نشد. مربیشان یک سری آدم خورهی بیفکر را گذاشته توی زمین و گفته بروید گل بزنید. درست مثل علی پروین خودمان. نه سیستم دارند، نه برنامهی حمله یا دفاع جمعی. نه خلاقیت تیمی،هیچی. خب همین میشود دیگر.
البته فرانسه هم خیلی تیم خوبی است و مربی خوبی هم داد که بازی حریف را میخواند و نقطههای ضعفش را پیدا میکند. یک بازیکن نابغه هم دارد به اسم زیزو (زیدا را هم اینجا زیزو صدا میکنند) که اصولا مغزش یک جور دیگری کار میکند و بدنش هم جور دیگری از آن مغز فرمان میبرد که با بقیه فرق دارد. من تا حالا به خلاقیت و مهارت او کسی را ندیدهام. مسلمانزاده یا فرانسوی بودن بخورد توی سرش. برای من او هر کس که بود و از هر جایی میآمد باز هم نابغه بود.
البته باید بگویم که فرانسه در نهایت در فینال به آلمان میخورد و به سادگی میبازد. چون آلمان این دوره و دورهی بعد (چون تیمش خیلی جوان است) تیم بینظیری است. نگاه نکنید که قر و فر ایتالیاییها و پرتغالیها و برزیلیها را ندارند. آلمانیها از باشعورترین، باهوشترین، درستترین، متواضعترین، با ارادهترین و صلحدوستترین آدمهایی هستند که الان میتوانید در دنیا پیدا کنید و این در فوتبالشان هم نمایان است.
آنها امسال تیمی دارند که حمله کردن و دفاع کردن را خیلی خوب میفهمد و مربیای که بقول دوستان آلمانیام بعد از چند سال زندگی در آمریکا با خودش خوشبینی و انرژی مثبتی به تیم آورده که بیسابقه است. با اینکه هنوز ستارهی بزرگی ندارد، بازیکنانش بطور نسبتا مساوی مهارتهای مهم فردی و جمعی فوتبال را دارند.
به اضافهی اینها، بر خلاف دورههای پیش که گلرن خوب نداشتند، امسال دو مهاجم لهستانیتبار بینظیر دارند که همدیگر را خیلی خوب تکمیل میکنند. کلوزهی تکنیکی و زبل و ریزهکار و پودولسکی سرزن و قوی و خلاق. کافی است فقط گلشان را به آرزانتین به یاد بیاورید. آدم را یاد زوج طلایی فولر و خود کلینزمن میاندازند در سال ۹۰ که آلمان قهرمان شد.
ببینیم چه میشود.