یکی از خوبیهای اروپا بودن روزنامهی هرالد تریبیون است. البته این روزنامه تقریبا نود درصد مطالبش را از نیویورکتایمز برمیدارد، ولی آن ده درصد باقیمانده بهخودی خود حسابی خوب و خواندنی هستند.
هرالد تریبیون یک دبیر ارشد (نمیدانم Editor-at-large را چطور ترجمه کنم) دارد به نام راجر کوهن که طبیعتا از اسمش پیدا است یهودی است. مقالههای این آدم شاهکارهای مقاله نویسیاند. شروعها و پایانهایش، زاویهی نگاهش، جملهبندیها و پاراگرافبندیهایش شاهکارند.
کوهن دربارهی خیلی چیزها نوشته است. جنگ بوسنی، جنگ اول عراق، رسانهها، صنعت نشر و... ولی باید نوشتههایش را این روزها دربارهی جام جهانی بخوانید که از آلمان مینویسد. هم مقالههایش را و هم گزارشهایش را از بازیها. چون یک سری از بازیها را خود او در صفحهی ورزش روزنامه گزارش میکند.
برای همهی ما که بلد نیستیم چطور مقاله بنویسیم، خواندن کارهای او بسیار آموزنده است. بخصوص سیاستمداران اصلاحطلب که مقالههایشان مثل زهرمار میماند. نه شروع دارد، نه پایان، نه ظرافت، نه روانی، نه انجسام و نه روایت. یک سری مفهوم سادهی بیربط را میگیرند و با کلمات سخت پیچیده میکنند و به مستقیمترین و زمختترین شکل به خورد خواننده میدهند.
از همه بدتر آن مقالههایی است که هر پاراگرافشان یک شماره دارد. انگار که طرف نمیتواند هیچ جوری پاراگرافهایش را از نظر مفهومی به هم ربط بدهد. انگار که دستورالعمل مونتاژ اسلحه نوشته است. (مثلا این مقالهی عباس عبدی را بخوانید.)
در مقابل این جور نوشتن ماشینی، نوشتن به سبک انسانی است که راجر کوهن یکی از نمونههای خوب دم دست آن است. مثلا این مقاله را که به بهانهی بازی ایتالیا و آمریکا و دربارهی تفاوت نگاه آمریکاییها و اروپاییها به ورزش و نبرد نهفته در آن است بخوانید.
بعد هم گزارشش را از بازی آلمان و سوئد یا ایران و مکزیک یا آمریکا و غنا بخوانید و ببینید چقدر روان و در عین حال دقیق بازی را خلاصه کرده است، با گنجاندن حاشیهها و پسزمینههایش.
کوهن برای هرالد تریبیون یک وبلاگ هم دربارهی جام جهانی مینویسد که خواندنش بد نیست.