دو نمونه از واکنشهایی که تازگی به مطالب اخیرم نشان داده شده:
«آیدین : دیگه داری کس میگی. اون موقعی که گنجی شده بود استخون تو داشتی از مسافرت های این ور و اون ورت میگفتی و واسه خودت پپسی وا میکردی. یه تار موی گنجی به هزار تا مثل تو می ارزه که تو لونه ات نشتی به بقیه تهمت میزنی، کس کش یه شبه شدی تحلیل گر سیاسی؟ تو که خایه مالی جمهوری اسلامی و خامنه ای مادرقحبه رو می کنی و کیر و خایه شو تا ته کردی تو حلقت (لطف خامنه ای دلیل آزادی گنجی!!!) راحت میای ایران و برمیگردی و هیچی از سیاست حالیت نیست، نمی تونی به گنجی رو که عمرش رو پای به وجود اومدن آزادی تو این خراب شده رو کرد درس سیاست بدی، همون وبلاگتو بنویس بابا، نمی خواد تحلیل سیاسی کنی. همون جا بشین مشروبتو زهرمار کن و کس بکن، این زر و ورا به تو نیومده. تو رو چه به حرف زدن راجع به گنجی زجرکشیده؟ خوبه هر زری می زنی همه بهت میرینن بازم رو داری. کس شرای تو رو بیشتر میخونن یا حرفای گنجی رو؟»
-- از آیدین، کامنتگذار پایین مطلب «گنجی، آخر خلاقیت»
«افاضات ناشی از مصرف بیرویه دسته خر لرزان
شیادی گیسوان بافته که تعدادی با نامهای مستعار برایش کامنت گذاشتهاند. دو مساله در این میان وجود دارد، یکی کامنت گذاشتن، دیگری با نام مستعار. از متقلب بازاری چنین کاری بر میآید، ولی بنده استعداد چنین کاری را ندارم. شرمنده.
احتمال میدهم فرد مذکور که در مصاحبه با یک نشریه که روی اینترنت نیامده و خود را در آن "نیمه گی" نامیده، به دلیل استفاده بیش از حد از وسایل "تخ خ خ خ خ خلللللیییییهههه" کننده و استفاده دهانی مابعد، چنین خزعبلاتی سر هم کرده باشد.»
-- از نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست ایرانی پناهنده به کانادا، در واکنش به مطلب «خودپیرایشگری در پاریس»