برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: The way Israel treats Hezbollah is a little bit similar to how Iran treats People's Mujahedin (MKO) in Iraqi soil. However, there's no doubt that Israel has started killing civilians in this recent conflicts.

ماجرا چند جنبه دارد. نمی‌شود همین‌جور الکی حکم داد. یکی قضاوت است که حق با اسراییل است یا حزب‌الله و یکی تحلیل که چه کسی در این شطرنج قدرت برنده است و چه کسی بازنده.

قضاوت درباره‌ی اینکه چه کسی حقوق بشر را بیشتر نقض کرده است، بدون شک می‌توان گفت اسراییل. چون تعداد بیشتری غیرنظامی را تا حالا کشته است.

ولی در عین حال مساله را حزب‌الله شروع کرده با کشتن و گروگان گرفتن چند سرباز اسراییلی پس از رد شدن از مرز تعیین شده توسط سازمان‌ملل. پس در این مورد بخصوص (بدو اینکه برگردیم به تاریخ) اول حزب‌الله است که قانون شکسته است. اما در مقابل واکنش اسراییل کاملا غیر متناسب بوده است. اما نمی‌دانم آیا جایی هست که برای چنین چیزی قانونی نوشته باشد یا نه.

با این حال، در حالی که حزب‌الله کاملا رسمی و علنی راکت‌هایش را به طرف غیرنظامیان در شهرهای اسراییل می‌فرستد، اسراییل حداقل ظاهر را رعایت می‌کند و می‌گوید که فقط هدف‌های نظامی و فرماندهی حزب‌الله را می‌زند و قبلش هم برای همه‌ی غیرنظامیان اعلامیه فرستاده که منطقه را ترک کنند. البته این توجیهی برای این‌هم کشته‌ی غیرنظامی نیست، ولی نباید تفاوتش را با روش حزب‌الله که بین اسراییلی‌های نظامی و غیرنظامی فرقی نمی‌گذارد نادیده گرفت.

یک نکته‌ی دیگر هم هست و آن اینکه اسراییل به جنگ دولت لبنان نرفته است. حزب‌الله با اینکه در دولت لبنان نفوذ دارد، ولی یک گروه مسلح و حتی شاید غیرقانونی است که خارج از چهارچوب دولت فعالیت می‌کند و بر همه‌‌ چیز از انتخابات گرفته تا امنیت و اقتصاد دخالت می‌کند. یعنی فرض کنید که سپاه پاسداران خودمان در زمان خاتمی می‌آمد و جنوب تهران را می‌گرفت و همه‌چیزش را از انتخابات و مساجد و آب و برق تا ترافیک و امنیتی شهری اداره می‌کرد. جوری که مثلا اگر از چهار راه ولی عصر پایین‌تر می‌رفتید باید کارت شناسایی نشان می‌دادید و اینها.

کاری که اسراییل با حزب‌الله کرده است، بی‌شباهت به کاری که ایران با مجاهدین خلق می‌کند نیست.

هر دو گروه از روش‌های مشابه استفاده می‌کنند و هر چند هدف‌هایشان فرق دارد، ولی هر دوشان در یک کشور همسایه‌ی ایران و اسراییل یک ارتش قوی برای خودشان سامان داده‌اند که در نهایت می‌‌خواهند با آن از ایران یا اسراییل امتیاز بگیرند. ایران از زمان جنگ به بعد تا حالا چندین بار به کمپ‌های مجاهدین در خاک عراق رفته و آن‌جا را بمباران اساسی کرده است و استدلالش هم این است: مجاهدین خلق یک گروه تروریستی است که امنیت ایران را تهدید می‌کند و ما برای از بین بردن این تهدید و دفاع از خود، حالا که کشور پناه‌دهنده به آنها جرات مقاله با آنها را ندارد، باید خودمان ترتیبشان را بدهیم.

این دقیقا استدلال اسراییل هم هست. اتفاقا در حمله‌های ایران هم احتمالا بسیاری غیرنظامی کشته شده‌اند، از زن و بچه‌ی اعضای مجاهدین و دیگر عراقی‌های ساکن در اطراف این کمپ‌ها. ولی کسی حواسش به آنجا نیست که بفهمیم چند غیر نظامی در اثر این حمله‌ها کشته شده‌اند.

تحلیل بماند برای یک مطلب جداگانه. فعلا اگر کامنت دارید مضایقه نکنید. ولی سعی کنید اگر فحش هم می‌دهید، دلیلی برای آن داشته باشید.

شکایت:
- هیچکس جز یک نفر در کامتت‌ها دقت نکرده که من اصلا مجاهدین خلق را با حزب‌آلله مقایسه نکرده‌ام. بلکه رفتار اسراییل را با حزب‌الله با رفتار ایران با مجاهدین خلق مقایسه کرده‌ام. بابا جان مادرتان اگر از من خوشتان نمی‌آید لااقل اول درست مطلبم را بخوانید، بعد بگردید برای این خوش نیامدن یا مخالفتان دلیل پیدا کنید. این آخر چه جور تفکر مستقل و خواندن منتقدانه است؟


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

ERROR: http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=5ce6aa818a9ce75a63de480197bfa538 is currently inaccessible
نظرات ديگران

به نظر من نگاه و مقايسه شما بين مجاهدين خلق و حزب الله يك نگاه احمقانه (با عرض پوزش) است چرا كه حزب الله از يك جنبه داراي پايگاه مردمي عظيمي است كه مجاهدين فاقد اين جنبه است و از طرف ديگر مجاهدين در ابتدا جزيي از همين انقلاب بودن كه بعدها به دليل ينكه نتوانستند خود سردمداري آن را به دست بيارن سر به مخالفت و اعمال ديگري برداشتند در حالي كه اين مطلب در مورد حزب الله صادق نيست وحزب الله از ابتدا نيروي تدافعي در مقابل تجاوز بوده نه يك نيروي تهاجمي. راجب شروع كننده اين جنگ هم ديگران به اندازه كافي متذكر شدند نكته ديگر اين است كه مردم اسراييل با قبول شرايط منطقه فلسطين و لبنان و.. از نقاط مختلف جهان به اونجا آورده شدن و به نظر من سزاي اين انسانهاي مفت خور انسانهايي كه از خود هيچ چيز نداشتند و به قصد تصاحب خانه هايي كه متعلق به آنها نبود به فلسطين رفتند همين مرگ است نكته ديگر : اگر فرض كنيم هولو كاست واقعيت داشته باشد چطور به اسراييليها به دليل ظلمي كه مثلا در اين واقعه به آنها شده اجازه كشتار داده ميشود ولي صداي كسي از زنده به گور كردن مردم لبنان زير آوار در نمي آيد قضيه اين اعلاميه ها هم مساله جدا خنده داري است مثل اين است كه يك سري اعلاميه بر شهر شما بريزند و بگويند يا آنجا را تخليه كنيد و خانه هاي مثل دسته گلتان را براي ما باقي بگذاريد يا اينكه همتان را خواهيم كشت آنوقت پاسخ شما چيست آيا حاضري مكان زندگي خود را به اين سادگي رها كني وبروي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تحلیلت منطقی بود به نظر من . من هم یه نظری دارم راجع به این نصرالله و دار و دستش. من فکر می کنم ما هم اگه مثل همه دنیا منافع ملیمون رو به همه چیز ارجح می دونستیم می دیدیم که از بین رفتن این گروه - حزب الله - به هر قیمتی که باشه مادامی که مردم ایران قیمتش رو پرداخت نکنن خوبه. خدا می دونه که سالی چند صد میلیون دلار از پول ما میره تو جیب حسن نصرالله. مگه زمانی که مردم ما تو بمباران ها و موشک بارانهای عراق می مردن آقای نصرالله به دنیا نیومده بود که حداقل یه چیزی به برادر عربش بگه؟! خوب حالا هم اصلا به ما چه که اسراییل داره چه بلایی سر آقا و دار و دستش در می آره؟ اصلا خیلی بهتر بذار بزنه ما هم از شرشون خلاص می شیم.

آقای درخشان به نظرم در اين شطرنج قدرت اسراييل برنده ميشود چون زورش بيشتر است. بعلاوه قبل از اينکه هرجايی را بمباران کند کارت ميفرستد که خواهش ميکنيم اين مکان را ترک کنيد چون ميخواهيم با بمب های ليزری آمريکا اينجا را با خاک يکسان کنيم. البته همين امروز هم يکی از پناهندهگاههای حزب الله رو زدند و موفق شدند تعدادی از تروريستها رو که جزو سران حزب الله بودند که بيست و شش نفرشون بين دو تا دوازده سال داشتند رو از بين ببرند. اين نشون از قدرت اسراييل داره. آمريکا هم گفته که اسراييأ حق داره از خودش دفاع کنه. اينکه حزب الله به جای هر سی بار بمباران لبنان سه تا موشک در جواب ميفرسته خيلی کار بديه و اين گروه بايد حتما خلع سلاح بشه چون اينها وحشی هستند و مثلا ميگن چرا اسرای لبنانی که در اسراييل هستند آزاد نمی شوند. اين حرف منطقی نيست. اصلا چه ربطی به اونها داره که اسرا چطورند؟؟؟

بررسی منطقی و معقولی بود اما وقتی مقوله ای به اسم حق و باطل مشخصه، انسان آزاده ای که در بند مادیات نیست و ارزشها براش بیشتر مطرحه و برای انسانیت ارزشی قائله می‌ره طرف حق یا باطل؟ مسئله ی من اینه که چون اسرائیل به ظاهر قویتره با اینحال برام ارزشی نداره بعد مسئله ی غیر نظامی های اسرائیل هم جالب بود، ببین به اعتقاد خیلیا چون اونا قبول کردن که توی یه شرایط نظامی زندگی کنن، یعنی توی یه سرزمینی که بعد از جنگ جهانی دوم تجزیه شد و از طرف انگلیس بهشون اهدا شد و بعضی از قومیت‌های همجوار یا ساکن فلسطین نمی‌تونستن این قوم مهاجر رو قبول کنن و مقاومت شکل گرفت. پس اون قوم آواره ی تازه از راه رسیده باید آمادگی هر چیزی رو داشته باشن، کما اینکه اکثریت اسرائیلی‌ها از بدو نوجوانی آموزش نظامی می‌بینن.

اولا فحشی رو که می خواستم بدم تو دلم میدم تا دلایلی که از خورشید روشن تر هستند همانجا بماند. ثانیا نمیدانم چرا به عنوان یک مسلمان باید از دید یک اسرائیلی به قضیه نگاه کنم تا مجبور باشم هزار و یک جور توجیه برای عملکرد افتضاحش بیاورم. اسرائیلی که هر از چند گاهی به لبنان حمله می کرد این هم روش،این دیگه این همه صغرا کبرا چیدن می خواد؟ ثالثا فکر می کردم به عنوان یک انسان عاقل این را میدانید که هیچگاه با دفاع از ظلم نمی توان برای ظالم محبوبیت ایجاد کرد؛بلکه بیشتر به تنفر از آن دامن می زنید.

Israel was and still is warning people in Lebanon about the strikes so that anyone in there would clear the area (and where the hell could they go??). but this contradicts with the fact that nine Canadian people died in Lebanon because of these strikes. and also it's true that Hezbollah is shooting their missiles in any direction, but the casualties created from those is much much less than what Israel is doing. (half a million casualties in Lebenan which one-third appeared to be children, well, basically 350 deaths against 15 Israeli’s deaths by Hezbollah’s rockets and 20 deaths on ground). Lebanon is (supposedly) a country of peace for god sakes, and Israel could put some political pressure on Lebanon so that they would help Israel to find Hezbollah instead of being fanatics and bombing the shit out of them. It’s always good to see both sides, but it’s also good not to put history aside. If Israel is tiered of this hostage exchange and wants to end it, then choosing the last resort is not a good way to deal with the situation.

Hussein Derakhshan is obviously pro Israel. This is obvious from his style of writing. For those who live in North America, Hussein's passive aggressive pro Israeli style is not new and different. Hussein studies in the school of zionists like Thomas Friedman. this line of reasoning is inspired by the legal jargon that lawyers use to set free their criminal clients; it may work in the court, but is not compelling to human understanding.

Israel is committing war crimes. israel is committing crimes against humanity. these are obvious things. ALSO Hezbollah captured and killed the soldiers INSIDE Lebanese territory, even the Frobes magazine has determined this. israel's whole case is fraud in this war and Hussein is licking ass and balls, in order to be loved by his Zionist friends in high places. Two word only can summarize Hussein on this: Opportunism and shame.

مرگ بر اسراییل و تو

سه نکته رو ندیده گرفتی: 1- حزب الله اگر چه به اسرائیل اعتقاد نداره اما برای آزادی مزارع شباع که هنوز در اشغال اسرائیل هستند مبارزه میکنه. 2- قبل از این اقدام حزب الله اسرائیل به دفعات با حملات کماندویی به لبنان اعضاء حزب الله را دزید یا به قتل رساند. حزب الله شروع کننده این جریان نبود. 3- حزب الله هم به اهالی شمال فلسطین اشغالی اخطار داد که اون مناطق رو ترک کنند. 4- ببین اگر یک نفر از روز اول تو یک محله مشکل داره با شکستن شیشه همسایه یا کشتن بچه هاشون مشکلش حل نمیشه. اینو اسرائیل نمیفهمه که حتی اگر حزب الله این کار رو کرد اسرائیل باید خویشتن داری کنه (کاری که ایران زمان طالبان کرد). اگر دوست اسرائیل هم هستی به اونها بگو تنها شانس اونها برای باقی موندن در منطقه اینه که الف - از سزمینهای اشغالی بعد 67 کاملا بیرون بروند. ب - دولت کاملا دمکراتیک با حقوق و شرایط رشد مساوی برای یهودی و غیر یهودی به وجود بیارند طوری که یک فلسطینی هم بتونه رئیس جمهور بشه. ج - نظامی گری رو بطور کل کنار بگذارند و به همه روی خوش فقط نشون بدهند. باید دل منطقه رو بدست بیارند وگرنه اگر بعد از 50 سال هنوز کاتیوشا رو خونه هاشون میریزه وقتشه که بفهمند برنامشون کار نمیکنه.

حسين جان پيشنهاد می کنم که تيتر وبلاگت را از[ نگاه غير عادی حسين درخشان ... ٬‌تغيير بدی به [ نگاه صد در صد تخمی حسين درخشان به همه چيز از شير مرغ گرفته تا جون آدميزاد] آخه مرد حسابی مگه مجبوری در مورد هر چيز اعم از اينکه در اون زمينه تخصص و مطالعه داری يا نه نظر از خودت در وکنی. مگه همين چند وقت پيش يه پست نداشتی که [من اصولا بخاطر راجع به مسایل بین اسراییل و فلسطین و لبنان به انداز‌ه‌ای که بتوانم نظر بدهم نمی‌دانم] پس چرا نتونستی زبان در کام بگيری و در اين مورد نظر ندی؟

من پس از خواندن نوشتگان بالایی دارم کلأ به عقل ایرانیان شک می کنم.به ما چه که یهودیان با عربهان چه می کند.مسل اینکه بزرگان مملکتمان و بعضی بیکاراران و کم عقلان با دولت آلمان سر از دشمنی باز کنند چونکه در اینجا چند هفته پیش یک خرس وهشی و بی گناه را نا جوانمردانه کشتند. ملکت خودمان آنقدر از دنیای پیشرفته عقبه که اگر نفت نبود داشتیم همدیگر را زنده زنده می خوردیم

باور وجود آدمهايي مثل شما كه در نوشتن، اين قدر راحت چشم خود را بر حقيقت مي بندند و در عين حال تمام سعي خود را هم بكار مي گيرند تا مخاطب ، جانبداري نويسنده را متوجه نشود برايم بسيار بسيار مشكل است. دوستي دارم كه در بحث وقتي ميخواهد با شما مخالفت كند با جمله ي " در تاييد فرمايشات شما بايد عرض كنم كه...." شروع مي كند و در ادامه تا دلتان بخواهد مخالفت مي كند. اين شيوه دوپهلو حرف زدنتان خيلي نخ نما شده. يا جانبداري تان را مرد و مردانه اعلام كنيد و صريح و بي پرده حرف بزنيد يا راه ديگري بيابيد. لطفا سرتان را از زير برف بيرون بياوريد و سعي كنيد اين جمله را به خود تلقين كنيد كه: من هر چقدر هم تيزهوش و با فهم و شعور باشم بالاخره از بين اين همه خواننده يكي پيدا مي شود كه ده در صد من فهم و شعور داشته باشد و بي شرمي مرا متوجه شود.

حسین جان، فقط چند تا نکته کوتاه بگم که کمتر بهشون اشاره میشه . اول اینکه جایی هست که برای واکنش غیر متناسب اسراییل قانون نوشته باشن. توی معاهده ژنو در این باره (و همینطور در باره جنایات جنگی) به تفصیل نوشته شده. هم کوفی عنان و هم لوییس آربور کمیسیونر حقوق بشر سازمان ملل دیروز توی حرفهاشون غیر مستقیم به همین مسئله اشاره کردن. دوم اینکه مسئله این نیست که که حزب الله روی دولت نفوذ داشته باشه. حزب الله جزیی از دولته و جزیی از ملت لبنانه. وزیر داره و کلی هم طرفدار . این هایی که موشک میندازن شاخه ی نظامی حزب الله هستن. سوم اینکه اون سرباز اسراییلی که اول توسط فلسطینی ها گروگان گرفته شد توی منطقه ای ربوده شد که اسراییل سال پیش ازش عقب نشینی کرد و الان تحت کنترل دولت فلسطینه. بنابراین اول اسراییل بود که بنا به سنت همیشه اش مرزها رو رعایت نکرد.

I read your piece and actually liked the part where you underscored the similarities in actions of IR against MEK with that of Israel against Hezbollah, and I found your point quite valid. It amazes me how not one commenter got your point! Invariably, you were accused of implying that Israel was like Iran and MEK like Hezbollah, hence the parallel actions! This was absolutely not what you said! Let me try and say what you said a bit differently, though it probably would be useless. You pointed out the similarities in the ESSENCE of the ACTIONS, and the WAY they were carried out, by both IR and Israel for the sake of “security and defense” against a troubling adversary that resided just across their borders, imbedded within the territory of a neighboring country. You did not try to compare Hezbollah with MEK and apples with oranges! How hard is that to understand? I have come to believe that most of your readers read your blogs just so that they can find what they see wrong with it and put you down for it. They love to hate you and they are addicted to that love. But that’s alright though. Someone once said, “there’s no such thing as bad publicity!”… cheers.

This is an interesting political case: underneath its seemingly bunbiased and fair attitude, because it is completely ignorant of history, or tries to ignore it, it completely distorts the visible truth. The fact that Israel as a clonialist expansionist country is looking forward to any excuse to extend its power through extreme violence hardly cannot be seen. The fact that Hizbollah's militia at best has 14,000 guerilla and Isael has a 400,000 army equipped with the most modern weaponary makes your mathematical unbiasedness digusting. Justifying Israel though might be controversial for an Iranian man but politics is not a place for these innovations. Such an attitude easily puts one in alliance with fascism. But what is this kind of politics anyway, it is like the discussions in the Taxis in Tehran, uninformed but with so much claim to everything.

به نظر من هم مقصر اصلی در این جریان حزب الله است اگر ایران جای اسرایل بود صد مرتبه بد تر از این می کرد و بعد هم توجیه می کرد (توجیه هایی که همیشه یکطرفه؛ بچه گانه ؛و احمقانه است)

به نظر من یه شباهت خیلی مهم مجاهدین با حزب‌الله اینه که وجود هر دو برای دشمن‌شون (ایران و اسرائیل) بعضی وقت‌ها فایده هم داشته‌اند؛ مجاهدین بهترین گروهی بود که میشد توی اتفاقاتی که نباید دلیل اصلی‌شون به اطلاع مردم می‌رسید، به عنوان مقصر به افکار عمومی معرفی بشه. حزب‌الله هم در شرایط فعلی بهترین بهانه را به‌دست اسرائیل داده برای حمله‌ای که مدت‌ها روش برنامه‌ریزی شده بوده. حمله‌ی به لبنان بزرگ‌تر از اونه که مدت‌ها روش کار علمی نشده باشه.

در شرايطي كه عملا اسراييل از مرزهاي لبنان خارج شده, وجود نيروهاي حزب الله و حمله اخير آنان به مراكز نظامي اسراييل و گروگانگيري سربازان اسراييلي در درون مرزهاي تعيين شده سازمان ملل غير قابل توجيه است. پرسشي كه مرا مي آزارد آن است كه مردم جنوب لبنان متوجه اين حقيقت نيستند كه نيروي نظامي كم بنيه حزب الله هرگز نمي تواند حامي و پشتيبان آنان باشد. اساسا اين عنادورزي كودكانه و نپذيرفتن موجوديت اسراييل از آن دسته شوخيهاي بي ربطي است كه تنها منجر به سياه روزي و مصيبت مردم منطقه ميشود. از شما ميپرسم كه آيا در اين چند دهه اخير اسراييل هرگز ابتدا به ساكن به كشورهاي هسايه تعرض كرده؟ درهر دو حمله ي اسراييل به لبنان در سالهاي دهه 70 و 80 اين مبارزان فلسطيني بودند كه آشكارا موجبات حمله اسراييل را فراهم آوردند. مي دانم كه تاريخ آن سالها چنان پيچيده و پر تناقض است كه نمي توان نوشته هاي بالا را به دقت مورد تاييد يا تكذيب قرار داد, اما لااقل در مورد اين حمله اخير به صراحت ميتوان تمام تقصير را بر گردن حزب الله نهاد. اين نهايت حماقت و كم فهمي سياسي خواهد بود اگر باور كنيم كه حزب الله پيش از حمله ي به دور از تدبير و بي منطق خود به اسراييل, اين محاسبه را نكرده بود كه اسراييل توانايي نابودي تمام زير ساختهاي لبنان را دارا مي باشد. حال چرا حزب الله دست به اين قمار از پيش باخته زد؟ يا واقعا تحريك ايران بمنظور كاهش فشار بين المللي بر مساله هسته اي موجب چنين بحراني شد و يا به راستي حزب الله از تخريب زير ساختهاي لبنان متنفع ميگردد. نكته اينجاست كه مردم جنوب لبنان بايد درك كنند كه وجود حزب الله تنها مايه تنش در زندگي روزمره آنان خواهد بود. حتا آناني كه مستقيم و غير مستقيم به عنوان جزيي از بدنه حزب الله از مواهب دلار هاي نفت آلود ايران بهره مند ميگردند نيز بايد در يابند كه وجود حزب الله فقط و فقط منجر به سيه بختي فرزندانشان خواهد شد. مگر مردم اردن خونشان از لبناني ها رنگين تر است كه ميتوانند در آرامش و صلح زنده گي كنند؟ اساسا با اين دشمني ورزيدنها چه نفعي به مردم نستوه و مبارز لبنان ميرسد؟ جز آنكه دلالان شكمباره عرب و ايراني و يهودي كه به امر مقدس قاچاق اسلحه مشغولند از خون مردم بينواي ايران و لبنان و سوريه و اسراييل ارتزاق ميكنند. اسراييل اين موقعيت استثنايي را هرگز از دست نخواهد داد چرا كه حزب الله چنان كودكانه اشتباه كرد كه افكار عومي دنيا نيز هيچ حمايتي حتا از سر دلسوزي از آنان به عمل نياورد. در مورد كشته شدن غيرنظاميان نيز بايد آناني را محكوم كرد كه مراكز فرماندهي و لجستيكي و رزمي خود را در دل مراكز مسكوني بر پا ميكنند. شما خود بهتر ميدانيد كه آدمي بخاطر ايده ئولوژي مي تواند به راحتي فرض كند كه ساكنان اين ساختمان در صورت رخ دادن حمله و كشته شدن به بهشت خواهند رفت. ترديد ندارم كه شما هم با من موافقيد كه اسراييل به دلايل استراتژيك -- و نه از سر انساندوستي -- تلاش دارد كه شمار كشته شده گان غيرنظامي را در كمترين حد نگاه دارد. فراموش نكنيم كه صدام و القاعده هم پيشتر از اين از ديوار گوشتي غيرنظاميان به عنوان سپر حافظ استفاده نموده بودند. حزب الله كمكي به صلح و آسايش در زنده گي مردم لبنان نميكند. مردم لبنان بايد دست از لجاجت و عناد بردارند تا به آرامش دست يابند.

خل مغز. حزب الله یه گروهه که توسط توده ی مردم محبوبه. http://www.bbc.co.uk/persian/news/story/2006/07/060721_la-hardy-hezbollah.shtml همه ی ما مخلص نصرالله هستیم. و هنوز بر خلاف امریکا، اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل اون رو یک گروه تروریستی نمی دونن. حزب الله سی و خورده ای نماینده در مجلس لبنان داره. بعدش تو اونو با مجاهدین خلق مقایسه می کنی که مشتی آدم جانی کثیف بیشتر نیستند و توسط سازمان ملل به عنوان یک گروه تروریستی شناخته می شن!؟ امریکا هم با تحت حمایت قرار دادن مجاهدین در عراق تنها خوی حیوانی گری خودش رو نشون داده، که نهایتا حاضره از هر ابزاری برای رسیدن به مصالح سیاسی اش استفاده کنه. من احمق رو باش که بی خودی روی میزان عقل تو حساب کرده بودم. همون بهتری که تو بری برای فاکس نیوز گزارش تهیه کنی. خوندن بی بی سی هم اصلا بهت توصیه نمی شه که با این خل وضعی ای که تو داری هیچ وقت نمی تونی ازش نون بخوری مگر این که برای روز هفتم گزارش تهیه کنی.

کیوان جان من می خواستم مطلبی شبیه مطلب شما بنویسم ولی خوب شما نوشته اید دیگر فقط حیف انگلیسی است. التبه از این حسین درخشان انتظار بیشتر نمیتوان داشت یک سفر رفته اسرائیل دیگه فکر میکنه خیلی خبره و برا خودش فلسفه بافی میکنه که مثلا من بیشتر می فهمم در ضمن ایشان اگر به لینک زیر یه نگاهی بکنند دیگر این پرت و پلاها یادشان میرود: http://fromisraeltolebanon.info/

می خواستم دوباره فحشت بدم با این کس شعر هایی که نوشتی دلم نیومد گفتم حیفه آنارشیست بزرگ مملکت فحش بخوره باید بازم بنویسه مردم بدونن چه امام زاده هایی دارند. توی مفت خور بهتر بود یه سفر لبنان هم می رفتی مطمئنا اونجا هم بهت جای مفت می دادند بخوابی یا یکی پیدا می شد چترت رو باز کنی رو سرش. که بفهمی حزب ا... واسه استقلال مملکتش می جنگه و با مجاهدین خلق که علیه مملکت خودشون جنگیدند مقایسه نمی شه.

هموطن عزيز، ميفرمائيد:"یعنی فرض کنید که سپاه پاسداران خودمان در زمان خاتمی می‌آمد و جنوب تهران را می‌گرفت و همه‌چیزش را از انتخابات و مساجد و آب و برق تا ترافیک و امنیتی شهری اداره می‌کرد." متاسفانه اين تصوير فرضي، واقعي است! سرزمين ما هميشه توسط نيروئي شبيه حزب الله اداره شده، منتهي به دليل روحيه خاص ما ايرانيها كه دوست داريم تصور كنيم كه كشورمان مستقل است و نوكر و مستعمره كسي نيستيم، نيروهاي خارجي از خدا خواسته آمده‌اند و بدون آنكه موظف به ساختن و اداره كشور باشند، خورده‌اند و برده‌اند و براي حفظ منافعشان نيروئي شبيه حزب الله را هم مستقر كرده‌اند. چنين نيروئي در ايران اسامي ديگري دارد و به صورت نامرئي بر ارتش و تلويزيون و غيره نظارت ميكند:...... با تقديم احترامات

حسين جان چرا فحش؟ با هم قشنگ تبادل نظر می کنيم... مجاهدين خلق ايران گروهی بودند که تا قبل از انقلاب ايران با ديگر گروهها و طرز تفکر ها در يک جبهه برای سرنگونی شاه می جنگيدند. بعد از انقلاب به خاطر تفاوت ايدئولوژيکی با ديگر جناح در مقابل ديگر جناح قرار گرفتند و شروع کردند به جنگ نظامی و بعد هم به تدريج از ايران رانده شدند. همه ايرانی قودند و هستند اما بخاطر اعمالشون و ايدئولوژیشون (ايدئولوژیشون غلطه يا درسته بماند) با حکومت حاکم بر ايران در تضاد و جنگ هستند. در دوران جنگ تحميلی عراق بر عليه ايران با صدام در يک جبهه شدند تا بتونند انتقام بگيرند. پس برای آزادی کشورشون از چنگ يک دشمن غير ايرانی که اونو اشغال کرده نمی جنگيدند. جنگشون بخاطر ايدئولوژی بود و بس. اما در مورد اسرائيل و حزب الله قضيه به اين شکله که يک عده ساکنان تندرو يهودی به تدريج سکونت يافته در منطقه ای که فلسطين نام داشت بعد از خروج انگلستان در سال ۱۹۴۸ خيلی سريع اعلام موجوديت ميکنند برای کشوری به نام اسرائيل و بلافاصله هم آمريکايیها تاييدشون ميکنند و روابط اقتصادی و نظامی با اون رژيم برقرار ميشه. ساکنان عرب وقتی به خودشون ميان ميبينند که اين اقليت يهودی کشورشون رو از چنگشون در آورده و بر عليه اين وضعيت قيام ميکنند. قيامشون از اون روز تا به امروز با توجه به حمايتهای مالی و نظامی آمريکا سرکوب شده اما اونها اعتقاد دارند که بهشون ظلم شده و از سرزمينهاشون رونده شده اند که کاملا هم به عقيده من درسته. دولت غير قانونی اسرائيل هم برای اينکه ميخشو حسابی بکوبه سريع با کمکهای مالی اونجا برای خودش دژ ميسازه و سريع از هم کيشان و هم مذهبان خودش در سراسر دنيا دعوت ميکنه که بيايد از کشورد خودتون!!! ديدن کنيد. در کشور خودتون بمونيد از مزايای فلان و فلان و فلان استفاده کنيد. خيلی از کسانی که الان شهروند اونجا هستند از جاهای ديگه دنيا پاشده اند و رفته اند و پاس اسرائيلی گرفته اند و خب کار و بار هم که سکه است (با سرمايه گذاری های آمريکا) و چه جايی بهتر از اونجا؟ ميمونند و اينطوری به کشور غاصب اعتبار جمعيتی ميدند... از اونطرف قضيه ساکنان مظلوم رانده شده از وطن برای بازگشت به سرزمين مادری دست به هر کاری زده اند. اما متاسفانه قدرت نظامی اشغالگر بيشتر از دست خالی اين بيچاره هاست. پس هدف حزب الله و حماس که از دل مردم رنج کشيده از وطن رانده شده فلسطين بيرون اومده فقط آزادسازی سرزمينشون از متجاوزانه. پنجاه و هشت ساله که دارند مظلومانه تلاش ميکنند اما حمايت های آمريکا و نفوذش سازمان ملل و کشورهای عربی نميگذاره که به هدفشون برسند. اين هدف کاملا با هدف سازمان مجاهدين خلق که ايرانی هستند و به خاطر اختلاف شديد ايدئولوژيکی از خارج از ايران دست به جنگ نظامی زده اند فرق داره. گروههای مشابه سازمان مجاهدين خلق هستند که درست مثل اينها بر سر اختلافات قومی يا ايدئولوژيکی با گروههای ديگه می جنگند مثل خمر های سرخ يا از اين دسته که در کشورهای آفريقايی زيادند. يک روزی من هم اعتقاد داشتم آمريکا هرچه ميکنه (سياستهای خارجی در مقابل کشورهای ديگه) درسته و بايد بکنه. امروز خود آمريکا عملا در دنيا نشون داده که با وجود قدرتی که داره خير و صلاح ملتها رو نمی خاد و فقط به فکر منافع خودشه. به طوری که من هم که روزی شايد طرفدار اين سياستها بودم الان مخالفشم. بعد از وقايع چند سال اخير خيلی ها که مثل من فکر می کردند از اين طرز فکر رو برگردوندند. به اعتقاد من هرجا رو که اين کشور حمايت نظامی يا اقتصادی ميکنه بايد با دقت بيشتری آناليز کرد چون حتما يک سود و منفعتی پشتش هست.

I think your comparison is completely strange! Hezbollah is backing up strongly by people of Lebanon as they have been active in many fundamental development in Lebanon such as building hospitals or schools. But Mojahedin could only be the last and worst possible choice for any Iranian dissident who can\'t find a piece of land somewhere else on the earth. By the way, the use of military force has obviously been very disproportionate by Israel. Just couple of months ago, Iranian Revolutionary Gaurd captured 2 British soldiers in Arvand Rood while patrolling. Britain would never dare to attack Iran if they weren\'t released. But it seems that U.S. and Israel are seeking a broader plan to do something more important in Middle East. Every body knows that Hezbullah is not a big deal. Just a good excuse. What i think is that the main porpuse is to limit the power of Iran. W. Bush has always been involved in huge international oil trades. He knows the rules of \"Oil drilling\" better than the rules of \"Governing\". If you can\'t believe just look at his biography. I think, now that Iran is heading towards petro-euro oil tradings giant American oil companies like Haliberton are in a very dangerous situation. It means U.S$ is losing its domiantion in world market resulting in a non-superpower USA. So Iran\'s danger is not just abridged in Zelzal or Shahab missiles, even nukes. By the way, did you ever know that every bullet wich is being fired in Middle East is benefiting companies like \"American Defence \", where many poeple in U.S. government like W. Bush are major share holders. Yes,i think between shepherd-like radical Ahmadi Nejad and stupid oil trader W. Bush, the first one is less harmful. I will never exchange a single piece of a hair of Lebanese chicks for the whole big ass of Jennifer Loppez!

چندتایی تحلیل از وقایع اخیر رو گذاشتم توی وبلاگم. اگه دلت خواست بیا و نگاه بقیه رو هم ببین. تحلیل خودت هم به نظرم بیشتر جالب اومد تا درست!

حسین جان باز هم گلواژه؟؟؟ آخه کون چه کار به شقیقه داره که حزب‌اله رو تشبیه به مجاهدین خلق میکنی؟؟

1. اول اینکه غلطهای املایی رو درست کن. مقاله: مقابله؛ بدو: بدون؛ و غیره 2. در مورد قوانین مربوط به این نوع درگیری یک مطلب ترجمه شده روی سایت بی بی سی فارسی هست. 3. تحلیلت هم یک مقداری در پیتیه. حزب الله یک اشتباه استراتژیک کرد و دقیقاً بهانه ای رو به دست اسرائیل داد که منتظرش بود تا لبنان رو اونجوری که می خواهد بسازه و از شر حزب الله هم راحت بشه. عکس العمل اسرائیل هیچ تناسبی با اقدام حزب الله نداشت از هر زاویه ای هم که می خواهی نگاهش کن. اما این نکته هم هست که اسرائیل به هیچوجه فقط هدفش حزب الله نیست و کل لبنان رو داره نابود می کنه و اصلا به فکر غیر نظامی ها نیست اگر چه در ظاهر در رسانه ها تمارض کنند. دوم اینکه تو کشوری که ارتشی مثل ارتش بی بو و خاصیت لبنان داره و همسایه ای مثل اسرائیل وجود حزب الله نعمته (لا اقل تا الان بوده، می گی نه از خود لبنانیها بپرس. هرچند تو این ده روز احتمالا نظرشون یک مقداری عوض شده). دیگه اینکه در کل تمام رسانه های کشورهای غربی و دولتمرداشون با بی انصافی و غرضورزی کامل رفتار کردند. دولت امریکا حتی به خودش زحمت نداد از اسرائیل بخواهد متوقفش کنه و عملا گفتند که جان لبنانی ها کم ارزشتر از جون اسرائیلیهاست. تشبیه حزب الله و مجاهدین هم کاملا بی ربطه. اگر حزب الله اسراییلیهایی در خاک لبنان بودند که به ضرر اسرائیل یعنی کشور خودشون کار می کردند اون موقع تشبهت درست بود. حزب الله لبنانی هستند، توی خاک خودشون هستند و تا حالا هم هدفشون پس گرفتن سرزمین اشغال شدشون بوده.

استدلالی که کردی شبيه صحبت خنده دار يکی از ژنرالهای نازی تو جنگ جهانی دوم بود. وقتی ازش پرسيدند که چرا به لهستان حمله کردی گفت¡ آخه اون ور مرز دو نفر عطسه کردند که ما خوشمون نيومد.