واقعا الان بدترین وقت بود برای مردن یک زندانی سیاسی در ایران. اینها که گنجی و سازگارا را هر جور شده بود زنده نگه داشتند و رهسپار خارج کردند، خیلی عجیب است که این بلا را سر این بینوا که هرگز معلوم نشد جرم دقیقش چه بود آوردند.
البته خیلی وقت است که شاهرودی که تنها اصلاحطلب باقیمانده در حکومت است رفتار قوهی قضاییه را بخصوص در برخورد با مخالفان سیاسی تعدیل کرده است. برای همین هم مثلا میشنوید که زرافشان و امیرانتظام و باطبی و طبرزدی و تقی رحمانی و بقیه در زنداناند، ولی یک دفعه عکسشان را در یک تجمع عمومی در وسط شهر بین مردم میبینید. همهشان بیسروصدا آزادند و اگر شلوغ نکنند هم به زندان برگردانده نمیشوند. این کلک نسبتا جدید آقایان است که اگر بیطرفانه و نسبی به آن نگاه کنیم، آنقدر هم بد نیست.
ولی معلوم نیست که چه کسی ناگهان تصمیم به دستگیری محمدی و باطبی گرفته است. اطلاعات، سپاه یا خود قوهی قضاییه. باید صبر کرد و دید. ولی کاری که شاهرودی باید بکند این است که ماجرا را شرح دهد، مقصر را معرفی و تنبیه کند، و از خانوادهی محمدی در زبان و عمل دلجویی و عذرخواهی علنی کند تا فرومایههای خائن برانداز نتوانند با آن تا چند سال بزنند توی سر ایران.
بر خلاف جیزی که گنجی به جامسکی نوشته است (حالا اینکه ماجرا چه ربطی به چامسکی بدبخت دارد، بماند) اکبر محمدی و آن چند نفر دیگری که هنوز در زندان هستند بخاطر ابزار عقیده زندانی نشدهاند. آنها در ناآرامی های خیابانی بعد از کوی دانشگاه دستگیر شدند و به نظر من با توجه به حکمهای بقیهی دستگیرشدگان که تا حالا همه تقریبا آزاد شدهاند، به احتمال زیاد ریگی در کفششان بوده است، از نوع رابطه با کسانی در بیرون از ایران که خوب میدانیم چقدر آن روزها سعی داشتند اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران را به بیرون از دانشگاه بکشانند و تبدیلش کنند به یک شورش خیابانی و به خیال خودشان انقلاب.
خود آمریکا الان با امثال اکبر محمدی یا حتی کمگناهترهایش بسیار رفتار بدتری میکند. همین چند ماه پیش بود که سه نفر در گوانتانامو خودکشی کردند و همین رذلهایی که الان چماق حقوق بشر را به سر ما میزنند، حتی اظهار تاسف هم از آن نکردند. بنابراین آمریکا هیچ حق یا مشروعیت اخلاقی برای فشار آوردن به ایران سر حقوق بشر ندارد.
کاری که ما باید بکنیم در واقع کمک به شاهرودی است برای اینکه بتواند فشار بیشتری به کسانی که نمیخواهند حقوق زندانیان را رعایت کنند بیاورد. نه اینکه با گنده کردن مساله و نادیده گرفتن تمام کارهای شاهرودی در این چند سال موضع او را هم ضعیفتر کنیم تا کسان دیگری که از نظر اصولی هیچ اعتقادی به حقوق بشر بر اساس اسلام ندارند کمکم بیایند و جای او را بگیرند.
کاری که خیلیها از جمله تحکیموحدتیهای تازه به دوران رسیده و نادان (فکرش را بکنید که اکبر عطری سالها در شورای مرکزیاش بوده) با خاتمی کردند.