چقدر حسین شریعتمداری که آن همه در مسایل سیاسی داخلی باتجربه و منطقی است، وقتی که به اینترنت میرسد آدم ببو و سادهای است. آنقدر که حتی چرت و پرتهای بچه دماغویی مثل پیام فضلی نژاد را باور کرده و چاپ میکند.
فکر کردم دفعهی قبل از شبکهی عنکبوتی نوشت به اندازهی نقرهاغ شده باشد. ولی خبر تازهای که اینبار آشکارا به نقل از وبسایت شخصی فضلینژاد دربارهی نقش رامین جهانبگو در یک شبکهی جاسوسی اینترنتی با نام مسخرهی CES چاپ کرده است، شاهکار است.
خوب است بدانید این جوانک عقدهای و بلندپرواز مدتی نزد مرتضوی کار میکرد و بعد که معلوم شد همهجا میرود و خودش را میچسباند به وزارت اطلاعات مدتی توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد تا آدم شود. در همان روزها مرتب مظلومنمایی و چسناله میکرد که آی، بیایید من میخواهم اعتراف کنم و برای همین میخواهند مرا بکشند. بعد هم خودش به این و آن و وبسایتهای پپهی خبری نامه داد که ترور شده است ولی جان سالم به در برده.
بعد از آن دیگر در دستگاههای رسمی راهش ندادند و حتی مرتضوی هم دیگر او را به تخمش نمیگیرد. برای همین رفته و یک وبسایت خندهدار با یک اسم دهانپرکن درست کرده، یک دکترای مکاتبهای چند میلیونتومانی خریده و روزی صدبار با خودش به عنوان سردبیر سایت، پژوهشگر عالیرتبهی حقوق امنیتی و عنوانهای بامزهی دیگر مصاحبه میکند تا شاید بتواند یک قرارداد مشاورهای از یکی از این سازمانهای دولتی بیسواد و خرپول بگیرد.
اتفاقا چند وقت پیش، درست دم عید، یک خبر در همان آپارتمان {[ـ(مجازی)-]} مضحکش زده بود دربارهی سفر اسراییل من و سعی کرده بود که مشارکتیها را به جاسوسی برای اسراییل از طریق من متهم کند.
البته طبق معمول هیچکس تحویلش نگرفت و به ماجرا اهمیتی نداد. ولی اینکه چرا یک دفعه حسین شریعتمداری، با آن همه تجربه و قدرت استدلال، گول چنین بچهی خودشیفتهی مریضی را میخورد جای تعجب دارد.
شاید فقط میخواهد جهانبلگو را ضایع کند و هر چیز بدی راجع به او میبیند چاپ میکند تا او را بترساند. شاید هم بهقول نویسندهی روز میخواهد به وزارت اطلاعات که رامین را را بازجویی میکند فشار بیاورد و آنها را به سمتی که میخواهد هل دهد.
به هرحال، توصیهی من به همهی شما خواهران و برادران این است که فضلینژاد و آپارتمان {[ـ(مجازی)-]}اش را جدی نگیرید. اگر هم احیانا همکارهای او را در این بچهبازیاش میشناسید، با آنها یا بزرگترهایشان صحبت کنید. (همکاران آقا پیام: احسان پیرحیاتی، امیر محمد رستگاری، حمیدرضا حمیدی عدلی، مرتضی گلزار خرم)
برایشان توضیح دهید که فضلینژاد در واقع همان «علی سوئدی» جوان بیسوادی بود که موهای سر و بدنش بخاطر بیماری رنگ نداشت و با گفتن اینکه پسر سفیر سوئد در ایران است و از دانشگاه فلان و بهمان چهار تا فوق دکترا دارد، با ماشین و لباس قرضی دختر بازی میکرد. و آپارتمان مجازی او هم در واقع چیزی است که لاتها به آن میگویند «مکان».