باید به خودمان تبریک بگوییم.
چرا که پس از پنج سال تلاش توانستیم کاری بکنیم که حکومت ایران وبلاگ را به عنوان یک رسانهی یاغی مثل ماهواره نگاه نکند. چرا؟ بخاطر اینکه عادتهای جدید در خودمان پرورش دادیم تا همه بتوانند ازاین رسانه جوری که میخواهند استفاده کنند. آنقدر به مخالفانمان اجازهی نفس کشیدن دادیم که حزباللهیها، طلبهها، و مذهبیها جای خود را در این وبلاگستان تنگ نبینند.
به آنها یاد دادیم، با وجود اینکه تریبون کم ندارند، باز هم اینجا برایشان جا هست. وبلاگ همانقدر که مال ما «بینمازها و عرقخورها و بیبندوبارها»است است مال آن نمازشبخوانها و چادریها و تسبیح به دستها هم هست. قبول کردیم که وبلاگ هر جقدر خانهی شیشهای ماست، خانهی آنها هم هست، همانقدر شیشهای، همانقدر گرم، همانقدر خانه.
حالا احمدینژاد هم به ما دین ما گرویده است. دین ما فراگیر و بزرگ است. آنقدر که در نهایت توانست وجود اصل وبلاگستان و در پی آن اینترنت را تضمین کند. یعنی اگر پرشینبلاگ و بلاگفا و پارسیبلاگ و بقیه در بازار بورس بودند، سهامشان بالا رفته بود. چون از بودنشان اطمینان حاصل میکردند. چون ضدغربیترین آدم ایران هم به وبلاگ -- که حتی اسمش هم کاملا غربی است -- به عنوان یک پدیدهی غربی نگاه نمیکند.
تبریک میگویم. ما وبلاگ را بومی کردیم.